No Image
خوش آمديد!
ابر غیبت پيوند ثابت

این منظومه بر اساس روایتی از حضرت امام جعفر صادق (ع) تنظیم شده است که ترجمه ی روایت فوق نیز در ذیل می آید لطفا از آن  برداشت سیاسی نفرمایید.

ابر غیبت کرده پنهانت چـــــــــــرا                     کی شود روشن ز رویت دیده ها

در غیابت باغ بی بــــــــار و برست                    بـــــــــاد پــــاییزی نماید بس جفا

رسمِ بــــــد گردیده خصم جان ما                      پشتمان در زیــر غم گشته دو تا

مهربانی گــــــــوهری کمیاب شد                     مهر و مه در عشوه و نـــاز و ادا

آشنایان دور از هم در کنـــــــــار                       دوست شـد بیگانه، دشمن آشنا

شد حیا هم بـــی حیا در این زمان                    شرمساری داستــــــان قصه ها

آشکارست هر چه باطل در جهان                      آیه های نــــــور قــــرآن در خفا

ارزش انسان شــــده دوز و کلک                       راستی مفقود و بس هم بی بها

صف به صف در انتظار کعبه ایم                         حـاجیان هم فکرشان غیر خــدا

سایه افکندست چتر ظلم و جور                        شـــام گشته روزِ روشن بهر ما

ظرف دین را واژگون گردیده بین                         در عمل شــد دینمان بی محتوا

بین ز اهل حق چه پیشی جسته اند                  در رقابت اهــــل باطل ،هر کجا

جنس مردان و زنان را کــــن نظر                        میکند برخود، همان جنس اکتفا

حرمت پیران نباشد بـــــــر جوان                         بس ادب نـایاب شــد در بچه ها

کفر و کافر یکه تــــاز عالم است                         مومنان خاموش و ایمان در خفا

غیر شــــــــد بهتر زخویشان همه                       قطـع گــــردیده صله در بین ما

خیرخواهی شد غریب و شر عزیز                       راه شر بـازست و بسته خیرها

زندگی از لغو و بیهوده پـُــر است                          کــــور و کر از بهر آیــــات خدا

جابجا شـــــد هر حرامی با حلال                         اهــل تقوا را بُوَد بس عقده ها

شد گنه در نزد مردم چون سبک                         نـــــــام هدیه گشته نام ارتشا

چاپلوسان عهده دار کــار و بـــار                          شد فراوان چاپلوسی، هر کجا

در ره خشم خــــــــدا از مسلمین                       خرج میگردد بسی سرمایه ها

شد معین قیمت هـــــــــر منصبی                       صندلیها دارد ارزش بهــر مــــا

همت مردم شده دراین زمــــــان                         شهوت و سیری، از سرتا به پا

کار مردم سخت گیر پـــارتیست                             گـــر شود حتی کمک بر بینوا

شد کسالت چیره بــــر طاعاتمان                           بـــرنمـاز و وقت آن، بی اعتنا

در منابر صحبت از تقــــــوا شود                             منبری هم خــود نیارد آن بجا

در قضاوت حق مردم پــایمــــال                            دادرس بویی نبــرده از خـــدا

گر نکرده یک گنه، روزی کسی                              دل غمین باشد، بگیرد او عزا

همچو حیوانات مــردان و زنـــان                             گشته فحشا منتشر،در هرکجا

بدعتی نو میرسد هــــــر سال نو                            دین و ایمان آنزمان، انـــــدر فنا

شد فراوان مال و سرمایه ولــــی                           بی زکات و خمس باشد، آن بلا

از هـــــــوا شد پر درون نفسمان                              هم نبـــاشد بـــاک از روز جزا

منکــــــــــرات منتشر در جامعه                              بسته راه خیر را در هــر سرا

گر کسی خواهد شود ناهی ز زشت                         میشود آمــــــاج تهمت، افترا

حـــــــال دنیا رو به آبادی رود                                  بیشتر از آن شده ویــرانه ها

