| شعر و سرود |
|
ازصدای وزش باد
از نوازش کردن یک گل به دست باران
در میان همه هم همه شعر و سرود
من به تو محتاجم
دل من گیرتوهست
تاابدچشم دلم سیرگرفتارتواست
منم و این همه اشفتگی وسازو نوا
توکه باشی نشوم پیر
نشوم هیچ گرفتار دوا
توبیا بازبیا
توبیا تاکه بگویم .
در این شورین حال
که بود عشق بدون تو محال
توبیا باز بیا
تا که بگویم هر بار
من به تو محتاجم
#هامان
دسته: دستهبندی نشده | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|