او مطمئن است اما می خواهد که دیگران نیز از این اطمینان او مطمئن شوند اما نکند …. آری نکند که دیر شود و تمام آنچه که در تمام سالیان برای آن آن این همه زحمت کشیده رنج برده و خون دل خورده است و به فراموشی سپرده شود ….. نه، هرگز

نجوای دل انگیز قافله عشق هنوز به گوش می رسد. ولوله ی کاروانیان و صدای سم اسبان و زنگ شتران هیاهوی گنگی را در فضا پراکنده است. این روزها گویی صحرای جحفه کم کم لباسی از غرور را به تن می کند تا تولد افتخارش را در برگ های خاطراتش جشن بگیرد. سیمای نورانی آخرین پیامبر خدا در اندیشه ای ژرف ، آرام و بی سرو صدا انگار از همان آغاز که گام در حجهالوداع می نهاد، حادثه ای بزرگ را انتظار می کشیده است. چونان همیشه مهربان و صمیمی در میان مردم می درخشید. سیل مردان و زنان چونان زنجیری که ابتدا و انتهایش فرسنگ ها
نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...
|