تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که کسانی که در بخشی از زندگی خود اعمال بد و معصیت الهی، و در بخشی دیگری ایمان و اطاعت الهی انجام می دهند، به چه نسبت کیفر اعمال بد و پاداش اعمال نیک خود را می بینند، آیا حاصل جمع جبری آنها، تعیین کننده خوشبختی یا بدبختی آنها در آخرت است؟ و آیا اینکه پاداش اعمال نیک و کیفر اعمال نا شایستشان قطعی و ثابت و تغییرناپذیر است یا قابل تغییر میباشد؟ یکی از جواب های این سوالات را در بحث “حبط اعمال” می توان یافت.
“حبط” در لغت به معنای باطل شدن است. و در اصطلاح: “از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است.”حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شدهاست. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را به معنای “عمل بی أجر” و یا “باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن” به کار بردهاند و افزودهاند که واژه حبط در قرآن جز به “عمل” نسبت داده نشده است.
درباره علت حبط اعمال نیز گفته شده که ممکن است انسانی، عمل نیکی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیکوکار، در برابر یکی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیک به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین میرود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه میگردد؛ همچون بذری سالم که در زمین مساعد پاشیده میشود و حاصل هم میدهد، ولی قبل از اینکه مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت میگردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود میسازد.
قرآن کریم این آفت زدگی را “حبط ” مینامد که اختصاص به کفار هم ندارد و ممکن است اعمال نیک مسلمانان نیز دچار حبط شود. ممکن است یک مسلمان، برای خدا به نیازمندی صدقه بدهد و صدقه او قبول شود؛ ولی بعد آن را با منّت گذاشتن یا نوعی آزار روحی نابود و تباه گرداند.
“حبط” در لغت به معنای باطل شدن است. و در اصطلاح: “از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است.”حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شدهاست
یکی از عوامل که موجب حبط اعمال می گردد منت نهادن در انفاق است که بطور ویژه در قرآن به آن تأکید گردیده است.
“یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شَیْءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ”( اى کسانى که ایمان آوردهاید بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مىکند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمىآورد، (کار او) همچون قطعه سنگى است که بر آن، (قشر نازکى از) خاک باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاک و بذر) رها کند. آنها از کارى که انجام دادهاند، چیزى به دست نمىآورند، و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمىکند.) (۲۶۴ بقره)
خلاصه معناى این مثل آن است که کسى که در انفاق خود مرتکب ریا مىشود، در ریا کردنش و در ترتیب ثواب بر انفاقش حال سنگ صافى را دارد که مختصر خاکى روى آن باشد، همین که بارانى تند بر آن ببارد، همین بارانى که مایه حیات زمین و سرسبزى آن و آراستگىاش به گل و گیاه است، در این سنگ خاکآلود چنین اثرى ندارد، و خاک مختصر آن در برابر آن باران دوام نیاورده و بکلى شسته مىشود، تنها سنگى سخت مىماند که نه آبى در آن فرو مىرود، و نه گیاهى از آن مىروید، پس وابل (باران پشتدار) هر چند از روشنترین اسباب حیات و نمو است، و همچنین هر چند خاک هم سبب دیگرى براى آن است، اما وقتى محل این آب و خاک، سنگ سخت باشد عمل این دو سبب باطل مىگردد، بدون اینکه نقصى در ناحیه آب و خاک باشد، پس این حال سنگ سخت بود و عینا حال ریاکار نیز چنین است.
براى اینکه وقتى ریاکار در عمل خود خدا را در نظر نمىگیرد، ثوابى بر عملش مترتب نمىگردد، هر چند که نفس عمل هیچ نقصى ندارد، چون انفاق عملی است که ثواب دارد، اما به خاطر اینکه قلب صاحبش چون سنگ است، استعداد پذیرفتن رحمت و کرامت را ندارد.
و از همین آیه بر مىآید که قبول شدن اعمال، احتیاج به نیتى خالص و قصد رضایت و تقرب به خدا دارد. شیعه و سنى هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت کردهاند که فرمودند:” انما الاعمال بالنیات- معیار در ارزش اعمال تنها نیتها هستند”.
باید توجه نمود که منظور آیه از ایمان نداشتن ریاکار در انفاقش ، به خدا و روز قیامت، ایمان نداشتن او به دعوت پروردگارى است که او را به انفاق مىخواند، و ثوابهایى زیادی به وى وعده مىدهد، چون اگر به دعوت او به روز قیامت (که پاداش هاى اعمال در آن روز ظاهر مىشود) ایمان مىداشت، در انفاقش قصد ریا نمىکرد و تنها عمل را براى خاطر خدا انجام می داد، و علاقمند به ثواب جزیل خدا مىشد.
درباره علت حبط اعمال نیز گفته شده که ممکن است انسانی، عمل نیکی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیکوکار، در برابر یکی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیک به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین میرود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه میگردد؛ همچون بذری سالم که در زمین مساعد پاشیده میشود و حاصل هم میدهد، ولی قبل از اینکه مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت میگردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود میسازد
پس با توجه به آیه ریا در هر عملى که آدمى انجام مىدهد مستلزم نداشتن ایمان به خدا و به روز جزا در همان عمل است.
عوامل دیگری نیز موجب حبط عمل می گردد که از جمله آنها شرک است.” وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ “(و به تو و همه انبیاى پیشین وحى شده که اگر مشرک شوى تمام اعمالت نابود مىشود، و از زیانکاران خواهى بود.)(۶۵ زمر)
شرط قبولى اعمال اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملى پذیرفته نیست و شرک مانند آتشی تمام اعمال انسان را از بین می برد.
یکی دیگر از عواملی که منجر به حبط عمل می گردد ارتداد است .”… وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ” (… و کسى که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد مىرود، و آنان اهل دوزخند، و همیشه در آن خواهند بود.)(۲۱۷ بقره)
یعنى کسانى که از دین اسلام برگردند، نه تنها اعملشان حبط مىشود و از بین می رود بلکه تا ابد در آتش خواهند بود.
ترک نماز یکی دیگر از عوامل حبط عمل است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:”مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ”( اگر کسی نمازش را بدون عذر تعطیل کند، عملش حبط میشود.)
در آیات و روایات عوامل دیگری نیز که موجب حبط اعمال می شود ذکر گردیده است. از جمله: کفر، انکار ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) ، قتل انبیا و اولیا، بیحرمتی و انکار آیات انبیا و اولیا از روی عناد، لجاجت، تعصّب، حسد، انکار آخرت، ظلم به کارگر، تهمت ناروا به مرد و زن همسردار، نگاه بد به نامحرم ،منت گذاشتن ، تحقیر کردن و…
فاطمه خالکی
بخش قرآن تبیان
دسته: