No Image
خوش آمديد!
اجل … ازل پيوند ثابت

اجل گر تو باشی ازل می شود
زبانها، زبان غزل می شود

اگر زهر مهلک تراود ز جام
زتاثیر دستت، عسل می شود

گره در گره ، مشکل افتد به کار
ز تدبیر نیک تو حل می شود

فروزنده، سوزنده آتش بسی
به آن دمت ، خاک تل می شود

تن لرزه افتاده از بیم مرگ
نوید تو آید گسل می شود

سخن هرزه باشد به زعم کسان
زآن تو یکسر مثل می شود

نیابد ز پندت اثر گر سری
به انبان کاهی بدل می شود

هرآنکس به فتنه بکوبد درت
گرفتار درد و دغل می شود

تو شاید پیمبر شدی ناگهان
به اما، اگرها ، عمل می شود

و ایجاز لبخند و چشمان تو
دلیل تمام علل می شود

کشاورز

دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image