ماه شعبان سر شده، آن مهر تابانم کجاست؟
ماه رمضان آمده، آن جان جانان کجاست؟
جمعه شد سر، باز در دریای سرخ دیگری
عالَمی دیگر طلب، آرامش جانم کجاست؟
جوز(۱) دنیا گشته رسوا از سبکساری ،نگر
چرخ گردون در نوا، آن مغز دورانم کجاست؟
بزم ما آراسته، از مطرب و ساقیُّ و می
باغ ما خاموش، آن مرغ خوش الحانم کجاست؟
از دد و دیوان ملولم ،جان ما آمد بتنگ
شد فدا انسانیت، آن روح انسانم کجاست؟
سینه سوزان، چشم گریان، خسته از اغیار، من
در پی یک مرهمی، گردم که درمانم کجاست؟
کو به کو آواره ام، دنبال یار خویشتن
تا بجویم با دلم ،بینم که سامانم کجاست؟
کشتی ما رو به طوفان می رود
ناخدای کشتیِّ در موج و طوفانم کجاست؟
حال دنیا و دل ما بِه شود، آری «مبین»
لیک باید جست تا، آن حال گردانم کجاست؟
وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
******************************
(۱) گردو
آدمی را زبان فضیحه کند جوز بی مغز را سبکساری
دسته: