۵⃣ آیه پنجم: فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ فَجَعَلَهُمْ: پس گردانید آنان را. · فَ: حرف ربط به معنای «پس» یا «آنگاه». · جَعَلَ: فعل ماضی به معنای «قرار داد»، «گردانید». · هُمْ: ضمیر مفرد غایب به معنای «آنان» (اشاره به لشکر ابرهه). کَـ: حرف تشبیه به معنای «مانند»، «همانند». عَصْفٍ: (مصدر یا اسم) به معنای «کاه» یا «برگ و ساقه خشک شده گیاهان» که معمولاً پس از جدا کردن دانه (خرمنکوبی) باقی میماند. · مَّأْکُولٍ: صفت مفعولی از ریشه «أ ک ل» به معنای «خورده شده». اکل: خوردن «عصف ماکول» یعنى: برگ ِخورده یا جویده شده.
صحاح و قاموس آن را غلافى که مغزش خورده شده و پوستش مانده است گفتهاند، به قولى منظور برگ درخت است که الحال (کرم) آن را خورده و فاسد کرده است 🌷🌷🌷🌷🌷 🟢مباحث صرفی: