No Image
خوش آمديد!
عید غدیر پيوند ثابت

دلم سرمست از عید غدیر است

بشارت مومنین حیدر امیر است

ولایت اصل دین باشد وگرنه

بدان بستان دین بی آن کویر است

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: دو بیتی های مبین | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گفتگوی سلمان فارسی با مردگان پيوند ثابت

در روزهایی که سلمان در حال مرگ بود،اصبغ بن نباته به دیدارش رفت.

سلمان رو به اصبغ کرد وگفت:«رسول خدا(ص) به من فرموده بود که وقتی مرگت نزدیک شود،هر مرده ای با تو صحبت خواهد کرد.اکنون دوست دارم بدانم،زمان مرگم رسیده است،یا نه».

برو تختی بیاور، رویش آنچه برای مردگان میاندازند،بینداز و همراه چهار تن مرا به قبرستان ببر.

اصبغ شتابان رفت به همراه چند نفر تختی آورد. آنها سلمان را روی آن گذاشته،به سوی قبرستان مدائن بردند.

در آن لحظه سلمان با صدای بلند به مرده هاسلام کرد،ولی پاسخی نشنید.

او دوباره با الفاظ ویژه ای سلام کرد و سپس گفت:شما را به خداوند عزیز و پیامبریش سوگند میدهم که یک نفر پاسخ دهد!من سلمان فارسی،آزاد کرده رسول خدا (ص) هستم.ایشان به من فرمودند که وقت مردنت هر مرده ای با تو سخن میگوید، حال میخواهم بدانم وقت مرگم رسیده است یا نه.

ناگهان از قبری صدایی برخاست که به سلمان سلام میکرد.سلمان پرسید:ایا با گذشت خداوند از اهل بهشت شده ای یا با عدل او از اهل دوزخ؟مرده پاسخ داد:ای سلمان،من از کسانی هستم که با رحمت خداوند به بهشت داخل شده ام.

سلمان گفت:ای بنده خدا،مرگ را برای من توصیف کن.

مرده گفت:به خدا سوگند ،بریده شدن با قیچی و پاره شدن با ارّه برای من از سختی و شدتی که زمان مرگ به من وارد شد،آسانتر است .من از کسانی بودم که در دنیا کارهای خوب و واجبات الهی را انجام میدادم،قرآن را میخواندم،به پدر و مادرم بسیار نیکی واز کارهای حرام دوری میکردم،هرگز به کسی ظلم نمیکردم و شب و روز در طلب حلال بودم،یک باره برای چند روز ناخوش شدم تا آن که مهلتم در دنیا به پایان رسید.شخصی درشت هیکل و بد قیافه به کنارم آمد و چشم و گوش و زبانم را ناتوان کرد.

به آن شخص گفتم:تو کیستی؟پاسخ داد:من فرشته مرگ هستم.

در همان حال دو نفر زیبارو چپ و راست من نشستند و پس ازسلام گفتند:

ما همان دو فرشته ای هستیم که با تو در دنیا بودیم و اعمال خوب و بدت را مینوشتیم.این نامه عمل توست!از دیدن نامه خوبیها شادمان شدم و با نگریستن به نامه ی بدی هایم گریستم.

آنها مرا به خیر و نیکی بشارت دادند.

سپس فرشته مرگ روح را از

نظرات[۰] | دسته: کمی آنطرف تر منتظر ما هستند | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
راههای ویران کردن یک تمدن پيوند ثابت

   چینی های قدیم برای اینکه از شرحمله ی دشمنان درامان باشند دیواریزرگ چین راساختند ؛ اما درصدسال  اول ساخت دیوار ، سه بار دشمنانشان بدان نفوذ کرده و باچینی ها جنگیدند . دشمنان از دیوار بالا نرفتند بلکه  به دربانها رشوه داده و از آنها گذشتند . ” چینی ها به ساخت بنای سد استوار پرداختند ، اما برای ساخت نگهبانهایشان کاری نکردند ، غافل از اینکه نیروی انسانی مهمترین مسئله است . “

یکی از شرق شناسان می گوید : برای انهدام یک تمدن ، سه چیز را باید منهدم کرد :

یکم )    خانواده

دوم )   نظام آموزشی

سوم )  الگوها و اسوه ها

          برای اولی : ” منزلت مادر به عنوان مربی کودکان را متزلزل کن تا مادر از اینکه مربی کودکان خویش باشد ،    خجالت بکشد “.

          برای دومی : ” از منزلت معلم بکاه و درجامعه او را بی ارزش کن . “

          برای سومی  : ” منزلت علما و دانشمندان را هدف قرار ده تا کسی آنها را الگوی خویش قرار ندهد ” .

