| آدم و حوّا |
|
درد وقتی هست درمان هم فراهم می شود
عاقبت از قلبها مان غصه ها کم می شود
اتفاقا آنکه فکرش هم برایت مشکل است
روی زخم قلب تو یک روز مرهم می شود
با کسی از درد هایت لب به شکوه وا مکن
ناگهان دیدی خود او علت غم می شود
فکر تغییر وجود دیگران هرگز نباش
تو فقط حوّا بمان آدم خود آدم می شود
با همه از راه خوش خلقی و خوش رویی درا
بند بند دوستی با مهر محکم می شود
هر چقدر از مال را تا می شود انفاق کن
آدمی از بخشش بسیار حاتم می شود
رضا مرادی
دسته: اشعار آقاي رضا مرادی | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|