شرم مرا به خیمه طفلان که مى برد؟
مشک مرا به خیمه سوزان که مى برد؟
ادرک اخا سرودم و نالیده ام ز دل
این ناله را به محضر سلطان که مى برد؟
سقا به خون نشست و علم بر زمین فتاد
با دختران خبر ز مغیلان که مى برد؟
دستم فتاد و پنجه دشمن گشوده شد
این قصه را به موى پریشان که مى برد؟
دشمن به فکر غارت و معجر کِشى فتاد
این شرح را به طفل هراسان که مى برد؟
این غصه سوخت جان مرا صد هزار بار
سادات را به ناقه عریان که مى برد؟
محمد سهرابی
دسته: