No Image
خوش آمديد!
بوف پيوند ثابت

مثال‌بوف‌از‌نور‌گریزان
بساختم‌اشیان‌بر‌گنج‌ایوان
شدم‌ناظر‌بر‌اعمال‌مشتی
برند‌وز،وز،کنان‌شیره‌زریحان
۸۱٫۷٫۱۹

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای احمد نجفی زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مرغ‌نگونسار پيوند ثابت

رهید‌از‌دامکی‌،مرغی‌گرفتار
پری‌بشکسته‌وخونی‌به‌منقار
بشد‌راهی‌به‌سوی‌اشیانش
پریشان‌خاطر.و‌افسرده‌افکار
بخواند‌بر‌نزد‌خود‌اهل‌واعیالش
چو‌گشتن‌جمع‌نمود‌اینگونه‌اخبار
بودم.بالای.کوه‌نزدیک‌جویبار
همی‌شستم‌پرو‌منقار‌زابشار
بخواند‌من‌را‌صدای‌از‌ره‌دور
تو‌باشی‌صخره‌و،مادر‌چمنزار
بیا‌بر‌نزدما‌تا‌انکه‌،خود‌ببینی
هر‌انچه‌طالبی‌،اینجاست‌بسیار
زبهر‌خورد‌از‌هر‌نوع‌بود‌اینجا‌مهیا
زبهر‌خواب‌خوش،‌اماده‌گهوار
توانش‌نیست‌گذار‌،باز‌شگاری
ندارد‌ره‌دراین‌وادی‌کماندار
همه‌سرخوش‌،زبزم‌سازواواز
همه‌اسوده‌اند،از‌زحمت‌کار
چنان‌باشد‌مثال‌کوه.وصحرا
نمایند‌زیست‌دام‌وسگ‌دامدار
مده‌بر‌خود‌زحمت‌دویدن
بیاموزو،رههاکن‌کهنه‌رفتار
بکن‌از‌تن،‌قبای‌کهنه‌ات‌را
زنو‌پوشان‌بران‌تن‌پوش‌دستار
چو‌بشنیدم‌بود،اوضاع‌مساعد
بدون،فوت‌وقت‌رفتم‌بیکبار
هر‌انقدر‌چشم‌انداختم‌به‌اطراف
نشد‌معلوم،زهم‌کیشانم‌اثار
بدیدم‌پهن‌باشد‌فرشی‌زرین
بکار‌در‌ان‌نرفته‌پود‌یا‌تار
تو‌گویی‌برقراربود‌بزم‌شادی
زهر‌سویش‌بلند‌بود‌ناله‌تار
هوس‌کردم‌شوم‌داخل‌دران‌بزم
برفت‌چشمم‌سیاهی‌چون‌شب‌تار
چنان‌گشت‌محکم‌بند‌بر‌پای
شدم‌چنان‌اسیری‌در‌سر‌دار
بکردم‌سعی،رهها‌سازم‌زاندام
چنین‌خونین‌بینید‌پرو‌منقار
الاای‌رهگذر‌هرگز‌مپندار
تمامی‌راهها،صاف‌است‌وهموار
اگر‌خواهند‌کشندت‌پای‌دربند
در‌این‌حیلت‌بود‌صیاد‌مکار
هرانچه‌خوانده‌ای‌باشد‌اشاره
نما‌،اویز‌به‌گوش‌چنان‌گوشوار
۸۱٫۱۰٫۳

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای احمد نجفی زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
کوی می فروشان پيوند ثابت

گذر‌کردم‌به‌کوی‌می‌فروشان‌با‌دلی‌ خسته
فغان‌بر‌گوش‌رسید‌یک‌ان‌زجامی‌ چشم وگوش‌بسته
همی‌گفتا،سرایم‌بود‌ کنار‌تخت‌زرینی
نشانی‌داشت‌از‌الماس‌،زمرد‌بود‌بر دسته
بسی‌نالان‌زدورانم،که‌اینگونه‌رهایم‌ کرد
نصیبم‌کرد‌انچه‌ناپسند‌امدوَ ناخواسته
چه‌تیماری‌بدیدم‌زدست‌شاه و اقمارش
چه‌حرفهای‌خوشی‌هموار‌میدادش گلدسته
بشارتها‌که‌بشنیدم‌که‌گاهی‌می‌نموددل راافسرده
به‌سوی‌ان‌کشاورزی‌کنار‌بحر‌بی‌ابی بنشسته
دهیم‌دستور‌برکوزگران‌سازندزبهر تو‌انگ‌را
بری‌از‌نهر‌ما‌اب‌فراوان‌بهر‌اشجارت پیوسته
خوری‌نان‌فراوان‌زاین‌پس‌از‌خوان گسترده
مهیا‌می‌نمایم‌بهر‌ابادی‌ملکت‌بیل‌از جنس‌السته
دهیمت‌،قدروعزت‌که‌بنمودیم بر ان‌تدبیر
که‌یابی‌مگنت‌واز‌بهر‌ما‌گردی ابسته
بپایان،دیدمش‌بارها‌کنار‌کنج‌ایوانی
گدایی‌رنگ و رو رفته‌به‌دستان‌داشت‌او هسته
تو‌گویی‌گرگ‌خون‌اشام‌نموده‌حمله‌بر گله
چنان‌میزدش‌لیس‌بر‌هسته‌ ‌او‌پیوسته‌،پیوسته
حال‌،افتاده‌ام‌کنجی‌به‌دور‌از‌چشم خویشانم
مرا‌همدم‌بگشته‌حال‌تنگی‌بی‌رمق جسته
۹۶٫۷٫۲۹

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای احمد نجفی زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آخر خط پيوند ثابت

اگردیدی مردی در تنهاییش قدم میزند
بدان به اخر خط رسیده

#هامان

نظرات[۰] | دسته: آثار ابوالفضل مقصودی (هامان) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
تقدیر پيوند ثابت

به هرمسیری که پا میگذارم
بازهم به تو میرسم
همش باخودم میگویم
نکند تقدیرمن باشی

#هامان

نظرات[۰] | دسته: آثار ابوالفضل مقصودی (هامان) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
روز ازل پيوند ثابت

از روز ازل عشق تو در کارم بود
نور رخ تو، شمع شب تارم بود

اندر خم ابروی تو پیچید دلم
بر هر مژه ات نقطه ی پرگارم بود

منع من آلوده ز خوانت کردند
بیگانگی از کوی تو دشوارم بود

در چاه شدم ولی ز اقبال بلند
یک دولت شاهانه خریدارم بود

دیدار تو مرهم دلی بود مرا
فارغ که شب چشم تو بیمارم بود

نستوحم اگر عهد وفایش بشکست
امید به لطف در تو یارم بود

ذکرت همه باعث تسلی دل است
تنها بر تو خانه اسرارم بود

گر سر درون، با دگری می گفتی
بیعت شکنی شهره بازارم بود

آندم که می از باده تو نوشیدم
دانم که ز اکسیر تو هوشیارم بود

کشاورز

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
پیشکش پيوند ثابت

من دلم را پیشکشت میکنم
در این حادثه خونین
کلام اخر را توبگو
آری  یا  نه

#هامان

نظرات[۰] | دسته: آثار ابوالفضل مقصودی (هامان) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دیوانه بازی پيوند ثابت

شب و روز.این دلم بیدار مانده

ولی تو همچنان در خواب نازی

بنای ابروانت عاجزم کرد

که پنهان مانده ازچشمان قاضی

بیا بامن نشین از کوه تارود

بیاتاکه کنیم دیوانه بازی

#هامان

نظرات[۰] | دسته: آثار ابوالفضل مقصودی (هامان) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دل شکسته پيوند ثابت

کاش میشد وقتی دلی میشکنه
تیکه های شکستش رو دربیاری
تا ثابت کنی این یه دل شکستس

#هامان

نظرات[۰] | دسته: آثار ابوالفضل مقصودی (هامان) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
نوید پيوند ثابت

انبوهی از درختان
قدم زدنهای بی دلیل
من و این همه نبود باتوبودن
بیخیال
وقتی صدای پایی میآید
قاصدکهارا از خودم دور میکنم
که مبادا جز تو کسی رانوید دهند

#هامان

نظرات[۰] | دسته: آثار ابوالفضل مقصودی (هامان) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
صفحه 5 از 76« بعدی...34567...102030...قبلی »

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار سایت

افراد آنلاین : 3
ورودی های گوگل : 0
تعداد نوشته ها : 754
تبادل لینک: 0
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 151
بازدید این هفته : 407
بازدید این ماه : 6327
بازدید کل : 77547
نظرات تایید شده : 53 دیدگاه

No Image No Image