No Image
خوش آمديد!
مُسَکّنی قرآنی با اثر فوری پيوند ثابت

در قرآن کریم می خوانیم:

الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئنِ‏ُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ  أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئنِ‏ُّ الْقُلُوب

آنها کسانى هستند که ایمان آورده‏اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد!(رعد/۲۸)

دعا

یاد خدا تنها به ذکر زبانى نیست، اگر چه یکى از مصادیق روشن یاد خداست. زیرا آنچه مهم

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
زندگان و مردگان واقعی در نگاه قرآن پيوند ثابت

حیّ و میّت در معنای لغوی به زنده و مرده اطلاق می شود اما در نگاه اهل معرفت مرده و میّت به چیزی گویند که منشأ خواص و آثار نباشد و حیّ و زنده واقعی آن است که منشأ خواص و آثار و عارف به خداوند متعال و صاحب بصیرت باشد.


قرآن حکیم

بر اساس آیات قرآن حیات چند نوع است:

حیات نباتى: «یحیى الارض بعد موتها»؛ خداوند زمین را (با رویاندن گیاهان) زنده مى‏کند.

حیات حیوانى: «کنتم امواتا فاحیاکم»؛ شما مرده بودید پس او شما را زنده کرد.

حیات فکرى: «دعاکم لما یحییکم» پیامبر شما را به چیزى دعوت مى‏کند که (دل‏هاى مرده) شما را زنده می کند.

حیات اجتماعى: «و لکم فى القصاص حیاه»، حیات (سیاسى و اجتماعى شما که در سایه امنیّت بدست می ‏آید) در قصاص و انتقام به حقّ است.

حیات قلبى و روحى: «لیُنذر مَن کان حیّا» (آیه مورد بحث) قرآن افرادى را که داراى دل‏هاى زنده و روح‏هاى پاک و آماده‏ اند هشدار می ‏دهد.

 بینش توحیدی همان حیات انسانی است

حیّ و میّت در معنای لغوی

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
تجارتی با هفتصد برابر سود‌ ! پيوند ثابت

انفاق از منظر قرآن آن قدر مهم است که حدّاقل تا هفتصد برابر رشد مى کند، و اگر اخلاص انفاق کننده بیشتر، و اولویتهایى که انتخاب مى کند نیازمندتر باشند، ممکن است ۱۴۰۰ برابر و یا حتّى بیشتر رشد کند.

 انفاق

خداوند متعال در آیه ۲۶۱ سوره بقره مى فرماید:

«(مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللهِ کَمَثَلِ حَبَّه أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى کُلِّ سُنْبُلَه مِّائَهُ حَبَّه وَاللهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ); کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند، که در هر خوشه یکصد دانه باشد; و خداوند آن را براى هر کس بخواهد (و شایسته باشد)، دو یا چند برابر مى کند; و لطف خدا گسترده، و او (به همه چیز) داناست»

انفاق از منظر قرآن آن قدر مهم است که حدّاقل تا هفتصد برابر رشد مى کند، و اگر اخلاص انفاق کننده بیشتر، و اولویتهایى که انتخاب مى کند نیازمندتر باشند، ممکن است ۱۴۰۰ برابر و یا حتّى بیشتر رشد کند.

جالب این که رشد مذکور براى صاحب انفاق

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
حرمت مۆمن از حرمت کعبه بیشتر است پيوند ثابت

هر کس مۆمنان را مسخره کند یا با القاب زشت از آنها یاد کند در زمره ستمکاران محسوب می‏شود.

 


آبرو

بنده مۆمن نزد خداوند متعال بسیار عزیز و محترم است. خداوند بندگان مۆمن را دوست مى‏دارد و عزت و سربلندى را از آن مۆمنان می‏داند، چنان که می‏فرماید:

“… وَ لِلّهِ الْعِزَّه وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُۆمِنینَ...؛(منافقون ـ آیه ۸) عزّت و سرفرازى تنها از آن خدا و پیامبر و مۆمنان است…”

و به همین جهت سوره حجرات آیه ۱۱ می فرماید: «لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ…»

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
درمان جن و طلسمات با قرآن پيوند ثابت

امروزه کم نیستند افرادی که تصور می‏کنند سحر شده‏ اند، یا جن زده هستند یا مبتلا به بختک شده ‏اند، یا این که آن‏ها را طلسم کرده‏ اند یا گاهی احساس می‏کنند که موجوداتی عجیب به زندگی ایشان وارد شده‏ و آرامش روانی و امنیت روحی را از آن‏ها گرفته اند.

