| لیلای علی |
|
شهر نامردی به غمهای علی
شهر درد و رنج زهرای علی
آتش اینجا بر تسلی می برند
کس ندارد چونکه پروای علی
جوهر تردید در رگهایشان
سست پیمان در تماشای علی
او که درب شهر علم احمدیست
جهل مردم درد شبهای علی
ای مدینه ذوالفقار در غلاف
دیده ای در صبر والای علی
دیده مجنون کوچه ی تنگ ترا
میخورد سیلی لیلای علی
بغض هجران گل یاس کبود
میفشارد تا ابد نای علی
مهر کردی تا دهان مجتبی
محرم زهراست همپای علی
ای «مبین» کم کن سخن بس باشدت
از دل و جان کن تمنای علی
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر:فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|