| با یاد تو |
|
با نام تو زیر و رو کنم دنیا را
با یاد تو در جام کنم صهبا را
با مهرِ تو ای نور فروزنده ی دل
تاریک ندیده ام، شبی شبها را
با عشقِ تو، من طور ز جا بردارم
یک لحظه به گردش آورم سینا را
همچون نفسی، که بی صدا فعالی
قیمت چه نَهم این نفس پویا را
چون ماهی سرگشته میان دریا
خشکی بنهم، چه ارزشی دریا را
هنگامه ی مستی ام ز تو بگریزم
بیچاره شوم، سر بدهم نجوا را
من پُر شوم از تو می نمایم هر دم
تسخیر نهان و همه ی پیدا را
تا نور تو تابنده بُوَد بر جانم
غم نیست ز دیجور و شب یلدا را
گر واعظ غیری، تو « مبینا» برگرد
ترسم که چه سازی تو غم فردا را
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
۱۳۹۶/۰۷/۲۵
دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|