 


جادو

به راستی آیا این امور واقعیت دارند؟ آیا ممکن نیست این حالات توهمات افراد باشند؟ اگر واقعیت دارد آیا همه این امور یک چیزند و از یک نوع محسوب می‏شوند؟ اگر واقعیت دارند چه میزان تأثیر دارند و شکل تأثیر آن چگونه است و از چه طریقی نفوذ می‏کنند؟ در نهایت چگونه می‏توان از تأثیر آن‏ها جلوگیری کرد؟

در این نوشتار به این سۆالات پاسخ داده می‏شود.

 حقیقت قوای غیر عادی

ابتدا باید دانست نیروهای غیر عادی که در سایه قدرت الهی در هستی وجود دارند به چهار دسته کلی تقسیم می‏شوند:

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
چرا انبیاء قومشان را نفرین می کردند؟ پيوند ثابت

همه با حضرت نوح علیه السلام مخالفت می‏کردند و آن‏قدر او را می‏زدند که تا سه شبانه روز بر روی زمین می‏افتاد به‏ گونه ‏ای که از گوش او خون جاری می‏شد، امّا وقتی به ‏هوش می‏ آمد نفرین نمی‏ کرد! معلوم است که چنین انسانی احراز می‏کند و یقین پیدا می‏کند که این‏ها هدایت‏پذیر نیستند و بعد نفرین می‏کند . 


نفرین

انبیا و اولیا، معاندین با حق را نفرین کرده ‏اند، البتّه در صورتی ‏که آن‏ها منشأ فساد در جامعه و انحراف افراد مستضعف جامعه باشند.

 

 

حضرت نوح و جریان نفرین او در قرآن

یکی از انبیا حضرت نوح است که در قرآن، در سُور مختلف آیات متعدّدی راجع به او

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
زیباترین سوره‌ی برنامه‌ریزی در قرآن پيوند ثابت

سوره عصر مصداق عینی آیات قرآن برای مراحل موفقیت است :

۱٫ ایمان و اعتقاد راسخ.

۲٫ عمل صالح.

۳٫ توانمندی در تربیت خود و دیگران با امر به معروف و نهی از منکر.

و در نتیجه اینان یاوران پر اقتدار مهدی صاحب‌الزمان هستند ، گویی کوه‌ها پیش اینان سر خم می‌کنند، وقتی نامشان می‌آید فرشتگان در عرش الهی درود و رحمت می‌فرستد؛ و سوارکاران مرکب سعادتند .

اینان شاگردان واقعی اهل‌بیت معصوم (علیهم السلام) هستند. کارنامه ایمان و عملشان عالی است تو گویی امام زمان پای پرونده اعمالشان را شخصاً امضا زده است آری وجود مقدس امام خمینی (ره) و مرحوم حضرت آیه الله بهجت نمونه های گران بهای این گروهند.

 


سوره

در جاده زندگی همه به موفقیت نمی‌رسند. با اینکه همه انسان‌ها از موفقیت را دوست دارند؛ و حاضرند بهای سنگینی را برای این مسئله بپردازند ولی تعداد برنده‌ها به اندازه انگشتان دست است. در این مسیر چندین میلیاردی، عده‌ای از همان اول میدان را خالی می‌کنند. گروهی به خاطر مشکلات، ضعف نفس، عدم استقامت تا آخر عمر در صف با زنده‌ها باقی می‌مانند.

