No Image
خوش آمديد!
آنچه ادبیاتی نباشد فراموش می شود پيوند ثابت

مصاحبه ی اختصاصی تبیان با ابوتراب خسروی


به نظر من یک رنسانس فرهنگی  در جریان است و من روی این موضوع اصرار دارم. از شمال ایران تا شهرهای جنوبی جوان ها به ادبیات و فلسفه متوجه شده اند.با توجه به تیراژ پایین کتاب ها نمی توان شوق جوانان را به ادبیات معاصر و کهن ما نادیده گرفت.


 

ابوتراب خسروی

ابوتراب خسروی نویسنده کتاب‌های «هاویه»،« دیوان سومنات»، «اسفار کاتبان»،«رود راوی»،« ملکان عذاب» و «حاشیه‌ای بر مبانی داستان» است. وی با اسفار کاتبان طیف وسیعی از مخاطبان را به سمت آثار خود کشید. ابوتراب خسروی با نثر کهن خود نشان داد به ادبیات کلاسیک مسلط است.

آقای خسروی نظرتان را درباره موج ساده نویسی در حوزه ادبیات داستانی بفرمایید.

بعضی از مفاهیم پیچیده هستند و نویسنده مباحث پیچیده را ساده می کند به حدی که مخاطب

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر در نهج البلاغه (۲) پيوند ثابت

نویسنده: دکتر ابراهیم اقبالی

استادیار دانشگاه محقق اردبیلی «اشعار نهج البلاغه»

۱٫ شتّانَ ما یَومی عَلی کورِها
و یَومُ حیّانَ اخی جابِرٍ (۱)

«چه فرقهاست میان این روز من [که] بر پشت شتر [در بیابانهای بی آب و علف سرگردانم] و روز حیّان- برادر جابر- [که آسوده در خانه خنک نشسته است]».
این بیت، از شاعر برجسته عرب، اعشی، است. اعشی از ندیمان حیّان بوده. حیّان- برادر جابر- در شهر یمامه، صاحب قلعه و دولت بوده و در عیش و خوشی می گذرانده. اعشی که راحتی و آسودگی وی را دیده بود، روز سخت خود را با او مقایسه می کند و به حال او حسرت می خورد.
حضرت، این بیت را در خلال معروف ترین خطبه خود- «شقشقیّه»- آورده است؛ آنجا که با حرارت خاصّی از پایمال شدن حقّ خویش و از به حکومت رسیدن ابوبکر و عمر و دوشیدن شتر خلافت صحبت می کند. آری؛ وقتی که حضرت، خارْ در چشم و استخوانْ در گلو، در گوشه انزوا خزیده و دیگران چون چارپایان می خورند و می خوابند، چه تمثیلی زیباتر از این بیت اعشی می توان یافت، که یکی در بیابانهای گرم و سوزان سرگردان

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر در نهج البلاغه (۱) پيوند ثابت

 نویسنده: دکتر ابراهیم اقبالی

استادیار دانشگاه محقق اردبیلی
چکیده
در این مقاله، جنبه ادبی شخصیت بی همتای حضرت مولی الموحّدین، علی- علیه السلام- در هفت محور بررسی شده است:
۱- شاعری آن حضرت.
۲- نقد ادبی و نظرات فنّی مولانا در شعر و ادب.
۳- بیان شاعرانه آن حضرت در نهج البلاغه.
۴- استفاده مولی از امثال سایره عرب.
۵- دستورات و ارائه روشهای ادبی از جانب آن حضرت.
۶- تاثیر حضرت امیر(ع) بر شعرا و نویسندگان بعد از خود.
۷- نقل اشعار دیگران در نهج البلاغه.
و همین مورد اخیر است که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته. حضرت در نهج البلاغه، در ۹ مورد و کلاًّ ۱۴ بیت، از شعرای دیگر نقل کرده. در این مقاله سعی شده ضمن شرح و تحلیل این اشعار، طرز استفاده حضرت از آنها در کلام خود، مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
سخن درباره «شاعری» و «ادب» حضرت مولی الموحّدین، علی (ع) را می توان در چند شاخه خلاصه کرد:
۱- اشعار خود آن حضرت
 علاوه بر اینکه دیوان قطوری از اشعار نغز و پرمعنی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گفتگوی با حضرت استاد رمضانی درباره مولوی پيوند ثابت

معنای عبارت «مثنوی اصول اصول اصول دین است»

نسبت مولانا با خلیفه اول، سماع در عرفان، شرح مناسب برای مثنوی، شیخ بهایی و مثنوی، نحوه ملاقات شمس با مولوی، مولوی و ابن عربی، امام خمینی و مولوی، دیدگاه مولوی درباره امام علی(ع) و شهدای کربلا و مباحث دیگر

بخش اول

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس (لینک مستقیم از خبرگزاری فارس)، هشتم مهر ماه، روز بزرگداشت مولوی است. هر چند که دیدگاه‌ها درباره وی و مذهبش متفاوت است، اما در بزرگی شخصیت مولانا شکی وجود ندارد؛ شاعری که آثارش جهانی شده و بشریت را تحت تأثیر خود قرار داده است.

