در قرآن میخوانیم:
یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اجْتَنِبُواْ کَثِیراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُواْ وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ(حجرات/۱۲)
اى کسانى که ایمان آورده اید! از بسیارى گمانها دورى کنید، زیرا بعضى گمانها گناه است. و (در کار دیگران) تجسّس نکنید و بعضى از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (هرگز) بلکه آن را ناپسند مىدانید و از خدا پروا کنید، همانا خداوند بسیار توبه پذیر مهربان است.
غیبت و پیامدهاى آن:
غیبت آن است که انسان در غیاب شخصى چیزى بگوید که مردم از آن خبر نداشته باشند و اگر آن شخص بشنود، ناراحت شود.(۱)
رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: دست از سر مردهها بردارید و بدى هاى آنان را بازگو نکنید، کسى که مُرد، خوبی هایش را بیان کند.(۲) امام صادق علیه السلام فرمود:
غیبت کننده اگر توبه کند، آخرین کسى است که وارد بهشت مىشود و اگر توبه نکند، اوّلین کسى است که به دوزخ برده مى شود.(۳)
امام رضا علیه السلام از امام سجاد علیه السلام نقل مىکند که هر کس از ریختن آبروى مسلمانان خود را حفظ کند، خداوند در قیامت لغزشهاى او را نادیده مى گیرد.(۴)
در روایتى، غیبت کردن؛ کفر و شنیدن و راضى بودن به آن، شرک دانسته شده است
پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمودند:
هر کس زن یا مردى را غیبت کند، تا چهل روز نماز و روزهاش پذیرفته نمیشود.(۵)
پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند:
در قیامت هنگامى که نامهى اعمال انسان به دست او داده مى شود، عدّهاى مىگویند: چرا کارهاى خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته مى شود: خداوند، نه چیزى را کم و نه چیزى را فراموش مىکند، بلکه کارهاى خوب شما به خاطر غیبتى که کردهاید از بین رفته است. در مقابل افراد دیگرى، کارهاى نیک فراوانى در نامهى عمل خود مىبینند و گمان مىکنند که این پرونده از آنان نیست، به آنها مى گویند: بهواسطهى غیبتشدن، نیکیهاى کسى که شما را غیبت کرده، براى شما ثبت شده است.(۶)
سۆال:
چرا در روایات کیفر یک لحظه غیبت کردن، محور نابودى عبادات چند ساله ى انسان بیان شده است؟
آیا این نوع کیفر عادلانه است؟ پاسخ: همان گونه که غیبت کننده در یک لحظه، آبرویى را که مۆمن سالها به دست آمده مىریزد، خداوند هم عباداتى را که او سالها بدست آورده از بین مىبرد. بنابراین محو عبادات چندساله، یک کیفر عادلانه است.
رسول خداصلى الله علیه وآله در آخرین سفر خود به مکّه فرمودند: خون و مال و آبروى مسلمان، محترم است، همان گونه که این ماه ذى الحجه و این ایام حج محترم است.(۷)
در روایات، نام غیبت کننده در کنار کسى آمده که دائماً شراب مى خورد. «تحرم الجَنّه على المغتاب و مُدمِن الخمر»(۸)
کسى که غیبت مىکند و شراب مىنوشد، از بهشت محروم است. بر اساس روایات، کسى که عیوب برادر دینى خود را پىگیرى (و براى دیگران نقل) کند، خداوند زشتیهاى او را آشکار مىکند.(۹)
پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: یک درهم ربا، از سى و شش زنا بدتر است و بزرگترین ربا، معامله با آبروى مسلمان است.(۱۰)
در حدیث مىخوانیم: نشستن در مسجد به انتظار نمازِ جماعت، عبادت است البتّه مادامى که منجر به غیبت نشود.(۱۱)