 انسان‌ها سه گروه هستند: 

گروه اول نه ایمان دارند و نه عمل

کسانی که دوست دارند خوشبخت باشند فقط آرزو می‌کنند و هیچ تلاشی برای رسیدن به مقصد نمی‌کنند. نه گوش شنوایی برای حق و حقیقت دارند و نه همت بالایی دارند. انسان‌های سست عنصری که دنبال خوشی و تفریح هستند و این دنیا را فقط تفرجگاه می‌دانند تا جوانند سعی و تلاششان لذت بردن است و وقتی پیر شدند کارشان حسرت خوردن ایام جوانی است.

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
با امام کاظم علیه السلام در سایه قرآن پيوند ثابت
امام موسی کاظم

در دین شریف اسلام در مورد جمیع مسائل زندگی انسان، حتی ریزترین آن‌ها، دستورالعمل‌هایی ذکر شده است تا مبادا انسان نسبت به مسئله ای بی پاسخ و یا بدون راه بماند. اهل بیت علیهم السلام که قرآن ناطق هستند، مبیّن احکام و آداب دین اسلام می‌باشند. امام کاظم علیه السلام در باب آداب قرآن سخنان گهرباری فرموده‌اند که در اینجا به ذکر پاره ای از آنان می‌پردازیم.

آداب تلاوت

۱- صدای زیبا و حزن‌آور

عالم بزرگوار شیخ مفید (ره) می‌نویسد: «آن حضرت دانشمندترین مردم زمانه‌اش بود و بیش از همه حافظ کتاب الهی و خوش صداترین آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت، آهسته و حزن‌آور می‌خواند و می‌گریست و شنوندگان هم گریه می‌کردند، اهل مدینه او را «زین المجتهدین» ‌نامیدند. (۱)

در روایتی دیگر آمده است: «و کانت قراته حزنا»؛ قرائت آن حضرت حزن‌آور بود. (۲)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحی فرمود: با کتاب خودت چقدر آشنایی؟ پاسخ داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام می‌گوید: حضرت کاظم علیه السلام شروع کرد به قرائت انجیل، آنگاه ابرهه گفت: حضرت مسیح این چنین می‌خواند و جز او هیچ کسی چنین نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوی چنین شخصیتی بودم.‌ و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد. (۳)

۲- ترتیل

ترتیل یعنی حروف کاملاً ادا و بیان شده و وقوف رعایت گردد. حضرت کاظم علیه السلام می‌فرماید: از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره معنای «و رتل القرآن ترتیلا»( مزمل/ ۴) پرسیدند، در پاسخ فرمود: «بینه تبیانا ولا تنثره نثرالرهل و لاتهذه هذا الشعر، قفوا عند عجائبه و حرکوا به القلوب و لا یکون هم احدکم آخرالسوره» (۴) ؛ قرآن را واضح و کاملا روشن بیان کن و حروفش را مانند رمل و شن‌هایی که باد یکباره می‌پاشد بر روی هم نریز و آن را مانند شعرخوانی پشت سر هم و با شتاب مخوان، وقتی به شگفتی‌های قرآن رسیدی؛ بایستید و دل‌ها را با آن تکان دهید و همت و نظر شما رسیدن به آخر سوره نباشد، ( یعنی به کیفیت بپردازید نه به کمیت). (۵)

فرمود: ای حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده می‌شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش را بالا ببرد زیرا درجات بهشت به قدر آیه‌های قرآن کریم است. به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو پس او می‌خواند و بالا می‌رود

ارج نهادن به حاملان قرآن

آن حضرت در حدیثی از جد بزرگوارش نقل می‌فرماید: خدای تعالی بخشنده است و جود و بخشش را دوست دارد و کارهای عالی را دوست می‌دارد و از کارهای پست ناخرسند است. بزرگداشت سه گروه از احترام به جلال الهی است:

الف- ریش سفید مسلمان.

ب- امام عادل.

ج- آن کسی که حامل و تسلیم قرآن کریم است، به گونه‌ای که نه اهل غُلو است و نه از بار تکالیفش شانه خالی می‌کند.(۶)

 اهدای ثواب قرائت به معصوم

علی بن مغیره به امام کاظم علیه السلام می‌گوید: پدرم از جد شما پرسید: آیا رواست شبی یک ختم قرآن بخوانم؟

جد شما فرمود: هر شب. دوباره پرسید: آیا در ماه رمضان هم؟ جدّ شما فرمود: در ماه رمضان نیز.

و برنامه پدرم این بود که در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم می‌کرد؛ و من نیز بیشتر از پدرم قرآن می‌خوانم و گاهی کمتر از پدرم، کم و زیادیش بستگی دارد به اندازه فرصت و فراغت و یا کار و سرگرمی و نشاط و بیماریم و هنگام عید فطر، قرآن‌هایی که را که خوانده‌ام، یک ختمش را برای رسول اکرم صلی الله علیه وآله، یکی برای علی علیه السلام، یکی برای فاطمه علیه السلام و همچنین برای هر کدام از امامان هدیه می‌کنم. و از هنگامی که خدا این بینش و حال را به من عنایت کرده است و در سلک پیروان شما قرار گرفته‌ام، ثواب یک ختم را نیز به شما هدیه می‌کنم. آیا برای خودم نیز پاداشی هست؟ حضرت فرمود: پاداش تو آن است که در قیامت با آن‌ها هستی، گفتم الله‌اکبر، آیا چنین اجری دارم؟ حضرت سه بار فرمود: بله. (۷)

تلاوت

شیعه و قرائت قرآن

حضرت کاظم علیه السلام به مردی فرمود: آیا دوست داری در دنیا بمانی؟ پاسخ داد: بله. امام پرسید: برای چه؟ گفت: به خاطر قرائت «قل هو الله احد»، آنگاه حضرت سکوت کرد و پس از زمانی فرمود: ای حفص! هر کس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده می‌شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش را بالا ببرد زیرا درجات بهشت به قدر آیه‌های قرآن کریم است. به قاری گفته می‌شود: بخوان و بالا برو پس او می‌خواند و بالا می‌رود.

حفص گوید: در عمرم کسی را که بیشتر از امام کاظم علیه السلام خدا ترس و به رحمت حق امیدوار باشد ندیدم و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گویا هنگام قرائت به شخصی خطاب می‌کند. (۸)

 پرهیز از بحث‌های بی فایده

همچنان که امروزه، پرداختن به طرح و حل بسیاری از معماهای قرآنی، وقت گیر، کم فایده و مایه غفلت از اهداف اصلی قرآن کریم است، در گذشته نیز مباحثی چون مخلوق بودن یا قدیم بودن قرآن، به صورت مشکلی جنجالی درآمده بود و مایه درگیری و خونریزی ها و اتلاف وقت و… می‌شد. هنگامی که به امام کاظم علیه السلام گفته شد که مردم در باره بعضی مسائل قرآن اختلاف دارند تا آنجا که برخی قرآن را مخلوق و بعضی غیر مخلوق می‌دانند، فرمود: من آنچه را آنان می‌گویند، نمی‌گویم ولی می‌گویم:« انه کلام الله» قرآن سخن خداست. (۹)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحی فرمود: با کتاب خودت چقدر آشنایی؟ پاسخ داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام می‌گوید: حضرت کاظم علیه السلام شروع کرد به قرائت انجیل، آنگاه ابرهه گفت: حضرت مسیح این چنین می‌خواند و جز او هیچ کسی چنین نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوی چنین شخصیتی بودم.‌ و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد

این روش و منش باید سرمشق امروز و همیشه ما باشد، که از مباحث نظری بی فایده و مشکل‌آفرین بپرهیزیم.

 

عنایت به تفسیر قرآن

سزاوار است که قاری به معنی و تفسیر هم توجه نماید، در فرمایشات امام کاظم علیه السلام مواردی از تفسیر آیات بیان شده است، مثلا « توبه نصوح» در آیه «یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحا» (تحریم/‌۷۷) را چنین تفسیرمی‌فرماید:

بنده به درگاه خدا توبه می‌کند و دیگر برنمی‌گردد و توبه نمی‌شکند و به راستی که محبوب‌ترین بندگان خدا در پیشگاه حق، فریب خوردگان توبه کننده‌اند. (۱۰)

 

تفسیر واژه‌های مشکل

امام کاظم علیه السلام در تفسیر «الذین هم عن صلاتهم ساهون» (ماعون/۵)، «سهو» در نماز را تضییع نماز می‌داند. (۱۱) و یا در تفسیر «الله الصمد» (توحید/ ۲) می‌فرماید: « الصمد الذی لا جوف له» (۱۲)؛ صمد کسی است که تو خالی نیست.