به همین مناسبت، گفت‌و‌گوی مشروحی با آیت‌الله حسن رمضانی خراسانی از استادان برجسته علوم عقلی و عرفانی و مدرس مثنوی معنوی در حوزه علمیه قم انجام دادیم که بخش نخست آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.

مولوی خود را اهل خراسان می‌داند

* به عنوان پیش‌درآمد و اولین سؤال، درباره نام، تاریخ ولادت و وفات مولوی صحبت کنید.

ـ جلال‌ الدین محمد بلخی معروف به مولوی، مولانا، ملای رومی که نام کاملش «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده است.

مولوی در بلخ که از بلاد خراسان قدیم بوده متولد شد و به همین جهت مولوی خود را اهل خراسان به حساب می‌آورد و چون مدت زیادی را در قونیه – دیار روم شرقی آن زمان – ‌زیست، به «ملای رومی»

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دیدگاه مولوی درباره امیرالمؤمنین و شهدای کربلا پيوند ثابت
آیت‌الله رمضانی در گفت‌وگوی مشروح با فارس- ۲

خبرگزاری فارس: استاد علوم عقلی و عرفانی حوزه علمیه، ارائه تفسیر صحیح از مثنوی را در گروی دانستن مبانی عرفانی دانست و به بیان تفاوت‌ دیدگاه‌های مولانا و ابن عربی درباره امام علی(ع) و شهدای کربلا با محیی‌الدین پرداخت.

خبرگزاری فارس: دیدگاه مولوی درباره امیرالمؤمنین و شهدای کربلا/ نظر امام درباره مثنوی

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، هشتم مهر ماه، روز بزرگداشت مولوی بود. هر چند که دیدگاه‌ها درباره وی و مذهبش متفاوت است، اما در بزرگی شخصیت مولانا شکی وجود ندارد؛ شاعری که آثارش جهانی شده و بشریت را تحت تأثیر خود قرار داده است.

به همین مناسبت، گفت‌و‌گوی مشروحی با آیت‌الله حسن رمضانی خراسانی از استادان برجسته علوم عقلی و عرفانی و مدرس مثنوی معنوی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سبک ها و مکتبها در شعر فارسی پيوند ثابت

سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را «سبک شعر» می نامیم، و قدما گاهی به جای سبک «طرز» و گاه «طریقه» و گاه «شیوه» استعمال می کردند.

تصویر

۱- سبک خراسانی یا ترکستانی

۲- سبک عراقی

۳- سبک هندی

۴- بازگشت ادبی یا سبکهای جدید که منتهی به سبک جدید دوره مشروطه شده است.

نقل از سایت رشد

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
انواع شعر از نظر محتوا یا درونمایه پيوند ثابت

اگر از عناصر فنی و ظاهری شعر بگذریم،زمینه ی معنوی شعر،حاصل تجربه ی عاطفی یا اندیشه وخیالی است که شاعر در آفرینش شعر خود به کار گرفته است.

حماسی

غنایی

مدحی

تعلیمی

دینی

انتقادی

مرثیه

وصفی

قصصی

مناظره

عامیانه و محلی

انواع فرعی

نقل از سایت رشد www.roshd.ir

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
انواع شعر از نظر قالب یا فرم پيوند ثابت
مقدمه

 

      • منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصراعها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند.

به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است.

۱- قالبهای کهن

در قالبهای کهن، شعر از تعدادی مصراع هموزن تشکیل می شود. موسیقی کناری نیز همواره وجود دارد و تابع نظم خاصی است.
هر قالب، فقط به وسیله نظام قافیه آرایی خویش مشخّص می شود و وزن در این میان نقش چندانی ندارد. از میان بی نهایت شکلی که می توان برای قافیه آرایی داشت، فقط حدود چهارده شکل باب طبع شاعران فارسی قرار گرفته و به این ترتیب، قالبهای شعری رایج را پدید آورده است :

تصویر

قصیده

مثنوی

غزل

قطعه

ترجیع بند

ترکیب بند

مسمط

مستزاد

رباعی

دو بیتی

تصنیف

چهارپاره

مفرد

تضمین

۲- قالبهای نوین

تا اوایل قرن حاضر هجری شمسی ،شاعران ما دو اصل کلی تساوی وزن مصراعهای شعر و نظم ثابت قافیه ها را رعایت کرده اند و اگر هم نوآوری در قالبهای شعر داشته اند، با حفظ این دو اصل بوده است. در آغاز این قرن، شاعرانی به این فکر افتادند که آن دو اصل کلّی را به کنار گذارندو نوآوری را فراتر از آن حدّ و مرز گسترش دهند. شعری که به این ترتیب سروده شد، شکلی بسیار متفاوت با شعرهای پیش از خود داشت.
در این گونه شعرها، شاعر مقیّد نیست مصراعها را وزنی یکسان ببخشد و در چیدن مصراعهای هم قافیه، نظامی ثابت را ـ چنان که مثلاً در غزل یا مثنوی بود ـ رعایت کند. طول مصراع، تابع طول جمله شاعر است و قافیه نیز هرگاه شاعر لازم بداند ظاهر می شود. در این جا آزادی عمل بیشتر است و البته از موسیقی شعر کهن بی بهره است.
پدیدآورنده جدی این قالبها را نیما یوشیج می شمارند،. البته پیش از نیما یوشیج نیز اندک نمونه هایی از این گونه شعر دیده شده است، ولی نه قوّت آن شعرها در حدّی بوده که چندان قابل اعتنا باشد و نه شاعران آنها با جدّیت این شیوه را ادامه داده اند.
نوگرایی نیما و پیروان او، فقط در قالبهای شعر نبود. آنها در همه عناصر شعر معتقد به یک خانه تکانی جدّی بودند و حتّی می توان گفت تحوّلی که به وسیله این افراد در عناصر خیال و زبان رخ داد، بسیار عمیق تر و کارسازتر از تحوّل در قالب شعر بود.
شاعران کهن سرا می کوشیدند نظام موسیقیایی را حفظ کنند هرچند در این میانه آسیبی هم به زبان و خیال وارد شود و شاعران نوگرا می کوشند آزادی عمل خویش در خیال و زبان را حفظ کنند هرچند آسیبی متوجه موسیقی شود. پس می توان گفت پیدایش شعر نو، ناشی از یک سبک و سنگین کردن مجدّد عناصر شعر و ایجاد توازنی نوین برای آنها بوده است.

قالب نیمایی

شعر آزاد

شعر سپید

نقل از سایت رشد www..roshd.ir

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر چیست؟ پيوند ثابت

شعر چیست؟
بحث از چیستی شعر، بحث دشوار و به اعتباری غیر ممکن می باشد چراکه تا کنون که به اندازهء عمر آدمی- که از پیدایش شعر می گذرد- تعریف جامع و مانعی از آن صورت نگرفته است برای همین تعدادی آمده اند بسیاری از آثاری را که به زعم سر ایندگان آن، شعر محسوب می شده اند، از قلمرو شعر بیرون ساخته اند، و برخی بر عکس؛ آثاری را که سرایندگان آن، آنها را در قالب نثر ارائه داده اند، شعر به شمار آورده اند؛ و بعضی هم تفکیک مرز شعر و نثر را کار نادرست خوانده اند.
رضا براهنی در کتاب “طلا در مس” می نویسد:

“تعریف شعر کار بسیار مشکلی است، اصولاً یکی از مشکل ترین کارها در این زمینه است، شاید بشود گفت که شعر تعریف ناپذیر ترین چیزی است که وجود دارد.”
بدین ترتیب نمی توان یک تعریف خاص را از شعر ارائه نمود اما برای شناخت نظرات نویسندگان گذشته و حال و تفاوت های موجود میان تعابیر شان، چند تعریف از آنها را در اینجا نقل می کنیم:
شمس قیس رازی در “المعجم فی معایر اشعار العجم” می نویسد:
“شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی، حروف آخرین آن به یکدیگر ماننده.”
این تعریف به چهار عنصر اندیشه، وزن، قافیه، زبان نظارت دارد.
دکترمحمد رضاشفیعی کدکنی از کتاب شفای ابن سینا بلخی فصل پنجم مقاله پنجم چنین نقل می کند:
“شعر کلامی است مخیل، ترکیب شده از اقوالی دارای ایقاعاتی که در وزن متفق، و متساوی و متکرر باشند و حروف خواتیم آن متشابه باشند.»
اما خود وی (دکترکدکنی) نظر دیگری دارد و می نویسد:
“شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گویندهء شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند.”
در جای دیگر می نویسد:
“شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.”

