No Image
خوش آمديد!
عطار پيوند ثابت

زندگی نامه

تصویر

عطار از شعرا و نویسندگان قرن ششم هجری قمری است.

نام اصلی او “فرید الدین ابوحامد” بوده است و اطلاع دقیقی از سال تولد او در دست نیست و تاریخ ولادتش را از سال ۵۱۳ هجری قمری تا ۵۳۷ هجری قمری دانسته اند.

عطار در روستای “کدکن” که یکی از دهات نیشابور بود به دنیا آمد و از دوران کودکی او جزئیات خاصی در دست نیست.

پدر عطار به شغل عطاری (دارو فروشی) مشغول بوده و “فریدالدین” هم پس از مرگ پدرش به همین شغل روی آورد.

عطار علاوه بر دارو فروشی به کار طبابت هم مشغول بود و خود در این مورد می گوید:

به داروخانه پانصد شخص بودند —– که در هر روز نبضم می نمودند

تصویر

آنچه مسلم است عطار در اواسط عمر خود دچار تحولی روحی شد و به عرفان روی آورده است.

در مورد چگونگی این انقلاب روحی داستانهایی وجود دارد که درستی آنها از نظر تاریخی معلوم نیست ولی معروف ترین آنها این است که روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد .

درویش به او گفت : ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟

عطار گفت : همانگونه که تو از دنیا می روی . درویش گفت :تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت : بله ، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا رفت.

عطار چون این را دید شدیدا” منقلب گشت

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سعدی پيوند ثابت

زندگی نامه
سعدی تخلص و شهرت «مشرف الدین» ، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» است.

درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.

سال تولد او را از ۵۷۱ تا ۶۰۶ هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۵ نوشته اند.

سعدی در شیراز پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت.

آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند.

سعدی خود در این مورد می گوید:

همه قبیله ی من، عالمان دین بودند ——- مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت

سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.

او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد.

سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.

او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود.

سعدی در روزگار سلطنت “اتابک ابوبکر بن سعد” به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.

برخی معتقدند که او لقب سعدی را

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
حافظ پيوند ثابت
تصویر

 

زندگی نامه


حافظ شیرازی، شمس الدین محمد

(سال و محل تولد: ۷۲۶ هـ.ق- شیراز ، سال و محل وفات: ۷۹۱ هـ.ق- شیراز)

شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین است که تا نام ایران زنده و پا برجاست نام وی نیز جاودان خواهد بود.

با وجود شهرت والای این شاعران گران مایه در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال ۷۲۶ ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرده است. شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه روی آوردو آموخت سپری نمودن علوم و معلومات معمول زمان خویش به محضر علما و فضلای زادگاهش شتافت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا… بهره ها گرفت.

خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبی روزگار خود

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر آیینی و آیینگی شعر قیصر پيوند ثابت

 

 


 

اگر شعر را آیینه جان شاعر بدانیم، پناه جستن شاعری چنین دل‌آگاه و دردمند به حاضرترین یار غائب، بدیهی‌ترین و طبیعی‌ترین اتفاق ممکن در آیینه بی‌زنگار شعر اوست و جز این نیز نباید از شاعر دردکشیده شیعه انتظار داشت.

 


 

شعر آیینی و آیینگی شعر قیصر

 

در نام‌گذاری شعر آیینی اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. نگارنده ضمن توجه به این اختلاف رأی‌ها، از سر ناگزیری و نظر به آشنایی عموم مخاطبان با این اصطلاح، شعر آیینی را در این یادداشت معادل شعر مذهبی مفروض می‌دارد و سعی می‌کند در شعر قیصر امین‌پور در پی جستجوی نشانه‌ها و ویژگی‌های آن برآید.