بدیهی است که اجسام همه تو خالی و دارای هسته مرکزی و پروتون هستند، و طبق این تفسیر صمد یعنی غیرمادی و غیر جسم.

 

ثواب تلاوت

در سخنان امام کاظم علیه السلام ثواب و آثار تلاوت بسیاری از آیه‌ها و سوره‌ها بیان شده که نمونه‌هایی را مرور می‌کنیم:

۱- هر گاه از چیزی ترسیدی صد آیه از هر جای قرآن که خواستی، بخوان، آنگاه سه بار بگو: اللهم اکشف عنی البلاء. (۱۳)

۲- نسیم رحمت الهی در هر روز جمعه هزار بار می‌وزد، و به هر بنده‌ای هر چه از خدا بخواهد می‌دهد پس هر که بعد از عصر جمعه صد بار سوره قدر را بخواند، خداوند آن هزار رحمت و همانند آن را به او می‌بخشد. (۱۴)

 

پی نوشت ها :

۱- ارشاد مفید، ص ۲۳۵؛ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۲٫

۲- کافی، ج ۲، ص۶۰۶، به نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱٫

۳- بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۴٫

۴- بحارالانوار، ج۷۶، ص۶۳؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۴٫

۵- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ص ۴۴؛ نقل از بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۵٫

۶- بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۸۴٫

۷- کافی، ج ۲، ص ۴۱۸؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۹۸٫

۸- همان، ص۶۰۶٫

۹- توحید صدوق، ص ۲۲۴؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص۷٫

۱۰- تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۷۴؛ مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۲، با اندکی تفاوت.

۱۱- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص۴۷٫

۱۲- مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۴۸٫

۱۳- مناقب ابن شهرآشوب، ج ۱، ص۵۵۹، نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ص ۴۱٫

۱۴- ثواب الاعمال، ص۱۵۷، نقل از مسند الامام الکاظم علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱٫

                                                                                                                                        فرآوری : زهرا اجلال

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

نظرات[۲] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
نوعی بیمارى قلبی ! پيوند ثابت

همانطور که بهم خوردن تعادل جسمى همیشه با عوارض ناگوارى همراه است که نام «بیمارى» به آن مى دهند، بهم خوردن تعادل قواى روحى و غرایز و امیال نیز یک نوع «بیمارى روحى» محسوب مى گردد که علماى اخلاق به آن «بیمارى قلب» مى گویند .


همه مى دانیم که در میان تمام موجودات زنده ، انسان یک وضع خاص و استثنایى دارد ، زیرا وجود او مرکب از نیروهاى متضادى است  از سویى یک سلسله هوس هاى سرکش و غرایز و امیال حیوانى او را به طغیان، تعدى نسبت به حقوق دیگران ، هوسبازى و شهوترانى ، دروغ و خیانت دعوت مى کنند  و از طرف دیگر نیروى عقل و ادراک ، عواطف انسانى و وجدان ، او را به عدالت ، نوع دوستى ، پاکدامنى ، درستکارى و تقوى فرامى خوانند.

 

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
در قیامت گنهکاران ده گونه محشور می‌شوند! پيوند ثابت

در قیامت گنهکاران ده گونه محشور می‌شوند!

 


در قیامت مردم ده گونه محشور می‌شوند:

 ۱ – شایعه‌سازان، به صورت میمون.         

 ۲ – حرام خواران، به صورت خوک.

۳- رباخواران، واژگونه.      

 ۴- قاضی ناحقّ، کور.

۵- خودخواهان مغرور، کر و لال.            

۶- عالم بی‌عمل، در حال جویدن زبان خود.

