No Image
خوش آمديد!
اهمیت عقیده به رجعت پيوند ثابت

 

رجعت

 

رجعت از ابعاد گوناگون اهمیت دارد. به دلیل آنکه در جایگاه مسائل عقیدتی قرار دارد، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا نقش عقاید دینی، نقش مبنایی است به عبارت دیگر اصول و ریشه های دین، پشتوانه امور اخلاقی عملی و تضمینی برای رسیدن به اخلاق و عمل به احکام الهی است.

 

ائمه اطهار (علیهم السلام) نه تنها با سخنان خود اهمیت این مسائل را گوشزد می‌کردند، بلکه با اقدامات عملی خود نیز حساسیت این مسائل را آشکار می‌ساختند. آن بزرگواران در کنار تشکیل حوزه های مختلف علمی و پرورش شاگردان خود را نیز با ایشان به بحث و مناظره فرا می‌خواندند. این امور گواهی دیگر بر اهمیّت پرداختن به مسائل کلامی است. امام صادق (علیه‌السلام) درباره اهمیت پرداختن به بحث‌های اعتقادی می‌فرماید: «با مخالفین شیعه مناظره کنید و برای آن‌ها هدایتی را که نزد شماست و همچنین گمراهی و ضلالتی را که دارند، بیان کنید…»(۱)

 

سفارش‌های معصومین (علیهم السلام) از یک سو و رواج مباحث کلامی در میان مسلمانان از طرف دیگر موجب شد محققان فراوانی با ارائه بحث‌های علمی و کتاب‌های ارزنده خود، مذهب شیعه را شکوفایی بخشند و این مذهب را در مقابل هجوم‌های اعتقادی و فکری، پاس دارند. علمایی مانند هشام بن حکم، مۆمن طاق و… همگی از متکلمین شیعه هستند که در این زمینه، بسیار تلاش کرده‌اند. هرچند امروزه با وجود فراگیر شدن نیازها، دیگر از تلاش‌های جدّی خبری نیست و مسائل کلامی تحت‌الشعاع مسائل فقه و اصول قرار گرفته است و محققان شیعه کمتر به سراغ علم کلام می‌روند؛ اما اکنون در عصر ارتباطات، عقاید و کلام حساسیّت بیشتری دارد و حفظ آن‌ها، تلاش و توانایی‌های بیشتری می‌طلبد. در میان مسائل کلامی، «وقایع آخرالزّمان» اهمیت فراوانی دارد و در این میان مسئله «رجعت» به لحاظ باورهای اجتماعی و سیاسی مهم‌تر است. (۲)

 

در قرآن داستان گروهی از بنی اسرائیل را ذکر کرده است که به فرمان الهی مردند و دوباره زنده شدند. و داستان عزیز

نظرات[۰] | دسته: کمی آنطرف تر منتظر ما هستند | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
روایت شفیعی‌ کدکنی از آغاز شاعری‌ پيوند ثابت

 

مدرسه‌ نرفته دانشگاه رفتم

 

 


 

 

 

 

محمدرضا شفیعی‌ کدکنی در بیان چگونگی آشنایی‌اش با شعر، از خریدن دیوان شعر فرخی یزدی به‌جای فرخی سیستانی می‌گوید. او همچنین می‌گوید که مدرسه نرفته و یک‌راست به دانشگاه رفته است.

 


 

محمدرضا شفیعی‌ کدکنی

 

محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، پژوهشگر و استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی، در شرح نخستین تجربه‌های شعری‌ و آشنایی‌اش با ادبیات می‌گوید:  شعری که در ذهنم مانده باشد، یا سند مکتوب ازش داشته باشم، فکر نمی‌کنم در حدود زیر سن ۱۵سالگی چیزی در حافظه‌ام یا در یادداشت داشته باشم؛ اما فکر می‌کنم در سنین شاید هفت – هشت‌سالگی اولین شعر را در هجو یک هم‌بازی‌ام گفته بودم که خیلی هم زشت بود و در عین‌ حال زیبا. این را در دکان بقال سر کوچه‌مان‌، وقتی رفته بودیم با آن هم‌بازی‌مان چیزی بخریم‌، خواندم؛ یعنی یک چیزی در هجوش همان‌جا‌ فی‌المجلس گفتم که آن بقال تهدیدم کرد و گفت به پدرت می‌گم. دیگر بیش‌تر از این چیزی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
روغن زیتون پيوند ثابت

امام علی (ع) فرموده اند:

با روغن زیتون، بدن را چرب کنید و با آن خورش (غذای مناسب) درست کنید چرا که روغن زیتون ، روغن نیکان و برگزیدگان است و در آن چه در آغاز فصلش و چه در پایان آن برکت نهاده شده است و با وجود آن هیچ بیماری ای به شما زیان نمی رساند. (کافی ج۶ ص ۳۳۱)

نظرات[۰] | دسته: احادیث تندرستی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
ماهی کمتر بخورید! پيوند ثابت

حضرت علی (ع) می فرمایند:

ماهی کمتر بخورید که بدن را آب می کند ( باعث فرسودگی بدن می شود) و بلغم را می افزاید و نفس را سنگین می سازد. (تحف العقول ۱۲۴)

نظرات[۰] | دسته: احادیث تندرستی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سه عامل تضعیف دید چشم پيوند ثابت

حضرت علی (ع) می فرمایند:

سه چیز که دید چشم را ضعیف می کند: نگاه کردن به کسی که به دار کشیده شده، نگاه کردن به قرص خورشید، با شکم سیر خوابیدن است.

(مواعظ العددیه ۲۲۲)

نظرات[۰] | دسته: احادیث تندرستی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سیب بخورید پيوند ثابت

حضرت علی (ع) می فرمایند:

سیب بخورید، چرا که معده را پاک می کند (سموم معده را از بین می برد).

