المهندس خوشا به حال تو
غرق خونی و این جلال تو
رفتی و خوش به حال تو سردار
با شهادت تو اندرین پیکار
شهد شیرین حق گوارایت
عهد دیرین حق گوارایت
دشمن تو اگر حماقت کرد
بر همه مسلمین جنایت کرد
گرچه دشمن به تو تهاجم کرد
خاوران را پر از تلاطم کرد
تا رجب میشود تحمل کرد
آن زمان با عدو تقابل کرد
انتقام تو را سلیمانی
گیرد از دشمنت خراسانی
سیدی از سلاله ی زهرا
انتقامی کشد وی از اعدا
عزم ایرانیان شده جازم
انتقام تو میشود لازم
دشمنت آب خوش نمی نوشد
تا زمانی که خون تو جوشد
خواب دشمن دگر پریشان است
کاخ آنان بسوی ویران است
کاخ شیطان سیه شود دیگر
از دم تیغ پیرو حیدر
مالک اشتر علی رفتی
بازوی اکبر علی رفتی
این علم گر ز دست تو افتاد
دست دیگر کند علم آباد
با شهادت تو جاودان گشتی
مرد اول درین جهان گشتی
بی شهادت تو می شدی آخر
مرگ ننگین تو را چه در بستر؟
این شهادت چقد به دنبالت
کوه و صحرا نموده غربالت
آرزوهای او چه طولانی
تو برآورده ای سلیمانی
او سر و دست و پای تو میخواست
بوسه بر ردپای تو میخواست
هم نشانی ز قاسم و اکبر
هم گلوی بریده ی اصغر
هم نشانی ز آن ابوفاضل
بی سری از که کرده ای حاصل
ای به قربان آن سرت قاسم
آن چهل پاره پیکرت قاسم
سر سردار ما کجا افتاد
کوفیان مسلمم کجا جان داد
ای شهادت که را بغل کردی؟
با فراقش چه بر من آوردی؟
او تو را برد و داغ تو مانده
نفخه صوری بر این جهان خوانده
قامت تو چو در قعود آمد
عالمی در برت سجود آمد
هند و بیروت و کاظمین را بین
میوه های شهادتت بر چین
خون تو خانه های شیطانی
یک به یک میبرد به ویرانی
بهتر از هرکه تو که میدانی
تو ز ثاراللهی سلیمانی
خون تو خون پاک اربابست
جوشش خون تو نشان دادست
یار آقا خدا نگهدارت
دلبر ما خدا نگهدارت
خواهشی دارم از تو ای سردار
خیل جاماندگان تو وا مگذار
کن دعا غرق خون تمام ما
با شهادت رهیم ازین دنیا
یک سپاهی که خود سپاهی بود
بر همه مسلمین پناهی بود
یک مدیر جهادی میدان
مومنان را چه پایگاهی بود
پهلوانی میان هر پیکار
صاحب رتبه، جایگاهی بود
او به شطرنج خاوران هر جا
پا نهاده بسان شاهی بود
هر کجا مشکلی پدید آمد
حاضر، آماده، روبراهی بود
یک چریک منظم سرباز
صاحب عز و فر و جاهی بود
در صلابت چو شیر خشم آلود
در عطوفت چو بی پناهی بود
مهر تابان به ظلمت شب بود
در لطافت بسان ماهی بود
غمگساران او به هر جایی
در عجب این چه قتلگاهی بود
خون مظلوم او چو جاری شد
بر صراط حقش گواهی بود
یک کلام از همه شنید عالم
خونبهایش فقط الهی بود
دشمنان را بگو که می دانید
عزت او ز بیگناهی بود
این شهادت مبین مبارکباد
دشمنش را چه رو سیاهی بود
در پی شهادت سردار رشید اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی به دست دژخیمان سفیانی،
تنی چند از شعرای کشور، واکنش خود را قالب سرودهها و ابیاتی ابراز کردند.
به گزارش خبرنگار مهر، در پی شهادت سردار رشید اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی،
شعرای مطرح کشور، واکنش ادبی خود را نسبت به این داغ جانسوز ابراز کردند. متن
این اشعار را در ذیل میخوانید:
شعر «خدا با ماست» سروده رضا اسماعیلی که برای مهر ارسال شده است:
میهن من
سرویست راست قامت
در جنگل نامردمیها
که لشکری از داسهای خونریز
از هر سو او را احاطه کردهاند
ولی باکی نیست
چرا که هر شاخهی او
شمشیری را میماند
که آبدیدهی ُگدازهی خشم است
آن چنان که
درخشش برق آن
زهرهی هر آهنی را میترکاند.
⃣
میهن من
اشکیست چکیده بر گونهی تاریخ
در جغرافیای ظلم
و مظلومیست سربلند و پر آوازه
که به بلندای قامت خورشید
لاله کاشته
و درفش «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» را
در کربلای عطش
-با دستان آزادگی –
همچنان در اهتزاز نگاه داشته.
⃣
میهن من
چونان شیری خشماگین
بر گوش تمدن هرزه گرد
نعرهی انتقام میکشد
و تمام هرزگان بیریشه را
به مصافی خونین فرا میخواند.
⃣
میهن من
با «حماسه» ارتزاق میکند
و «شهادت» را َنفس میکشد
و لاشخوران قدرت خوار را
چنین ندا میدهد که:
اگر شما اصحاب خمیازهاید
و با پستی
همکاسه
ما به شهامت ُشهرهایم
و با خطر
همُسفره
و باکمان نیست از ُکشته شدن
«که در ُکشتن و ُکشته شدن پیروزیم.»
***
همچنین راضیه رجایی، شاعر و فعال فرهنگی خراسانی، مسئول دفتر شعر حوزه هنری خراسان رضوی، نیز به مناسبت شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، یک رباعی سرود. این شعر را که برای مهر ارسال شده است در ادامه خواهید خواند:
«سرها اگر بر دار میجوشد
در سینه خون یار میجوشد
ماییم و خیل حاج قاسمها
از خاک ما سردار میجوشد»
***
شعر نفیسه سادات موسوی، شاعر جوان کشورمان در پی شهادت سردار رشید اسلام «حاج قاسم سلیمانی» را در نیز در ادامه خواهید خواند:
دستشان باز شد آلوده به خون، جانیها
بیدوام است ولی خنده شیطانیها
کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا
کم نبودند در این خاک سلیمانیها
جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت
کی جهان دیده از این گونه فراوانیها؟
آرزو داشت به یاران شهیدش برسد
رفت پیوست به حاج احمد و طهرانیها
شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ
کم مباد از سرشان سایه نادانیها
برسانید به آنها که پشیمان نشوند
ثمری نیست در این دست پشیمانیها
غیرت است اینکه همه پیر و جوان میبندند
گره بر چکمه و سربند به پیشانیها
انتقامش به خدا از حججی سختتر است
وای از مشت گرهکرده ایرانیها!
راهی قدس شده لشکر آزادی قدس
این خبر را برسانید به سفیانیها
***
همچنین حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا زائری نیز به مناسبت شهادت سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در کانال تلگرامی خود نوشت:
این چند بیت را مدتها قبل گفته بودم ولی به دلایلی منتشر نکردم، حالا با دریغ و درد وقت نشرش شده است؛