مدینه شهر آه و غربت و درد
مدینه شهر ماتم شهر یک مرد
مدینه شهر مــولایم علی بود
ولی تا آن زمانی که نبی بود
ولی آندم که احمد رخت بربست
خوشی هم از علی وفاطمه جست
هنوزم داغ احمد شعله ور بود
هنوزم باغ دینش بی ثمر بود
ولایت میوه ی بــاغ رسالت
رسالت کی بماند بی ولایت
به تسلیت بجای گل جماعت
به آتش آمده بر درب عترت
کسی در میزند، ساکت ببینم
دلم پــر میزند، ساکت ببینم
صدای های و هو آید بگوشم
ولی من بی مهابا در خروشم
بگو تو کیستی، پشتِ درِ ما
دمـــادم میزنی دادی سرِ ما
ولی نه این صدای آشنا نیست
علی نه، این نوای دلربا نیست
بِدان اینان ز ما بس کینه دارند
حسد از تو علی در سینه دارند
چرا با آل طاها در ستیزید
چرا از ما شماها میگریزید
گناه همسرم حیدر مگر چیست
مگر او از مسلمانان دگر نیست
مگر نَبود علــــی اول مسلمان
مگر مدحش نگفته دهرِ قرآن
منم زهـــــرا که بابایم محمد
بُوَد ختم رُسل از سوی سرمد
منم زهرا همان خیر کثیرم
منم زهرا به عالم بی نظیرم
در آن احوال غم افزا که زهرا
تکلم داشت با آن خیل اعدا
ز ضرب تیغ تیز و ضربت در
بر آمد ناله ای از عرش داور
به آتش درب آن خانه شکستند
دو دست حیـــدر صفدر ببستند
ولی ای کاش چشمش بسته بودند
از ایــن غم قلب او نشکسته بودند
خدایا دست مردی را نبندند
اگر بستند به اشک او نخندند
خدایا هیچ مردی پیش همسر
ز نا مردی نگردد دیده اش تر
خدایا باغ پر گل از خزان دور
نگردان قلب گلها را تو پرشور
خدایـــــا مجتبی در پیش مادر
ز آن کوچه بسی گردیدمضطر
همان کوچه که دستی ناجوانمرد
برآمـــد رنگ رخسار حسن زرد
همان کوچه زآن یک ضربه سیلی
رخ عرش خــــــــدا گردید نیلی
همان کوچه که مادر تا بخانه
خمیده،چشم تـــار از تازیانه
همان کوچه که زهــرا را ز حیدر
جدا کرده به مشت و تیغ و خنجر
همان کوچه که پهلویش شکستند
ملائک در غمش محزون نشستند
همان کوچه به پیش چشم طاها
جسارت کرده بــر ناموس مولا
در آنجا چادر او شعله ور شد
دل حیدر از آنجا خون جگر شد
همانجا کـــــربلا را نقش بستند
همه پیمان سست خود شکستند
همــــــانجا نینوایش دیدنی شد
گل و غنچه زباغش چیدنی شد
حسین را در مدینه سر بریدند
فدک را ناجوانمردان چریدند
مدینه معجر از زینب کشیدند
حریم و حرمت طاها دریدند
مدینه آتشی افکنده بر یـــاس
دریده علقمه شد چشم عباس
علم اندر مدینه چون جفا شد
قلم در علقمه دست وفــا شد
مبین دردش زاین غم درفزونست
دل عالم ز داغش پــــرزخونست
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران