No Image
خوش آمديد!
میلاد سه نور پيوند ثابت

((خون خدا))

امیــد جان رسید و مژده عشـق و صفا آمد

ســرود مهـربانی ، نغمه و شــور و نـوا آمد

دمیده شمس زیبـــایی، ز بطن کوثر سرمد

ز دامـان محبت ، اســوه مهــر و وفـا آمـد

شکفته غنچه ای شاداب وزیبا،چون مهی تابان

زخوان نعمت یزدان،همه لطف وعطا آمد

میــان قـاب احسـاسم ، نشسته لذت شادی

به کام قلب بیمارم،طپش همچون شفاآمد

گلی روید ز شوق دل، کنار برکه چشمم

گلستان شدهمه چشمم،بهاری جانفزا آمد

زخون پاک احمدشد،گل شاداب ماسیراب

شگفتا خلقتی زیبا ، از این جد و نیــا آمد

ز پیوند علی و فاطمه ، خنـدان شده عالم

از این تلفیق جانانه ، کنـون نور خدا آمد

خوشا تفسیر ایثارو جوانمردی،نمایان شد

که از بـدو تـولد ، بـوی نـاب کـربلا آمد

حسین سرچشمه عشق الهی ، مظهر ایمان

همـان ویـرانگر ظلم و ستم در نیـنوا آمد

همانکه پرچم رزم وشجاعت رابه کف گیرد

همان سالاردشت خون،همان خون خداآمد

همانکه مهدی مولا،به راهش منتقم باشد

حسـین آن نـاهی منکر، وصی الانبیا آمد

حسین معنای ایمـان و نمـاز و ذکر یا الله

غرور شـیعیان اینک ، ز عرش کبریا آمد

فضای کلبه جانم،پرازعطری دل انگیزاست

که بوی جنت الماوا،از این شعر«رها»آمد

بهروز قاسمی (رها)

***********************

(غنچه لبخند)

ز میلاد گل زهرا ، سحر مستانه می­خندد

ز شوق دیدن این گل،علی جانانه می­خندد

نگر ام­البنین عشقش ، به پای فاطمه ریزد

که نوزادش از این همت،چو یک دردانه می­خندد

به سیمای پیمبر هم ،شکفته غنچه لبخند

که در باغ جنان اینک ، به شوق خانه می­خندد

حسین شور و شعف دارد، ز لطف ایزد یکتا

از این میلاد فرخنده ، بسی فرزانه می­خندد

ببوسد زینبش هر دم ، دو دست کوچک عباس

به گرد شمع روی او ، چنان پروانه می­خندد

شده مملو ز نور حق ، ز یمن از مقدم عباس

ستاره باده در دست و ز هر پیمانه می­خندد

رسـد باب­الحوائج ، آن گل گلزار پیغمـبر

که بیت حیدر کرار ، چنان گلخانه می­خندد

صـلابت با شجاعت چون گهر از نرگسش ریزد

تو گویی او به قنداقه ، کنون مردانه می­خندد

سپیده آمد و بـر دشت دل نور خدا پـاشید

«رها» زین جشن فرخنده،چه بی صبرانه  می­خندد

بهروز ((رها))

 *****************************

(فخر شیعیان)

جهان شیعه شدمست وغزلخوان

سـرای شاه دین گشـته فروزان

شکوفه سـر زد از باغ پیمــبر

رسـیده آن گل محبوب یزدان

مدینه غرق در شـور و نوا شد

ز میــلاد علی سلطان خوبان

علی سجاد و زین العابدین است

زمیلادش جهان گشته گل افشان

زند دست سـعادت حلقه بر در

شعف از این تولد شـد فراوان

ز بی بی شهربانو در دل شب

رسیده مولدی چون ماه رخشان

از آن مادرچنین شایسته باشد

که در دامن بگیرد ماه تابان

 چوآن بی بی زایران عزیزاست

نمـاید افتـخار ملک دلیـران

حسین بگرفته در آغوش پاکش

همان زیبا گل مسرور و خندان

علی شـد زینت اهل عبادت

علی سرچشمه ی جوشان ایمان

علی فخـر تمام شیعیان است

علی آئینه  و مرآت رحمـان

ز دشت کربلا او یادگار است

میـان سینه دارد داغ سوزان

در این جشن بزرگ روز میلاد

«رها» ازعشق مولاگشته شادان

بهروز قاسمی _ رها

*****************************
ای رها جان صله از حضرت حیدر گیری
هر چه خواهی ز خدا از دل و از سر گیری
دست عباس علمدار نگهدار تو باد
خاک برداری و از آن ز خدا زر گیری
یا علی مدد
اعیاد مبارک
نصرالدین کریمی (مبین)
**********************