پس بیاییم برای داشتن جامعه آباد و متمدن ، بنیاد خانواده را مستحکم ، آگاهی بخشی به مادران و تکریم مقام معلمان و دانشگاهیان و علما را جدی بگیریم .

زندگی یک بازتاب است ، هرچه بفرستی باز میگردد.

” جبران خلیل جبران

نقل از اینترانت بانک تجارت

نظرات[۰] | دسته: سخنان نغز | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کر بودن هم لذتی دارد! پيوند ثابت

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدهند..
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند …

و مسابقه شروع شد ….

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند ..

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

‘ اوه,عجب کار مشکلی !!’

“اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند”
یا :

‘هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست ، برج خیلی بلنده !’

  قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند …

  بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ….

جمعیت هنوز ادامه می داد,’خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !’
 و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ……
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ….

این یکی نمی خواست منصرف بشه !

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو

که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر روانجام داده؟

اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

و مشخص شد که …

برنده ی مسابقه کر بوده !!!

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که :
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید… چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند،چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
همیشه به قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

پس :

همیشه ….

مثبت فکر کنید !

و بالاتر از اون

هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید کربشید !

و هیشه باور داشته باشید :

من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم ….

نقل از اینترانت بانک تجارت

نظرات[۰] | دسته: داستانک | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گلدان سفالی با ارزش و زیبا پيوند ثابت

معاون یک استاد بزرگ درگذشت. استاد بزرگ همه شاگردها را جمع کرد تا مشخص کند افتخار کار در کنار او ، نصیب کدام یک از آنها خواهد شد .

استاد بزرگ گفت :” مسئله ای مطرح می کنم ، کسی که اول این مسئله را حل کند معاون من خواهد شد .” بعد روی میز جلوی شاگردان ، یک گلدان سفالی گرانبهایی گذاشت که گل سرخی در آن قرار داشت .

استاد گفت : ” مسئله این است . “

شاگردان حیران به گلدان نگاه می کردند ؛ به طرح های پیچیده و نادر روی سفال ، به تازگی و زیبایی گل . منظور چه بود ؟ چه کار باید  

 می کردند ؟ معما چه بود ؟

پس از چند دقیقه ، یکی از شاگردان برخاست ، به استاد و شاگردان پیرامونش نگاه کرد و بعد به طرف گلدان رفت  و آن را روی زمین انداخت و شکست .

استاد گفت : ” معاون جدید من تویی . “

وقتی شاگرد به جای خودش برگشت ،استاد بزرگ توضیح داد : ” من خیلی واضح توضیح دادم و گفتم که مسئله ای پیش روی شما میگذارم. یک مسئله هرچه هم که زیبا و شگفت انگیز باشد ، باید از پیش رو برداشته شود . مشکل ، مشکل است . می تواند یک گلدان سفالی بسیار کمیاب باشد ، می تواند عشق زیبایی باشد که دیگر برای ما معنایی ندارد ، می تواند راهی باشد که باید آنرا ترک کنیم ، اما اصرار داریم به راهمان ادامه دهیم چون به ما  آرامش می بخشد ، یا اینکه به آن عادت کرده ایم ، یا اینکه شجاعت ایجاد تغییر نداریم . تنها یک راه برای از میان برداشتن مشکل وجود دارد ؛ حمله مستقیم به آن  . در این لحظه ، نمی توان دلسوزی کرد ، نباید بگذاریم که جنبه های زیبا ، مبهم یا شگفت انگیز تعارضی که پیش روی ماست ، ما را وسوسه کند . “

نقل از اینترانت بانک تجارت

 

نظرات[۰] | دسته: داستانک | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
فقط یک فن! پيوند ثابت

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدرکودک اصرار داشت استاداز فرزندش یک قهرمان جودو بسازد. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند.

درطول شش ماه استاد فقط روی بدنسازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.

بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد .

سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان ، با آن تک فن همه حریفان خود  را شکست دهد . سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود .

وقتی مسابقات به پایان رسید ، در راه بازگشت به منزل ، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید .

استاد گفت : ” دلیل پیروزی تو این بود که اولاٌ به همان یک فن به خوبی مسلط بودی . ثانیاٌ تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود ، که تو چنین دستی نداشتی !”

یاد بگیریم که در زندگی و کار ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده کنیم . راز موفقیت ، داشتن امکانات نیست ، بلکه استفاده از ” بی امکانی ” به عنوان نقطه قوت است . 

نقل از اینترانت بانک تجارت

 

نظرات[۰] | دسته: داستانک | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دوچرخه! پيوند ثابت

مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد.او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.مامور مرزی میپرسد : « در کیسه ها چه داری؟». او میگوید «شن» 

مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت میکند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد.  