شغل بــرخی کم فروشی میشود                            عده ای غرقند در سود ربــا

هر دمـــــــی آید بلایی بر سرم                                ده خـــداونــدا نجــــاتم از بلا

ایــــن سفینه رو به طوفان میرود                              بــــارالها تو رسان یک ناخدا

شد «مبین» دریـا و صحرا و زمین                              در نـــوا یــــا مهدی زهرا بیا

هذا من فضل ربی/ نصرالدین کریمی (مبین)

جمعه ۱۶/۰۴/۹۱/ شانزدهم شعبان ۱۴۳۳/پایان سرودن قصیده ساعت ۲۳:۱۰

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

*******************************************

امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود فرمودند:

۱٫هنگامی که ظلم و ستم همه جا فراگیر شده باشد؛*

۲٫ قرآن فرسوده، و بدعتهائی از روی هوا و هوس در آن آمده؛

۳٫ آئین خدا بی محتوا شده، همانند ظرفی که آن را واژگون سازند؛*

۴٫ هنگامی که ببینی اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته اند؛*

۵٫ مردان به مردان و زنان به زنان قناعت کنند؛*

۶٫ افراد با ایمان سکوت اختیار کرده اند؛*

۷٫ کوچکترها احترام بزرگترها را رعایت نمی کنند؛*

۸٫ پیوند خویشاوندی بریده شده؛*

۹٫ مداحی و چاپلوسی فراوان شده؛*

۱۰٫ آشکارا شراب نوشیده شود؛

۱۱٫ راه های خیر منقطع و راه های شر مورد توجه قرار گرفته؛*

۱۲٫ حلال، تحریم شود و حرام، مجاز شمرده شود؛*

۱۳٫ قوانین و فرمانهای دینی طبق تمایلات اشخاص تفسیر گردد؛

۱۴٫ از افراد با ایمان، چنان سلب ایمان شود که جز با دل، نتوانند ابراز تنفّر کنند؛

۱۵٫ سرمایه های عظیم در راه خشم خدا صرف گردد؛*

۱۶٫ رشوه خواری در میان کارکنان دولت رایج گردد؛*

۱۷٫ پستهای حسّاس به مزایده گذارده میشود؛*

۱۸٫ (بعضی از) مردان از خود فروشی زنان خود، ارتزاق کنند؛

۱۹٫ قمار آشکار گردد؛

۲۰٫ سرگرمیهای ناسالم چنان رواج پیدا کنند که هیچکس جرأت جلوگیری از آن نداشته باشد؛

۲۱٫ شنیدن حقائق قرآن بر مردم گران آید، امّا شنیدن باطل سهل و آسان؛*

۲۲٫ هنگامی که ببینی همسایه، همسایه خود را از ترس زبانش احترام می کند؛

۲۳٫ مساجد را به زیورها بیارایند؛*

۲۴٫ برای غیر خدا به حجّ خانه خدا بشتابند؛*

۲۵٫ مردم سنگدل شوند؛

۲۶٫ مردم طرفدار کسی باشند که پیروز است (خواه بر حق باشد یا باطل)؛

۲۷٫ آنها که به دنبال حلال هستند نکوهش شوند و آنها که به دنبال حرامند ستایش؛*

۲۸٫ آلات لهو و لعب در مکه و مدینه آشکار گردد؛

۲۹٫ اگر کسی اقدام به امر به معروف و نهی از منکر کند، به او توصیه میکند که این کار وظیفه تو نیست؛*

۳۰٫ مساجد پر از کسانی است که از خدا نمیترسند؛

۳۱٫ تمام همّت مردم، شکم و فرجشان است؛*

۳۲٫ امکانات مادی و دنیوی فراوان می گردد و دنیا به مردم روی میکند؛

۳۳٫ زنان خود را در اختیار افراد بی یمان می گذارند؛

۳۴٫ ویرانگری (به وسیله جنگها) بر عمران و آبادانی پیشی میگیرد؛*

۳۵٫ پرچمهای حق پرستی فرسوده و کهنه می گردد؛

۳۶٫ درآمد زندگی بعضی تنها از طریق کم فروشی می شود؛*

۳۷٫ کسانی هستند که با سرمایه فراوان، در حالی که در عمرشان حتّی یک مرتبه هم زکات نپرداخته اند؛*