۷- همسایه آزار، دست و پا بریده.                 

۸- خبرچین، آویخته به شاخه‌های آتش.

۹- عیّاشان، بد بوتر از مردار.        

۱۰- مستکبران، در پوششی از آتش.

(تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه ۱۸ سوره نبأ)

 


بوزینه

از دانستنی‌های تاریخ، عبرت بگیرید!!

وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ (بقره ۶۵)

قطعاً شما از (سرنوشت) کسانی از خودتان که در روز شنبه، نافرمانی کردند (و به جای تعطیل کردن کار در این روز، دنبال کار رفتند) آگاهید، ما (به خاطر این نافرمانی) به آنان گفتیم: به شکل بوزینه‌های مطرود در آیید.

این آیه نیز به روح عصیانگری و نافرمانی حاکم بر یهود و علاقه شدید آن‌ها به امور مادی اشاره می‌کند.

یکی از احکام تورات، وجوب تعطیل کردن شنبه بود که حرص و آز، گروهی از بنی اسرائیل را به کار واداشت و با حیله، روزهای شنبه، کار می‌کردند؛ لذا خداوند، افراد حیله‌گر را به صورت بوزینه در آورد تا درس عبرتی برای دیگران باشد.

این ماجرا علاوه بر این آیه در سوره اعراف، ۱۶۳ ۱۶۶(نیز آمده است؛ و اصولًا مسخ چهره، یکی از عذاب‌های الهی و تحقّق قهر خداوندی است.)

گروهی از نصاری نیز بعد از نزول مائده آسمانی، کفر ورزیدند که به شکل بوزینه و خوک در آمدند : «وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهَ وَ الْخَنازِیرَ» مائده، ۶۰(کلمه‌ی «سبت» به معنای قطع و دست کشیدن از کار است. چنان که در آیه‌ای دیگر، درباره‌ی نقش خواب فرموده است: «وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً» ) نبأ ، ۹(و لذا شنبه، روز تعطیلی یهود، «یوم السبت» نامیده شده است)

«خاسِئِینَ» از ماده «خسأ به معنی «طرد نمودن» است. این واژه ابتدا برای طرد سگ بکار رفته، ولی سپس به طور عام استعمال شده است.

در آیه به جای «قرده خاسئه»، «خاسِئِینَ» فرموده که صفت برای جمع مذکّر عاقل است، شاید این استعمال برای آن است که جسم آنان تبدیل به بوزینه شده، نه روح و عقل انسانی آنان ؛ زیرا در این صورت، عذابِ بیشتری می‌کشند. هر چند که برخی، همانند مراغی در تفسیر خود، مراد از بوزینه شدن را یک تشبیه دانسته و گفته‌اند: این آیه نیز نظیر آیه‌ی «کَمَثَلِ الْحِمارِ» و یا «کَالْأَنْعامِ» است. یعنی مسخ معنوی آنان منظور است، نه مسخ صوری و ظاهری ولی در تفسیر أطیب البیان روایتی از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

خداوند هفتصد امّت را در تاریخ به خاطر کفرشان، تغییر چهره داده و به سیزده نوع حیوان، تبدیل شده‌اند. (بحار، ج ۱۴، ص ۷۸۷)

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از «لِما بَیْنَ یدی‌ها»، مردم زمان نزول بلا هستند و مراد از «ما خلف‌ها»، امّت‌های بعد از نزولند که شامل ما مسلمانان نیز می‌شود یعنی این درس عبرت مخصوص بنی اسرائیل نبود، و همه انسان‌ها را شامل می‌شود

همان‌گونه که در روایات می‌خوانیم دامنه مسخ در قیامت با توجّه به خصوصیّات روحی افراد، گسترده‌تر خواهد بود. در قیامت مردم ده گونه محشور می‌شوند:

۱ شایعه‌سازان، به صورت میمون. ۲ حرام خواران، به صورت خوک.

۳ رباخواران، واژگونه. ۴ قاضی ناحقّ، کور. ۵ خودخواهان مغرور، کر و لال.

۶ عالم بی‌عمل، در حال جویدن زبان خود. ۷ همسایه آزار، دست و پا بریده.

۸ خبرچین، آویخته به شاخه‌های آتش. ۹ عیّاشان، بد بوتر از مردار.

۱۰ مستکبران، در پوششی از آتش.( تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه ۱۸ سوره نبأ )

 

آیا این بوزینه و خوک‌هائی که موجودند از نسل همان گروه می‌باشند یا نه؟

خدای قهار آنان را به علت اینکه معصیت نمودند مسخ نمود .خدا ایشان را به این وسیله نابود کرد که بادی آمد و آنان را به دریا ریخت. خدا هیچ امتی را مسخ نکرد مگر اینکه آنان را هلاک نمود. این بوزینه و خوک‌ها از نسل آنان نیستند، بلکه آن گروه به شکل بوزینه و خوک در آمدند.

 

پیام‌های آیه:

۱- از دانستنی‌های تاریخ، عبرت بگیرید. «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ»

۲ـ کسی که حکم خدا را نسخ کند، خود را مسخ کرده است. تغییر و تحریف چهره دین، تغییر چهره انسانیّت را به دنبال دارد. «اعْتَدَوْا» ، «کُونُوا قِرَدَهً»

۳ـ استراحت و عبادت، باید جزء برنامه‌های رسمی باشد و هر کس زمان تعطیل و تفریح و عبادت را به کار مشغول شود، متجاوز است. «اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ»

یکی از احکام تورات، وجوب تعطیل کردن شنبه بود که حرص و آز، گروهی از بنی اسرائیل را به کار واداشت و با حیله، روزهای شنبه، کار می‌کردند؛ لذا خداوند، افراد حیله‌گر را به صورت بوزینه در آورد تا درس عبرتی برای دیگران باشد. این ماجرا و اصولًا مسخ چهره، یکی از عذاب‌های الهی و تحقّق قهر خداوندی است

 

۴ـ هر کس راه خدا را کنار بگذارد، بوزینه صفت، مقلّد دیگران خواهد شد.«کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ»۵ـ در جهان طبیعت، تبدیل موجودی به موجود دیگر ممکن است. «کُونُوا قِرَدَهً»

۶ـ حیوانات، از رحمتِ خداوند دور نیستند، ولی حیوان شدن انسان، نشانه‌ی قهر و طرد الهی است. «کُونُوا قِرَدَهً خاسِئِینَ»

و در دنباله بحث در آیه بعد می‌فرماید:

فَجَعَلْناها نَکالاً لِما بَیْنَ یدی‌ها وَ ما خلف‌ها وَ مَوْعِظَهً لِلْمُتَّقِینَ (بقره ۶۶)

ما این عقوبت را عبرتی برای حاضران معاصر و نسل‌های بعدشان و پندی برای پرهیزکاران قرار دادیم.

«نَکالَ» عذابی است که اثر آن باقی و ظاهر باشد تا دیگران ببینند و عبرت بگیرند.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از «لِما بَیْنَ یدی‌ها»، مردم زمان نزول بلا هستند و مراد از «ما خلف‌ها»، امّت‌های بعد از نزولند که شامل ما مسلمانان نیز می‌شود یعنی این درس عبرت مخصوص بنی اسرائیل نبود، و همه انسان‌ها را شامل می‌شود.(تفسیر مجمع‌البیان ذیل آیه مورد بحث)

 

پیام‌های این آیه :

۱ـ شکست‌ها و پیروزی‌ها باید برای آیندگان درس باشد. «نَکالًا» ، «ما خلف‌ها»

۲ـ عبرت گرفتن و پندپذیری، نیازمند داشتن روحیّه‌ی تقواست. «مَوْعِظَهً لِلْمُتَّقِینَ»

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن  تبیان

 

 


منابع:

۱-  تفسیر نور ج ۱

۲-  تفسیر نمونه ج ۱

۳-  تفسیر آسان ج ۱

۴-  تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه ۱۸ سوره نبأ

۵-  بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۷۸۷

 

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 1
  • 362
  • 214
  • 256,584
No Image No Image