بنابراین به او اجازه عبور میدهد.  

هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا…

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود.

 یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او میگوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟

 قاچاقچی میگوید : دوچرخه!

نظرات[۰] | دسته: داستانک | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
اصل را بچسب! پيوند ثابت

 بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند

پیرمردی در منطقه ای بین دو شهر سکونت داشت . پیرمرد روزها دم درخانه اش روی صندلی گهواره ایش می نشست و به مسافران عبوری خوشامد می گفت . مسافری با یک چمدان بزرگ از راه رسید . پیرمرد به اوخوش آمد گفت .

مسافر با چهره ای اخمو گفت : ” چه جاده بدی . من فروشنده دوره گرد هستم و اسباب بازی می فروشم . امیدوارم در شهر بعدی فروش خوبی داشته باشم . ” پیرمرد پرسید : ” در شهرقبلی فروشت چطور بود ؟

فروشنده گفت : ” بسیاربد. بسیار بد. بچه ها خیلی سخت قبول می کردند و پدر و مادرها هم خسیس بودند . مردم شهر بعدی چطوری اند ؟ “

پیرمرد سرش را با ناراحتی تکان داد و گفت : ” مردم شهر بعدی نیز مانند شهر قبلی اند . “

فروشنده دوره گرد با زحمت راه افتاد تا به کار فروش بی رونقش ادامه دهد . مسافر دیگری از راه رسید ، اما این یکی خوشرو بود .

مسافر لبخند زد و گفت : ” سلام پدر بزرگ ، روز خوبی است نه ؟ من دارم به شهر بعدی سفر می کنم تا کاری پیدا کنم . مردم آن شهر چطوری اند ؟ “

پیرمرد هم لبخند زدو گفت :” مرد جوان ، مردم شهر بعدی با مرد خوبی چون تو سخاوتمند و مهربانند. برو خیالت راحت باشد، زندگی تو همانی است که خودت انتخاب می کنی . “

 نقل از اینترانت بانک تجارت

نظرات[۰] | دسته: داستانک | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گذشته را فراموش کنید پيوند ثابت

آلبرت انیشتین : ” آنچه در مغزتان می گذرد ، جهانتان را می آفریند . “

شکسپیر : ” هیچ چیز نه خوب است نه بد . باید دید که فکر چگونه آنرا می پذیرد . “

پیری برای جمعی سخن میراند.

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضارخندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

نقل از اینترانت بانک تجارت

نظرات[۰] | دسته: سخنان نغز | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
پیامک های ویژه ولادت امام رضا (ع) پيوند ثابت


 

اس ام اس تولد امام رضا, پیامک ولادت امام رضا

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .
میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊

 

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد
نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

تو را با نام آهو می شناسند / رضای حضرت هو می شناسند
تمام رعیت ملک عظیمت / به نام شاه خوشرو می شناسند . . .
ولادت امام رضا(ع) بر شما مبارک

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

عزیزا خدایت اگر داد تمکین
برو طوس پابوس شاه سلاطین
بگو با تضرّع به آهنگ شیرین
سلام على آل طه و یاسین
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊
جان پیش تو خواهش نشستن دارد
دل در حرمت شوق شکستن دارد
چون پنجره آفتاب بر پنجره است
هر روز دخیل اشک بستن دارد
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

سلطانی و ما رعیت ملک تو رضاییم / همواره در این سلطنتت جمله گداییم
کی تحفه ی شاهانه به پابوس تو گیریم / ما منتظر تذکره ی کرب و بلاییم . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

مهر تو ز لوح دل سپردن نتوان
حاجت برکس به جز تو بردن نتوان
از هجر تو مرگ بهر من آسان‌تر
دل بر کس دیگری سپردن نتوان
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

در کوی رضا سرود جان می‌شنوم
آواز پر فرشتگان می‌شنوم
بنشسته به هر کرانه پاکان به دعا
لبیک خدا از آن میان می‌شنوم
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

در کوی تو نغمه خدا می‌شنوم
بوی شهدای کربلا می‌شنوم
از پردگیان عرش گرد حرمت
آوای خوش رضا رضا می‌شنوم
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

مگذار مرا دراین هیاهو، آقا / تنها و غریب و سربه زانو آقا
ای کاش ضمانت دلم را بکنی / تکرار قشنگ بچه آهو آقا
عیدتون مبارک

 

◊◊◊◊◊◊◊◊پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

میلاد امام رضا(ع)
ز رحمت به موسى بن جعفر خدا / گران هدیه اى را عطا مى کند
به نجمه عطا کرده حق آیتى / که حق را ز باطل جدا مى کند
قدم زد على بن موسى به عالم / که عالم بر او اقتدا مى کند . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

