No Image
خوش آمديد!
روز ازل پيوند ثابت

از روز ازل عشق تو در کارم بود
نور رخ تو، شمع شب تارم بود

اندر خم ابروی تو پیچید دلم
بر هر مژه ات نقطه ی پرگارم بود

منع من آلوده ز خوانت کردند
بیگانگی از کوی تو دشوارم بود

در چاه شدم ولی ز اقبال بلند
یک دولت شاهانه خریدارم بود

دیدار تو مرهم دلی بود مرا
فارغ که شب چشم تو بیمارم بود

نستوحم اگر عهد وفایش بشکست
امید به لطف در تو یارم بود

ذکرت همه باعث تسلی دل است
تنها بر تو خانه اسرارم بود

گر سر درون، با دگری می گفتی
بیعت شکنی شهره بازارم بود

آندم که می از باده تو نوشیدم
دانم که ز اکسیر تو هوشیارم بود

کشاورز

دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image