No Image
خوش آمديد!
حیران پيوند ثابت

هجر تو یوسف کنعان تا کی؟

سر ز هجرت به گریبان تا کی؟

عالمی در طلبت بی طاقت

تشنه ی چشمه ی حیوان تا کی؟

گوش شیدا به رهت یا مولا

چشم در هجر تو حیران تا کی؟

شده مردم ز تماشا محروم

مردم دیده پریشان تا کی؟

تا به کی در پس ابر غیبت

بشوی از همه پنهان، تا کی؟

لاله با داغ به باغ و نرگس

نگران از غم هجران تا کی؟

مرهم زخم دل خسته وصالت باشد

سینه در هجر تو سوزان تا کی؟

طعنه ها گشته روان از همه سو

بغض ها مانده گلومان تا کی؟

ظلم گسترده به عالم همه جا

شاهد ظلم به یاران تا کی؟

ای خدا از تو فرج میخواهم

ای «مبین» بی سر و سامان تا کی؟

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران جمعه ۹۱/۰۷/۲۸

وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلن

دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image