قسمت اول :
پژوهش در سیر هنرهای بلاغی و سخنوری که با شکار معانی و نشاندن آن ها در ساختارهای سخن سر و کار دارد، از روزگاری کهن، توجه ارباب نقد و اندیشه را برانگیخته و در ایران پیش از اسلام نیز نشانههایی از این توجه به گفتار پیراسته و نیک وجود داشته است. در این نوشتار ما بلاغت در ادب فارسی را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار میدهیم.
الف) سیر هنرهای بلاغی و سخنوری در ایران
ب ) چشمه های بلاغت در شعر فارسی
الف) سیر هنرهای بلاغی و سخنوری در ایران
آمادگی و شایستگی فطری ایرانیان موجب گسترش دامنه تحقیقات بلاغی و ادبی گردیده و آثاری بس ارزنده و پایدار تقدیم جهان ادب نموده اند. تألیفات و ترجمههای گران بهای عبدالله بن مقفع (روزبه پسر دادویه) از یک سو موجب شد تا آثار مهمی در ادب و تاریخ و داستان های ملی و امثال و حکم ایرانی به عربی ترجمه شود و فرهنگ ایرانی به شیوایی گسترش یابد، و از دگر سو، آشنایی ایرانیان و مسلمانان با علوم ادبی یونانی و سریانی و مباحث شعری و بلاغی آنان، از جمله دیدگاه های ارسطو و پیروانش در مسایل خطابی و شعری، استفاده از تحقیقات ادبی را تنوع و گسترش بخشید و ایرانیان در شاخههای گوناگون ادب به تحقیق و تألیف پرداختند.
در علم نحو که در آغاز منحصر به اِعراب و دگرگونی اواخر کلمات بود، تألیف های متعدد، این دانش را شکوفایی و بسط داد و نویسندگان و دانشمندان ایرانی به کار شدند، از جمله: ابوعمرو بن العلا (د ۱۵۴ق) و شاگرد او خلیل بن احمد بصری (۱۰۰ـ۱۷۰ق.) و شاگرد او ابوبشر عمرو بن عثمان، مولی بنی الحارث، سیبویه فارسی (د ۱۸۳ق.) به تألیف و طرح مسایل پرداختند. این دانشمند اخیر، «الکتاب» را در نحو نوشت که بعدها شاگردش اَخفش آن را شرح کرد و آسمان ادب به فروغ این ستارگان آراسته گردید. در سده های نخستین اسلامی نویسندگان به نقد و ارزیابی آثار ادبی پرداخته، اصول و قواعد بلاغت و فن بیان را پایهریزی کردند و اندک اندک علوم بلاغی به سوی کمال سیر کرد و تدوین شد.

در دوره ی بنی عباس نخست تحقیق در دلایل اعجاز قرآن و کشف امتیازهای ادبی آن پیشرفت داشت و سخنشناسان در قوت و ضعف ادیبان مسلمان کند و کاو می کردند. دنباله ی این موشکافی ها سبب پیدایش سه دانش جدید به نام های: «معانی»، «بیان» و «بدیع» گردید که نمونه ی این بحث ها را در کتاب «مجازالقرآن» ابوعبیده معمر بن مثنی شاگرد خلیل بن احمد و در کتاب «الغصاحه» اثر ابوحاتم سجستانی و کتاب «اعجازالقرآن» جاحظ و «نقد الشعر و نقد النثر» ابوالفرج قدامه بن جعفر و کتاب «الشعر و الشعراء» ابن قتیبه دینوری و کتاب های «الکامل و البلاغه» مُبَرّد میتوان دید. هر یک از این دانشوران، مباحثی به بازار سخنوری عرضه کردند و راهی برای آیندگان گشودند.
سیر دانش های بلاغی و ادبی در سده ی چهارم و آغاز سده ی پنجم هجری به موازات گسترش دیگر دانش ها رونق و کمال یافت و شیوههای بحث در این مباحث چنین بود که کلام فصحا را مطرح کرده، در فواید لغوی و نحوی و دقایق بیانی آن سخن می گفتند و با استشهاد و استناد از آیه های قرآن و نیز شعر شاعران و بلغا اصولی را کشف میکردند. گاه استادی این مطالب را املا میکرد و دانش جویانش آن ها را انشا و املا میکردند و از همین رهگذر کتاب های «اَمالی» پدید آمدند، که از آن میان کتاب «الأمالی» ابوعلی قالی معروف است. برخی از مشاهیر و بزرگان علوم بلاغی که از ایران برخاستند، اینان بودند:
۱- ابوبکر محمد بن دُرَید (۲۲۳ـ۳۲۱ق) کتاب های «الجَمْهَره» را در لغت و «المقصوره والأشتقاق» را نوشت.
۲- ابوسعید حسن بن عبدالله سیرافی (د ۳۶۵ ق) از بزرگان نامی نحو و لغت و فقه و حدیث و علوم قرآن و کلام که سیره حفظ روایات داشت و شاگردش حسن بن احمد فارسی از روش قیاس بهره میگرفت.
۳- صاحب کافی اسماعیل بن عَبّاد (د ۳۸۵ق) وزیر مشهور دیلمیان و نویسنده ی بزرگ و از سرآمدان علمای لغت و نحو و نویسنده کتاب «المحیط».
۴- ابومنصور محمد بن احمد اَزهری هروی (د ۳۷۰ق) از بزرگ ترین دانشمندان ادب روزگار که کتاب «التهذیب» را در موضوع لغت نوشت.
۵- اسماعیل بن حَمّاد جوهری فارابی (د حدود ۴۰۰ق) صاحب کتاب «الصّحاح» در لغت.
تألیف کتاب های لغت و پژوهش های زبان شناختی به دست دانشمندان ایرانی، که خود مقدمه تنوع و تخصص در این پژوهش ها بود، سرانجام تحقیق در علوم بلاغت و آیین فصاحت و سخنوری را موجب گردید و بدینگونه علوم بلاغی در این روزگار مدارج والایی را پیمود. شرح چامهها و قصاید در مجالس درس به گونه ی «املا» رواج یافت و دقت ها و تحقیقات بیش تر را در زمینه ی بلاغت ممکن ساخت، تا بدان جا که به دست دانشمندان ایرانی، کتاب های اختصاصی در این قلمرو تدوین یافت، از آن جمله است: تحقیقات صاحب بن عَبّاد که در خردهگیری بر مُتـَنبّی و در نقد آثار این شاعر، رساله معروفی نوشت و شاگرد او ابوالحسن علی بن عبدالعزیز جرجانی که قاضی ری بود (۲۹۰ـ۳۶۶ ق)، در ادامه ی کار صاحب بن عباد، کتاب «الوساطه بین المتنبّی و خصومه» را تألیف کرد.
پس از این دانشمندان ایرانی بود که علامه ی بزرگ، عبدالقاهر بن عبدالرحمن جرجانی طرح نو آیین بلاغت خود را در کتاب های خویش به نام های «اسرارالبلاغه» و «دلائل الأعجاز» را پایهریزی کرد و به جهان ادب عرضه داشت و فصل نوینی برای محققان بلاغت و نقد ادبی جهان گشود.
دکتر جلیل تجلیل
تنظیم : بخش ادبیات تبیان