No Image
خوش آمديد!
عواملی که اعمال نیک آدمی را آفت می زنند پيوند ثابت

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که کسانی که در بخشی از زندگی خود اعمال بد و معصیت الهی، و در  بخشی دیگری ایمان و اطاعت الهی انجام می دهند، به چه نسبت کیفر اعمال بد و پاداش اعمال نیک خود را می بینند، آیا حاصل جمع جبری آن‏ها، تعیین کننده خوشبختی یا بدبختی آنها در آخرت است؟ و آیا اینکه پاداش اعمال نیک و کیفر اعمال نا شایستشان قطعی و ثابت و تغییرناپذیر است یا قابل تغییر می‏باشد؟ یکی از جواب های این سوالات را در بحث “حبط اعمال” می توان یافت.

 


ریا

“حبط” در لغت به معنای باطل شدن است. و در اصطلاح: “از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است.”حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده‏است. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را به معنای “عمل بی أجر” و یا “باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن” به کار برده‏اند و افزوده‏اند که واژه حبط در قرآن جز به “عمل” نسبت داده نشده‏ است.

درباره علت حبط اعمال نیز گفته شده که ممکن است انسانی، عمل نیکی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیکوکار، در برابر یکی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیک به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین می‏رود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه می‏گردد؛ همچون بذری سالم که در زمین مساعد پاشیده می‏شود و حاصل هم می‏دهد، ولی قبل از این‏که مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت می‏گردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود می‏سازد.

قرآن کریم این آفت زدگی را “حبط ” می‏نامد که اختصاص به کفار هم ندارد و ممکن است اعمال نیک مسلمانان نیز دچار حبط شود. ممکن است یک مسلمان، برای خدا به نیازمندی صدقه بدهد و صدقه او قبول شود؛ ولی بعد آن را با منّت گذاشتن یا نوعی آزار روحی نابود و تباه گرداند.

“حبط” در لغت به معنای باطل شدن است. و در اصطلاح: “از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است.”حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده‏است

یکی از عوامل که موجب حبط اعمال می گردد منت نهادن در انفاق است که بطور ویژه در قرآن به آن تأکید گردیده است.

“یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ”( اى کسانى که ایمان آورده‏اید  بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏کند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى‏آورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام داده‏اند، چیزى به دست نمى‏آورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمى‏کند.) (۲۶۴ بقره)

خلاصه معناى این مثل آن است که کسى که در انفاق خود مرتکب ریا مى‏شود، در ریا کردنش و در ترتیب ثواب بر انفاقش حال سنگ صافى را دارد که مختصر خاکى روى آن باشد، همین که بارانى تند بر آن ببارد، همین بارانى که مایه حیات زمین و سرسبزى آن و آراستگى‏اش به گل و گیاه است، در این سنگ خاک‏آلود چنین اثرى ندارد، و خاک مختصر آن در برابر آن باران دوام نیاورده و بکلى شسته مى‏شود، تنها سنگى سخت مى‏ماند که نه آبى در آن فرو مى‏رود، و نه گیاهى از آن مى‏روید، پس وابل (باران پشت‏دار) هر چند از روشن‏ترین اسباب حیات و نمو است، و همچنین هر چند خاک هم سبب دیگرى براى آن است، اما وقتى محل این آب و خاک، سنگ سخت باشد عمل این دو سبب باطل مى‏گردد، بدون اینکه نقصى در ناحیه آب و خاک باشد، پس این حال سنگ سخت بود و عینا حال ریاکار نیز چنین است.

براى اینکه وقتى ریاکار در عمل خود خدا را در نظر نمى‏گیرد، ثوابى بر عملش مترتب نمى‏گردد، هر چند که نفس عمل هیچ نقصى ندارد، چون انفاق عملی است که ثواب دارد، اما به خاطر اینکه قلب صاحبش چون سنگ است، استعداد پذیرفتن رحمت و کرامت را ندارد.

نیت

و از همین آیه بر مى‏آید که قبول شدن اعمال، احتیاج به نیتى خالص و قصد رضایت و تقرب به خدا دارد. شیعه و سنى هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت کرده‏اند که فرمودند:” انما الاعمال بالنیات- معیار در ارزش اعمال تنها نیت‏ها هستند”.

باید توجه نمود که منظور آیه از ایمان نداشتن ریاکار در انفاقش ، به خدا و روز قیامت، ایمان نداشتن او به دعوت پروردگارى است که او را به انفاق مى‏خواند، و ثوابهایى زیادی به وى وعده مى‏دهد، چون اگر به دعوت او به روز قیامت (که پاداش هاى اعمال در آن روز ظاهر مى‏شود) ایمان مى‏داشت، در انفاقش قصد ریا نمى‏کرد و تنها عمل را براى خاطر خدا انجام می داد، و علاقمند به ثواب جزیل خدا مى‏شد.

درباره علت حبط اعمال نیز گفته شده که ممکن است انسانی، عمل نیکی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیکوکار، در برابر یکی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیک به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین می‏رود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه می‏گردد؛ همچون بذری سالم که در زمین مساعد پاشیده می‏شود و حاصل هم می‏دهد، ولی قبل از این‏که مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت می‏گردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود می‏سازد

پس با توجه به آیه ریا در هر عملى که آدمى انجام مى‏دهد مستلزم نداشتن ایمان به خدا و به روز جزا در همان عمل است.

عوامل دیگری نیز موجب حبط عمل می گردد که از جمله آنها شرک است.” وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ “(و به تو و همه انبیاى پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى تمام اعمالت نابود مى‏شود، و از زیانکاران خواهى بود.)(۶۵ زمر)

شرط قبولى اعمال اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملى پذیرفته نیست و شرک مانند آتشی تمام اعمال انسان را از بین می برد.

یکی دیگر از عواملی که منجر به حبط عمل می گردد ارتداد است .”… وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ” (… و کسى که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد مى‏رود، و آنان اهل دوزخند، و همیشه در آن خواهند بود.)(۲۱۷ بقره)

یعنى کسانى که از دین اسلام برگردند، نه تنها اعملشان حبط مى‏شود و از بین می رود بلکه تا ابد در آتش خواهند بود.

ترک نماز یکی دیگر از عوامل حبط عمل است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:”مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ”( اگر کسی نمازش را بدون عذر تعطیل کند، عملش حبط می‎شود.)

در آیات و روایات عوامل دیگری نیز که موجب حبط اعمال می شود ذکر گردیده است. از جمله: کفر، انکار ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) ، قتل انبیا و اولیا، بی‏حرمتی و انکار آیات انبیا و اولیا از روی عناد، لجاجت، تعصّب، حسد، انکار آخرت، ظلم به کارگر، تهمت ناروا به مرد و زن همسردار، نگاه بد به نامحرم ،منت گذاشتن ، تحقیر کردن و…

فاطمه خالکی  

بخش قرآن تبیان

دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 1
  • 362
  • 214
  • 256,584
No Image No Image