کافی ج ۶ ص ۳۵۷

نظرات[۰] | دسته: احادیث تندرستی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
بی نیازی از طبیب پيوند ثابت

امام علی (ع) در سفارشی به امام مجتبی (ع) : فرزندم آیا چهار نکته به تو بیاموزم که با رعایت آنها از طبیب بی نیاز شوی؟

عرض کرد: بله ای امیرالمؤمنان!

حضرت فرمودند:

تا گرسنه نشده ای غذا نخور

و تا اشتها داری از غذا دست بکش

غذا را خوب بجو

و قبل از خواب قضای حاجت کن.

اگر این نکات را رعایت کنی از مراجعه به طبیب بی نیاز میشوی. خصال ص ۲۲۸

نظرات[۰] | دسته: احادیث تندرستی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
این مرده تو احیا کن پيوند ثابت

شاها نظری بر دلِ مسکینِ گدا کن
ماها تو تجلی به دلِ تیره ی ما کن
سودی نکند گویم، دردم به طبیبان من
این درد دلِ ما را ، با غمزه دوا کن
با عشوه تو مه رویا ،صد وعده به ما دادی
یکبار به عهد خود، با ما تو وفا کن
مشکل ببرم زین غم، این جان و دل خود را
آسان دل ما بردی ،پس ترک جفا کن
اشکم بچکد هر دم ،من مانده به کنج غم
بازا به آب دیده ،صد جای آسیا کن
در آتش غم سوزم ، با درد گلاویزم
این دشت کویرم را همچون دل دریا کن
صحرای دلم ویران، دریای دلم طوفان
با گوشه ی چشمی تو ،حل همه اینها کن
این حال «مبین» را بین ،در هجر تو شد غمگین
ماها به برم بنشین، این مرده تو احیا کن
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
ز پا افتاده مادر پيوند ثابت

ای ز پا افتاده مادر، دست حیدر بسته اند
در مصافِ با علی، در گرد هم بنشسته اند
داغِ جدم مصطفی، آزرده روح و جان ما
مردم یثرب، ز بابایم چرا دلخسته اند
چند ماهی از غدیرِ خم، نگشته طی چرا
سست ایمان مردمان، آن عهد خود بشکسته اند
با گناه بی گناهی گشته بر ما حمله ور
این جماعت از نبی هم، بی مهابا رسته اند
حلقه در گوشان ابلیسند و عهدِ شوم خود
بر فنایِ دین، برای عزلت آل پیمبر بسته اند
در میان کوچه ای با کینه های اشتری
شیشه عمر نبی با ضربتی بشکسته اند
در مصاف بانویی نامرد مردم در صفند
با وقاحت این جماعت، بر خدا دلبسته اند
وارث علم الهی، دربِ شهر مصطفی
با طناب جهل خود، از بهر بیعت بسته اند
بانوی خیر ِکثیرِ مرتضی در این دیار
بی خدا مردم چرا از او چنین دلخسته اند
در تقابل با علی هم بر علیه کردگار
مردم یثرب «مبین» شمشیر از رو بسته اند

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
طنز مشدی حسن پيوند ثابت
  ابوالفضل زرویی ‌نصرآباد


 برگرفته از دو منظومه‌ی بلند با بیان عامیانه و محاوره‌ای
(قرائت شده در مراسم افطار شعرا با رهبر – نیمه رمضان ٨٣)

ای جماعت چطوره حالاتتون
قربون اون فهم و کمالاتتون
گردنتون پیش کسی خم نشه
از سر بنده سایه‌تون کم نشه
راز و نیاز و بندگی‌تون، درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست
باز یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز
راست و حسینیش نمی‌دونم چرا
بینی و بینیش، نمی‌دونم چرا
فرقی نداره دیگه شهر و روستا
حال نمی‌دن مثل قدیما دوستا
شاپرکا به نیش مجهز شدن
غریب‌گزا هم آشنا گز شدن
شعرم اگه سست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است
آدم دل‌شکسته بهش حرج نیست
شعر شکسته بسته بهش حرج نیست
تا که میفته دندونای شیری
روی سرت می‌شینه برف پیری
کمیسیون مرگ می‌شه تشکیل
درو می‌شن بزرگترای فامیل
یه دفعه هم‌کلاسیا پیر می‌شن
هم‌بازیا پیر و زمین‌گیر می‌شن
رمق نمونده تا بریم صبح زود
پیاده تا امامزاده داوود
گذشت دوره‌ای که «ما» یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود
تو کوچه‌های غربی ِ صناعت
عشق و گرفتن از شما، جماعت
درسته دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروان‌سرا نیست
یه چیزی می‌گم ایشالّا دلخور نشین
قربون اون دلای تک سرنشین
شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هر چی مرده
مردای ده، مردای کاه و گندم
مردای ده ،مردای خوان هشتم
مردای پشت کوه، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید
کیسه چپق‌ها به پر شال‌شون
لشکر بچه‌ها به دنبال‌شون
بیل و کلنگ‌شون همیشه براق
قلیون‌شون به راه، دماغ‌شون چاق
صبح سحر پا می‌شن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب
چارتای رُستَمن به قدّ و قامت
هیکل‌شون توب، تن‌شون سلامت
نبوده غیر گرده‌ی گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون
کلام‌شون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق‌شون بی‌ریا
مردای نازدار اهل شهرن
با خودشون هم این قبیله قهرن
مردای اخم و طعنه‌ی بی‌دلیل
مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل

نظرات[۰] | دسته: طنز | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 384
  • 214
  • 256,606
No Image No Image