| این مرده تو احیا کن |
|
شاها نظری بر دلِ مسکینِ گدا کن
ماها تو تجلی به دلِ تیره ی ما کن
سودی نکند گویم، دردم به طبیبان من
این درد دلِ ما را ، با غمزه دوا کن
با عشوه تو مه رویا ،صد وعده به ما دادی
یکبار به عهد خود، با ما تو وفا کن
مشکل ببرم زین غم، این جان و دل خود را
آسان دل ما بردی ،پس ترک جفا کن
اشکم بچکد هر دم ،من مانده به کنج غم
بازا به آب دیده ،صد جای آسیا کن
در آتش غم سوزم ، با درد گلاویزم
این دشت کویرم را همچون دل دریا کن
صحرای دلم ویران، دریای دلم طوفان
با گوشه ی چشمی تو ،حل همه اینها کن
این حال «مبین» را بین ،در هجر تو شد غمگین
ماها به برم بنشین، این مرده تو احیا کن
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن
دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|