 

اما مسئله دیگر همین تعریف شعر آیینی است که باز در تعیین حد و حدود آن با اختلاف آرای محققان روبرو هستیم. بسیاری شعر مذهبی را شعری می‌دانند که دربرگیرنده موضوعی مذهبی باشد و در مقابل کسانی هم هستند که اصالت را به موضع مذهبی می‌دهند. نگارنده بر این باور است که شعر شیعی اصیل هیچگاه از این دو بی‌نیاز نخواهد بود و بی‌توجهی و کم‌کاری در هر یک از این حوزه‌ها موجب آسیب دیدن چهره راستین شعر شیعی خواهد شد. زیرا این عرصه

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
نقش و جایگاه مادر در ادبیات ایران پيوند ثابت

متون تاریخی بر این حقیقت یک‌زبانند که جوامع ابتدایی، جوامع مادر سالار یا مادر شاه بوده‌اند. با گذشت زمان گرچه از نفوذ اجتماعی مادر کاسته شد، اما ارزش مقام مادر همواره بر ادبیات ملل مختلف سنگینی کرده و می‌کند.

نخست باید بین دو مفهوم زن در ادبیات تفکیک قائل شد؛ اول این‌که زن در جایگاه مادر که در ادبیات همه ملل بویژه ایران‌ ستایش شده و جز از نیکی بر قلم‌ها و زبان‌ها نرفته است و دوم این‌که زن در جایگاه همسر یا معشوق که این جنبه، پهنه پر طمطراقی را در ادبیات ملل به خود اختصاص داده است.

فردوسی پاکزاد‌ برای زن و مادر جایگاهی فراتر از پرورش فرزند و عشق به همسر قائل است و آن، احترام به خرد مادر است. این نوع نگاه به زن را در کمتر متون ادبی و تاریخی می‌توان یافت.

در شاهنامه، زنان، مردان را راهنمایی می‌کنند، برخی بر مسند سیاست تکیه می‌زنند و برخی در میدان کارزار می‌جنگند. زن دارای هویتی مستقل است و هویت اجتماعی زن و مادر کاملا پذیرفته شده است.

به‌طور کلی در سراسر شاهنامه، ستایش خرد به چشم می‌خورد؛ چه از آنجا که فردوسی «به نام خداوند جان و خرد» شاهنامه را آغاز می‌کند و چه در آنجا که «هرآن کس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین» شاهنامه به پایان می‌رسد، همواره خرد ستوده می‌شود.

مادران در شاهنامه

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
چگونه شعر را دکلمه کنیم؟ پيوند ثابت

دکلمه واژه ی فرانسوی است که از deklama گرفته شده است. منظور از آن “خواندن  شعر یا نثر ادبی با صدای بلند و آهنگ مناسب و با حالت های خاص به منظور القا کردن محتوا و مضمون کلام به شنونده مطابق کلام”‌ است.


چگونه شعر را دکلمه کنیم؟

مقدمه

یک شعر به دو گونه خوانده می شود؛ خوب و بد.

 

به این ترتیب می بینیم که خوانش شعر روی شنونده اثرگذار است. چه این که شعر یک متن است در دست دکلماتور. این دکلماتور است که چگونه آن را عرضه می کند. خوانش یک شعر در حقیقت ایجاد دوباره ی شعر هم هست. تولید معنا های تازه نیز می باشد ؛ این هردو باهم شعر را کامل می سازد.

 

این مقاله درصدد است تا به حد وسع این موضوع را پی بگیرد. نکاتی را که فکر می شود با اِعمال آنها می توان شعر را خوب و درست دکلمه کرد، تذکر دهد.

 

دکلمه چیست؟

 

دکلمه واژه ی فرانسوی است که از deklama گرفته شده است. منظور از آن “خواندن  شعر یا نثر ادبی با صدای بلند و آهنگ مناسب و با حالت های خاص به منظور القا کردن محتوا و مضمون کلام به شنونده مطابق کلام”‌ است.

 

(انوری دکتر حسن ، فرهنگ بزرگ سخن)

 

دکلمه تنها خواندن نیست بلکه خواندن + آوای رسا + آهنگ مناسب + ژست مناسب + حالت های خاص + داشتن حرارت و احساس مناسب می باشد.

 

شرایط دیکلماتور خوب

 

دکلماتور به کسی گفته می شود که شعر یا یک متن ادبی را به خوبی قرائت یا دکلمه کند. یک دکلمه ی خوب زمانی صورت می گیرد که دکلماتور از اوصاف زیر بهره مند باشد:

 

۱٫  داشتن صدای آرمش بخش.

 

۲٫ شناخت آواز ها.

 

۳٫  قدرت برقراری ارتباط. برای قدرت ارتباط  می توان عامل زیادی را برشمرد از قبیل:الف. استعداد ذاتی.ب. پشتوانه ی اندیشه یی.ج. انتخاب زبان مناسب.د. حرکات بدنی.

 

۴٫  قدرت انتقال حس: یک دکلماتور خوب در ابتدا باید حس شاعر را  -که درشعرش انعکاس یافته- در خود بازتولید کند بعد آن حس را به صورت صحیح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس ها در هر شعر متفاوت است.

 

۵٫ قدرت انتقال فکر: انتقال درست فکرِ یک شاعر وابسته به این است که خواننده نخست آن را درک کند سپس آن را در احساس جدید بهم آمیخته تحویل شنونده دهد.

 

۶٫  ادای درست کلمات: از شرایط مهم دکلمه ی خوب ادای درست واژگان است. اساس دکلمه را همین امر تشکیل می دهد.

 

۷٫ داشتن صدای شفاف و رسا.

 

۸٫ سلامتی دستگاه  صوتی و اندام گفتاری.

 

۹٫ توانایی خواندن درست جمله ها و متن.

 

۱۰٫ تناسب لحن و محتوا.

 

۱۱٫ داشتن دانش ارتباطی.

 

شعر رکن اساسی دکلمه است. شعر نه تنها ابزار دکلمه

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آرای شاعران درباره پروین اعتصامی پيوند ثابت

هنر پروین آنجاست که از زبان همه‌چیز سخن می‌گوید: چشم و مژگان، دام و دانه، مور و مار، سوزن و پیرهن، خاک و باد، مرغ و ماهی، صیاد و مرغ… و عاقبت خواننده را در عالم «کلیله و دمنه» و عوالم طفولیت و جوانی و پیری و هزاران احوال درونی و بیرونی سیر می‌دهد و تسلیت می‌بخشد.

 


 

پروین اعتصامی

مهدی اخوان ثالث:

 

از جمله دلایل عزیز و ارجمند بودن پروین اعتصامی مثلا همین است که این آزاده زن بزرگوار با آن‌ همه شعر و سخن که دارد، در دیوانی با پنج‌هزار بیت فقط یک یا دوجاست که از خودش حرف زده و «من شخصی و خصوصی» او از پس پشت شعرش خود می‌نماید و جلوه می‌کند. تازه درآن یک دو جا هم امری روحی و بشری و ازجمله عمومیات عواطف آدمی در میان بوده، عواطف مشترک همگان، مثلا مرثیه‌یی برای پدرش گفته یا لوحی برای مزارش یا در تقدیرنامه‌یی منظوم ودایع روح و مواجید قریحه خود را به دست زمانه سپرده است. طبعا در اینطور موارد جنبه همگانی و انسانی امر در حد خود محفوظ است یعنی شعر حکایت از احوالی دارد که آنقدرها هم شخصی و خصوصی نیست.

ملک‌الشعراء بهار:

دیوان پروین اعتصامی ترکیبی است از دو سبک و شیوه لفظی و معنوی، آمیخته با سبکی مستقل. و آن دو، یکی شیوه شعرای خراسان است، خاصه استاد ناصرخسرو و دیگر شیوه شعرای عراق و فارس، به ویژه شیخ مصلح‌الدین سعدی. و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفا است

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
روایت شفیعی‌ کدکنی از آغاز شاعری‌ پيوند ثابت

 

مدرسه‌ نرفته دانشگاه رفتم

 

 


 

 

 

 

محمدرضا شفیعی‌ کدکنی در بیان چگونگی آشنایی‌اش با شعر، از خریدن دیوان شعر فرخی یزدی به‌جای فرخی سیستانی می‌گوید. او همچنین می‌گوید که مدرسه نرفته و یک‌راست به دانشگاه رفته است.

