No Image
خوش آمديد!
یادمان باشد پيوند ثابت

 

یادمان باشد شهیدان، آبرو دادند بر دنیای ما

                                    یادمان باشد شهیدان، کرده خود در حق فنا

یادمان باشد عزیزان، مشعل در دستمان

                                       روشن از خون جوانانی است، پاک و با وفا

یادمان باشد درازست دستمان در سفره ای

                                           نان آنست خونبهایی، بس گران و پر بها

یادمان باشد که خاک میهنِ بهتر ز جان

                                          گشته مدیون شهیدانِ وطن ، در هر کجا

یادمان باشد برادر، هر شهید خانه ای

                                             زنده می باشد، دارد رزقِ خود نزد خدا

یادمان باشد که عکس لاله رویان وطن

                                            در میان قاب دل گیریم، نه در کوچه ها

یادمان باشد ببینیم هر دمی عکس شهید

                                              عکس آنها با عمل، کردیم بر آنها جفا

یادمان باشد شهیدان، شاهدان محشرند

                                    تا چه کاری سر زند، از نیک و بد از سوی ما

یادمان باشد همین امنیتِ در زندگی

                                         نعمتی باشد که شکرش، را نیاورده بجا

یادمان باشد که ناموسِ وطن در هر زمان

                                                  حفظ گردد با نثار جان، از هر ناروا

یادمان باشد نباشد هر کسی محرم، بدان

                                                تا کنی افشا ز فرزندان میهن رازها

یادمان باشد که بعد صاعقه، رنگین کمان

                                             می فریبد نفس را، تا مدتی با آن هوا

یادمان باشد اسیر نفس سرکش گشته ایم

                                         می کِشد ما را به هر جایی، بجز راه ولا

یادمان باشد اگر خواهی بمانی در صراط

                                  از شهیدان ای « مبین » باید کنی شرم و حیا


وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
۱۳۹۱/۰۵/۱۶

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) پيوند ثابت

عالِم اسرار ربِّ العالمینی یا امیرالمومنین    

                         تو ولیِّ حقیّ و اتمام دینی یا امیرالمومنین

اولین گشتی به ایمان، بعد احمد یا علی       

                       مومنان را پیشتازِ بی قرینی یا امیرالمومنین

تا که نازل گشت در شأنت، علی جان هل اتی     

                                  دین احمد را حصینی یا امیرالمومنین

شد پیمبر تا که جانانِ خداوندِ کریم           

                      روح و جان آن رسول آخرینی یا امیرالمومنین

آدم از جنت پی گندم برون گردید لیک        

                    تو نگشتی سیر از، نان جوینی یا امیرالمومنین

نوح کم آورد و نفرین کرد قوم خویش را     

                              تو به صبر خود، نشینی یا امیرالمومنین

تو ز ابراهیم گشتی بهتر ای شیر خدایی      

                  چون نیفزاید کسی، بر تو یقینی یا امیرالمومنین

بهتر از موسی عمران ،گشته ای در کار دین     

                    ره نیابد در دلت، هرگز غمینی یا امیرالمومنین

شد برون مریم ز بیت حق نماید وضعِ حمل    

                   تو درون کعبه را، بر می گزینی یا امیرالمومنین

شرح حال انبیا را دیده ام در هر کجا                       

                    تو به آنان هم، امیرالمومنینی یا امیر المومنین

انبیا را تک به تک کردم تفحص دیدمی       

                     غیر احمد از همه، تو بهترینی یا امیرالمومنین

در زمین همتا ی احمد، کفو زهرا گشته ای     

                   در سما هم بر ملک، بالانشینی یا امیرالمومنین

کس نشد اندر بلاغت در جهان همتای تو       

                       مرشد و استاد جبریل امینی یا امیرالمومنین

ای مسلمان چنگ زن بر ریسمان کردگار        

                 دین حق را تو فقط ،حبل المتینی یا امیرالمومنین

قصه ی سیلی و کوچه، آتشی بر درب خانه       

                      از غم اینها هماره ، تو حزینی یا امیرالمومنین

داغ زهرا ،آتشی بر جان عالم چون فکند     

                             روی خوش بعدش نبینی یا امیرالمومنین

لاله های سرخ باغت را، بدیدم در جهان           

                بس فلک کرده زباغت، لاله چینی یا امیرالمومنین

عاشق رخسار ماهت، گشته ام مولا علی       

                  روح و ریحان منی، جان «مبینی» یا امیرالمومنین

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران / جمعه ۱۳/۰۵/۱۳۹۱(۱۴ رمضان ۱۴۳۳)

******************************************

یکی از سؤال کنندگان، صعصعه بن صوحان بود که روایات او حتی در صحاح اهل سنت هم، آورده شده و مورد اعتماد علمای فریقین می باشد. او از امام پرسید «شما فضیلت بیشتری دارید یا حضرت آدم؟» حضرت فرمود: «خوب نیست که کسی از خودش تعریف نماید»  لکن از این جهت که خداوند فرموده است: «نعمت های خدادادی به خود را نقل کنید: (وَأَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ)  باید بگویم: «من از حضرت آدم افضل ام». صعصعه دلیل این برتری را جویا شد و خلاصه پاسخ امام علی(علیه السلام) چنین است: «برای آدم همه جور وسایل راحتی و آسایش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود این ممنوعیت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالی که من از خوردن گندم منع نشده ام، و چون دنیا را قابل توجه نمی بینم به میل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده ام». منظور حضرت آن است که کرامت و فضیلت افراد نزد خداوند به زهد، ورع و تقوای آن ها است. هر کسی از دنیا اعراض بیشتری داشته باشد، یقیناً نزد خدا مقرب تر است. کمال زهد و تقوی هم، اجتناب از حلال ممنوع نشده است که ایشان این کار را انجام داده اند.

