No Image
خوش آمديد!
سبب غیبت در کلام آیت الله بهجت پيوند ثابت
آیت الله بهجت
از ایشان سوال شد که علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه چیست؟ و چرا از فیض حضور ایشان محروم شده ایم؟ ایشان در پاسخ فرمود: “سبب غیبت امام زمان”عج” خود ما هستیم!

حضرت آیت الله العظمى آقاى حاج شیخ محمد تقى بهجت (رحمه الله) در اواخر سال ۱۳۳۴ ه ق در شهر فومن واقع در استان «گیلان» به دنیا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادر را از دست داد .

 تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتب خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال ۱۳۴۸ ه ق هنگامى که تقریبا ۱۴ سال از عمر شریفش مى ‏گذشت، براى تکمیل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود ۴ سال درکربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى (غیر از آیت الله العظمى خویى معروف) بهره برد.

  و در سال ۱۳۵۲ ه ق براى ارائه تحصیل به «نجف اشرف» رهسپار گردید و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضى طالقانى (ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام:

 حاج آقاى ضیاء عراقى و میرزاى نائیینى (رحمه‏الله) در حوزه درسى آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى وارد شد.

  افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ محمد کاظم شیرازى (رحمه‏الله) صاحب حاشیه بر مکاسب – و در حوزه علوم عقلى، کتاب (الاشارات والتنبیهات) و (اسفار) رانزد آیت الله سید حسین بادکوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تالیف کتاب (سفینه‏البحار) با محدث کبیر حاج شیخ عباس قمى (ره) همکارى نمود.

  و در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش (فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوار (سعیدى) و درکربلا از برخى علماى دیگر بهره برد، تااینکه در نجف اشرف در سن ۱۷ – ۱۸ سالگى با آیت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلک شاگردان اخلاقى – عرفانى ایشان درآمد.

  و سرانجام در سال ۱۳۶۴ هق موافق با ۱۳۲۴ هش قلبى صیقل یافته از معنویت و سینه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال به سرزمین خویش هجرت نمود و در زادگاهش تشکیل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى که هنوز چندین ماه از مهاجرت آیت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود.

  موقتا مقیم شد و خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف را یکى پس از دیگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افکند .

آیت الله بهجت  و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ایشان سوال شد که علت غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه چیست؟ و چرا از فیض حضور ایشان محروم شده ایم؟

 ایشان در پاسخ فرمود:

 “سبب غیبت امام زمان”عج” خود ما هستیم! وگر نه اگر ظاهر شود چه کسی او را می کشد؟ یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش امتحان خود را پس داده ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می کنیم، و یا اینکه او را به قتل می رسانیم! وگرنه اگر این یکی هم ظاهر می شد لابد به قربانش می رفتیم! انحطاط و پستی انسان به قدری است که قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه ی حضرت صالح را با اینکه وسیله ی ارتزاق و نعمت آن ها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباره ی آن می فرماید:” لکم شرب یوم معلوم” یعنی یک روز، آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، و روزی که آب چاه را می خورد در عوض به آنها شیر می داد !…”[۱]

 آیت الله بهجت این عالم فرزانه وجود حضرت را از طریق حدیث ثقلین اثبات می نمودند؛

“حدیث ثقلین از ادله ی اثبات غیبت امام زمان (عج)  است ! زیرا در آن حدیث میفرماید  (( انهما لم یفترقا ))[۲] یعنی قرآن وعترت از هم جدا نمیشوند .یعنی ، چه حاضر باشند یا غایب ! اگر کسی این حدیث را تحقیق و معنای آن را تحصیل کند ، مسئله غیبت خیلی برای او واضح خواهد بود : زیرا در غیر این صورت ( لزم الانفکاک بین قرآن و العترت ) ! یعنی  لازمه ی آن ، جدایی بین قرآن و عترت خواهد بود.”[۳]

 برخی نابخردان شبهه ای را در مورد تولد حضرت ایراد می کنند.

 آنها می گویند چگونه می توان تولد امام زمان علیه السلام را اثبات کرد در حالیکه راوی فقط یک زن است؟

 آیت الله بهجت این شبهه را چنین پاسخ داده اند؛

“اولا: بله راوی یک زن است . آیا این همه مدت که حضرت در میان مردم ظاهر بوده کسسی از اصحاب او را ندیده و مشاهده نکرده است ؟!

ثانیا : خود امام حسن عسکری (علیه السلام) و دیگر امامان (علیه السلام) خبر داده اند و بعد از آن هم الی ماشا الله شیعه از وجود مقدسشان این همه کرامات دیده و می بیند .