مبین جان اجر اعمالت ز سالار شهیدان
شود لطف ابو فاضل ترا هر دم نگهبان

ز سجاد جام عشق گیری تو در صحرای محشر
شوی بر سفره ی ناب علی مولا تو مهمان

بهروز قاسمی (رها)

 

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای بهروز قاسمی (رها) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دیروز، امروز، فردا پيوند ثابت

 دیروز جنین در بغل زانوی غم

امروز جوان در تلاطم بیش و کم

فردا که کمان شود قد رعنایم

در حسرت ایام جوانی چه کنم؟

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
جوانی و پیری پيوند ثابت

جوانم قدرتم هم ای بدک نیست

نمیدانم ز پیری تا که آن چیست

بکامم جام و ساغر ، مطرب و می

جوانی لذتش از یار و ساقیست

برایم هر چه میخواهم مهیاست

ببین ایام عمر من چه عالیست

جوانی بگذرد فرزانه فرزند

نگر دستت ز آن پر یا که خالیست

هوا گیری نما نفست مداوم

وگرنه مایه ی صدها خرابیست

بیا این نقد جان دریاب جانا

بدان دنیای ما فانیست فانیست

نما تا میتوانی دستگیری

ز ما جانا همین خیرات باقیست

جوانی زندگی دریاب ورنه

به پیری دست تو بسیار خالیست

رقم خواهی زد اندر زندگانی

به محشر از یمینی یا شمالیست

«مبین» گر در جوانی پاک باشی

همین اصل از اصول زندگانیست

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مردگان چگونه زنده می شوند؟! پيوند ثابت
معاد

معاد و بازگشت ارواح یکی از مهم ترین اصول اعتقادی است که در میان همه ی فرق اسلامی مشترک است و پذیرش اصل معاد جزء اصول اعتقادات به شمار می رود. با این حال در جزییات بحث معاد بعضاً اختلافاتی میان اندیشمندان اسلامی وجود دارد که هر کدام کوشیده اند بر مبنای فهم روایات و آیات شریفه ی قرآنی و نیز

نظرات[۰] | دسته: کمی آنطرف تر منتظر ما هستند | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
منشأ ارزشها چیست؟ پيوند ثابت
اسلام

یکی از بزرگترین و جنجالی ترین مسائل فلسفی جهان همین سوال است که آیا ارزشها ناشی از قراردادهای اجتماعی است، یا برگرفته از امور واقعی و تکوینی است؟ آیا معناداری امور ارزشی ناشی از قرارداد است یا ناشی از واقعیاتی که

نظرات[۰] | دسته: افزایش معلومات | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
فرهنگ چیست ؟ پيوند ثابت
فرهنگ

جامعه شناسان برای واژه ی «فرهنگ» حدود پانصد معنا ذکر کرده اند که پرداختن به تک تک آنها و بررسی نقاط قوّت و ضعف هر یک از آن معانی و مقایسه ی آن با دین بسی دشوار خواهد بود. ما در اینجا سه گونه تعریف- که هر یک از این گونه ها

نظرات[۰] | دسته: افزایش معلومات | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
یادمان یاد یاران پيوند ثابت

چلچراغ راه ما در ظلمت و بیداد باشد ای عزیزان                            

نور پاک سر زده از خاک پاکان و شهیدان

روز ما شد شام تار از بس ز خود بیخود شدیم

گوش و چشم خویش بسته تا شدیم از بی نصیبان

با دل و جان تا ربودند گوی توفیق و رشادت

برگزیده عرش را بر فرش آن چابک سواران

هر زمان یادی نمودیم از شهیدان در سر و جان

حال ما بِه بوده تا بودیم ما با آن طبیبان

راه انسان تیره گون شد منجی عالم کجایی؟

شد نصیبم خون دل ،پس کی رسد بوی بهاران

باغ لاله صد هزاران ، یادمانِ یاد یاران

مرهمی پیدا نشد، بر زخم این مسکین غریبان

گر که خاکِ پایِ یاران توتیای چشم گردد

این ز ره مانده بطوفان ،میرساند تا بکیهان

ای «مبین» اسرار عالم ،گر نمیدانی خموش

گوش جان را باز کن بر پند و اندرز ادیبان

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
فلسفه ی ایمان و احکام پيوند ثابت