۳۸٫ مردم، عصرها در حال نئشگی و صبحگاهان مستند؛

۳۹٫ هنگامی که ببینی مردم، همه به یکدیگر نگاه می کنند و از فاسدان شرور، تقلید می نمایند؛

۴۰٫ هر سال فساد و بدعتی نو، پدیدار میشود؛*

۴۱٫ مردم و محافل، همه پیرو ثروتمندان خود خواه میشوند؛

۴۲٫ در حضور جمع، همانند حیوانات مرتکب اعمال جنسی میشوند؛*

۴۳٫ اموال زیاد را، در غیر راه خدا مصرف میکنند، امّا در راه، خدا از مقدار کمی مضایقه میدارند؛*

۴۴٫ افرادی پیدا می شوند که اگر یک روز گناه کبیره ای انجام ندهند، غمگینند؛*

۴۵٫ حکومت به دست زنان می افتد؛

۴۶٫ نسیمها به سود منافقان میوزد و هیچ جریانی به سود افراد با ایمان نیست؛

۴۷٫ دادرسان بر خلاف فرمان خدا قضاوت می کنند؛*

۴۸٫ بر فراز منابر، دعوت به تقوا می شود، ولی دعوت کننده خود به آن عمل نمیکند؛*

۴۹٫ مردم نسبت به وقت نماز بی اعتناء می شوند؛*

۵۰٫ حتّی کمک به نیازمندان، با توصیه و پارتی بازی صورت میگیرد، نه برای خدا؛*

…در چنین زمانی مراقب خویش باش و از خدا تقاضای نجات و رهایی از این وضع ناهنجار کن! (که فرج نزدیک

است!)*[۲۱] [۲۱] .  بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۵۶

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
۶ مصداق صدقه که نمی‌شناسیم پيوند ثابت

 


  بـا شـنـیـدن کـلمـه صدقه، ذهن‌ها فورى سراغ کمک مالى به تهیدستان یا انداختن سکه و اسکناسى در صندوق صدقات و امثال آن می‌رود.

حجت‌الاسلام والمسلمین جواد محدثی

بـا شـنـیـدن کـلمـه صدقه، ذهن‌ها فورى سراغ کمک مالى به تهیدستان یا انداختن سکه و اسکناسى در صندوق صدقات و امثال آن می‌رود. ولى این‌، تنها شکل‌ عملى صدقه نیست. می‌توان اهل صدقه بود، بى‌آنکه پول خرج کرد. البته کمک‌هاى مالى، جاى خاصى دارد کـه در هـر حـال و هـرجـا خوب است. اما مهم، توجه به وسعت نیکى است. و در این‌باره می‌توانیم از گفتار پیشوایان الهام بگیریم. از رسـول خـدا نـقـل شـده اسـت کـه فـرمـودند: إِنَّ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهً؛ هـر مـسـلمـان هـر روز بـایـد صـدقـه‌اى بـدهـد. وقتى پیامبر چنین فرمودند، برخى از اصحاب، با شگفتى پرسیدند:

– یا رسول‌الله! چه کسى طاقت و توان این کار را دارد؟

حضرت براى رفع ابهام و توضیح بیشتر، و براى این‌که صدقه را تنها در انفاق مالى خلاصه نکنند، فرمودند:

۱- برطرف‌کردن عوامل اذیت از راه مردم، صدقه است؛

۲- راهنمایى‌کردن جاهل به راه، صدقه است؛

۳-عیادت‌کردن بیمار، صدقه است؛

۴- امر به معروف‌کردن، صدقه است؛

۵- نهى از منکر صدقه است؛

۶- و پاسخ سلام‌دادن نیز صدقه است!…

شگفتا که چه وسعتى دارد نیکى و احسان! و چه آسان است ذخیره‌سازى عملى صالح براى روز نیاز و احتیاج!

