No Image
خوش آمديد!
ز پا افتاده مادر پيوند ثابت

ای ز پا افتاده مادر، دست حیدر بسته اند
در مصافِ با علی، در گرد هم بنشسته اند
داغِ جدم مصطفی، آزرده روح و جان ما
مردم یثرب، ز بابایم چرا دلخسته اند
چند ماهی از غدیرِ خم، نگشته طی چرا
سست ایمان مردمان، آن عهد خود بشکسته اند
با گناه بی گناهی گشته بر ما حمله ور
این جماعت از نبی هم، بی مهابا رسته اند
حلقه در گوشان ابلیسند و عهدِ شوم خود
بر فنایِ دین، برای عزلت آل پیمبر بسته اند
در میان کوچه ای با کینه های اشتری
شیشه عمر نبی با ضربتی بشکسته اند
در مصاف بانویی نامرد مردم در صفند
با وقاحت این جماعت، بر خدا دلبسته اند
وارث علم الهی، دربِ شهر مصطفی
با طناب جهل خود، از بهر بیعت بسته اند
بانوی خیر ِکثیرِ مرتضی در این دیار
بی خدا مردم چرا از او چنین دلخسته اند
در تقابل با علی هم بر علیه کردگار
مردم یثرب «مبین» شمشیر از رو بسته اند

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
طنز مشدی حسن پيوند ثابت
  ابوالفضل زرویی ‌نصرآباد


 برگرفته از دو منظومه‌ی بلند با بیان عامیانه و محاوره‌ای
(قرائت شده در مراسم افطار شعرا با رهبر – نیمه رمضان ٨٣)

ای جماعت چطوره حالاتتون
قربون اون فهم و کمالاتتون
گردنتون پیش کسی خم نشه
از سر بنده سایه‌تون کم نشه
راز و نیاز و بندگی‌تون، درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست
باز یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز
راست و حسینیش نمی‌دونم چرا
بینی و بینیش، نمی‌دونم چرا
فرقی نداره دیگه شهر و روستا
حال نمی‌دن مثل قدیما دوستا
شاپرکا به نیش مجهز شدن
غریب‌گزا هم آشنا گز شدن
شعرم اگه سست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است
آدم دل‌شکسته بهش حرج نیست
شعر شکسته بسته بهش حرج نیست
تا که میفته دندونای شیری
روی سرت می‌شینه برف پیری
کمیسیون مرگ می‌شه تشکیل
درو می‌شن بزرگترای فامیل
یه دفعه هم‌کلاسیا پیر می‌شن
هم‌بازیا پیر و زمین‌گیر می‌شن
رمق نمونده تا بریم صبح زود
پیاده تا امامزاده داوود
گذشت دوره‌ای که «ما» یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود
تو کوچه‌های غربی ِ صناعت
عشق و گرفتن از شما، جماعت
درسته دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروان‌سرا نیست
یه چیزی می‌گم ایشالّا دلخور نشین
قربون اون دلای تک سرنشین
شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هر چی مرده
مردای ده، مردای کاه و گندم
مردای ده ،مردای خوان هشتم
مردای پشت کوه، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید
کیسه چپق‌ها به پر شال‌شون
لشکر بچه‌ها به دنبال‌شون
بیل و کلنگ‌شون همیشه براق
قلیون‌شون به راه، دماغ‌شون چاق
صبح سحر پا می‌شن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب
چارتای رُستَمن به قدّ و قامت
هیکل‌شون توب، تن‌شون سلامت
نبوده غیر گرده‌ی گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون
کلام‌شون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق‌شون بی‌ریا
مردای نازدار اهل شهرن
با خودشون هم این قبیله قهرن
مردای اخم و طعنه‌ی بی‌دلیل
مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل

نظرات[۰] | دسته: طنز | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
اولین حاجت حضرت موسی(علیه السلام) ! پيوند ثابت

انسان مۆمن در مسجد مانند ماهی شناور در آب است که از آن تغذیه می‌شود و شاداب و شادمان است. اما آدم منافق در مسجد مانند موش افتاده در آب است؛ دست و پا می‌زند تا خود را از آب برهاند.

شرح صدر

شرح صدر عنایت خاص خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)

در سوره «انشراح» نیز خداوند منان درباره الطاف و عنایات خاص خود به رسول مکرمش خطاب به آن جناب می‌فرماید:

«أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ»

«آیا ما به تو شرح صدر ندادیم»

یکی از صفات بسیار عالی انسان، شرح صدر است که نقطه مقابل آن ضیق صدر است؛ شرح صدر از نظر قرآن نشانه‌ هدایت است و ضیق صدر علامت ضلالت.

قرآن بعضى را صاحب شرح صدر و گستردگى روح و بعضى را داراى تنگى و ضیق صدر معرفى مى کند، چنان که در آیه ۱۲۵ سوره «انعام» مى گوید: فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ: «آن کس را که خدا مى خواهد هدایتش کند، سینه اش را براى اسلام گشاده مى سازد، و آن کس را که بخواهد گمراه نماید، سینه اش را چنان تنگ مى کند که گوئى مى خواهد به آسمان بالا رود»!

این موضوعى است که با مطالعه حالات افراد کاملاً مشخص است، بعضى، آن چنان روحشان باز و گشاده است که هر قدر از حقایق در آن وارد شود، به راحتى پذیرا مى شود، اما بعضى، به عکس، آن چنان روح و فکرشان محدود است که گوئى هیچ جائى براى هیچ حقیقتى در آن نیست، گوئى مغزشان

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مسمار یثرب پيوند ثابت

درد میریزد پیاپی از در و دیوار یثرب
ناله میخیزد دمادم از دل بیدار یثرب
گشته برپا آتشی از جنس ابلیسِ پلید
آتش افروزی شده اینجا فقط رفتار یثرب
از برای غصب حق از خاندان آل عصمت
در کمین ناجوانمردانه شد کفتار یثرب
زنده ای اینجا نباشد، زندگی گشته تمام
بس تعفن گشته برپا از سر مُردار یثرب
میکشد آهی ز دل تا عرش حق سوزد کنون
از نوای ناله های مخزنِ اسرار یثرب
جهل این مردم ربوده طاقت و تابش ز کف
زانوی غم در بغل، محزون شده سردار یثرب
نقد و قسطی در حراج کم فروشان در سقیفه
دین فروشی بین شده ،چون رونق بازار یثرب
جاهلیت شد هویدا سن و سال آمد به کار
تا جهالت گشته غالب، بر سر پندار یثرب
گفتمان اندر سقیفه در مسیر دیگری شد
ارزشی دیگر ندارد، بعد ازین گفتار یثرب
عقد بیعت با شیاطین چون به اینجا بسته شد
بوی دین ناید دگر از جمله ی کردار یثرب
آشنایی نیست در این شهر غربت با علی
در کمین باشد زند یک ضربه هم مسمار یثرب
ای« مبین» آغاز صدها قصه شد این غصه ها
فتنه ها دارد پس از این ضربه ی دیوار یثرب
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
موج غمها پيوند ثابت

دلم پر شورش است امشب خدایا

ز غمهای علی، از رنج زهرا

حسن امشب سرش بر زانوی غم

حسین گرید کجایی مادر ما

بنالد زینبش چون شمع سوزان

مدینه بس جفا کردی به طاها

سرشک داغ کلثوم آتشم زد

بسوزد استخوانم وای بر ما

سلام ما کسی پاسخ نمی گفت

چهل در کوفتم همراه زهرا

الا ای اهل یثرب حیدرم من

مگر زهرا چه کرده با شماها

نشد پیدا کسی در شهر یثرب

کند با اهل بیت ما مدارا

کسی یارم نشد تنها بماندم

ز خاطر محو کردن چون خدا را

زمانی که غدیر از یادها رفت

شدم تنها میان موج غمها

غم آمد تا سراغم داغ همدم

نوازش می کند غم داغ ما را

یتیمی درد بی درمان یتیمی

رسد آوای غمها تا ثریا

«مبینا » جان فشان در ماتم او

ز اشک زینبین در داغ زهرا

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
بی تأثیری صلوات ناقص و کیفیت صلوات کامل پيوند ثابت

امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «هر کس از انجام عملی که گناهانش را جبران کند ناتوان است، پس باید زیاد بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد؛ زیرا صلوات، گناهان را به کلی پاک می‌کند.»
صلوات

صلوات فرستادن یکی از با فضیلت ترین و پر برکترین عباداتی است که در اسلام آمده و روایات بی شماری در این زمینه و سفارش به انجام آن به ما رسیده است. در اینجا به تعدای از فضایل و برکات آن به صورت اجمال اشاره میکنیم :‌

۱٫ کفاره گناهان:

امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «من لم یقدر علی ما یکفر به ذنوبه فلیکثر من الصلاه علی محمد و آله، فانها تهدم الذنوب هدما؛ ( به نقل از عیون اخبار الرضا علیه السلام ج ۱، ص ۲۹۴، )

هر کس از انجام عملی که گناهانش را جبران کند ناتوان است، پس باید زیاد برمحمد و آل محمد صلوات بفرستد؛ زیرا صلوات، گناهان را به