۱- خداوند تبارک و تعالی ایمان را واجب کرد برای پاکیزه شدن از شرک

۲- پروردگار متعال نماز را واجب کرد برای پرهیز از کبر و خودپسندی

۳- پروردگار زکات را واجب نمود تا وسیله ای برای رسیدن به روزی گردد.

۴- خداوند روزه را واجب کرد برای امتحان اخلاص در مردم.

۵- خداوند حج را واجب فرمود تا دین تقویت شود.

۶- عزت اسلام و مسلمین وابسته به نماز است.

۷- در امر به معروف مصلحت عموم مردم است.

۸- خداوند نهی از منکر را برای بازداشتن نادانان واجب نمود.

۹- خداوند صله رحم را جهت رشد و فراوان شدن بستگان قرار داد.

۱۰- خداوند قصاص را برای جلوگیری از خونریزی مقرر فرمود.

۱۱- خداوند بر پایی حدود را برای بزرگداشت محرمات مقرر فرمود.

۱۲- خداوند ترک شرابخواری را لازم کرد تا عقل استوار بماند.

۱۳- خداوند دوری کردن از دزدی را برای لازم آمدن پاکدامنی قرار داد.

۱۴- خداوند زنا را منع کرد تا نسب محفوظ بماند.

۱۵- خداوند امر به ترک لواط فرمود تا تکثیر نسل گردد.

۱۶- خداوند شهادت دادن ها را برای حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده به دست آید.

۱۷- خداوند دروغ نگفتن را امر کرد تا راستگویی ارزش داشته باشد.

۱۸- خداوند سلام کردن را امر فرمود تا مردم از پیشامدهای ترسناک در امان باشند.

۱۹- خداوند امامت را نظام امت قرار داد.

۲۰- خدا اطاعت از امام را احترام به مقام امامت مقرر نمود.

امام علی (ع) شرح حکمتهای نهج البلاغه (کتاب حدیث زندگی/سید کاظم ارفع/انتشارات پیام عدالت/ص ۴۱۶تا۴۳۰)

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
پاره آجر پيوند ثابت

 


گاهی وقت‌ها بعضی از آدم‌ها را باید به شیوه‌ای

خاص آگاه کرد. اگر صحبت ما را قبول ندارید، این

داستانک را مطالعه کنید.

 


پاره آجر

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.

مرد پایش را روی ترمز گذاشت، سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند…

پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخ‌دار به زمین افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت : «‌اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می‌کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد.

برادر بزرگم از روی صندلی چرخ‌دارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.»

مرد متأثر شد و به فکر فرو رفت…

برادر پسرک را روی صندلی‌اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد…

پس بیاییم در زندگی آنچنان با سرعت حرکت نکنیم، که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما، پاره آجر به طرفمان پرتاب کنند!

خدا در روح ما زمزمه می‌کند و با قلب ما حرف می‌زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می‌شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.

نقل از تبیان

نظرات[۰] | دسته: داستانک | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
محمد رسول الله (ص) پيوند ثابت

با سلام و عرض تبریک عید بزرگ مبعث به همه مسلمین جهان بویژه کاربران محترم 

توشیحی به ذهنم رسید که از جمع کردن حروف ابتدای هر مصرع محمد رسول الله بدست می آید تقدیم به همه ی دوستداران پیامبر اعضم (ص)

توشیح

 

مصطفایم آمدم ای عاشقان

 

حب من باشد بدنیاتان نشان

 

من شدم خاتم الا ای انس و جن

 

دین من گردد بدنیا جاودان

 

رحمتی بر عالمینم در دو عالم

 

ساقی عشاق باشم در جهان

 

وصل جانان از طریق دین من

 

لنگر عقبی و دنیایم بدان

 

اصل من شد پاکتر از پاکها

 

لطف حق شد شامل من آنزمان

 

 لال گردد این زبانت ای «مبین»

 

هرزه گویی گر کنی اندر جهان

 

محمد رسول الله

 

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image