No Image
خوش آمديد!
تکامل شعر نو از نیما تا به امروز پيوند ثابت

 


متوازن بودن شخصیت و قلم ادبا و اندیشه و زبان گویای آنان به سهولت توانست نه سبک که از طرز و روش بهره می‌جوید بلکه مکاتبی با شاخک‌هایی بدیع و نظام‌مند را بیافریند.

تکامل شعر نو از نیما تا به امروز

با نگاهی فرارونده به تاریخ و هنر شعر در سرزمین کهن بوم ایران این فهم به ذهن خطور می‌کند که در ازمنه تاریخ، شعرایی یکی پس از دیگری آمده‌اند و در این میدان پر افت و خیز گام‌هایی بلند را برداشته‌اند که بر همه اهل ادب و هنر مبرهن است و آنچه این میدان نابهنگام و پرشورتر از معمولی را در بین شعرا متمایز کرده، همین که هر کدام از این شعرا در میدانی خاص میدان داری کرده‌اند. (به تعبیری نه میدان‌ها یکی بوده و نه تاختن‌ها در این میدان‌ها)

لذا امروزه همه قبیله شعر و ادب می‌دانند که همین متفاوت جلوه دادن اندیشه و زبان شعرایی از قبیل فردوسی، رودکی، حاف۱ سعدی، مولانا، صائب، بیدل، نظامی گنجوی و… بوده‌اند که شعریت تاریخی ادبیات ایران را بنا کرده‌اند.

متوازن بودن شخصیت و قلم ادبا و اندیشه و زبان گویای آنان به سهولت توانست نه سبک که از طرز و روش بهره می‌جوید بلکه مکاتبی با شاخک‌هایی بدیع و نظام‌مند را بیافریند. این آفرینش که از ماهیت

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گفت‌وگوی مشروح فارس با قادر فاضلی/۲ پيوند ثابت

مولوی سنی‌‌الفروع بود و شیعی‌الاصول/ وقتی علامه جعفری افسوس خورد

شاگرد علامه جعفری گفت: نه تنها مولوی بلکه محیی‌الدین عربی، عطار و … سنی ‌الفروعند و شیعی الاصول. یعنی در مسائل فروع دین، اهل سنت‌ هستند، چون آنجا بزرگ شدند و فقه آنها را خواندند. اما در اصول دین شیعه هستند و تفکر شیعی دارند.

خبرگزاری فارس: مولوی سنی‌‌الفروع بود و شیعی‌الاصول/ وقتی علامه جعفری افسوس خورد

خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: درباره دیدگاه مولوی نسبت به امام حسین(ع) نکاتی چند در بخش اول این گفت‌وگو مطرح شد (اینجا)، بخش دوم و پایانی گفت‌وگو با حجت‌الاسلام قادر فاضلی، مؤلف، پژوهشگر و از استادان حوزه و دانشگاه از نظر می‌گذرد.

 

 

 

* در دیوان شمس هم اشعاری در مدح اهل بیت علیهم‌السلام هست؟

ـ بله در دیوان شمس نیز نمونه‌هایی از ارادت مولانا به اهل بیت (ع) داریم. به عنوان مثال مولانا شعری دارد که البته در مورد حضرت علی (ع) است اما به جایی می‌رسد که همه ائمه (ع) را اسم می‌برد

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام فاضلی/۱ پيوند ثابت

آیا مولانا واقعه کربلا را قبول ندارد/ جایگاه گریه بر سیدالشهدا(ع) در دیدگاه مولوی

حجت‌الاسلام قادر فاضلی مفسر مثنوی گفت: مخالفان عرفان بیت «کورکورانه نرو در کربلا/ تا نیفتی چون حسین اندر بلا» را به مولوی نسبت می‌دهند، در حالی که شعر اصلی این است: «هین مدو گستاخ در دشت بلا/ هین مران کورانه اندر کربلا».

خبرگزاری فارس: آیا مولانا واقعه کربلا را قبول ندارد/ جایگاه گریه بر سیدالشهدا(ع) در دیدگاه مولوی

خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: اخیراً برخی مخالفان عرفان نسبت به مولانا هجمه می‌کنند و از مخالفت او با واقعه کربلا می‌‌‌گویند. به همین مناسبت و در آستانه اربعین حسینی(ع) در گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام قادر فاضلی، پژوهشگر و شاگرد علامه جعفری (ره) این مسئله را بررسی کردیم.