سپس صعصعه پرسید «شما افضل اید یا نوح شیخ الانبیاء؟» حضرت پاسخ داد: «من از نوح افضل ام» و علت این برتری بر نوح را چنین فرمود: «نوح(علیه السلام) قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد، ولی آن ها او را اطاعت نکردند و به آن بزرگوار آزار و اذیت بسیاری رساندند. سپس نوح پیغمبر، آنان را نفرین کرد و گفت: پروردگارا! احدی از کافرین را بر روی زمین باقی نگذار. اکنون با وجود این که بعد از وفات خاتم الانبیا، صدمات و آزار فراوانی از این امت به من رسیده است، هرگز آنان را نفرین نکرده و کاملاً صبر پیشه کردم».
ایشان صبر خود را در خطبه شقشقیه چنین توصیف می کند: «در حالی صبر نمودم که در چشمم خار و در گلویم استخوانی بود.» منظور امام این است که هر کس که بر بلاها و سختی ها بیشتر صبر داشته باشد مقرب تر است.
آنگاه صعصعه پرسید: «شما افضل هستید یا ابراهیم(علیه السلام)؟» ایشان پاسخ داد: «من از ابراهیم افضل می باشم» و دلیلش را در قرآن، از زبان ابراهیم(علیه السلام) چنین می فرماید: (رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَلکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی)؛ پروردگارا چگونگی زنده کردن مردگان را به من نشان ده. خداوند فرمود: آیا باور نداری؟ پاسخ داد: چرا باور دارم، اما می خواهم با مشاهده آن دلم آرام گیرد». اما من گفتم: «اگر کشف حجاب گردد و پرده ها بالا رود، یقین من زیادتر نخواهد شد». منظور امام آن است که علو درجه هر کس، درجه یقین او می باشد که واجد مقام حق الیقین گردد.
در ادامه پرسشِ صعصعه، امام خود را از موسی(علیه السلام) نیز افضل و برتر خواند و دلیل آن را چنین فرمود: «وقتی که خداوند او را ماموریت داد تا به دعوت فرعون به مصر رود، مطابق قرآن مجید، ایشان عرض کرد: (رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ وَأَخِی هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ)؛ «خداوندا من از آنان یک نفر را کشته ام و می ترسم که آنان مرا به قتل برسانند. برادرم هارون را که زبان فصیح تر و گویاتری از من دارد، با من همراه گردان تا یاور و شریک من در امر رسالت باشد، و مرا تصدیق نماید؛ زیرا می ترسم آن ها رسالتم را تکذیب نمایند».[۶]  اما موقعی که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به من مأموریت داد تا به مکه معظمه روم، و آیات اول سوره برائت را در بالای بام کعبه بر کفار قریش قرائت نمایم ـ با آن که در آنجا کمتر کسی را می توان یافت که یکی از خویشان و بستگانش به دست من کشته نشده باشدـ هرگز و ابداً نهراسیدم. امر پیامبر خدا را اطاعت نمودم و به تنهایی مأموریت خود را انجام داده، آیات سوره برائت را بر آنان قرائت نموده و مراجعت کردم.»
این سخن امام کنایه از توکل او به خدا است؛ چون هر کس توکلش بیشتر باشد فضیلت بیتشری دارد و موسی کلیم الله به برادرش هارون اتکا و اعتماد داشت، ولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) به طور کامل به خدای بزرگ توکل و اعتماد نمود.
همچنین امام علی(علیه السلام) خود را برتر و افضل از عیسی مسیح دانست و دلیل آن را نیز چنین بیان کرد: به اذن و قدرت پروردگار، وقتی جبرئیل در گریبان مریم دمید، او حامله شد و زمانی که موقع وضع حملش رسید به مریم وحی شد که: «از خانه بیت المقدس بیرون آی، این خانه محل عبادت است نه محل ولادت و زایشگاه.» به همین دلیل از بیت المقدس بیرون رفت و عیسی در بیابان خشکیده ای متولد شد. اما وقتی مادر من ـ فاطمه بنت اسد ـ درد زاییدن گرفت در وسط کعبه به مستجار کعبه متوسل شد و گفت: بارالها بحق این خانه کعبه و بحق کسی که این خانه را بنا نهاده است، درد زایمان را بر من سهل و آسان گردان. در همان وقت دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه با ندای غیبی به داخل خانه راه یافت، من در همان خانه کعبه متولد شدم.
بنابراین چون مکه معظمه بر بیت المقدس برتری دارد و مریم از زادن عیسی در بیت المقدس ـ مکانی پائین تر از مکه ـ نهی شد؛ ولی مادر علی(علیه السلام)، برای زادن او به درون کعبه ـ مکانی برتر از بیت المقدس ـ دعوت شد، بدین جهت روح، نفس و بدن او از عیسی پاکیزه تر است.

بالاخره کسانی چون ابن ابی الحدید، امام حنبل، امام فخر رازی، شیخ سلیمان بلخی حنفی و بسیاری دیگر، حدیث زیر را از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل نموده اند که فرمود: «هر کس می خواهد به علم آدم نظر کند، به علم علی توجه کند. هر کس می خواهد حقیقت تقوای نوح و حکمت او را ببیند و نیز حلم و خلت ابراهیم، هیبت موسی و عبادت عیسی را ببیند پس به سوی علی بن ابی طالب(علیه السلام) نظر کند». بالاخره میرسید علی همدانی شافعی در پایان این حدیث می افزاید: «نود خصلت از خصلت های انبیا در حضرت علی(علیه السلام) جمع می باشد که در کس دیگر نمی باشد».  البته تشبیه نمودن علی(علیه السلام) به آدم از بعد علم، بدان جهت است که خداوند در قرآن مجید می فرماید: (وعَلَّمَ آدَمَ الأسْماء کُلَّها)؛ «خداوند همه اسماء را به آدم آموخت» و تشبیه نمودن حلم علی(علیه السلام)به حلم ابراهیم از آن جهت است که خداوند در سوره توبه فرمود: (إنَّ إبْراهِیمَ لأوَّاهٌ حَلیمٌ)؛ به درستی که ابراهیم بردبار و حلیم بود». .
بنابراین چنانچه کسی در ویژگی بارز هر یک از انبیا با آن نبی مساوی شد می توان نتیجه گرفت که تمام ویژگی های همه انبیا را دارد و لذا برتری او بر آن ها اثبات می گردد.
بلخی حنفی و گنجی شافعی در کفایه الطالب از امام احمد حنبل نقل نموده اند: فضائلی که برای علی ابن ابی طالب(علیه السلام) آمده برای هیچ یک از صحابه نیامده است..

