No Image
خوش آمديد!
در محضر خدا پيوند ثابت

در محضر خدا ،عزیزم گنه چرا

تا کی کنیم، بر خود و خلق و خدا جفا

در محضر خدایِ جهانیم و بی درنگ

از او نمی کنیم چرا لحظه ای حیا

در محضر خدا، شکمِ سیر همچو طبل

یادی نکرده ایم ز اطفال بینوا

در محضر خدایم و با آرزوی دور

کاین نفس پر نموده ام از باطل و هوا

در محضر خدا به تمنای منفعت

پستم نموده بازی دنیای بیوفا

در محضر خدای چنان ول شدم که من

افسار نفس خویش، نمودم دگر رها

فرمان حق نپذیرم ز زشت و نیک

در محضر خدا ،چه کنی سرکشی، دلا

در محضر خدا، ز ابلیسِ نابکار

هرگز وجود خویش، نکردم ز او جدا

در محضر خدا، شده ای غرق منکرات

کردی شتاب، به زشتی تو هر کجا

در محضر خدایم و از او جدا نگر

شیطان احاطه کرده ز هر سو مرا، مرا

در محضر خدای، شنو این ندا ز او

صد عهد توبه گر که شکستی بیا، بیا

در محضر خدا بُوَدت چاره، ای «مبین»

دائم ادب نمای، تو از سر، تا به پا

وزن شعر: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن           

   نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image