 


 

محمدرضا شفیعی‌ کدکنی

 

محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، پژوهشگر و استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی، در شرح نخستین تجربه‌های شعری‌ و آشنایی‌اش با ادبیات می‌گوید:  شعری که در ذهنم مانده باشد، یا سند مکتوب ازش داشته باشم، فکر نمی‌کنم در حدود زیر سن ۱۵سالگی چیزی در حافظه‌ام یا در یادداشت داشته باشم؛ اما فکر می‌کنم در سنین شاید هفت – هشت‌سالگی اولین شعر را در هجو یک هم‌بازی‌ام گفته بودم که خیلی هم زشت بود و در عین‌ حال زیبا. این را در دکان بقال سر کوچه‌مان‌، وقتی رفته بودیم با آن هم‌بازی‌مان چیزی بخریم‌، خواندم؛ یعنی یک چیزی در هجوش همان‌جا‌ فی‌المجلس گفتم که آن بقال تهدیدم کرد و گفت به پدرت می‌گم. دیگر بیش‌تر از این چیزی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر، زبان طبیعت است پيوند ثابت

 

مصاحبه ی اختصاصی تبیان با مرتضی کاخی


شعر اساسا زبان طبیعت است. شاعر برای بیان زیبایی های طبیعت و احساس خود از جهان باید بر زبان عاطفی تکیه کند و ناچار است کلمه ای را که برای بیان احساس خود از جهان وضع می کند، از جریان طبیعی خارج کرده، شکلی از خیال به آن بخشد. شعر بیان توامان اندیشه و خیال است.

 

 

مرتضی کاخی

 

مرتضی کاخی شاعر، پژوهشگر، محقق توانمند و مدرس دانشگاه است. وی یکی از شاعران قدیمی است که کتاب ها و مقالات زیادی درباره شعر کلاسیک و غزل فارسی نوشته است. وی پیش از این کتاب های «روشن تر از خاموشی »،« درباره شعر امروز خراسان»، «قدر مجموعه گل» و«صدای حیرت بیدار: درباره شعر اخوان ثالث» را نوشته است. جدید ترین کتاب وی« این کوزه گر دهر» نام دارد که در آن به تحلیل رباعی در تاریخ ادب فارسی پرداخته است. 

 

 

 

آقای کاخی بفرمایید در ابتدا نگاه شاعران به طبیعت و بهار از چه زاویه ای بوده است و چطور در شعرشان بازتاب پیدا کرده و این نگاه در طول تاریخ چه تغییراتی به خود دیده است؟

 

این موضوع یک رساله دکتری دانشگاه ادبیات است

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مصاحبه ی ناصر فیض پيوند ثابت

 

ناصر فیض: طنز، مزه ای نزدیک به ته

خیار دارد

 

شاید کمتر کسی در حوزه ادبیات و طنز وجود داشته باشد که ناصر فیض را نشناسد. فیض که یکی از طنزپردازان موفق و شناخته شده کشور است، هم اکنون مسئولیت اجرایی دفتر طنز حوزه هنری را برعهده دارد. فیض فعالیت خود را در حوزه ادبیات با سرودن اشعار جدی شروع کرد و به گفته خودش با تغییر فضای سیاسی و تمایلات اجتماعی، حوزه طنز را برای ادامه فعالیت‌های ادبیش برگزید.

در حال حاضر ناصرفیض دومین مجموعه اشعار طنزش را با عنوان «نزدیک به ته خیار» سروده است. وی در جمع آوری و چاپ اشعار نزدیک به ته خیار قسمتی از شعرهای مجموعه اولش «املت دسته دار» را هم تجدید چاپ کرده است. به بهانه چاپ دومین مجموعه طنز ناصر فیض با وی گفتگویی ترتیب داده ایم که در پی می آید.

