No Image
خوش آمديد!
موتور محرک انسان پيوند ثابت



برای شروع در هر کاری و برای رسیدن به هر هدفی که دنبالش باشیم باید نیرویی قوی در انسان باشد تا به او توان حرکت بدهد .اما باید دید آنچه ما را به حرکت و تلاش وامیدارد چیست؟


اراده

نه اشتباه نکنید آنچه ما را به حرکت وادار می کند، اراده نیست، بلکه اراده خود نیز نیازمند محرکی است به نام انگیزه.

بله، انگیزه در ما شرایطی را محیا می کند، تا ما در تلاش برای بدست آوردن آنچه که ما را به هدفمان نزدیک می کند با تمام قدرت و توان خود حرکت کنیم و در این مسیر اگر با مشکلی برخورد کنیم اوست که ما را به ادامه راه و سعی در حل مشکلات تشویق و ترغیب می نماید .

این نیروی بسیار قدرتمند همواره به صورت یکسان در اختیار انسان قرار ندارد و ممکن است دچار ضعف شود و گاه تا نابودی خود پیش برود پس برای اینکه این باطری محرک انسان همواره دارای انرژی کافی برای حرکت باشد باید او را توسط شارژرهای قوی حمایت کنیم.

قرآن کریم برای تحریک انگیزه در ابعادد مختلف وجوی انسان راههای مختلفی به ما پیشنهاد کرده است که برای آشنایی به برخی اشاره می کنیم:

۱. برانگیختن انگیزه از طریق تشویق و تهدید

انسان ها وقتی انگیزه ای قوی برای دستیابی به هدفی مشخص داشته باشند رسیدن به آن هدف خود باعث ارضای انگیزه اش می شود. همین مطلب نوعی پاداش برای او محسوب می شود چنان که عدم موفقیت در رسیدن به هدف نوعی کیفر و رنجش دراو ایجاد می کند.

آیات تشویق که نعمت های بهشتی را توصیف می کنند و امید دستیابی به ابن نعمت ها را در مسلمانان بر می انگیزند و آن ها را به تقوا و اخلاص در انجام عبادات و عمل صالح و جهاد در راه خدا و دیگر امور خیر تشویق می نماید و همراه با همین شیوه تشویقی آیات عذاب دوزخ را توصیف و انسان را وادار به دوری کارهای ناپسند می نماید.

اینکه در هیچ حالتی خداوند حالتی چون یأس و ناامیدی را نمی پذیرد چرا که در هر لحظه راهکاری را برای انگیزه یافتن و امیدواری به خود را فراهم ساخته است

قرآن نیز به این مطلب اشاره نموده و میفرماید:

« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ * وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ:خدا به کسانى که ایمان آورده اند و کارهاى شایسته انجام دادهاند ، وعده داده است که براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است* و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند ، اهل دوزخ اند.» ( مائده: ۱۰،۹)

پس شیوه تشویق و تهدید برای تعدیل رفتار انسانها و جهت دادن به آن است و استفاده از هر یک از آن ها به تنهایی کارساز نمی باشد چرا که ترس مطلق مایه یأس از رحمت الهی و تشویق مطلق سبب امید مطلق و ایجاد تنبلی و سستی در انسان می گردد.

امید

قرآن بر آمیزه ای از این دو تاکید دارد و در توصیف برگزیدگان خداوند و بندگان صالح او این مطلب را عنوان کرده:

« فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ یَحْیَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَ کَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ : پس [خواسته] او را اجابت کردیم و یحیى را به او بخشیدیم و نازایى همسرش را براى وى اصلاح نمودیم ، آنان همواره در کارهاى خیر مى شتافتند ، و ما را از روى امید و بیم مى خواندند ، و پیوسته در برابر ما فروتن بودند»( انبیاء: ۹۰)

در این راه خداوند تنها به یادآوری نتایج آخرتی این دو عمل خیر و شر اشاره نداشته و به دنیای مومنان و کافران نیز پرداخته است و یا در برخی آیات خویش ثواب برای مومنان و عذاب برای کافران را در یکی از زندگی های دنیا و آخرت ترسیم نموده است:

« فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَ حُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ: پس خدا پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا فرمود ؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.» (آل عمران: ۱۴۸)

 ۲٫ تحریک از طریق داستان

در داستان های قرآنی شوق شنوندگان برانگیخته می شود تا حوادثی را که داستان می آید را با توجه دنبال کنند تا در ضمن داستان اهداف دینی مربوط به عقاید یا عبرت آموزی ها و حکمت هایی را به آنان عرضه و تبلیغ نماید چنانکه صراحتاً به این مطلب اشاره شده:

« لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ …: به راستى در سرگذشت آنان عبرتى براى خردمندان است …»( یوسف : ۱۱۱)

انسان ها وقتی انگیزه ای قوی برای دستیابی به هدفی مشخص داشته باشند رسیدن به آن هدف خود باعث ارضای انگیزه اش می شود. همین مطلب نوعی پاداش برای او محسوب می شود چنان که عدم موفقیت در رسیدن به هدف نوعی کیفر و رنجش دراو ایجاد می کند

۳٫ استمداد از حوادث مهم

از دیگر عواملی که موجب تحریک انگیزه و جلب توجه انسان می شود بعضی حوادث مهم است که وجدان او را تکان می دهد و توجهاتش را بر انگیخته و ذهن او را مشغول می سازد و مردم در این گونه حوادث اغلب آمادگی دارند تا پند و عبرتی را که در این حوادث موجود است را بیاموزند.

قرآن کریم نیز این حواث مهم را برای همین موضوع استفاده نموده است که یکی از این نمونه ها اتفاقی است که در جنگ حنین پیش آمد آنجا که در قرآن آمده است:

«لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَهٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئًا وَ ضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ*ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُۆْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَ عَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ذَٰلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ : بى تردید خدا شما را درجبهه هاى زیاد و عرصه هاى بسیار یارى کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین ، آن زمان که فزونى افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد ، ولى [فزونى عدد] چیزى از خطر را از شما برطرف نکرد ، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد ، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید .* آن گاه خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبى است] بر پیامبرش و مۆمنان نازل کرد ، و لشکریانى که آنان را نمی دیدند [براى یارى مۆمنان] فرود آورد ، و کسانى را که کفر مى ورزیدند ، به عذاب سختى مجازات کرد ؛ و این است کیفر کفرپیشگان» ( توبه : ۲۶،۲۵)

با نگاهی اجمالی بر تمامی این مطالب ارائه شده تنها یک نتیجه می توان گرفت :

اینکه در هیچ حالتی خداوند حالتی چون یأس و ناامیدی را نمی پذیرد چرا که در هر لحظه راهکاری را برای انگیزه یافتن و امیدواری به خود را فراهم ساخته است .

حال به نظر شما چه چیز باعث شده با تمامی آن تدابیری که خداوند در اختیار ما قرار داده ما به سوی بیماری های روحی و روانی ناشی از عدم از امید دچار شویم؟

بخش قرآن تبیان

 


منبع : وبلاگ گروهی رهپویان قرآن

دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 1
  • 362
  • 214
  • 256,584
No Image No Image