No Image
خوش آمديد!
خیال خام پيوند ثابت

سوز می آید زسویت، بس زمستان پیشه ای
نه زمستان نیستی، فصل بدون ریشه ای
از درخت آشنایی میوه چیدی بارها
میوه خوردی لاجرم، امروز دست تیشه ای
بره ی شاد دلم، غمگین زخم پنجه هاست
در لباس میش ها،  گرگ درون بیشه ای
قامتت یک روز خواهد شد، چو قلب سنگیت
در خیال خام خود، شفاف همچون شیشه ای
حسن کشاورز

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آقا برگرد پيوند ثابت

جانها همه قربان تو آقا برگرد
خون می شود احسان تو آقا برگرد

انگارخلیل است و ذبیح و عرفات
اصغر سر دستان تو آقا برگرد

این قوم جفاپیشه ندارد رحمی
برکودک عطشان تو آقا برگرد

تیری به سر چله نشانش کرده
از دیده پنهان تو آقا برگرد

شرمنده نشو، تشنه ترین وارث آب
سوگند سر جان تو آقا برگرد

اهل حرم و چشم به راهی تا کی
دستم سر دامان تو آقا برگرد

اعصاب سما ناله ز دردی دارد
تیری شده مهمان تو آقا برگرد

اعضای زمین یکسره درهم پیچید
از حنجر طفلان تو آقا برگرد

اکنون که ردا بر سر طفلت داری
کامل شده پیمان تو آقا برگرد

حسن کشاورز

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آرزوی خوب پيوند ثابت

صندلی خالی تر از یک سرنشین
بامن تنهاتر از من هم نشین

یادم آید از زمان خوش دلی
از تبسم های شادی آفرین

از همانکه در کنارم می نشست
از نگاه و چشم و حرف دل نشین

آرزوی خوب فرداهای دور
حلقه اندیشه هایم را نگین

حس یک پیمان برجا تا ابد
اولین همراه، شاید آخرین

ناگهان طعم خیالم تلخ شد
آمده آیا غروب واپسین؟

این عبور بی تفاوت از چه روست؟
آسمان مبهوت، هم من، هم زمین

صندلی با غم نگاهم می کند
سرد شد آغوش گرم آتشین

یا نهیبم می زند سویش برو؟
یار می ماند فقط تنها همین

حسن کشاورز

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کربلا شور شهادت آفرید پيوند ثابت

عشق هفتاد و دو نوبت شد شهید
تاتن رنجور عالم جان دمید
نینوا از لاله ها آکنده شد
از سر هر ساقه گل خون چکید
آنقدر داغ مصیبت سخت شد
عرش هم بر چهره اش ناخن کشید
کافری خنجر به کف، بر سینه ای
حنجر لب تشنه ای را سر برید
ازدحام نیزه بود و قتلگاه
جامه ای در پنجه گرگان درید
پاره های پیکر خاتم به خاک
قلب خواهر پر تلاطم می تپید
بر سر نیزه نه سر، قران ناب
یاد صفین و علی در جان وزید
کاروان جامانده تن را، سر که هست
کربلا شور شهادت آفرید

کشاورز زیازانی

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
روهینگا پيوند ثابت

روهینگیا،خاک غریب، از زجر تو افسرده ایم
از زنده سوزیها،ستم، بر قوم تو آزرده ایم
زخم تن خاک شما،در عمق جانها ریشه کرد
ما زخمهای خویش را دیگر ز خاطر برده ایم
خارج ز این جغرافیا، داغ مسلمان داغ ماست
فتح نهایی می رسد هر چند سیلی خورده ایم
دست بلند خاک من، لبریز غیرت می شود
بودا مپندارد که ما یک ملت دل مرده ایم
آواره هم کیش من، با درد و رنج و بی کسی
تکرار چون شد کربلا، با لاله پژمرده ایم

کشاورز زیارانی

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image