No Image
خوش آمديد!
ایران رضا(ع) پيوند ثابت


شکر ایزد که شدم زاده به ایران رضا
در همه عمر نشستم به سر خوان رضا
نور خود ماه من از گنبد او دارد و بس
مهر من سر زند هر صبح ز ایوان رضا
کار من گشته به سامان همه جا در همه وقت
تا شدم ساکن آرامش سامان رضا
مات و مبهوت رضا گشته تمام عالم
مهر و مه، انس و ملک، هم شده حیران رضا
نگران آهوی در بند چه شد گردیدی
با نگاهی تو رها، شاد و خرامان رضا
تو مرا آهوی آزاد شده از صیاد
ببرم تا که رسانی به گلستان رضا
کن نگاهی تو به من خالق هستی نروم
در همه حال خدا، از سر پیمان رضا
بِرُبا گوی سعادت تو” مبین” در عالم
با دل و جان ز همه، از خم چوگان رضا
نصرالدین کریمی (مبین) ۲۴/۰۴/۱۳۹۲ – ششم رمضان ۱۴۳۴- ۵۰ دقیقه بامداد
وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image