No Image
خوش آمديد!
قمار عشق پيوند ثابت

سینه مالامال درد و آتشی سوزنده تر
مرده ام از عشق و یارم از همیشه زنده تر
باد با خاکسترم گویا به بازی رفته است
زیر پایش خاک اندامم بسی آکنده تر
ناخنی ساییده ام بر تار ساز زندگی
تارهای زندگی روی دلم ساینده تر
بین دهلیز دلم هم فاصله افتاده است
ساقه ام  ازریشه خشکیده ی دل کنده تر
تیره شد روزم ز دیجوری شبهای خیال
آفتاب بخت اهل بی وفا تابنده تر
تیشه من دست من، اما ز ناکامی دل
در قمار عشق از فرهادها بازنده تر
خنجر عشقی به حنجر عادت هر روز ما
می فشارد گوییا این روزها برنده تر

حسن کشاورز

دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image