فاضلی پس از اخذ دیپلم به حوزه علمیه رفت و پس از طی سطوح، درس خارج فلسفه و عرفان را نزد حضرات آیات حسن زاده آملی و جوادی آملی و مصباح یزدی گذراند. پس از آن هشت سال در تهران در محضر علامه جعفری شاگردی کرد و پس بازگشت به قم مشغول تألیفات شد. فاضلی در حال حاضر ۶۳ جلد کتاب منتشر شده دارد و ۱۵ مجلد نیز در دست چاپ است.

بخشی از این کتاب‌ها در تفسیر قرآن کریم و نهج‌البلاغه و تفسیر عرفان اسلامی و تفسیر مثنوی است. بخشی دیگر موضوعات متفرقه، نقد عرفان‌‌های کاذب و معرفی عرفان اسلامی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گزارش یک تجربه از مرادی کرمانی پيوند ثابت

 


هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان در برنامه «گزارش یک تجربه: چند و چون ترجمه ادبیات کودکان و نوجوانان» گفت: آن‌چه در بحث ترجمه مهم است، انتقال حس نویسنده است و این اشتباه است که ما تصور کنیم که به صرف ترجمه لغوی، خوانندگان آن طرف آبی را جذب می‌کنیم.

گزارش یک تجربه از مرادی کرمانی

مرادی کرمانی که روز دوشنبه، ۲۷ آبان، در محل کتابخانه فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی سخن می‌گفت، اظهار کرد: وقتی به کتاب‌فروشی‌ها و ویترین آن‌ها در کشور خودمان نگاه می‌کنیم، اغلب آثار، آثار ترجمه‌یی‌اند و آثار تألیفی ما بسیار محدود است. در واقع ما یک جاده یک‌طرفه داریم که ترجمه‌ها به آن سرازیر می‌شوند و این از گذشته‌های دور در کشور ما بوده است.

او با بیان این‌که در کتاب‌فروشی در لندن شاهد بوده بیش‌تر کتاب‌های مبلغان مسیحی به زبان فارسی برای بچه‌های ایرانی پس از جنگ جهانی دوم ترجمه شده بود، گفت: ما این‌ور آب چه داریم؟ تمام بضاعت ادبیات خوب باید طی سال‌های مختلفی ترجمه می‌شد که نشد و حالا جز من و تعداد معدودی از نویسندگان کس دیگری آثارش ترجمه نمی‌شود.

نویسنده کتاب «مربای شیرین» تصریح کرد: البته در حوزه ادبیات کلاسیک ما شخصیت‌های موفق زیادی داریم، اما در میان همین‌ها هم فقط آثار خیام در سطح جهان معروف هستند. کسی روزی می‌گفت ملتی که این همه مفاخر و معرفت را به جهان عرضه کرده است، تا مدت‌ها در رستوران‌های کشور ژاپن به سبب بدرفتاری‌های برخی مهاجران، راه داده نمی‌شد.

او اظهار کرد: ‌ترجمه سفره جهانی است و اگر ما بتوانیم موقعیت‌های فعلی و اجتماعی را به دور از سیاست‌زدگی و

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کلمه در دستور زبان فارسی پيوند ثابت

 



کلمه در دستور زبان فارسی

کلمه فعلی و غیر فعلی:

کلمه بر دو نوع است:

۱٫      کلمه فعلی: کلمه ای که از ریشه یا ماده فعل گرفته شده باشد. مانند: سازه، آرام، کشش، دانا، راننده، دانشجو

۲٫       کلمه غیر فعلی: کلمه ای که این چنین نباشد را می گویند، مانند: پدر، ستمگر، گلاب

کلمه فعلی خود بر دو قسم است: کلمه ای که خود فعل باشد، مانند: رفتم، می رود، برو و دیگر اینکه غیر فعل باشد، مانند: دانا و برداشت.

کلمه کوتاه، بلند و بینابین:

کلمه گاهی کوتاه است مانند: “و”

گاهی بلند است مانند: “اجازه داده نشده بود”.

و گاهی متوسط است مانند: “کلاهدار”.

کلمه زنده و مرده:

یک کلمه ممکن است مرده و یا زنده باشد. زنده بودن کلمه به آن معناست که آن کلمه اکنون رایج است و کلمه مرده یا منسوخ به کلمه ای می گویند که سابق رایج بوده و اکنون به کار نمی رود. مانند: “پُس” به معنی پسر.

برخی از کهن گرایان دوست دارند که کلمات مرده زبان را زنده کرده و آنها را بکار برند، این کار تنها یک تعصب غیر علمی است و سبب نامفهومی و آشفتگی زبان می شود.

کلمه بومی و قرضی(اقتباسی):

کلمات از لحاظ اصل و منشاء بر دو قسم اند:

۱٫      کلمات بومی: کلماتی که اصلشان در همان زبان است؛ مانند کلمات فارسی تبار درست و رنج

۲٫      قرضی یا اقتباسی: کلماتی که از زبان های دیگر وارد شده اند؛ مانند کلمات عربی، آرامی، یونانی، فرانسوی، انگلیسی و… در فارسی.

ورود کلمات قرضی در زبان امری طبیعی و سبب تقویت آن زبان می شود به شرط آنکه از حد خارج نشود. بنابراین زبان

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
غدیر در نگاه شاعران پيوند ثابت



آنچه در «غدیرخم» در سال حجه ‏الوداع اتفاق افتاد، سرفصل تازه‏ اى در تاریخ اسلام شد و مسأله «نصب امام» و آیه «ابلاغ» و «اکمال دین»، قلمرو جدیدى در اندیشه مسلمین و افکار پیروان محمد صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله و به تبع در آثار ادبى و تألیف‏ها و سروده‏ هاى محبّان امیرالمؤمنین علیه‏السلام و مدافعان ولایت علوى گشود.

آنچه مى‏ خوانید، نگاهى گذرا و کوتاه به «غدیر در نگاه شاعران فارسى زبان» است، از گذشته‏ هاى دور، تا عصر حاضر و شاعران معاصر.

* * *

غدیریّه بلند مرحوم«آیه ‏الله غروى اصفهانى» (کمپانى) که با این بیت آغاز مى‏شود:

باده بده ساقیا، ولى ز خمّ غدیر

چنگ بزن مطربا، ولى به یاد امیر

نصب حضرت على علیه‏ السلام را به پیشوایى امت، وزیدن نسیم رحمت و جوان شدن دهر کهنسال و دمیدن نهال حکمت مى ‏شمارد و آن را رسیدن مسند حشمت به«خسرو خسروان»مى‏ داند و غدیر را تجلیگاه اراده الهى توصیف مى‏کند. در یک بند چنین مى ‏سراید:

وادى خمّ غدیر، منطقه نور شد

یا ز کف عقل پیر، تجلىّ طور شد

یا که بیانى خطیر، ز سرّ مستور شد

 یا شده در یک سریر، قِران شاه و وزیر

در بند دیگرى به بیانى شاعرانه از وصایت مولى چنین مى‏ گوید:

مژده که شد میر عشق، وزیر عقل نخست

به همّت پیرعشق، اساس وحدت درست

به آب شمشیر عشق، نقش دوئیّت بشست

به زیر زنجیر عشق، شیر فلک شد اسیر

فاتح اقلیم جود، به جاى خاتم نشست

یا به سپهر وجود، نیّر اعظم نشست

یا به محیط شهود، مرکز عالم نشست

 روى حسود عنود، سیاه شد همچو قیر

       

در بندهاى دیگر، به فضایل و مناقب آن حضرت اشاره مى‏ کند

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر و ادبیات غدیر پيوند ثابت

 

در میان وقایع اسلام،تنها واقعه غدیر است که از همان لحظات وقوع قطعه شعرى بعنوان سند دائمى ضمیمه آن است. شعر با وزن و قافیه‏ اى که دارد مدرک ماندگارى در پرونده غدیر است که سینه به سینه حفظ شده و با توجه به اهمیت ادبى آن در کتابها ثبت گردیده است.


 

 

شعر و ادبیات غدیر

نسلهاى بعدى که در اثر تبلیغات سوء سقیفه از معارف خود فاصله گرفته‏ اند از طریق شعر حسان و امثال او درباره غدیر آن را باز یافته‏ اند.

در طول تاریخ نیز،در کنار اسناد و مدارک حدیثى و تاریخى،شعر غدیر که توسط شعراى قرنهاى مختلف سروده شده در حفظ این ماجرا اثر بسزایى داشته است.

نکته دیگرى که در شعر وجود دارد این است که توانسته غدیر را در کتابها و محافلى حاضر کند که با روشهاى دیگر ممکن نیست و یا لااقل آسان نیست. بسیارى از کتب ادبى که حتى در مواردى مخالف ولایت اهل بیت علیهم السلام بوده‏ اند،بعنوان یک قطعه جالب ادبى از شاعرى توانا شعر غدیر را نقل کرده ‏اند.همچنین بسیارى از مردم که براى مطالعه و شنیدن متون علمى وقت و حوصله کافى ندارند،گاهى در یک قطعه شعر معارف غدیر را در مى ‏یابند.

غدیر در شعر عربى،فارسى،اردو،ترکى

در طول چهارده قرن،مسئله غدیر در قالب اشعار عربى،فارسى،اردو،ترکى و غیر آن به نظم کشیده شده است.اولین قدم را شاعر زبردست عرب حسان بن ثابت برداشت که با اجازه رسمى پیامبر صلى الله علیه و آله لحظاتى پس از خطابه آنحضرت اشعارى را که در غدیر درباره واقعه آن سروده بود در حضور مردم خواند.

خود امیر المۆمنین علیه السلام درباره غدیر شعرى سروده‏ اند و چند تن از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و نیز عده‏ اى از اصحاب ائمه علیهم السلام اشعارى درباره غدیر دارند که از جمله آنان قیس بن سعد بن عباده،سید حمیرى ،کمیت اسدى،دعبل خزاعى و ابو تمام است .

عده ‏اى از علماى بزرگ نیز که قریحه شعرى داشته ‏اند اشعار رسایى درباره غدیر سروده‏ اند که از جمله آنان شریف رضى،سید مرتضى،قطب راوندى، حافظ برسى،شیخ کفعمى،شیخ بهایى،شیخ کرکى،شیخ حر عاملى،سید على خان مدنى و آیه الله کمپانى است.

شعراى زبردستى

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
گپ‌وگفت مفصل فارس با اسماعیل یکتایی لنگرودی پيوند ثابت
زائر مزار خود بودم/ ماجرای تصادف قیصر در لنگرود/ آوینی گفت خاطرات اسارتت را بنویس

به اتفاق همسرم سر قبر خودم در مزار شهدا رفته بودم و آقای زریان هم بود؛ خیلی جالب شده بود و همین مسئله در روزنامه‌ها هم قید شد. اولین کتاب من همان روز به من هدیه داده شد و بهترین هدیه من هم همان بود.

خبرگزاری فارس: زائر مزار خود بودم/ ماجرای تصادف قیصر در لنگرود/ آوینی گفت خاطرات اسارتت را بنویس

خبرگزاری فارس – گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ اسماعیل یکتایی لنگرودی شاعر آزاده و جانبازی است که واژه‌های عشق و حوالی آن را با پنج حس خود لمس کرده است. نوشتن و سرودن، دو واژه‌ای است که او با آن‌ها زندگی می‌کند.

سختی‌های شیرینی که او در دوران اسارت کشیده است، شعرهایی که در آن دوران می‌سروده و به آزادگان همرزم خود در اردوگاه می‌داده تا حفظ کنند، شروع طوفانی شاعر شدنش تلقی می‌شود.

از این نویسنده و شاعر انقلاب اسلامی تا به حال کتاب‌هایی با حال و هوای دفاع مقدس و مضامینی از این دست منتشر شده است. خاطرات او از روزهای دفاع ‌مقدس نیز به همت حوزه هنری استان گیلان منتشر خواهد شد. البته وی پیش از این، خاطرات خود از روزهای اسارت و جنگ را در تعدادی از آثار با عناوین «بازداشتگاه تکریت ۱۱»، «عطر گل محمدی»، «زندگی ممنوع»، «پرستوهای مهاجر»، «خنده در اسارت» ،« تشنه شبنم» و «در اسارت یانکی‌ها» منتشر کرده بود. مصاحبه ما با این شاعر لنگرودی که امروز وکیل پایه یک دادگستری است را بخوانید؛

 

– آقای یکتایی! از پسوندی که پس از واژه یکتایی در فامیلی جنابعالی آمده، مشخص است که لنگرودی هستید، درست عرض می‌کنم؟

بله

– و لنگرود به دنیا آمدید؟

من در یازدهم خرداد سال هزار و سیصد و چهل و هشت به دنبال آمدم.

