No Image
خوش آمديد!
مو پریشان پيوند ثابت

چندان که این مه، ماه عزا شد

ماه پر از آه، بر غصه ها شد

شوری به پا شد ،در کوی و برزن

عرش خدا هم ،ماتم سرا شد

خون گر بباریم، شایسته باشد

اشک ار تمام و چشم ار فنا شد

مبهوت و حیران ،چندان ذبیح بین

از سوز این غم، خواهد فدا شد

عالم سیه پوش، آدم غمین است

جبریل از غم، نوحه سرا شد

یعقوب چشمش ،در خون نشسته

از این جفا که ،در کربلا شد

با آه و افغان، یوسف به کنعان

از شدت غم، در نینوا شد

جهل جماعت، درمان نمی شد

خون حسینی، بر آن دوا شد

گریان « مبین» و لرزان زمین است

چون مو پریشان، خیرالنسا شد

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: فع لن فعولن فع لن فعولن

دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 362
  • 214
  • 256,584
No Image No Image