طنز در روزگار ما چه جایگاهی دارد؟

طنز در روزگار تکنولوژی زده ما نوعی آرامش محسوب می شود. انسان برای فرار از دغدغه های تمدن امروزی و بستر تکنولوژی نیازمند طنزاست. طنز به بشر امروز کمک کرده است تا خودش را از ناهنجاری های محیط پیرامونش بیرون بکشد. کاربرد طنز در نهایت نوعی تذکر و روشن نمودن نکات منفی فرد است . انتقاد فقط از سرباز کردن مسئولیت و وظیفه نیست بلکه قصد آن اصلاح ناهنجاری های شخصیتی و اجتماعی است. البته تعاریف مختلفی از طنز شده است. افرادی طنز را ابزاری برای خودبرتربینی می دانند، گونه ای دیگر با طنز به دیگران می خندند که ناملایمات خود را فراموش می کنند. عده ای دیگر به دیگران می خندند تا بر آنچه دیگران بر فرد می خندند سرپوش بگذارند.

تعریف شما از طنز چیست؟

خوب، شروع کار من با کار جدی بوده است شعرهای جدی می گفتم که گزیده شعر نیستان از نمونه کارهای جدی من در این حوزه بوده است. انواع مختلف مثلاً دفاع مقدسی ، عاشقانه و … اما سبک کار من کلاسیک است. کلاسیک، چرا که پایبند به سنت ها هستم. در شعر من حرکت جدیدی به چشم نمی خورد. من بیشتر پایبند به سنت ها بوده ام. قالب شعری من غزل بود. به هرحال بعد از گذشت زمان، بنابر دلایلی مثل تعارضات اجتماعی، رشد فکری و حرکات سیاسی و پدید آمدن دیدگاه های جدید، ناصرفیض احساس کرد می تواند خود را در قالب طنز هم بیازماید. و اما نگاه طنز من، نگاه تلخ نیست. به طور کلی اگر بخواهیم طنز را تعریف کنیم نوعی خنداندن که با ادبیات سرو کار دارد. حداقل آن نوعی است که از شگردهای ادبی مثل بازی های کلامی و شیوه های طنز استفاده می شود که این شیوه های طنز می‌تواند هم بعد سیاسی داشته باشد و هم بعد شخصیتی. من معتقدم طنز چه بخواهد اصلاح گر باشد و چه تعریضی به ناهنجاری های اجتماعی داشته باشد، باید یک بخش عمده آن فراموش نشود و آن شیرینی کلام به گونه ای که حتماً مخاطب را بخنداند. من به طنز سیاه معتقد نیستم. طنز نه باید تلخ باشد و نه شیرین. طنز باید مزه ای نزدیک به ته خیار داشته باشد. نه تلخ و نه شیرین. نباید طنز را مستقیم به کار برد. در ادبیات کلاسیک هم اصل بر آن است که از طنز به صورت مستقیم استفاده نشود. من هم به همین دلیل سبک ادبیم را کلاسیک برگزیدم.

آیا می توان برای طنز خوب چهارچوبی در نظر گرفت؟

در مرحله اول طنزپرداز باید یک ژانر ادبی و هنری خوب و تاثیرگذار را برای ارائه مطالبش به مخاطب انتخاب کند. اولین چهارچوب طنز خوب، تاثیرگذاری در مخاطب است. باید در طنز و طنزپردازی به ظرافت های ادبی توجه کرد. در اثر ارائه شده باید مشخص شود کسی که طنز مکتوب نوشته است، با ادبیات کهن آشناست، از صنایع و ظرایف ادبی استفاده کرده است، ریزه کاری های کلامی را می شناسد، به کاربرد کنایات و حکایات و استعاره مسلط است و حالا چکیده کار او طنز مکتوب اوست.