نقل ار افق حوزه

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
معنای حسن خلق پيوند ثابت

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

• معنای حسن خلق این است که اگر دنیا به انسان رو کرد، راضی و خشنود باشد و اگر رو نکرد، خشمگین و ناراحت نشود. کنزالعمال: ۵۲۲۹

امام علی (ع):

• خوشخویی در سهچیز است: دوریکردن از کارهای حرام، طلب حلال و فراهمآوردن آسایش و رفاه برای خانواده. بحارالانوار: ۷۱/۳۹۴/۶۳

امام صادق (ع):

• حسن خلق این است که نرمخو و مهربان باشی، گفتارت پاکیزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوشرویی برخورد کنی. معانیالاخبار: ۲۵۳/۱

امام هادی (ع):

• فروتنی و حسنخلق در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند. المحجهالبیضاء: ج۵، ص۲۲۵

 

 

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مفهوم انتظار و اهمیت آن پيوند ثابت

مفهوم انتظار و اهمیت آن
اثر مرحوم محمد محمدى اشتهاردى‏ 
اشاره
یکى از اعتقادهاى سازنده و نقش آفرینى که باید بسیار به آن اهمیت داد, مسإله ((انتظار)) است. این عقیده, تإثیر شگرفى در آمادگى و زمینه سازى و استقبال از ظهور دوازدهمین اختر تابان امامت و ولایت, حضرت مهدى(عج) دارد. در این گفتار برآنیم تا مسإله انتظار را از جنبه هاى گوناگون, بررسى کنیم.

اهمیت و پاداش انتظار
در گفتار پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از انتظار به عنوان یک ارزش بسیار مهم یاد شده است; ارزشى که به عنوان بهترین عبادت, برترین عمل, همانند ارزش جهاد مجاهدان راه خدا در صف مقدم جبهه ها, همچون پیکار در رکاب رسول خدا(ص) و حضرت قائم (عج) مطرح شده است, به عنوان نمونه:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: ((إفضل العباده انتظار الفرج; بهترین عبادت و بندگى خدا, انتظار گشایش امور به دست حضرت مهدى(عج) است.))(۱)
نیز فرمود: ((افضل إعمال امتى انتظار الفرج; برترین کارهاى امت من, انتظار فرج ظهور حضرت مهدى(عج) است.))(۲)
امیرمومنان على(ع) فرمود: ((المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فى سبیل الله; پاداش آن کسى که در انتظار فرا رسیدن امر (و حکومت) ماست, مانند مجاهدى است که در راه خدا, در نبرد با دشمن, در خون خود غلتیده است.))(۳)
امام صادق(ع) فرمود: ((المنتظر للثانى عشر کالشاهر سیفه بین یدى رسول الله یذب عنه; کسى که در انتظار امام دوازدهم, حضرت مهدى(عج) است, مانند کسى است که شمشیرش را از نیام بیرون کشیده و در پیشاپیش رسول خدا(ص) با دشمن مى جنگد, و از حریم آن حضرت دفاع مى کند.))(۴)
نیز فرمود: ((من مات منتظرا لهذا الامر, کان کمن کان مع القائم فى فسطاطه, لا, بل کان بمنزله الضارب بین یدى رسول الله بالسیف; کسى که در حال انتظار ظهور قائم (عج) بمیرد, مانند کسى است که در محضر قائم(عج) در خیمه (ستاد مرکزى ارتش) آن حضرت است. نه بلکه همانند کسى است که در رکاب رسول خدا(ص) با شمشیر با دشمن مى جنگد.))(۵)
این روایات که نمونه هایى از ده ها و صدها روایات دیگر در این باره است حاکى است که مسإله انتظار, در اسلام بسیار مهم و ارزشمند است, و قطعا نتایج سازنده اى دارد که تا این حد تمجید شده, به طورى که در ردیف جنگیدن با دشمن در رکاب رسول خدا(ص) قرار گرفته است.