آمد بهار و صحنه گلزار دیدنیست
گل جوش سبزه از در ودیوار دیدنیست
چون عمر گل چو شادی امروز ما کم است
فرصت مده زدست که بسیار دیدنیست
میلاد امام رضا(ع) خجسته باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت
حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا را
بر عموم مسلمین گرامی تبریک عرض میکنم . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

جان فدای حرمت یار خراسانی من
چاره درد و غم و رنج و پریشانی من
می‌رسد نغمه‌ات از سبزترین پنجره‌ها
ای تو آرام دل خسته و طوفانی من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بامدادان کز افق بر می‌کشد سر آفتاب
می‌شود از مهر رخسارت منور آفتاب
مهر من تا از تو گیرد رونقی هر بامداد
می‌نهد بر درگهت چون ذره‌ای سر آفتاب
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

دل را به اسیری غمت آوردم
خاکی است که بهر قدمت آوردم
امروز من این کبوتر وحشی را
ای دوست برای حرمت آوردم
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ذکر است تکلم کبوترهایت
قربان تبسم کبوترهایت
ای کاش جوی نوک زده می‌بودم من
در کاسه گندم کبوترهایت
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

برسر ایوان طلا نوشته با خط خدا
جدا ز نار و دوزخ است هرکه بر این در آمده
مست خوش بوی توام مولانا ابالحسن
خاک در کوی توام مولانا ابالحسن
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

شب است و منادى ندا مى کند
مریدان حق را صدا مى کند
که امشب در رحمت خویش را
خدا بر رخ خلق وا مى کند
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

خاک کف زائر تو سرمه ی چشم حوریان
ای شه بی قرینه و ملجا جمله بی کسان
کبوتر بام تو ام مولانا ابالحسن
تشنه ی یک جام توام مولانا ابالحسن
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

یک جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقین
هر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زند
اى گل به روى ماه تو یا ثامن الحجج
ماییم در پناه تو یا ثامن الحجج
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بهر زیارتت رضا فرشته پرگشوده است
نگاه دلربای تو از همه دل ربوده است
چه گویم از خصال تو لسان شیعه قاصر است
وصف خصال تو رضا حضرت حق نموده است
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبر
وفور علم و علو مکان اوست به حدى‏
که شرح آن نتوان نمود کلک سخنور
قلم اگر همگى وصف ذات او بنویسد
حدیث او نشود در هزار سال مکرر
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بوسه زدن به قبر تو به نیت تبرک است
چون که زده بوسه به آن مهدی صاحب الزمان
منبر صحن گوهر و ضریح با صفای تو
دل از همه ربوده است، شبیه قم و جمکران
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

عطر خوش نسیم تو شبیه عطر کربلاست
مست شمیم کوی تو جامعه پیمبران
در بارگاه تو زهیبت و جلال تو
دست به سینه می نهند فرشتگان آسمان
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایى / جان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایى
میوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایت / بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

لحظه‌های شادی دلهای ما آغاز شد / باز ذکرِ حمد حقِ با سینه‌ها دمساز شد
امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا / غنچه‌‌ای از گلشن آل محمد باز شد . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ساقى که خود تجلى مستانه مى‏کند / ما را خمار وارد میخانه مى‏کند
بنیانگذار شیوه لیلائیان رضاست / کز دل جنون بسازد و دیوانه مى ‏کند . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ما دولت تسلیم و رضا می طلبیم / راهی سوی اقلیم بقا می طلبیم
اندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجات / از فیض ولایت رضا می طلبیم . . .

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

دل داده ام زدست که دلداده ام کنی
افتاده ام به پات که افتاده ام کنی
سالک که بی تو راه به جایی نمی برد
باید خودت مسافر این جاده ام کنی
ولادت امام رضا (ع) خجسته باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

هشتمین حجت خدا اینجاست
قبله هفتمین رضا اینجاست
هر چه خواهى بخواه از این درگاه
منبع رحمت خدا اینجاست
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اگر اژدها کرد موسى عصا را
رضا این عمل بى عصا مى کند
کند زنده در پرده تصویر شیران
ببین پور موسى چه ها مى کند
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

در قطره جود و کرمت بحر چه باشد
در تابش وجهِ قمرت بدر چه باشد
در جلوه نور نظرت فجر چه باشد
در شمّه بخشش ز کَفَت اَبر چه باشد
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

◊◊◊◊◊◊◊◊ پیامک ولادت امام رضا ◊◊◊◊◊◊◊◊

 

بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه
بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات
میلاد امام رضا مبارک باد

نظرات[۰] | دسته: دل نوشته ها | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 1
  • 382
  • 214
  • 256,604
No Image No Image