با توجه به اینکه جامعه ما از بیماری روحی رنج می برد و گفته می شود طنزپرداز پزشک روح است، شما به عنوان طنزپرداز چه نسخه ای برای جامعه بیمار ما می پیچید؟

قطعاً زمانی مخاطب با شما ارتباط برقرار می کند که احساس کند طنزپرداز حرف او را می زند یا حداقل مشکلی که از زبان طنزپرداز گفته می شود بسیار قشنگ دیده شده و به رشته تحریر درآمده است. از آن طرف هم طنزپرداز باید خود را به جامعه بقبولاند و زمانی این اتفاق می افتد که طنزپرداز خود را در میان مردم ببیند و مسائل و مشکلات جامعه آشنا باشد.

طنزپردازان معاصر نسبت به طنزپردازان قدیم چقدر توانسته اند با مردم ارتباط برقرار کنند؟

طنزپرداز دیروز به دلیل بسته بودن محیط به دشواری می توانست حرف بزند. فردی مانند حافظ نمی توانسته است به راحتی صحبت کند. او ملزم به استفاده از کنایه در اشعار خود بوده است. به صورتیکه افرادی معتقدند شعر حافظ طنزی دربرندارد. ولی وقتی به اغلب شعرهای او دقیق می شویم، شعر او را سراسر طنز جدی و چندپهلو می یابیم که جباران و ریاکاران جامعه و عالمان بی عمل را مورد خطاب قرار می دهد. در دوران حاضر خیلی بهتر می توانیم حرفمان را بزنیم. امروز هر مجله، روزنامه ، حداقل یک ستون را به طنز و طنزپرداز اختصاص داده است. من فکر می کنم در حال حاضر طنز بسیار اجتماعی تر از گذشته شده است. البته طنز اجتماعی را می توان در آثار عبید و حافظ هم مشاهده کرد اما طنز در قدیم بیشتر درونی بوده است تا بیرونی.

هجو هزل در ادبیات طنز امروز چه جایگاهی دارد. آیا طنز معاصر از ظرایف ادبی دور نشده است؟

خوشبختانه طنز امروز کمتر به سمت هجو و هزل پیش رفته است. اگر نگاهی به کتب شاعران طنزپرداز قدیم بیاندازیم تقریباً بخش عمده ای از اشعار آنان متشکل از هجو و هزل است. ما در گذشته شاعران بسیار کمی داریم که شعر خود را از هجو هزل دور نگاه داشته باشند. نمونه ای از این شاعران حافظ است. سراسر دیوان شعر عبید، مملو از اشعار هجو و هزل است. البته بسیاری از همین هجویات و هزلیات دارای جایگاه ادبی خاصی هستند اما به صورت کلی هجو و هزل در شعر دیروز نسبت به امروز گستره بیشتری داشته است.

با توجه به دایره نشانه و نمادشناسی و سطح آگاهی جامعه، سطح طنز در میان مردم و حتی طنزپردازان ما چه رشدی داشته است؟

البته شاید بیان این سخن ادعای بزرگی باشد اما به اعتقاد من از زمانیکه جلسه در حلقه رندان در حوزه هنری تشکیل شد، اتفاقات مثبتی در زمینه رشد سطح طنز در جامعه افتاد. قبل از تشکیل در حلقه رندان ، طنز بیشتر به سمت هزل و هجو کشش داشت. قالب طنز ما یا برنامه صبح جمعه بود که طنز معمولی بود و یا طنزهای مخفی که بین خود مردم وجود داشت. البته به طنز سیاه سیاسی هم پرداخته می شد. اما از حلقه رندان به بعد طنز به نوعی علنی شد به گونه ای که طنزپردازی که تادیروز بیشتر به سمت هجو و هزل کشش داشت مجبور شد شعری بگوید که بتواند در جمع بخواند و قطعاً کاری که باید در جمع خوانده شود از هزل و هجو دوری خواهد گزید. اما در شعرهای طنز ما هنوز هم هجو هزل وجود دارد مثلاً‌ شعر کلید که از سروده های خودم هست، عده ای آنرا هجو و هزل می دانند اما من معتقدم کلید یک شعر اجتماعی است. شعری که پیرامون روابط شخصی زوجین صحبت می کند و به نوعی مسائل و اتفاقات ریزی را تذکر می دهد.