مفهوم انتظار
واژه انتظار در گفتار معمول مردم, به معناى امید بهتر شدن, و تحول از وضع موجود به وضع دیگر است; به عنوان مثال, شخصى خود و یا فرزندش بیمار است, در هنگام احوال پرسى مى گوید: امید و انتظار آن را دارم که بهبودى حاصل شود, و یا دیگران به او چنین مى گویند. بنابراین مفهوم ساده انتظار این است

نظرات[۰] | دسته: مناسبتها | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر ادب پيوند ثابت

ادب باشد کمالِ آدمی ای نور دیده

کسی بهتر ز آن چیــــــــزی ندیده

ادب ای جــان من باشد نشانه

نماید بـــــــــــا ادب را جاودانه

خرد شد مــایه ی سامان هرکس

شــــــرافت از ادب میباشد و بس

ادب ارزش فزاید نــــه زر و سیم

ز ثروت دائما باشی تـــــو در بیم

مکن از حــــد خـــود هرگز تجاوز

بنه بر نفس خود جــانـــا تو ترمز

ز دانش بــــــر ادب هر دم بیفزا

بدین زیـــــور وجود خـــــود بیارا

ادب گنجی بود ای جــــان بابا

نگهدارد تـــــــو را از نـــارواها

نباشد بــــــد زبان هرگز مؤدب

زبانِ بـــد، کند محرومت از رب

به ترس از حق دل خود تربیت کن

به پرهیز از بـــدی، خود تقویت کن

ادب تصویر عقل عاقــــلان است

ادب تکثیر فهم عالمــــــان است

بدی در بــی ادب چون لانه کرده

دل آن بی خـــــــرد، ویرانه کرده

ادب گـــر با خردمندی عجین شد

مؤدب در جهــــــان بــالاترین شد

ادب بــــا دین بود زاییده ی عقل

زمولایم علـــــی گردیده این نقل

بــرای تربیت کن کوشش و جهد

ادب را کسب کن با جهد بی حـد

نظر کن حــــال و احــوال بزرگان

خرد افزون نما از حـــــالِ ایشان

اگر خـــواهی عزیز و خوب باشی

به نزد مردمــــــان محبوب باشی

به هر جــا از کسی زشتی بدیدی

ز دوری از بــــــــدی، نیکی گزیدی

به گفتار و به کـــــــردارت نظر کن

«مبین» دائم سخن را مختصر کن

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

در تهیه ی این منظومه از روایات ۶۱ تا۷۵ کتاب میزان الحکمه صفحات ۹۳ تا ۱۰۹ جلد اول استفاده شده است.

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سوی پروردگار پيوند ثابت

اذان گو ای مؤذن بیقرارم

شده وقت قرارم با نگارم

ربوده طاقتم، ابرو کمانش

به سینه آتشی دیرینه دارم

بر آور بانگ تکبیر ای مؤذن

سر آور درد و داغ انتظارم

نمیدانم چرا گاهی نباشد

مجال گفتگو با کردگارم

ندارد میل دل بر گفتگویش

ز بس بیهوده گویی گشته کارم

پی دنیا دمادم در تلاطم

برای او ولی وقتی ندارم

گناهانم شده سنگین خدایا

سیه رویم نموده، کرده خوارم

ربا کرده دلم را سخت سنگین

گره محکم شده در کار و بارم

ریا آتش زده بر کار خیرم

دگر چیزی ندارم بر شمارم

دروغ و هرزه گوییهای باطل

بدیها کم نموده این عیارم

به مردم کن توجه تا مداوم

کند بر تو نظر آمرزگارم

زناپاکی جدا کن دل «مبینا»