– الان هم در لنگرود ساکنید؟ مشغول چه کاری هستید؟

بله، الان در لنگرود ساکن هستم. از سپاه به دلیل وضعیت‌ جانبازی‌ام (هفتاد درصد جانبازی) حالت اشتغال

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شاعر و اربابش! پيوند ثابت

 

 


 

شاید بتوان دشوارترین شعر تعلیمی را شعر اخلاقی دانست. همگام شدن با چنین عقیده ای، این سوال اساسی را در ذهن متبادر می کند که از چه زمانی و در چه شرایطی شکل گیریِ این گونه ی ادبی به یک ضرورت در شعر و بطور کلی در ادبیات تبدیل شده است. سعید سلطانی شاعر و منتقد، در یادداشتی ، از عوامل تاثیرگذار بر نحوه شکل گیری تعلیم و اخلاق در شعر کلاسیک ایران که بعنوان ادبیات تعلیمی از آن یاد می شود، سخن گفته است. متن کامل این یادداشت را در ادامه می خوانید

 


 

شعر تعلیمی

 

محصول دوران آرامش و شکوفایی

 

گفته می شود ادبیات به خصوص شعر غنایی، محصول دوران‌های آرامش و شکوفایی جوامع بشری‌ست. در این شرایط است که انسان می‌تواند – به بیان بهتر- فرصت پیدا می‌کند که به بر‌آورده‌کردن نیازهای روحی و عاطفی خود‌ هم بپردازد. چرا که هنر غنایی در فضاهایی رشد می‌کند که ذهن از اسارت نا‌امنی و روزمَرّگی آزاد است. هنوز فریادهای احمد‌شاملو در فضای اجتماعی ما شنیده می‌شود که:”غم نان اگر بگذارد” او در این شعر رازی را فاش می‌کند که جامعه با تمام توان در صدد پنهان کردنش بود و هست. رازی که پشت تمام جهش‌های کوتاه و منحط خیال هنرمند معاصر پنهان است و تاثیرش را در ناخودآگاه او می‌گستراند و هنرمند و آثارش را دچار عارضه‌ی کوتوله‌گی می‌سازد.

 

 

 

شعر غنایی حاصل پرواز تجربه‌ها و حسیاتِ آرمیده در ناخودآگاه شاعر است که جان مواج گشته‌ی شاعر را در تجربه‌های زبانی تجسد می‌بخشد. اما ادبیات و به تَبَع آن شعر تعلیمی، فرزند دوران‌های انحطاط و زوال اجتماعی‌ست. دوران‌هایی که جامعه، گرفتار بحران و رکود در درون و بیرون خویش است، و آحاد مردم بیش از آن گرفتار ضرورت‌های آنی زندگی خویش‌اند که فرصت پرداختن به نیازهای درجه‌ی دوم و سوم زندگی

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مولانا پيوند ثابت

شرح زندگی

جلال الدین محمد در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری (قرن هفتم) در شهر بلخ دیده به جهان گشود، ایشان اجدادش همه اهل خراسان بوده‌اند. پدرش نیز محمد نام داشته سلطان العلماء خوانده می‌شد و به بهاءالدین ولدبن ولد مشهور، پدرش مردی سخنور بوده، مردم بلخ علاقه فراوانی بر او داشته که ظاهرا همان وابستگی مردم به بهاء ولد سبب ایجاد ترس در محمد خوارزمشاه گردیده است. که در نتیجه آن، مهاجرت بهاءالدین ولد به قونیه گردید. اما از بدشناسی در آنجا نیز تحت مخالت امام فخررازی که فردی بانفوذ در دربار خوارزمشاه بود قرار گرفت.

القاب وی

با لقبهای خداوندگار، مولانا، مولوی، ملّای روم و گاهی با تخلص خاموش در میان فارس زبانان شهرت یافته است.

مسافرتهای وی

جلال الدین محمد در سفر زیارتی که پدرش از بلخ به آن عازم گردید پدرش را همراهی نمود، در طی این سفر در شهر نیشابور همراه پدرش به دیدار شیخ فریدالدین عطار عارف و شاعر شتافت. ظاهرا شیخ فریدالدین سفارش مولوی را در همان کودکیش (۶ سالکی یا ۱۳ سالگی ) به پدر نمود. در این سفر حج علاوه بر نیشابور در بغداد نیز مدتی رحل اقامت گزید و ظاهرا به خاطر فتنه تاتار از بازگشت به وطن منصرف گردیده و بهاء الدین ولد در آسیای صغیر ساکن شد. اما پس از مدتی براساس دعوت علاء الدین کیقباد به شهر قونینه بازگشت.