هدف از تشکیل در حلقه رندان چه بود؟

اولین هدف در حلقه رندان، شناسایی استعدادهای پراکنده شده در سطح اجتماع بود که به نوعی دغدغه اول همه متولیان فرهنگی در کشور است. اینکه جوانانی را که طنز می گویند جدی بگیریم. ما در طول تاریخ کشورمان قبل از تشکیل در حلقه رندان مکانی را نداشتیم که راجع به طنز صحبت کنند،‌کتاب چاپ کنند، جشنواره طنز برگزار کنند، شب شعر هفتگی و ماهیانه داشته باشند. دفتر طنز حوزه هنری علاوه بر تشکیل جلسه در حلقه رندان هر ماه جلسه‌ای به نام محفل رندان برپا می کند که این جلسه به نقد مبانی طنز می پردازد. جلسه دگرخند، دیگر برنامه دفتر طنز است که در زمینه طنز، کتاب های چاپ شده را به همراه مولف و یک کارشناس متخصص به نقد و چالش می کشد. ما با تشکیل در حلقه رندان سعی کردیم جوانان طنزپرداز را دورهم جمع کنیم. چقدر پراکنده باشند. وقتی چنین جلساتی را تشکیل می دهیم، جوان طنزپرداز ما خود را باور می کند، خود را عضو جلسه ای فرهنگی و موثر می داند. وقتی می بینید ۵۰۰ نفر منتظر او نشسته اند تا برایشان شعر طنز بخواند، خود را جدی می گیرد.

از برنامه اجرایی امسال چه خبر؟

فعالیتی که امسال در جهت اهمیت به مقوله طنز در دست اجرا داریم چاپ کتاب سال طنز است. البته باید اکثر کتاب هایی که در زمینه طنز در سال های اخیر چاپ شده است مورد بررسی قرار گیرد. اگر تعداد کتاب های چاپ شده طی ۵ سال گذشته را بررسی کنیم و تعداد به حدنصاب نرسد مجبور خواهیم بود به سال های دورتر برویم. شاید مجبور شویم کلیه کتاب های چاپ شده بعد از انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم.

کتاب ها در چه زمینه هایی انتخاب می شود؟

ما هنوز زمینه ای برای انتخاب آثار مشخص نکرده ایم.

کمیته انتخاب آثار مشخص شده است؟

قطعاً یک سری از اعضاء کمیته، متشکل از بچه های دفتر طنز و دوستان مرتبط با دفتر طنز هستند. یکی از اهداف این است که دوستان مرتبط با دفتر، فقط در دفتر طنز شعر نخوانند و بروند. باید به شکل های مختلف از این دوستان استفاده کنیم.

چه شد که کتاب «نزدیک به ته خیار» را راهی بازار کردید؟

من یک سری شعر پراکنده داشتم. شعر کلید ۱ و کلید ۲ را داشتم و چند کار دیگر. اگر صبر می کردم که کلیه این اشعرار رادر یک کتاب جمع کنم، تازگی خودشان را از دست می داد. همچنین چند شعر از کتاب املت دسته دار انتخاب کردم که در این کتاب هم چاپ شده اند. در نتیجه کتاب دارای ۲ بخش است. بخش اول مربوط به کارهای پراکنده و شعرهای چاپ نشده اند و بخش دیگر اشعاری از کتاب قیلی من است.

قصد ندارید به کار ترجمه بپردازید؟

چندی پیش از یک نویسنده طنزپرداز ترک، ۱۰ قصه ترجمه کرده ام که توسط نشر شهر چاپ شدند. به نام «اگر کمونیسم بیاد». البته شخصاً ۳۰جلد کتاب از آنکارا خریداری کرده ام و قصد دارم کلیه کارهایم را رها کنم و به ترجمه آنها بپردازم، اما تا به حال تنها موفق به ترجمه یک کتاب شده ام.

نقل از سایت سازمان تبلیغات اسلامی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image