| عشق به مولا علی (ع) |
|
سینه به عشق تو، تپیدن خوشست
ذکرِ تو، از هر که، شنیدن خوشست
گندم اگر کرد، برون آدمی
نان جویی، از تو جَویدن، خوشست
خضر اگر هست، زِ آبِ حیات
جرعه ی مهرِ تو، مکیدن خوشست
نوح بسی گشت، شَوَد ناخدا
لنگرِ حبِّ تو، گُزیدن خوشست
سرد اگر آتش نمرود شد
آتشِ عشقِ تو، چشیدن خوشست
دیده ی یعقوب، اگر دیده وَر
سرمه ی خاک تو، کشیدن خوشست
یوسف اگر، غمزه به جانان نمود
طاقتِ طاقش، ز تو دیدن خوشست
یونس اگر، گشت اسیر نهنگ
طعمِ کمندِ تو، چشیدن خوشست
صبر، خجل در برِ ایوب شد
بر کفِ صبرِ تو، رسیدن خوشست
داود اگر حکم کند، در جهان
حکم تو را، نیک، گُزیدن خوشست
ملک سلیمان که پُر آوازه شد
با گلی از باغِ تو، چیدن خوشست
موسی اگر چه لقبش شد کلیم
صوت خدا، از تو شنیدن، خوشست
دم بدهد حضرت عیسی اگر
بازدمی، از تو دمیدن، خوشست
در شبِ معراج، صدایِ خدا
صوتِ تو، معراج، شنیدن خوشست
حضرتِ جبریل درِ مکتبت
در پیِ علمِ تو، دویدن خوشست
کعبه که از آمدنت، مُنقلِب
سینه به پایِ تو، دریدن خوشست
مهر که روشن کند هر مرز و بوم
در دلِ خود، مهرِ تو، دیدن خوشست
ماهِ شبِ چارده از عشقِ تو
کال نباشد، که رسیدن خوشست
ساقی کوثر که دهی جام می
ساغر نابِ تو، چشیدن خوشست
جاری و ساریست، قناتِ علی
اشکِ تو در چاه، چکیدن خوشست
سنگ ز حبِّ تو، گُهر میشود
دل به هوای تو پریدن خوشست
عطرِ گل و نافه و مُشکِ ختن
از سر گیسوت، وزیدن خوشست
چه چه بلبل، به چمن در بهار
از سر ذوق تو، شنیدن خوشست
خون خدا داد پیامی چنین
خون، به هوای تو، چکیدن خوشست
حق خدا گشت ز تو مُنجلی
پیروی از تو، طلبیدن خوشست
دست خدایی و تو دستم بگیر
برسر خود، دستِ تو، دیدن خوشست
باش چنان در دم آخر «مبین»
روی به پای تو، کِشیدن خوشست
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
عید غدیر ۱۳۹۶/۰۶/۱۸
دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|