ازدواج وی

جلال الدین محمد در هجده سالگی با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج نمود که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. پس از فوت پدرش بهاء ولد راه پدر را ادامه داده و به هدایت و ارشاد مردم عمر خود را سپری نمود.

سفر برای تحصیلات تکمیلی

مولوی در عین حالی که مردم را تربیت می‌نمود از خودش نیز غافل نبوده تا جایی که وقتی موفق به دیدار محقق ترمذی گردید خود را شاگرد او کرده از تعلیمات و ارشادات او نهایت بهره‌ها را برده و علی الظاهر و به تشویق همین استادش برای تکمیل معلوماتش رنج سفر به حلب را برخود آسان نموه و عازم شهر حلب گردید. ایشان در شهر حلب علم فقه را از کمال الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفاده‌ها را برده و از آنجا عازم شهر قونیه گردیده و بنابه درخواست سید برهان الدین طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی به مدت ۵ سال مدرس علوم دینی گردید که نتیجه آن تربیت چهارصد شاگرد می‌باشد.

داستان آشنایی با شمس

وی همچنانکه گفتیم یک لحظه از تربیت خود غافل نبوده، تاریخ اینچنین می‌نویسد که روزی شمس وارد مجلس مولانا می‌شود. در حالی که مولانا در کنارش چند کتاب وجود داشت. شمس از او می‌پرسد این که اینها چیست؟ مولانا جواب می‌دهد قیل و قال است. شمس می‌گوید و ترا با اینها چه کار است و کتابها را برداشته در داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار داشت می‌اندازد. مولانا با ناراحتی می‌گوید ای درویش چه کار کردی برخی از اینها کتابها از پدرم رسیده بوده و نسخه منحصر بفرد می‌باشد. و دیگر پیدا نمی‌شود؛ شمس تبریزی در این حالت دست به آب برده و کتابها را یک یک از آب بیرون می‌کشد بدون اینکه آثاری از آب در کتابها مانده باشد. مولانا با تعجب می‌پرسد این چه سرّی است؟ شمس جواب می‌دهد این ذوق وحال است که ترا از آن خبری نیست. از این ساعت است که حال مولانا تغییر یافته و به شوریدگی روی می‌نهد و درس و بحث را کناری نهاده و شبانه روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت می‌ایستد. و به قول استاد شفیعی کدکنی تولدی دوباره می‌یابد.

هر چند که مولوی در طول زندگی شصت و هشت ساله خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال الدین عدیم و محی الدین عربی حشر و نشرهایی داشته و از هر کدام توشه‌ای براندوخته ولی هیچکدام از آنها مثل شمس تبریزی در زندگیش تاثیر گذار نبوده تا جائیکه رابطه‌اش با او شاید از حد تعلیم و تعلم بسی بالاتر رفته و یک رابطه عاشقانه گردیده چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست و پا بسته شمس دیده است.

پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده دل، سبب حسادت عده‌ای گردید. پس از مرگ صلاح الدین، حسان الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. که نتیجه همنشینی مولوی با حسام الدین، مثنوی معنوی گردیده که حاصل لحظه‌هایی از همصحبتی با حسام‌الدین می‌باشد. علاوه بر کتاب فوق ایشان دارای آثار منظوم و منثور دیگری نیز می‌باشند که در زیر به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود:

آثار مولانا

  • مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
  • غزلیات شمس، غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
  • رباعیات: حاصل اندیشه‌های مولاناست.
  • فیه ما فیه: که به نثر می‌باشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
  • مکاتیب: حاصل نامه‌های مولاناست.
  • مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.

بالاخره روح ناآرام جلاالدین محمد مولوی در غروب خورشید روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هـ قمری بر اثر بیماری ناگهانی که طبیبان از درمان آن عاجز گشتند به دیار باقی شتافت.

برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به

منابع

  1. محمدرضا علی قلی زاده، گلچین غزلیات شمس تبریزی، چاپ خورشید، زمستان ۷۱
  2. رضا قلی خان هدایت، چشمه خورشید، ناشر کتاب نمونه، بهار ۱۳۶۸
  3. عسگر اردوبادی، دیوان شمس تیریزی، چاپ ۱۳۳۵
  4. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، غزلیات شمس ، انتشارات امیر کبیر ،چاپ هفدهم ۱۳۸۳

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 360
  • 214
  • 256,582
No Image No Image