| همصحبت چاه کوفه |
|
امشب به کوفه جز غم و درد و بلا نیست
مولای مظلومان ز زهر کین چه حالیست
امشب وصیت می کند در بستر مرگ
حتی سفارش های او غیر از خدا نیست
گفت از نماز و حج، زکات و روزه ، قرآن
ای شیعه اینها جملگی راه تعالیست
پوران همه جمعند در اطراف حیدر
عباس هم در گوشه ای در حال زاریست
کلثوم و زینب در فغان و آه و زاری
ام البنین سوزد ز جان، در سوگواریست
همصحبت شبهای چاه کوفه امشب
در انتظار جرعه ای از دست ساقیست
فردا طلوع مهر با رنگ کسوف است
ای وای بر چرخ و فلک، بد روزگاریست
بر زخم مولا یک نگاهی کرد گفتا
این زهر در فرق علی کاریست ،کاریست
بنگر «مبین» زخم سر مولای خود را
امید بهبودی دگر بر مرتضی نیست
وزن شعر: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim
|
ارسال نظر
|
|