 ما چه می دانیم همین امروز در کجا ها چه اغاثه هایی ( فریاد رسی هایی) برای مستغیثها و چه اجاره هایی برای مستجیر ها از طرف حضرت انجام می شود ؟! ما چه می دانیم چه کار هایی هر روز دارد می شود ؟! بله حضرت از اعین ضالمین محجوب است. اما کسانی که نه ظالمند و نه رفیق ظالمند و نه با ظالمبن معاشرند و نه در خانه و محله ظالمین هستند ، آن حضرت از دیده ی آن ها محجوب نیست .

 ثالثا: دیدن با چشم موضوعیت ندارد ، بلکه این طریق و وسیله ای است برای حصول یقین . اگر آدم از پشت پرده صدایی را شنید ، فهمید ، و بودن گوینده را یقیین کرد ، او برای ما خبر هایی داد و آن خبر ها مطابق با واقع شد ، از سابق و لا حق ما خبر داد ، به وجود گوینده یقین پیدا می کنیم ولو چشمانمان او را نبیند.

 رابعا :همین دیدن را خیلی از بزرگان علما ما هم ادعا کرده اند . که اگر ما بگوییم آن ها دروغگو بودند که دیگر معلوم است ما در چه حالیم ؟!”[۴]

 سفیانی یکی از شخصیت هایی ست که قیامش در آخر الزمان از نشانه های ظهور است. نظرات آیت الله بهجت در مورد سفیانی، حضورش در این زمان و فتنه آخر الزمان شنیدنیست؛

 “تازگی دیدم که در یکی از کتاب های عامه نوشته است که نسبت سفیانی به واسطه ی یزید و معاویه ،به ابوسفیان نمی رسد ، بلکه به واسطه ی یکی از برادران معاویه ، به ابوسفیان می رسد![۵]

 همچنین در آن کتاب آمده است : وقتی سفیانی می آید ، هرکس که نام او محمد ، علی، حسن ، حسین، زینب و ام کلثوم است و نیز تعداد زیادی از زن های حامله را می کشد![۶]

در روایتی آمده است : سفیانی صدو هفتاد هزار نفر در فلان محله یا منطقه عراق می کشد ! بعضی خیال می کنند وقتی که حضرت ظهور می کند ، کشتار واقع می شود! ولی چنین نیست ، بلکه کشتار قبل از ظهور آن حضرت است.[۷]

 امید واریم این بیچارگی و ذلت و ابتلائات گوناگون شیعه خاتمه پیدا کند ! در روایات آمده است که سفیانی چه فسادها و ستم ها می کند! روایتی از حضرت امیر (علیه السلام) داست . مرحوم حاجی نوری نقل می کند : سفیانی رانزد حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می آورند .

  در حالی عمامه اش را دور گردنش پیچیده اند ! به حضرت می گوید: یابن رسول الله ! مرا نکش ؟! بنابر این نقل ،اطرافیان می گویند ، کسی که این همه اولاد رسول الله (علیه السلام) را کشته ، او را آزاد می کنید ؟! در هر حال آنقدر به حضرت فشار می آورند تا این که می فرمایند ((شانکم )) یعنی هر کاری که صلاح می دانید انجام دهید ، و بد ین ترتیب گویا حضرت اجازه می دهند که او را بکشند و سر انجام او را می کشند.[۸]

  مرحوم مقدسی مشهدی در عتبات از خدا خواست بود که بفهمد آیا سفیانی هست با خیر ؟ در کاظمین در وسیله ی نقلیه ، عربی در کنار او نشسته بود وقت پیاده شدن به او فرمود آری سفیانی هست ! این داستان پنج شش سال قبل واقع شده است .”[۹]

پی نوشت ها :

[۱] بهارانه، ص۳۵٫

[۲] مسند احمد: ج۳/۱۴٫

[۳] بهارانه، ص۳۶٫

[۴] درس خارج فقه/ ۶/۸/۱۳۸۰٫

[۵] بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۱۳٫

[۶] کتاب ۶۰۰نکته، ۱/۱۸۶٫

[۷] بحار الانوار، ج۵۰، ص۲۳۷٫

[۸] کتاب ۷۰۰نکته، ۲/۸۴٫

[۹] همان، ۲/۶۳٫

 

منابع:

کتابهای بهارانه

۷۰۰ نکته

بحار الانوار

تهیه و فرآوری : احمد اولیایی ، گروه حوزه علمیه تبیان

دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image