No Image
خوش آمديد!
بیماری قلب در نهج البلاغه پيوند ثابت

 

 

نهج البلاغه

همانطور که برای جسم انسان انواع بیماری ها و امراض وجود دارد، روح انسان نیز شدیداً در معرض بیماری قرار دارد، بیماری‌های روحی مانند امراض جسمانی قابل معالجه هستند اما وای از آن زمانی که قلب انسان در اثر کثرت گناه به شدت آلوده شده باشد و شخص مجال توبه نیابد. قرآن از مرض‏ قلب‏ نیز نام می برد که از مرض بدن شدیدتر و صعب العلاج تر است‏ «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» (بقره: ۱۰)


 

بیماری قلب

 

قال علی علیه السلام: أَلاَ وإِنَّ مِنَ الْبَلاَءِ الْفَاقَهَ وَأَشَدُّ مِنَ الْفَاقَهِ مَرَضُ الْبَدَنِ، وَأشدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ. أَلاَ وإِنَّ مِنَ النِّعَم سَعَهَ الْمَالِ، وَأَفْضَلُ مِن سَعَهِ الْمَالِ صِحّهُ الْبَدَنِ، وَأَفْضَلُ مِنْ صِحَّهِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ. (۱) آگاه باشید!فقر یکى از بلاها است و بدتر از آن بیمارى بدن است، و از آن بدتر بیمارى قلب است. بدانید که تقواى قلب دلیل صحت‏ بدن خواهد بود(منظور امام از بیمارى قلب فساد اخلاق و انحراف عقیده است) .

 

مرض روحی زمینه بیماری جسم

 

گاهی می بینیم که امراض روحی، بیماری های جسمی در پی دارند اما آدمی چون از روح خود غافل است علت اصلی بیماری خود را درک نمی کند و فقط در صدد رفع امراض جسمی خود برمی آید.

 

و قال علی علیه السلام: الْعَجَبُ لِغَفْلَهِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلاَمَهِ الاْجْسَادِ(۲) از غفلت ‏حسودان نسبت

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مصالح خانه‌های بهشتی چیست؟ پيوند ثابت

 

چگونه شخصیت خود را ارزیابی کنیم/ 

آیت‌الله جاودان، استاد اخلاق شهر تهران گفت: نتیجه شخصیت ساخته شده کامل یا شخصیت نساخته و ناقص، خودش را در نماز نشان می‌دهد.‬

خبرگزاری فارس: چگونه شخصیت خود را ارزیابی کنیم/ مصالح خانه‌های بهشتی چیست

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آیت‌الله محمد‌علی جاودان

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
صد حیف که عمر خود را ضایع کردم! پيوند ثابت


 


حیف و صد حیف که من عمر خود را ضایع کردم و به جای حفظ قرآن به حفظ اشعار پرداختم. آنگاه سفارش می فرمودند: «علیکم بالمفصّلات» منظورشان از مفصّلات سوره های کوتاه آخر قرآن بود که راحت تر در حفظ می ماند.

 


حفظ

رفیق تنهایی ها

آیت اللّه طاهری:

وقتی ساواک (در زمان طاغوت) مرا دستگیر کرد و با تندی و سخنان رکیک مرا تحت فشار روحی قرار داده بود، تنها چیزی که در آن شرایط مرا تسکین می داد قرآنی بود که همراه داشتم و آن را تلاوت می کردم که اگر قرآن نبود در آن شرایط من دق می کردم.

این همان فرمایش امام سجاد (علیه السلام) است که می فرماید: «لو مات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن یکون القرآن معی؛ اگر آنچه مابین مشرق و مغرب است از بین برود، تا زمانی که قرآن با من است، هیچ ترس و وحشتی ندارم».

 

عمر گرانمایه!

آیت اللّه حسن زاده آملی:

حیف و صد حیف که من عمر خود را ضایع کردم و به جای حفظ قرآن به حفظ اشعار پرداختم. آنگاه سفارش می‌فرمودند: «علیکم بالمفصّلات» منظورشان از مفصّلات سوره های کوتاه آخر قرآن بود که راحت تر در حفظ می ماند.

 

تعجب حاضران!

حضرت آیت الله العظمی حکیم (قدس سرّه) در حقایق الاصول در ضمن بحث بطون قرآن می فرمایند:

یکی از بزرگان علمای شیعه برای من نقل کرد که روزی با جماعتی از اعیان در منزل آخوند ملافتح علی ـ قدس سره ـ حاضر شدم از جمله آن افراد سید اسماعیل صدر و حاجی نوری و سید حسن صدر (قدس اللّه اسرارهم) بودند.

آن بزرگوار این آیه شریفه را تلاوت نمودند: «وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ …؛ و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست، اگر در

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
قرآن از دیدگاه مشاهیر پيوند ثابت

قرآن مردم را به صدقه و احسان و عفّت و بزرگواری و اعتدال و میانه روی تشویق نموده و آنها را به اهمیت وفای به عهد و پیمان خوانده و به دوستی با همسایگان و پیوست با خویشاوندان و دادن حقوق مستحقان و مراعات حال بیوه زنان و درماندگان و اهتمام در امر یتیمان و بی پدران دستور داده است.