رضا براهنی با توجه به عناصر مختلف شعر، تعبیرهای گوناگونی از آن ارائه داده است:
– “شعر، جاودانگی یافتن استنباط احساس انسان است از یک لحظه از زمان گذرا، در جامهء واژه ها،.”
– «شعر زاییده بروز حالت ذهنی است برای انسان در محیطی از طبیعت.»
– “شعر فشرده ترین ساخت کلامی است”.
– شعر یک واقعهء ناگهانی است، از سکوت بیرون می آید و به سکوت بر می گردد

براهنی پا را از این هم فراتر نهاده، هر ایجادی را شعر نامیده است:
“گفتن، آنهم به قصد ایجاد چیزی، شعر سرودن است.”
یا می نویسد:
“انسان اولیه که نخستین شاعر نیز بود، الهی ترین خصوصیت خود- قدرت نامیدن و شعر گفتن- را آنچنان مقدس پنداشته که آن را به خدا نسبت داده است.”
در این موردنظرات فراوانی مطرح گردیده است. اگر بخواهیم آنها را دسته بندی کنیم به دو دسته کلی می رسیم:
یکی آنکه با تعریف شعر مخالفت دارد و آن را به دلیل پهنای وجودی آن غیر ممکن ویا محال می شمارد.
دیگر آنکه شعر را با عناصر و خصایص آن تعریف نموده است.
گروه دوم خود بر سر اینکه کدام خصوصیات، ذاتی و کدام عرضی اند؟ اختلاف نظر پیدا نموده اند. مثلاً برخی، وزن، قافیه، خیال، اندیشه را از عناصر ذاتی شعر به حساب آورده اند و تعریف شعر را بر آن استوار ساخته اند.
برخی دیگر، وزن به معنای عروضی آن را از عوارض شعر محسوب نموده، “منطق شعری” و یا “بیان برتر” را عامل مؤثر در ساخت شعر دانسته اند.
گروهی بر عنصر خیال تکیه کرده و آن را موجب تفکیک شعر از نظم بر شمرده اند.
و دسته ای هم زبان را باعث عمدهء جدایی شعر از نثر تلقی نموده اند.

تفاوت های شعر ونثر:

شعر و نثر هر دو از حروف و کلمه ساخته می شوند. به هر دو، کلام اطلاق می شود. در این جهت از همدیگر فرق نمی کنند. آنچه آنها را از هم جدا می سازند این عوامل است:

  • ۱- هر کلامی که از وزن عروضی “متساوی” و متکرر” و قافیهء واحد برخوردار باشد، آن کلام شعر است نه نثر.

خواجه نصیر” در اساس الاقتباس می نویسد:”نظر منطقی خاص است به تخییل و وزن را از آن جهت اعتبار کند که وجهی اقتضای تخییل کند، پس شعر در عرف منطقی کلام مخیل است و در عرف متأخران، کلام موزون مقفی”
البته این معیار، به اشعار کلاسیک اختصاص دارد، وگرنه، شعر نو نه وزن دارد و نه قافیه اما به آن، شعر اطلاق می گردد. پس اینکه وزن و قافیه را به عنوان معیار تعیین کردیم، فقط در جهت اثباتی آن می باشد یعنی هر کلامی که وزن (متساوی و متکرر) و قافیه داشته باشد، شعر

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
هنر تمثیل در آثار ادبی پيوند ثابت
هنر تمثیل در آثار ادبی

تمثیل، از ارکان مهم ادبیات است زیرا بستر مناسب برای روایت‏های متفاوت و در کنار هم قراردادن اندیشه‏های متضاد را فراهم می‏آورد. ضمن این که در تمثیل این توانایی نهفته است که می‏تواند موضوع اندیشگی دشوار و چند لایه را، نازل و همه فهم کند و مفهوم آن را در دسترس عموم قرار دهد.

در ادبیات، تمثیل طوری دیگر است و کارآیی بسیار دارد، به طوری که برخی از آثار ادبی و اساطیری جهان تمثیلی هستند یا بر پایه تمثیل بنیاد شده‏اند. در مثل در ادبیات فارسی «مثنوی» مولوی به ویژه از این لحاظ چشمگیر است، به طوری که بسیاری از قصه‏های این کتاب مستطاب تمثیلی هستند یا قسمی مثل در آنها به کار رفته است. این تمثیل‏ها هم جنبه آموزشی دارند و هم جنبه هنری. به همین دلیل، آربری می‏گوید

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image