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
لیلای علی پيوند ثابت

شهر نامردی به غمهای علی
شهر درد و رنج زهرای علی
آتش اینجا بر تسلی می برند
کس ندارد چونکه پروای علی
جوهر تردید در رگهایشان
سست پیمان در تماشای علی
او که درب شهر علم احمدیست
جهل مردم درد شبهای علی
ای مدینه ذوالفقار در غلاف
دیده ای در صبر والای علی
دیده مجنون کوچه ی تنگ ترا
میخورد سیلی لیلای علی
بغض هجران گل یاس کبود
میفشارد تا ابد نای علی
مهر کردی تا دهان مجتبی
محرم زهراست همپای علی
ای «مبین» کم کن سخن بس باشدت
از دل و جان کن تمنای علی
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر:فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر، زبان طبیعت است پيوند ثابت

 

مصاحبه ی اختصاصی تبیان با مرتضی کاخی


شعر اساسا زبان طبیعت است. شاعر برای بیان زیبایی های طبیعت و احساس خود از جهان باید بر زبان عاطفی تکیه کند و ناچار است کلمه ای را که برای بیان احساس خود از جهان وضع می کند، از جریان طبیعی خارج کرده، شکلی از خیال به آن بخشد. شعر بیان توامان اندیشه و خیال است.

 

 

مرتضی کاخی

 

مرتضی کاخی شاعر، پژوهشگر، محقق توانمند و مدرس دانشگاه است. وی یکی از شاعران قدیمی است که کتاب ها و مقالات زیادی درباره شعر کلاسیک و غزل فارسی نوشته است. وی پیش از این کتاب های «روشن تر از خاموشی »،« درباره شعر امروز خراسان»، «قدر مجموعه گل» و«صدای حیرت بیدار: درباره شعر اخوان ثالث» را نوشته است. جدید ترین کتاب وی« این کوزه گر دهر» نام دارد که در آن به تحلیل رباعی در تاریخ ادب فارسی پرداخته است. 

 

 

 

آقای کاخی بفرمایید در ابتدا نگاه شاعران به طبیعت و بهار از چه زاویه ای بوده است و چطور در شعرشان بازتاب پیدا کرده و این نگاه در طول تاریخ چه تغییراتی به خود دیده است؟

 

این موضوع یک رساله دکتری دانشگاه ادبیات است

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کن دعا پيوند ثابت

کن دعا مهدی بیاید فاطمه
عقده هایم او گشاید فاطمه
قصه ام پر غصه شد بعد نبی
او غم دل را زداید فاطمه
دست من را بست بابت مصطفی
مهدی ما میگشاید فاطمه
در سکوت کنج خانه منتظر
تا که وقتش کی برآید فاطمه
بزم ما با آتش خصم ار گسست
شادی ما او فزاید فاطمه
بیقرار و در خروش باشد زمین
با ظهورش عشق زاید فاطمه
کوچه تنگ مدینه بعد تو
طاقتم را می رباید فاطمه
شد غمین تا صبر زین غم یا «مبین»
صبر هم ما را ستاید فاطمه
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
پیشم بمان پيوند ثابت

ای دلیل خلقت کون و مکان
فاطمه جانِ علی پیشم بمان
در غم هجران بابا مرضیه
گشته خون از دیدگانِ تو روان
همچنان ابر بهاری اشکِ تو
گریه هایت در غم او بی امان
در جوانی از چه شد یا فاطمه
خم شدی، قد تو شد چونان کمان
چشم وا کن فاطمه من در غمت
با که گویم درد خود را این زمان
در تب و تاب پدر بودی چرا
من چگونه درد خود دارم نهان
من پس از تو با که گویم درد دل
ظلم و جور بی حدِ این مردمان
عمر تو چون گل بسی گردید کم
بی خبر شد وقتِ تاراج خزان
از وفا دورست زهرا ،خود روی
بی تو مانم من میانِ دیگران
میروی زهرا چه سازم بعد تو
یا چه گویم از تو با این طفلکان
میروی تنهایِ تنها میشوم
میکنم با چاه دردِ خود بیان
دیده بگشا فاطمه من حیدرم
طاقت اشکم ندارند عرشیان
دیده بگشا حیدرِ خیبر منم
در غمت قد مرا منما کمان
شد کبود از ضرب سیلی روی تو
ای گلم شرمنده ام از باغبان
باغبان صبر تو دستم بسته بود
کارگر هرگز نباشد ریسمان
زینبت بس بیقراری می کند
مجتبی رازی بدل دارد نهان
ام کلثومت چه زاری می کند
یا حسین آهش رسد تا آسمان
دستها بر آسمانست ای« مبین»
ای خدا رحمی نما بر بیکسان
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۲] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 31
  • 47
  • 271,647
No Image No Image