سپس رو کن سوی پروردگارم

وزن شعر:مفاعیلن مفاعیلن فعولن

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
در طلب آرزو پيوند ثابت

باز دلم پر زند، سوی امــــــــــــــــــــام زمان

نام قشگنش بَرَد، دل زهمه انس و جـــــــان

جان شده سرمست او ،دل شده پابست تو

بوسه زند دست او ،جمله ی هفت آسمـــان

من که گدای تــــوام، مست نوای تــــــــوام

جان بفدای تــــــــوام ،کی بدهی پس نشان

دل ز غمت خون شده، دیده دگرگون شده

عقل چو مجنون شده، آی و مــــــرا وارهان

بـــــــــــــاغ ولا را ثمر ،دین ز تو شد معتبر

بر من مسکین نظر، ای شه کون و مکان

دیده ز تو دیده ور، دل به تو مشتاق تـــــر

جان بزند بال و پر، رحم نمــــــــــا مهربان

بـــــــــــــاغ و بهار همه، ای پسر فاطمه

دل شده پر واهمه، نیست بغیرت امـــان

شام سیه کن سحر، با مــــــدد از دادگر

منتقم خون جگر، بانگ بــــــــرآور بخوان

در پـــــــــــــی تو کو به کو، در طلبِ آرزو

دیده شده در سفر، دل شده هر سو روان

ره شده پر پیچ و خم، در طلبت ای صنم

لطف «مبین» شاملم، تا نشوم خسته جان

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
زیباترین سوره‌ی برنامه‌ریزی در قرآن پيوند ثابت

سوره عصر مصداق عینی آیات قرآن برای مراحل موفقیت است :

۱٫ ایمان و اعتقاد راسخ.

۲٫ عمل صالح.

۳٫ توانمندی در تربیت خود و دیگران با امر به معروف و نهی از منکر.

و در نتیجه اینان یاوران پر اقتدار مهدی صاحب‌الزمان هستند ، گویی کوه‌ها پیش اینان سر خم می‌کنند، وقتی نامشان می‌آید فرشتگان در عرش الهی درود و رحمت می‌فرستد؛ و سوارکاران مرکب سعادتند .

اینان شاگردان واقعی اهل‌بیت معصوم (علیهم السلام) هستند. کارنامه ایمان و عملشان عالی است تو گویی امام زمان پای پرونده اعمالشان را شخصاً امضا زده است آری وجود مقدس امام خمینی (ره) و مرحوم حضرت آیه الله بهجت نمونه های گران بهای این گروهند.

 


سوره

در جاده زندگی همه به موفقیت نمی‌رسند. با اینکه همه انسان‌ها از موفقیت را دوست دارند؛ و حاضرند بهای سنگینی را برای این مسئله بپردازند ولی تعداد برنده‌ها به اندازه انگشتان دست است. در این مسیر چندین میلیاردی، عده‌ای از همان اول میدان را خالی می‌کنند. گروهی به خاطر مشکلات، ضعف نفس، عدم استقامت تا آخر عمر در صف با زنده‌ها باقی می‌مانند.

 انسان‌ها سه گروه هستند: 

گروه اول نه ایمان دارند و نه عمل

کسانی که دوست دارند خوشبخت باشند فقط آرزو می‌کنند و هیچ تلاشی برای رسیدن به مقصد نمی‌کنند. نه گوش شنوایی برای حق و حقیقت دارند و نه همت بالایی دارند. انسان‌های سست عنصری که دنبال خوشی و تفریح هستند و این دنیا را فقط تفرجگاه می‌دانند تا جوانند سعی و تلاششان لذت بردن است و وقتی پیر شدند کارشان حسرت خوردن ایام جوانی است.

