No Image
خوش آمديد!
یوسف لیلا پيوند ثابت

شاهد آمد به میان، معرکه زیبا بشود
دیده اهل حرم، غرق تماشا بشود

بزم رقصیدن شمشیر ، به میدان جهاد
بعثتی شد که نبی ، یوسف لیلا بشود

بارها رفت که آبی برساند به خیام
چون عمو تشنه ترین ساقی دنیا بشود

برگ ریزان شده دشمن به دم تیغ علی
تا که دین از پس این واقعه، احیا بشود

ای شبیه پدر فاطمه، مهتاب، به تاب
نور امروز چراغ ره فردا بشود

ناگهان قرعه معراج به شهزاده رسید
وقت آن است به خون خفته و اهدا بشود

دانه دانه شده تسبیح تنت روی زمین
پدر آمد  که الفبای تو پیدا بشود

آسمان بدنت گشته شفق، این همه تیر!
در زیارتکده پیکر تو جا بشود

پشت بابا پسرم می شکند می دانی
مو سفید و کمرم نیز ز غم تا بشود

هر کجا در نظرم روی تو را می بینم
در مکرر شدنت عشق هویدا بشود

خواهرم آمده ای کاش ز جا برخیزی
یا بخواهم ز خدا ،  معجزه برپا بشود

کشاورز
تقدیم به علی اکبر (ع)

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
ای کاش پيوند ثابت

ای کاش

که تو باشی و من باشم و در مهرو صفا
تا که من پرسه زنان عشق تورا رنگ زنم

ای کاش

وفا باشدو لبخند خدا باشدو من در پی تو
تک و تنها به دلت باشم و من نازتورا چنگ زنم

#هامان

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آغوش پيوند ثابت

وقتی کم اوردم که تو
برای نخواستنم.
خودت رو توی اغوش  یکی دیگه خلاصه کردی

#هامان

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
بوی خاک پيوند ثابت

من
تو
باران
بوی خاک
چه فایده ای دارد
وقتی هر روز بیشتر دلتنگت میشوم

#هامان

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گوشه چشمی پيوند ثابت

گوشه‌چشمی‌به‌ما‌داشت‌نگار
لحظه‌ای‌امدوشد‌بر‌ما‌یار
امدم‌تا‌که‌به‌خود‌ایم‌باز
پرده‌حجب‌کشید‌بر‌رخسار
۸۱٫۵٫۲۳

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر و سرود پيوند ثابت

ازصدای وزش باد
از نوازش کردن یک گل به دست باران
در میان همه  هم همه شعر و سرود
من به تو محتاجم
دل من گیرتوهست
تاابدچشم دلم سیرگرفتارتواست
منم و این همه اشفتگی وسازو نوا
توکه باشی نشوم پیر
نشوم هیچ گرفتار دوا
توبیا بازبیا
توبیا تاکه بگویم .
در این شورین حال
که بود عشق بدون تو محال
توبیا باز بیا
تا که بگویم هر بار
من به تو محتاجم

#هامان

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دست جلاد پيوند ثابت

مرا هم دیده، هم دل ، کنده بنیاد
که هر دو از نگارم می کند یاد

بسازم یک صنم از اشک دیده
رسانم التماسم را به صیاد

نویسم نامه ای با دیده ی تر
بخواهم تا رساند دست او باد

مرکب از دوات قلب گیرم
قلم از استخوان خرد فرهاد

بداند حس شیدای درون را
بخواند تا دل تنگم  شود شاد

نهال اعتمادم را دهم آب
خراب آباد این دل گردد آباد

نترسم فاش گردد راز این دل
که یارم می شود یا دست جلاد

چه گویم تا اسیر عشق گشتم
سرم منصور گونه رفته بر باد

مبادا دل به دیگر کس ببندد
مرا نابود خواهد کرد ای داد

کشاورز

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
قلب پيوند ثابت

هیچ وقت تنهام نزار.
من تمامم را به تو میدهم
در عوضش
ی تیکه از قلبت برای من

#هامان

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
بوف پيوند ثابت

مثال‌بوف‌از‌نور‌گریزان
بساختم‌اشیان‌بر‌گنج‌ایوان
شدم‌ناظر‌بر‌اعمال‌مشتی
برند‌وز،وز،کنان‌شیره‌زریحان
۸۱٫۷٫۱۹

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مرغ‌نگونسار پيوند ثابت

رهید‌از‌دامکی‌،مرغی‌گرفتار
پری‌بشکسته‌وخونی‌به‌منقار
بشد‌راهی‌به‌سوی‌اشیانش
پریشان‌خاطر.و‌افسرده‌افکار
بخواند‌بر‌نزد‌خود‌اهل‌واعیالش
چو‌گشتن‌جمع‌نمود‌اینگونه‌اخبار
بودم.بالای.کوه‌نزدیک‌جویبار
همی‌شستم‌پرو‌منقار‌زابشار
بخواند‌من‌را‌صدای‌از‌ره‌دور
تو‌باشی‌صخره‌و،مادر‌چمنزار
بیا‌بر‌نزدما‌تا‌انکه‌،خود‌ببینی
هر‌انچه‌طالبی‌،اینجاست‌بسیار
زبهر‌خورد‌از‌هر‌نوع‌بود‌اینجا‌مهیا
زبهر‌خواب‌خوش،‌اماده‌گهوار
توانش‌نیست‌گذار‌،باز‌شگاری
ندارد‌ره‌دراین‌وادی‌کماندار
همه‌سرخوش‌،زبزم‌سازواواز
همه‌اسوده‌اند،از‌زحمت‌کار
چنان‌باشد‌مثال‌کوه.وصحرا
نمایند‌زیست‌دام‌وسگ‌دامدار
مده‌بر‌خود‌زحمت‌دویدن
بیاموزو،رههاکن‌کهنه‌رفتار
بکن‌از‌تن،‌قبای‌کهنه‌ات‌را
زنو‌پوشان‌بران‌تن‌پوش‌دستار
چو‌بشنیدم‌بود،اوضاع‌مساعد
بدون،فوت‌وقت‌رفتم‌بیکبار
هر‌انقدر‌چشم‌انداختم‌به‌اطراف
نشد‌معلوم،زهم‌کیشانم‌اثار
بدیدم‌پهن‌باشد‌فرشی‌زرین
بکار‌در‌ان‌نرفته‌پود‌یا‌تار
تو‌گویی‌برقراربود‌بزم‌شادی
زهر‌سویش‌بلند‌بود‌ناله‌تار
هوس‌کردم‌شوم‌داخل‌دران‌بزم
برفت‌چشمم‌سیاهی‌چون‌شب‌تار
چنان‌گشت‌محکم‌بند‌بر‌پای
شدم‌چنان‌اسیری‌در‌سر‌دار
بکردم‌سعی،رهها‌سازم‌زاندام
چنین‌خونین‌بینید‌پرو‌منقار
الاای‌رهگذر‌هرگز‌مپندار
تمامی‌راهها،صاف‌است‌وهموار
اگر‌خواهند‌کشندت‌پای‌دربند
در‌این‌حیلت‌بود‌صیاد‌مکار
هرانچه‌خوانده‌ای‌باشد‌اشاره
نما‌،اویز‌به‌گوش‌چنان‌گوشوار
۸۱٫۱۰٫۳

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 1
  • 382
  • 214
  • 256,604
No Image No Image