No Image
خوش آمديد!
حکایاتی از میرزا جهانگیر خان قشقایی پيوند ثابت

 

یادی از جهانگیرخان قشقایی

 

در تاریخ پانزدهم تیرماه یک هزار و سیصد و هشتاد در خدمت یکی از استادان اخلاق حوزه علمیه قم که در اصفهان تحصیل کرده و هم اهل آنجا هستند بودم، ایشان نقل می‌فرمودند: من خادم مرحوم جهانگیر خان قشقایی را درحالی که نود سال داشت دیده بودم. ایشان جناب حاج جعفر دهاقانی بود. مرحوم خان یک خادم جوان هم داشت که براتعلی نام داشت. مرحوم حاج جعفر دهاقانی می‌گفت: مرحوم جهانگیر خان خیلی به مدرسه صدر علاقمند بود و می‌گفت«آیا خدا جایی بهتر از مدرسه‌ی صدر هم آفریده است» چون خودش با مدرسه‌ی صدر انس داشت این طوری می‌فرمود.

 

وقتی جهانگیرخان رحلت کرد آخوند کاشی آمده بود در گوشه‌ای از مدرسه صدر

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
حکیم نامدار میرزا جهانگیر خان قشقایی پيوند ثابت

 

حکیم میرزا جهانگیر خان قشقایی

تولد

تحصیل

شیوه زندگی 

استادان

برکرسی تدریس 

ارتباط با عالمان معاصر

شاگردان

تألیفات

وفات

تولد

جهانگیر خان قشقایی در سال ۱۲۴۳ هـ . ق. در خانواده‌ای تحصیل کرده به دنیا آمد. پدرش محمد خان نام داشت و از ایل قشقایی، طایفه دره شوری، تیره جانبازلو و از ساکنان «وردشت» سمیرم و مادرش اهل «دهاقان»، از شهرهای تابع سمیرم بود.

تحصیل

جهانگیرخان از هنگام تولد، در کنار مادرش می‌زیست و در اوایل کودکی خود از کوچ کردن با ایل، ممنوع بود.

شوق بسیاری به تحصیل داشت. چندی که از عمرش گذشت و بزرگ شد، با ایل در کوچ کردن ییلاق و قشلاق، همراه شد، پدرش معلم خصوصی برایش استخدام کرده بود که در سفر به آموزش وی می‌پرداخت. استعداد و قابلیت وی در کسب علم تا حدی بود که احساس کرد ماندن در ایل و حرکت با آنها در کوچ زمستانی و تابستانی، با تحصیل او سازگاری ندارد، بنابراین تصمیم گرفت از آنها جدا شود و در اصفهان بماند و به تحصیل بپردازد.

درباره چگونگی گرایش و نحوه ورود حکیم جهانگیرخان قشقایی به حوزه علمیه، سخنانی گفته شده است که در خور توجه است.

استاد قدسی به نقل از جلال الدین همایی، فرزند طرَب، درباره جریان آشنایی حکیم قشقایی با همای شیرازی در ابتدای ورودش به اصفهان می‌نگارد:

«در برخوردی که بین همای شیرازی (پدربزرگ جلال الدین همایی که نام کامل او رضا قلی و متخلص به همای شیرازی بود) با حکیم قشقایی پیش می‌آید. حکیم قشقایی از مرحوم همای شیرازی نشانی تارساز را جویا می‌شود. ایشان ضمن راهنمایی وی به سوی تارساز، در اثنا سؤال و جواب متوجه می‌شود که (این مرد میان سال) آیتی از هوش و درایت و ذکاوت است.

به وی می‌گوید: با این استعداد حیف است ضایع شوی. میل داری درس بخوانی؟ جهانگیر خان پاسخ می‌دهد: از خدا می‌خواهم. بدین ترتیب حکیم قشقایی( به راهنمایی همای شیرازی در چهل سالگی راهی مدرسه طلاب می‌گردد و در سلک دانشوران علوم دینی جای می‌گیرد))

صفای باطن و فطرت پاک آن حکیم الاهی بود که چنین تحول غیرقابل تصوری را خداوند در زندگی وی به وجود آورد. حکیم جهانگیر خان بعد از نصیحت «هما» به او می‌گوید: «نیکو گفتی و مرا از خواب غفلت بیدار نمودی. اکنون بگو چه باید کنم که خیر دنیا و آخرت در آن باشد؟»آن عارف فرزانه چنان که گفته شد، وی را توصیه به فراگیری دانش

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
لبیک یا حسین (ع) پيوند ثابت

آیت الله جوادی آملی:  لبیک یا حسین ما روی میز است/ کارتون: سجاد جعفری

آیت الله جوادی آملی: لبیک یا حسین ما روی میز است/ کارتون: سجاد جعفری

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
پای درس عزّت امامِ عاشورا پيوند ثابت


کربلا

یکی از نقاط برجسته و نورانی حادثه عاشورا مسأله عزت نفس مۆمن

و ذلت ناپذیری مۆمنین است که در واقع تبلور قرآن کریم در عاشورا می باشد

چرا که خداوند در این رابطه می فرماید: « یقولون لئن رجعنا إلی المدینه

لیخرجن الأعز منها الأذل و لله العزه و لرسوله و للمۆمنین ولکن المنافقین

لایعلمون »(۱) یعنی منافقان خواهند گفت : وقتی که به مدینه باز گردیم

عزیزتران [ کفار ] ذلیل تران [ مۆمنان ] را اخراج خواهند نمود و حال آنکه

عزت فقط از آن خدا و رسولش و مۆمنین می باشد ولکن منافقین نمی فهمند!

و در جای دیگر منافقین را سرزنش می کند که چرا برای عزت یافتن به سراغ کفار می روند و حال آنکه تمامی عزت از آن خداست چه عزت دنیوی و چه عزت أخروی و حتی عزت ظاهری و موقتی که در دست کفار می باشد نیز از آن خداست که آن را به زودی پس خواهد گرفت: « أیبتغون عندهم العزه و لله العزه جمیعا » (۲).

و در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

« خداوند تمامی امور مۆمن را به خودش واگذار کرده جز یک امر  آن این است که حق ندارد خود را خوار و ذلیل کند چرا که خدا عزت را برای خود و رسول و مۆمنین برگزیده است »(۳).

و در حدیث دیگری آمده است که:

« برای مومن شایسته نیست که خود را ذلیل کند، پرسیده شد: چه گونه ممکن است که خود را ذلیل می کند؟ فرمودند: کاری را انجام دهد که نیاز به معذرت خواهی پیدا کند یا وارد در کاری شود که قدرت انجام آن را ندارد »!!(۴)

به نظر برخی از تحلیل گران حادثه عاشورا مهمترین درس این واقعه عظیم درس عزت مندی و تسلیم نشدن در برابر مطامع مستکبرین می باشد و به همین دلیل بود که امام حسین علیه السلام حتی از روی تقیه هم حاضر نشد که با یزید بیعت بنماید و این بیعت نکردن فقط برای این نبود که مبادا ظلم یزید تأیید بشود بلکه بیعت را ذلت پذیری می دانست فلذا فرمود:

« ألا و إن الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السله و الذله و هیهات منا الذله یأبی الله ذلک لنا و رسوله و المۆمنون و حجور طابت و طهرت و أنوف حمیه و نفوس أبیه من أن نۆثر طاعه اللئام علی مصارع الکرام.» (۵)

خوب در این عبارات حضرت توجه و تأمل شود چرا که آن حضرت می فرماید: « قد رکز بین اثنتین بین السله و الذله و هیهات منا الذله » یعنی یزید نابکار که فرزند معاویه نابکار است من را مجبور بین دو امر ساخته بین شمشیر و بین ذلت؛ و دور است از ما خاندان هر گونه ذلتی، خدا و رسول وم ۆمنان حقیقی این را برای ما نمی خواهند و آن دامن های پاکی که من از آن بدنیا آمده ام این را نمی پسندد … !!!

بعضی نیز به اشتباه توهم می کنند که حرکت حضرت از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا صرفا برای این بوده است که بیعت نکند و یزید را تأیید ننماید و چون قرار بوده به زور از او بیعت گرفته و یا این که او را بکشند پس حضرت برای بیعت نکردن و کشته نشدن به این مسافرت تن داد !!!

 

بسیار واضح است که منظور حضرت از ذلت در متن فوق دقیقا بیعت کردن با یزید است پس این که کسی گمان کند بیعت نکردن حضرت با یزید صرفا برای این بوده است که ظلم های یزید مورد تأیید واقع نشود سخت در اشتباه است چرا که در این جملات معروف و مشهور که از حضرت نقل نمودیم تصریح شده است به این که علت بیعت نکردن این است که بیعت کردن مساوی است با خواری و ذلت که خداوند این را به مۆمن واگذار ننموده است چنانچه در حدیث امام صادق علیه السلام خواندیم و امام حسین علیه السلام نیز که معلم امام صادق علیه السلام بوده است قبل از او فرموده است: « أبی الله ذلک لنا و رسوله و المۆمنون » یعنی خدا و رسول و مۆمنون برای ما نمی پسندد که بیعت یا همان ذلت را بپذیریم !!

بعضی نیز به اشتباه توهم می کنند که حرکت حضرت از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا صرفا برای این بوده است که بیعت نکند و یزید را تأیید ننماید و چون قرار بوده به زور از او بیعت گرفته و یا این که او را بکشند پس حضرت برای بیعت نکردن و کشته نشدن به این مسافرت تن داد !!!

جواب این توهم غیرمنصفانه فرمایشات خود حضرت است که مکرر فرموده اند که من از مرگ فرار نمی کنم و برای این به کوفه می روم که کوفیان به من وعده نصرت و سپاه آماده را داده اند و اساسا اگر کسی قیام نکند امام نیست و در ضمن حضرت به صراحت از حرکت خود تعبیر به قیام و خروج نموده اند و مردم را دعوت به اطاعت از خود کرده اند. اگر صرفا قصد فرار از موت و از بیعت را داشتند دیگر دعوت مردم به امامت و خلافت خود بی معنی می نمود در ذیل عین عبارتهای منقول از آن حضرت را که بر مدعای فوق دلالت دارد می آوریم:

مهمترین درس این واقعه عظیم درس عزت مندی و تسلیم نشدن در برابر مطامع مستکبرین می باشد و به همین دلیل بود که امام حسین علیه السلام حتی از روی تقیه هم حاضر نشد که با یزید بیعت بنماید و این بیعت نکردن فقط برای این نبود که مبادا ظلم یزید تأیید بشود بلکه بیعت را ذلت پذیری می دانست

حضرت در روز عاشورا خطاب به کوفیانی که به او نامه نوشته بودند می فرماید:

« ألم تکتبوا إلیّ أن قد أیعنت الثمار و اخضر الجناب و إنما تقدم علی جند لک مجند … لا والله لا أعطیکم بیدی إعطاء الذلیل و لا أفر فرار العبید » (۶)

یعنی آیا به من نامه ننوشتید که میوه ها رسیده و همه جا سرسبز است و اگر بیایی بر سپاه آماده وارد شده ای … به خدا قسم خود را ذلیلانه به شما تسلیم نمی کنم و مانند بردگان فرار نخواهم کرد ».

« …و نحن نعلم أنا أحق بذلک الحق … و إن تسمعوا قولی و تطیعوا أمری أهدکم سبیل الرشاد » (۷).

اگر حرف مرا گوش دهید و امر مرا اطاعت کنید شما را به راه هدایت رهنمون خواهم کرد چرا که من شایسته ترین مردم به خلافت و جانشینی رسول خدایم!

« فلعمری ما الإمام إلا الحاکم بالکتاب القائم بالقسط … » (۸).

به جان خودم قسم که امام فقط کسی است که بر اساس قرآن حکم رانی کند و قیام به قسط نماید !!

« و أنی لم أخرج أشرا و لا بطرا و إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمه جدی … » (۹).

من خروج و قیام نکردم برای لهو و خوشگذرانی بلکه خروج من برای اصلاح أمت و امر به معروف و نهی از منکر و عمل به سیره جدم می باشد!!

 

پی نوشت ها:

۱-سوره منافقون / ۸ .

۲- نساء /۱۳۹ .

۳و۴- کافی ج۵ ص۶۳و۶۴ .

۵- لهوف ص ۵۹ .

۶- ارشاد مفید ج۲ص۹۸

۷- کلمات امام حسین علیه السلام ص۳۱۶

۸- ارشاد ج۲ص۳۹

۹- بحار الأنوار ج۴۴ ص۳۲۹ .

حمید حاج علی                 

مدّرس حوزه علمیه              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
۱۶نکته برای تقویت جدیّت در نماز پيوند ثابت

 


اگر نسبت به انجام فریضه نماز کاهل هستیم، یا خدای ناخواسته نماز نمی خوانیم و یا از خواندن نماز لذت نمی بریم، چه کنیم؟ چه عوامل و موانعی در انجام عارفانه و عاشقانه این فریضه ی مهم الهی، نورانی وجود دارد؟ چه محورها و مدارهایی را باید لحاظ کنیم که پاسخ صحیح و عملی برای سئوالهای مذکور بیابیم؟ برای پاسخ به این سۆالات مطالب ذیل را با هم مرور می کنیم؟


نماز

۱- میزان ضعف یا قوت در آگاهی و شناخت در حوزه مسائل دینی بویژه توحید – نبوت – امامت – عدل و معاد و نیز ارزش های اخلاقی ضعف و قوت ما در نماز را تعیین می کند.

فراموش نکنیم که نماز یک قطعه از پازل تکالیف دینی و اعتقادات مذهبی ماست. کاهلی نماز محصول ضعف در شناخت و پذیرش در سایر ابعاد دین می باشد. ساده ترین راه، مطالعه کتابهایی در زمینه های دینی و نماز می باشد.

۲- تجربه های تلخ یا شیرین از نماز یا محیط های مذهبی تأثیرات فوق العاده در گرایش و یا عدم گرایش به نماز خواهد داشت. مسافرت های خانوادگی و فامیلی به اماکن متبرکه و زیارتگاه ها اگر توأم با خاطرات خوش و شیرین همراه باشد همراهان را به نماز و ارزش های دینی علاقمند می سازد.

۳- معاشرت و تعامل با خوبان خویشان و اطرافیان اگر اهل نماز و رعایت شئون اخلاقی و دینی باشند، در تقویت بنیه ی دینی و علاقمندی به نماز و انجام تکالیف شرعی نقش بسیار مهمی دارد، تا آنجا که در روایات آمده است: انسان

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
فضایل ۱۵ گانه زیارت امام حسین (ع) پيوند ثابت


یکی از اعمال بسیار سفارش شده از سوی ائمه

اطهار (ع)،زیارت امام حسین (ع) در کربلا

می‌باشد، به نحوی که برای آن، فضیلت‌های

بی‌شماری ذکر شده است.


کربلا

در این باب آمده است:

۱- هنگامی که فردی تصمیم به زیارت آن حضرت می‌گیرد، خداوند گناهانش را مورد بخشایش قرار می‌دهد و هنگامی که در راه زیارت او گام می‌سپارد، آن‌ها را از کارنامه عملش محو می‌نماید و در مرحله بعد، کارهای شایسته‌اش را چند برابر می‌سازد و همین‌گونه در هر مرحله‌ای به کارهای نیک او افزوده می‌شود تا وارد بهشت گردد. هنگامی که آهنگ زیارت آن حضرت نموده و غسل کند، پیامبر گرامی، ندایش می‌دهد که: «یا وفد الله! ابشروا بمرافقتی فی الجنه…؛ ای روی آورنده به خدا؛ و ای میهمان او؛ بشارتت باد به همراهی من در بهشت، و امیرمومنان (ع) به او ندا می‌دهد که: انا ضامن لقضاء حوائجکم…؛ من ضامن برآورده شدن خواسته‌های شما هستم، و آن دو گرامی، از چپ و راست، همراهی‌اش می‌کنند تا از زیارت بازگردد. (۱)

۲- هنگامی که در راه سفر و تهیه زاد و توشه برای زیارت آن حضرت، هزینه نماید، در برابر هر درهم از هزینه‌اش، پاداشی همچون کوه «احد» به او ارزانی می‌دارند و چند برابر آنچه انفاق نموده است، جایگزین آن می‌سازند و همه بلاها را از او برمی گردانند، از این رو در روایتی آمده است که: خداوند برای هر درهم بخشش زائر حسین (ع) در راه خدا، ده هزار درهم پاداش می‌دهد، و فراتر از همه این پاداش‌های مادی، خشنودی خدا و دعای خیر پیامبر، علی و امامان (ع) است که بدرقه راه اوست. (۲)

۳- هنگامی که از منزل خود خارج می‌شود از جهات شش‌گانه او، ششصد فرشته او را همراهی می‌کنند. (۳)

۴- به هنگام راهپیمایی به سوی مرقد امام حسین (ع)، به هر چیز و هر نقطه‌ای گام نهد، دعایش می‌کنند. (۴) چون گام‌هایش را برمی‌دارد و می‌نهد، به هر گامی، هزار کار شایسته دارد. اگر بر کشتی نشسته باشد، با حرکت کشتی، خداوند ندایش می‌دهد که: آگاه باش که رستگار شدی و بهشت به وجود شما خوشبخت گردید، (۵) و هنگامی که بر مرکب سوار شود، با حرکت هر دست آن، پاداش هزار کار شایسته خواهد داشت. (۶)

۵- هنگامی که در راه کوی دوست، خورشید بر او بتابد، گناهانش را، به مانند آتشی که هیزم را می‌بلعد و نابود می‌کند، از بین می‌برد. (۷)

۶- هنگامی که از شدت حرارت هوا، عرق می‌کند و یا رنج و خستگی بر او دست می‌دهد، روایت شده است که: «از عرق او، هفتاد هزار فرشته پدید می‌آید که تا روز برپایی رستاخیز، ستایش خدا می‌کنند و برای زائر حسین (ع) بخشایش او را می‌طلبند.» (۸)

۷- هنگامی که با آب فرات، غسل زیارت می‌نماید، همه گناهانش می‌ریزد. آنگاه پیامبر ضمن میهمان خدا خواندن او، بشارت بهشت و هم‌نشینی خود را به او می‌دهد و امیر مۆمنان (ع) برآورده شدن خواسته‌ها و برطرف ساختن گرفتاری

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
زیارت عاشورا، کلید گشایش مشکلات پيوند ثابت


زیارت عاشورا

حسین (ع) سرور و سالار شهیدان و بهترین آرامش‌

دهنده و شفاعت کننده است، و البته قرائت زیارت

عاشورا، راهی برای نزدیکی به سیدالشهدا (ع)،

تعجیل در دعاها و حاجات خیر و گشایش مشکلات است.


قرائت زیارت عاشورا، مهم‌ترین آیین ماه محرم‌الحرام است و ما شیعیان با خواندن این زیارت به سرور و سالار شهیدان سلام می‌دهیم و از شالوده ستم و ظلم بر آن عزیز، بیزاری می‌جوییم.

برپایی زیارت عاشورا در محرم

در ماه‌های محرم و صفر، برگزاری زیارت عاشورا در مساجد، تکایا، حسینیه‌ها و مجالس عزای امام حسین (ع) به یک سنت تبدیل شده است، هر چند که در سایر ایام سال برگزاری زیارت عاشورا رونق دارد، اما در ماه عزای سالار شهیدان، بیشتر است.

وقتی آبروی حسین (ع) واسطه آبرومندی ما می‌شود، آن گاه که وضو می‌سازی و با نیت پاک و دلی پر از حاجت رو به قبله می‌نشینی و زیارت شریف عاشورا را آغاز می‌کنی و به حسین (ع) سلام می‌دهی السلام علیک یا اباعبدالله … لحظاتی خود را جدای از دنیا و تعلقاتش احساس می‌کنی.

آن‌جا که در زیارت عاشورا لعن می‌فرستی بر مردمی که شالوده ستم و بیدادگری را بر خاندان رسول‌الله (ص) ریختند، قلب انسان سنگین می‌شود از این همه قساوت، سنگ‌دلی و بی‌رحمی.

آن لحظه که در زیارت عاشورا زمزمه می‌کنی، خدایا؛ قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسیله حسین (ع)، احساس می‌کنی، خداوند نگاهی دیگر به تو دارد به واسطه آبروی نور دیده دخت عزیز و بزرگوار رسول الله (ص).

و آن‌گاه که در پایان زیارت عاشورا به پروردگار عزیز می‌گویی، خدایا روزیم گردان شفاعت حسین (ع) را در روز ورود به صحرای قیامت و ثابت بگذار گام راستیم را در نزد خودت با حسین (ع) و یاران حسین‌(ع)، انگار رها می‌شوی از تمام دغدغه‌ها و دشواری‌های این روزگار.

حسین (ع) یعنی عشق

حسین (ع) زیباترین واژه هستی است، حسین (ع) یعنی عشق، عشق به همه خوبی‌ها، حسین(ع) شخصیتی است که خداوند در روز عرفه، نخست به زائران سیدالشهدا (ع) نظر می‌کند، بعد به زائران خانه خودش.

حضرت امام صادق (ع) می‌فرماید: «هر کس به وسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین (ع) را زیارت کند،

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
جایگاه زیارت امام حسین(ع) در روایات پيوند ثابت



امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: کمترین ثوابی که

به زائر امام حسین (علیه‌السلام) در کرانه فرات، داده

می‌شود این است که تمام گناهان مقدّم ومۆخرش

بخشوده می‌شود. به شرط این که حق و حرمت و

ولایت آن حضرت راشناخته باشد.


کربلا

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

مَنْ باتَ عِنْدَ قَبْرِالْحُسَیْنِ علیه‌السلام لَیْلَهَ عاشُورا لَقِیَ اللّه یـَوْمَ الْقیامَهِ مُلَطَّخا بِدَمِهِ، کَأَنَّما قُتِلَ مَعَهُ فی عَرصَتِهِ کَربَلا؛

کسی که شب عاشورا را در کنار مرقد امام حسین (علیه‌السلام) سحرکند، روز قیامت در حالی به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسی که در میدان کربلا و در کنار امام حسـین (علیه‌السلام) کشته شده باشد.

وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۷۲

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

مَنْ أَرادَ أَنْ یَکُونَ فِی جِوارِ نَبِیِّهِ وَجِوارِعَلِیٍّ وَفاطِمَهَ فَلایَدعْ زِیارَهَ الْحُسَیْنِ علیهم السلام؛

کسی که می‌خواهد در همسایگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و در کنار امام علی (علیه‌السلام) و حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشد، زیارت امام حسین (علیه‌السلام) را ترک نکند.

وسائل الشیعه، حج ۱۰، ص ۳۳۱، ح ۳۹٫

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ یَـزُرِالْحُسَـیْن بْنَ عَلِیٍّ علیه‌السلام لَکانَ تارِکا حَقّا مِنْ حُقُوقِ رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله لأَِّ حَقَّ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام فَریضَهٌ مِنَ اللّه تَعالی، واجِبَهٌ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ؛

اگر یکی از شما تمـام عمرش را احرام حج بندد، اما امام حسین (علیه‌السلام) را زیارت نکند، هر آینه حقّی از حقوق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را ترک کرده است؛ چرا که حق حسین (علیه‌السلام) فریضه‌ای است الهی و بر هر مسلمانی واجب و لازم است.

وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۳۳

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آورده اند که … پيوند ثابت

عزاداری

عزاداری برای سید الشهدا علیه السلام، به دلیل اهداف بلند و نقش سازنده فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن، از جایگاه ویژه ای در سخن و سیره اهل بیت علیهم السلام برخوردار است. استفاده از مدح و مرثیه، همواره بعنوان اهرمى در دفاع ازحق و مبارزه با حکومتهاى جور، مورد استفاده قرار مى گرفت. در اینگونه مجالس، احساس و عاطفه، به کمک شعور مى آید و مکتب عاشورا زنده مى ماند چراکه اشک، زبان گویاى احساسهاى عمیق یک انسان متعهّد و پاى بند به خطّ حسینى و کربلایى است.

 


 

در این نوشتار نگاهی کوتاه می افکنیم بر سرگذشت و حالات کسانیکه به این مجالس لاهوتی متمسّک شدند و آثار شگفت انگیزی را مشاهده نمودند.

 

همچون محبوب

شاید بعضى از بى خردان متوجّه اهمیّت عزادارى براى حضرت سیّد الشهداء علیه السلام را نشوند و ندانند که دهها حدیث در اهمیّت عزادارى براى حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السلام رسیده و حتّى تمام علماء و مراجع تقلید خودشان به آن مبادرت می کرده اند و یکى از وسائل تشرف به محضر حضرت بقیّه اللّه (عج) را گریه بر حضرت سید الشهداء علیه السلام مى دانسته اند.

مرحوم علاّمه سید بحر العلوم روز عاشورائى با عدّه اى از طلاب از کربلا به استقبال دسته سینه زنى بزرگ طویرج مى روند، ناگهان طلاب مى بینند مرحوم سیّد بحرالعلوم با آن عظمت و مقام شامخ علمى عمامه و عبا و قبا و عصا را کنار انداخت و مثل سایر سینه زنها لخت شده و خود را میان عزاداران و سینه زنان انداخت و به سر و سینه مى زند.

طلاّبى که با معظم له به استقبال آمده بودند هرچه مى کنند که مانع از آن همه احساسات پاک و محبّت بشوند میّسر نمى گردد. بالاخره عدّه اى از طلاّب براى حفظ سیّد بحرالعلوم اطراف ایشان را می گیرند که مبادا زیردست و پا بیافتد و ناراحت شود، تا اینکه بعد از اتمام برنامه سینه زنى بعض از خواص از آن عالم بزرگ مى پرسند چگونه شد که شما بى اختیار وارد دسته سینه زنى شدید و آنگونه مشغول عزادارى گردیدید؟

فرمود: وقتى به دسته سینه زنى رسیدم دیدم حضرت بقیه اللّه عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف با سر و پاى برهنه میان سینه زنها به سر و سینه مى زنند و گریه مى کنند من نتوانستم طاقت بیاورم لذا از خود بى خود شدم در خدمت حضرتش مشغول سینه زدن گردیدم .

استفاده از مدح و مرثیه، همواره بعنوان اهرمى در دفاع ازحق و مبارزه با حکومتهاى جور، مورد استفاده قرار مى گرفت .در اینگونه مجالس، احساس و عاطفه، به کمک شعور مى آید و مکتب عاشورا زنده مى ماند چراکه اشک، زبان گویاى احساسهاى عمیق یک انسان متعهّد و پاى بند به خطّ حسینى و کربلایى است

عشقی که نمی سوزد

جایى که آتش جهنم که قابل مقایسه با آتش دنیا نیست به وسیله امام حسین علیه السلام خاموش و برد و سلام مى گردد پس نسوزانیدن آتش ضعیف دنیوى

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
وقایع روز اول و دوم محرم سال ۶۱ پيوند ثابت
امام حسین(ع): مرگ برای جوانمرد عار نیست

روزی که کاروان امام حسین علیه‌السلام به کربلا رسید، روز دوم محرم سال ۶۱ هجری قمری بود. پس از این روز، کار بر آنان سخت شد و هر روز محاصره سپاه کوفه تنگ‌تر و بر تعداد آنان افزوده می‌شد.

خبرگزاری فارس: محرم فرارسید/ وقایع روز اول و دوم محرم سال ۶۱

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، ماه محرم فرا رسید و روزهای عزاداری بر سالار شهیدان و یاران با وفایش پرشورتر شد.

با وقایعی که در دو روز اول محرم سال ۶۱ هجری قمری برای امام حسین (ع) و یاران با وفایش اتفاق افتاد به طور مختصر آشنا می‌شویم.

امام حسین علیه‌السلام در روز اول محرم با سپاه حر دیدار کرد و حر و سپاه او توسط امام از آب سیراب شدند.

نقل شده که ظاهرا در اول محرم بوده که کاروان حسینی در حرکت بودند و امام علیه‌السلام  در صبحگاه دستور دادند که ظروف و مشک‌ها را پر از آب کنید، حرکت کردند، ناگهان یکی از یاران امام با صدای بلند تکبیر گفت، و گفت از دور نخلستانی پیداست.

امام فرمود چه می‌بینید؟

عده‌ای گفتند نخلستان نیست گوش‌های اسب از دور چنان می‌نماید که نخل است. آنها نزدیک شدند تعداد هزار سواره نظام به فرماندهی حر، مأمور از طرف عبیدالله بن زیاد لعنه الله علیه.

امام به یارانش فرمود: از آنها پذیرایی و آن‌ها را که تشنه‌اند سیراب کنید. [۱]

تا روز دوم، حر، اصرار داشت حضرت را همراه کاروان به سوی کوفه ببرد، بین امام و حر گفت‌وگوهایی صورت می‌گرفت و امام علیه‌السلام وقت نمازها، نماز را اقامه می‌کرد و سپاه حر نیز با حضرت و به اقتدا به امام، نماز جماعت می‌خواندند.

بدین ترتیب امام پس از نماز ظهر و عصر بر آنها موعظه و اتمام حجت می‌نمود. حر نیز به خواسته و مأموریت خود پافشاری می‌کرد اما امام علیه‌السلام از قبول درخواست او امتناع می‌کرد.

حر به امام عرض کرد که در این واقعه اگر بر مخالفت اصرار و پافشاری کنی، تو و همراهانت کشته می‌شوید.

حضرت در این حال به شعر یکی از صحابه استناد فرمود و گفت تو مرا از مرگ می‌ترسانی مرگ بر جوانمرد عار نیست، وقتی آرزوی

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image