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
قفلها وا میشود پيوند ثابت

السلام علیک یا بقیه الله

السلام علیک یا ابا صالح المهدی،  ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی

روح ما با مهدی زهرا شکوفـــــــا میشود       

                              بندهای جان مـــــــا از نام او وا میشود

انتظارش میکشم با دیــــــــدگان پر گنه          

                            عشق در دستان نــــــاز او هویدا میشود

مینشینم بر رهش با کوله بـــــاری از گنه          

                             تا ز رحمت آن دلش کی جانب ما میشود

بین خود با او بنا کردم چــو سدی از گنه       

                           اشکهایم پشت سد حـــــــل معما میشود

از گنه در انتظارش مات و حیران مانده ام      

                              مطمئنم عقــده ام روزی ولی وا میشود

بــاور نا بــــاوران روزی رسد از گرد ره        

                               با وجود نازنینش حــــــق هویدا میشود

از حقوق این بشر دنیا دمـــــادم دم زند        

                           پشت دنیا با همین حربه نگر تـــــا میشود

گردن گردنکشان را اوفقط خواهد شکست    

                               با ضعیفان در کنـــــــار او مدارا میشود

مهـــــــدی موعود باشد منجی کل بشر      

                              با ظهـــــــور او تمام قفلهـــــا وا میشود

انتظارش بهترین اعمــــال این امت بود   

                           چون گشایش با ظهورش کــار دنیا میشود

در کنـــــار کعبه او با نغمه ی داوودیش   

                          زنـدگی بخشد بمـا، همچو مسیحا میشود

سینه مالامال دردست ای مبینا ایـن بدان  

                           با ظهور او دوا  ایـــــــــن دردِ دلها میشود

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
بابی انت و امی پيوند ثابت

قسمتی از شعر زیبایی از مرحوم استاد شهر یار در رسای حضرت امیر المومنین علی ( ع )

یا علی! نام تو بردم، نه غمی مانده نه همّی                   بابی انت و امی

گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده نه غمّی                         بابی انت و امی

تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات             علی، ای قبله ی حاجات!

گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سمّی                         بابی انت و امی

گویی آن فاجعه دشت بلا هیچ نبوده ست                       درِِِ این غم نگشوده ست

سینه ی هیچ شهیدی نخراشیده به سُمّی                     بابی انت و امّی

حق اگر جلوه ی با وجه اتم کرده در انسان               کان نه سهل است و نه آسان

به خود حق که تو آن جلوه ی با وجه اتمّی                      بابی انت و امّی

منکر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل                             کر وکور است و عزازیل

با کر و کور، چه عید و چه غدیری و چه خمّی                  بابی انت و امّی

در تولا هم اگر سهو ولایت ، چه سفاهت!                       اف بر این شمّ فقاهت

بی ولای علی و آل چه فقهیُّ و چه شمّی                      بابی انت و امّی

تو کم کیف جهانی  و به کمبود تو دنیا                              از سرا تا به ثریا

شرر و شوراست و دگر هیچ نه کیفی  و کمّی                 بابی انت و امّی

آدمی جامع جمعیت و موجود اَتمّ است                           گر به معنای اعمّ است

تو به این مظهر انسان به معنای  اعمّی                           بابی انت و امّی

چون بود آدم کامل غرض از خلقت عالم                            پس به ذریّه ی آدم

جز شما مهد نبوت    نبود  چیز مهمّی                              بابی انت و امّی

عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم                منکرت مستحق ذمّ

وز تو بیگانه نیرزد  نه مدحی نه به ذمّی                            بابی انت و امّی

بی تو ای شیر خدا صبعه و دستار مسلمان                      شده بازیچه ی شیطان

این چه بوزینه که سرها همه را  بسته به دُمّی                  بابی انت و امّی

لشگر کفر اگر موج زند در همه دنیا                                  همه طوفان همه دریا

چه کند با تو که صخره ی سَمّا و  اسمی                          بابی انت و امّی

یا علی خواهمت آن شعشعه ی تیغ زر افشان                 هم بدو کفر سر افشان

باید این لمعان دید و ندانم  به چه لِمّی             بابی انت و امّی

نظرات[۰] | دسته: گلچین شعر | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 386
  • 214
  • 256,608
No Image No Image