الغدیر، ج ۱۰، ص۱۲۴ ; شبهاى پیشاور، ص۴۷۴

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کوثر طاها پيوند ثابت

مژده ایدل که ز ره کوثر طاها آمد

هدهد خوش خبر ام ابیها آمد

بهترین خیر خدا گشته هویدا امشب

ابتری ننگ به پیشانی اعدا آمد

آمده قبله نمای دیگری بر قبله ام

شیعیان را به جهان رهبر والا آمد

شد نهان یوسف مصر از رخ زیبای حسن

مژده وصل عزیزی به زلیخا آمد

نیمه ی ماه خدا مهر خدا شد کامل

نور یزدان ز سما بر سر دنیا آمد

روزه را بشکن تو با لعل لبش یا مصطفی

باده ی جام ولا بر دل شیدا آمد

ای «مبین» شد بند قنداقش برت حبل المتین

چنگ زن محکم ،برت ، توشه ی فردا آمد

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کریم اهل بیت پيوند ثابت

کریم اهل بیتی، بی نظیری

تو فرزند برومند غدیری

امیر ما شدی از بعدِ حیدر

به جنت هم جوانان را امیری

وزیر مصطفی گردید حیدر

وزیر مصطفی را تو وزیری

به توصیف تو کوثر گشته نازل

بقرآن تو همان ،خیرِ کثیری

تو شیر بیشه ی شیر خدایی

ز صفین یاد دارم، بس دلیری

تو با صلحی که با خصمت نمودی

نشان دادی ز نسلی بس کبیری

تو با صلح و بِصَبرت کردی اثبات

امام تیز بین، روشن ضمیری

ز حلمت گشته عالم در تعجب

صبوری بُرده ای اندر اسیری

همین بس تا که در وصف تو گویم

تو شاه کربلا را هم امیری

تو مظلومی به عالم یا حسن جان

به قبرت نیست حتی یک حصیری

به پیش مادرت در کوچه ی تنگ

چه دیدی،  دائما آتش بگیری

«مبینا» زاده ی زهرا غریب است

روا باشد اگر بهرش بمیری

 نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن  شعر: مفاعیلن مفاعیلن فعولن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
نسیم ربّنا پيوند ثابت

بازم نسیم ربنا بر گوش جانم می رسد

آوای دلجویی ز ما از آسمانم می رسد

مهمان شوید ای عاشقان ،گردیده ایزد میزبان

بر عاصیان اینک امان، از قدسیانم می رسد

رمضان بود آرام دل، تا که برآید کام دل

پر کن دمادم جام دل، رطل گرانم می رسد

لطفی رسد تا بیکران، هر دم بسوی بندگان

من میزنم بر خود زیان، ورنه امانم می رسد

آیید پای امتحان، در این زمان ای عاشقان

بشکن ز دامت بند جان، چون نردبانم می رسد

در روزه جانان را ببین، راه وصالش را گزین

با او نباشی تو غمین ،آن دلستانم می رسد

بند زبانت را بگیر،تا که بیفروزی ضمیر

بر هر کسی خرده مگیر، بند دهانم می رسد

خواهی رها گردی ز آز، دستی ببر بر بی نیاز

خود را بیارا در نماز، تا ارمغانم می رسد

هر جا «مبینا» در خطر، افتی بخوانش در سحر

گردد نهالت بارور، برگ ضمانم می رسد

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

وزن شعر: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image