پیامبرصلى الله علیه وآله در آخرین خطبه خود در مدینه فرمودند: اگر کسى غیبت کند، روزه ى او باطل است.(۱۲)
یعنى از برکات وآثار معنویى که یک روزهدار برخوردار است، محروم مى شود. اگر از بدن انسان زنده قطعهاى جدا شود، امکان پر شدن جاى آن هست، ولى اگر از مرده چیزى کنده شود، جاى آن همچنان خالى مىماند. غیبت، بردن آبروى مردم است و آبرو که رفت دیگر جبران نمىشود. «لحم اخیه میتاً» جبران غیبت براى جبران غیبتهایى که در گذشته مرتکب شدهایم، در صورتى که غیبتشونده زنده و در قید حیات است؛ اگر به او بگوییم که ما غیبت تو را کردهایم ناراحت مى شود، به گفته بعضى مراجع تقلید(۱۳)، نباید به او گفت، بلکه باید بین خود و خداوند توبه کرد و اگر امکان دسترسى به شنوندگان غیبت است، به گونهاى با ذکر خیر و تکریم آن فرد، تحقیر گذشته را جبران کنیم و اگر غیبتشونده ناراحت نمى شود، از خود او حلالیّت بخواهیم؛ اما اگر غیبت شونده از دنیا رفته است، باید توبه کرده و از درگاه خداوند عذرخواهى کنیم که البتّه خداوند توبهپذیر و بخشنده است. شیخ طوسى در شرح تجرید، بر اساس حدیثى از پیامبرصلى الله علیه وآله مىفرماید: اگر غیبت شونده، غیبت را شنیده است، جبران آن به این است که نزد او برویم و عذرخواهى کرده و حلالیّت بخواهیم، امّا اگر نشنیده است، باید هرگاه یادى از غیبت شونده کردیم، براى او استغفار نماییم. «انّ کفّاره الغیبه أن تستغفر لمَن اغتبتَه کلّما ذکرتَه»(۱۴)
موارد جواز غیبت:
در مواردى، غیبت کردن جایز است که به بعضى از آنها اشاره مى کنیم:
۱٫ در مقام مشورت در کارهاى مهم؛ یعنى اگر شخصى درباره ى دیگرى در مورد ازدواج و گزینش و مسئولیت دادن و… مشورت خواست، ما مى توانیم عیبهاى آن فرد را به مشورت کننده بگوییم.
۲٫ براى ردّ سخن و عقیدهى باطلِ اشخاصى که داراى چنین اعتقاداتى هستند، نقل سخن و عیب سخن آنها جایز است، تا مبادا مردم دنباله رو آنها شوند.
۳٫ براى گواهى دادن نزد قاضى، باید حقیقت را گفت گرچه غیبت باشد.
۴٫ براى اظهار مظلومیّت، بیان کردن ظلم ظالم مانعى ندارد.
۵٫ کسىکه بدون حیا و آشکارا گناه مىکند، غیبت او مانعى ندارد ندارد.
۶٫ براى ردّ ادعاهاى پوچ، غیبت مانعى ندارد. کسى که مى گوید: من مجتهدم، دکترم، سیّدم، و ما مىدانیم که او اهل این صفات نیست، جایز است به مردم آگاهى دهیم تا فریب نخورند. شنیدن غیبت وظیفه شنونده، گوش ندادن به غیبت ودفاع از مۆمن است.
در حدیث مى خوانیم:
«السّاکتُ شَریکُ القائل»(۱۵) کسى که غیبت را بشنود و سکوت کند، شریکِ جرم گوینده است.
پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: هر کس غیبتى را بشنود و آن را ردّ کند، خداوند هزار باب شرّ را در دنیا و آخرت بر او مىبندد، ولى اگر ساکت بود و گوش داد، گناه گوینده نیز براى او ثبت مىشود. و اگر بتواند غیبتشونده را یارى کند، ولى یارى نکند، در دو دنیا خوار و ذلیل مىشود.(۱۶)
در روایتى، غیبت کردن؛ کفر و شنیدن و راضى بودن به آن، شرک دانسته شده است.(۱۷)
در آیه ى ۳۶ سوره اسراء مى خوانیم:
«انّ السّمع و البصر والفۆاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا»
هر یک از گوش و چشم و دل انسان، در قیامت مورد بازخواست قرار مىگیرند. بنابراین ما حق شنیدن هر حرفى را نداریم.
شبکه تخصصی قرآن تبیان
برگرفته از: تفسیر نور، محسن قرائتی
دسته: