| خیال خام |
|
سوز می آید زسویت، بس زمستان پیشه ای
نه زمستان نیستی، فصل بدون ریشه ای
از درخت آشنایی میوه چیدی بارها
میوه خوردی لاجرم، امروز دست تیشه ای
بره ی شاد دلم، غمگین زخم پنجه هاست
در لباس میش ها، گرگ درون بیشه ای
قامتت یک روز خواهد شد، چو قلب سنگیت
در خیال خام خود، شفاف همچون شیشه ای
حسن کشاورز
دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|