No Image
خوش آمديد!
یادمان یاد یاران پيوند ثابت

چلچراغ راه ما در ظلمت و بیداد باشد ای عزیزان                            

نور پاک سر زده از خاک پاکان و شهیدان

روز ما شد شام تار از بس ز خود بیخود شدیم

گوش و چشم خویش بسته تا شدیم از بی نصیبان

با دل و جان تا ربودند گوی توفیق و رشادت

برگزیده عرش را بر فرش آن چابک سواران

هر زمان یادی نمودیم از شهیدان در سر و جان

حال ما بِه بوده تا بودیم ما با آن طبیبان

راه انسان تیره گون شد منجی عالم کجایی؟

شد نصیبم خون دل ،پس کی رسد بوی بهاران

باغ لاله صد هزاران ، یادمانِ یاد یاران

مرهمی پیدا نشد، بر زخم این مسکین غریبان

گر که خاکِ پایِ یاران توتیای چشم گردد

این ز ره مانده بطوفان ،میرساند تا بکیهان

ای «مبین» اسرار عالم ،گر نمیدانی خموش

گوش جان را باز کن بر پند و اندرز ادیبان

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 2
  • 370
  • 214
  • 256,592
No Image No Image