قرآن

توماس کارلایل (فیلسوف مشهور

انگلیسی) tomass carlele

 

قرآن کتاب مقدّس دین اسلام است و احترام آن میان پیروان خود از احترام انجیل در نزد مسیحیان هم بیشتر است. جمال و رونق آن در زبان عربی فصیح، بیشتر تجلّی دارد. اگر نزد اروپائیان جلوه ای نداشته باشد به واسطه این است که ترجمه آن، از زیبائی و رونق آن کاسته است.

این کتاب اساس تشریع برای هر زمان و مکان و سرچشمه احکام قضایی و قانون متبع در امور زندگی بوده و راه زندگی سعادتمندانه ای را برای پیروان خود روشن می سازد، بر هر فردی از افراد پیروان اسلام لازم است که در آیات و معانی حکیمانه آن تدبّر و تفکّر کنند و به وسیله آن از تاریکی های زندگی بیرون آیند، و سخنی که از زبان خارج می شود اثر آن از گوش ها تجاوز نمی کند و اگر از دل ها تراوش نماید به دلها نفوذ خواهد کرد.

کلمات قرآن کلمه هایی آتشین و افشانده بود که شعاع معانی بلند آن به سرعت به قلب محمد (صلی الله و علیه وآله) می تابد، و آنچه از کلمات حکیمانه قرآن از زبان محمد (صلی الله و علیه وآله) شنیده شد کمتر از آنست که در نفس بزرگ او وجود داشت. اگر با عقل بنگریم این معنا موهبت و فضل خداوند است که از طرف خداوند حکیم به

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سخت ترین امتحان الهی برای یک زن! پيوند ثابت

چرا حضرت مریم(سلام الله علیها) وقتی در مسجد بود از مائده آسمانی که از جانب خدا می‌آمد می‌خورد اما هنگام زایمان این‌طور نبود و از درخت خشکیده خرما، خرما خورد؟


 

حضرت مریم

شأن حضرت مریم (سلام الله علیها)

 

نام مریم ـ علیها السلام ـ در قرآن ۳۴ بار آمده، و یک سوره قرآن (سوره نوزدهم) به نام مریم است، که از آیه ۱۶ تا آیه ۳۶ به ماجرای ولادت حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و سخن گفتن او در گهواره، و بخشی از زندگی او و چگونگی دعوتش می‎پردازد.

 

قبل از آن که عیسی ـ علیه السلام ـ متولّد شود، فرشتگان از جانب خداوند مریم ـ علیها السلام ـ را به تولّد او مژده دادند و شخصیت عیسی ـ علیه السلام ـ را معرّفی کردند، چنان که در آیه ۴۵ سوره آل عمران می‎خوانیم:

 

«إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ ؛ به یاد آورید هنگامی را که فرشتگان (از جانب خدا) به مریم گفتند خداوند تو را به کلمه‎ای (وجود با عظمتی) از طرف خودش مژده می‎دهد که نامش مسیح، عیسی بن مریم است، در حالی که در دو جهان، انسان برجسته و از مقرّبان درگاه خدا خواهد بود.»

 

خدای متعال در سوره مریم، درباره جریان زایمان حضرت مریم(سلام الله علیها) می‌فرماید: «درد زایمان او را به سمت تنه درخت خرما کشاند و او از ناراحتی گفت: کاش قبل از این مرده بودم و کاملاً فراموش می‌شدم. در این حال، کسی

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شبهه: بالاخره انس و جن برای عبادت آفریده شده‌اند یا جهنم؟! پيوند ثابت


 

جن

آیا میان آیه‌ای که «هدف آفرینش را عبادت معرّفی می‌کند» و آیه‌ای که می‌فرماید: «بیشتر جنّ و انس برای جهنم آفریده شده‌اند»، تناقض وجود ندارد؟


یکی از سۆالاتی که برای هر انسان پیش می‌آید، این است که هدف آفرینش او و همنوعانش و دیگر مخلوقات چیست؟

پروردگار عالم در پاسخ به این پرسش، می‌فرماید: «من جنّ و انس را فقط برای این‌که مرا عبادت کنند، آفریدم».[۱] و عبودیت و بندگی کامل به این است که انس و جن جز به معبود واقعی که همان کمال مطلق است، به چیز دیگری نیاندیشند و فقط در راه او گام بردارند و غیر او را فراموش کنند حتی خود را.[۲]

خدا در این آیه شریفه می‌فرماید: «تا مرا عبادت کنند» و نفرمود تا من عبادت شوم. از این سیاق چنین به دست می‌آید که این هدف، مربوط به مخلوق است نه خالق. بدین معنا که مخلوقات باید به این هدف برسند نه این‌که خدا بخواهد به غرضی دست پیدا کند. این مخلوق است که نُقصان دارد و باید از طریق عبادت، خود را به کمال برساند.[۳]

اما خدای تعالی در آیه‌ای دیگر چنین می‌فرماید: «ما افراد زیادی از جنّ و انس را برای جهنّم آفریدیم، کسانی که قلب دارند ولی چیزی نمی‌فهمند، چشم دارند ولی با آن نمی‌بینند، گوش دارند ولی با آن نمی‌شنوند. این افراد همچون چارپایان و بلکه گمراه‌تر از آنانند. آنها غافل و بی‌خبرند».[۴]

خداوند با اراده تبعی نه اصلی، افراد زیادی را برای جهنم آفرید؛ کسانی که از استعدادی که خدا به آنها عطا کرده استفاده نکردند. به آنها قدرت فکر و اندیشه و دیدن و شنیدن داده شد ولی این افراد از این نعمت‌های الهی استفاده‌ای نکرده و به تفکر درباره حقیقت عالم و خود نپرداختند و از دیدن حقیقت و شنیدن آن خودداری کردند. این افراد مانند چارپایانند؛

نظرات[۰] | دسته: قرآن | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
جستجوی بهترین‌ها در کلام امام صادق(ع) پيوند ثابت

 

 


 

امام جعفر صادق(ع) فرموده‌اند: طلبتُ الجنه،

فوجدتها فى السخاء: بهشت را جستجو نمودم،

پس آن را در بخشندگى و جوانمردى یافتم.

 

 


امام جعفر صادق علیه السلام کی چالیس حدیثیں

* و طلبتُ العافیه، فوجدتها فى العزله:

 

و تندرستى و رستگارى(عافیت) را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏‌گیرى (مثبت و سازنده) یافتم.

 

* و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فى شهاده «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:

 

و سنگینى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به یگانگى خدای تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) یافتم.

 

* و طلبت السرعه فى الدخول الى الجنه، فوجدتها فى العمل لله تعالى:

 

سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه براى خداى تعالى یافتم.

 

* و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقدیم المال لوجه الله:

 

و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا یافتم.

 

* و طلبت حلاوه العباده، فوجدتها فى ترک المعصیه:

 

و شیرینى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.

 

* و طلبت رقه القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش:

 

و رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) یافتم.

 

* و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفکر و البکاء:

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
حکایاتی از میرزا جهانگیر خان قشقایی پيوند ثابت

 

یادی از جهانگیرخان قشقایی

 

در تاریخ پانزدهم تیرماه یک هزار و سیصد و هشتاد در خدمت یکی از استادان اخلاق حوزه علمیه قم که در اصفهان تحصیل کرده و هم اهل آنجا هستند بودم، ایشان نقل می‌فرمودند: من خادم مرحوم جهانگیر خان قشقایی را درحالی که نود سال داشت دیده بودم. ایشان جناب حاج جعفر دهاقانی بود. مرحوم خان یک خادم جوان هم داشت که براتعلی نام داشت. مرحوم حاج جعفر دهاقانی می‌گفت: مرحوم جهانگیر خان خیلی به مدرسه صدر علاقمند بود و می‌گفت«آیا خدا جایی بهتر از مدرسه‌ی صدر هم آفریده است» چون خودش با مدرسه‌ی صدر انس داشت این طوری می‌فرمود.

 

وقتی جهانگیرخان رحلت کرد آخوند کاشی آمده بود در گوشه‌ای از مدرسه صدر

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
حکیم نامدار میرزا جهانگیر خان قشقایی پيوند ثابت

 

حکیم میرزا جهانگیر خان قشقایی

تولد

تحصیل

شیوه زندگی 

استادان

برکرسی تدریس 

ارتباط با عالمان معاصر

شاگردان

تألیفات

وفات

تولد

جهانگیر خان قشقایی در سال ۱۲۴۳ هـ . ق. در خانواده‌ای تحصیل کرده به دنیا آمد. پدرش محمد خان نام داشت و از ایل قشقایی، طایفه دره شوری، تیره جانبازلو و از ساکنان «وردشت» سمیرم و مادرش اهل «دهاقان»، از شهرهای تابع سمیرم بود.

تحصیل

جهانگیرخان از هنگام تولد، در کنار مادرش می‌زیست و در اوایل کودکی خود از کوچ کردن با ایل، ممنوع بود.

شوق بسیاری به تحصیل داشت. چندی که از عمرش گذشت و بزرگ شد، با ایل در کوچ کردن ییلاق و قشلاق، همراه شد، پدرش معلم خصوصی برایش استخدام کرده بود که در سفر به آموزش وی می‌پرداخت. استعداد و قابلیت وی در کسب علم تا حدی بود که احساس کرد ماندن در ایل و حرکت با آنها در کوچ زمستانی و تابستانی، با تحصیل او سازگاری ندارد، بنابراین تصمیم گرفت از آنها جدا شود و در اصفهان بماند و به تحصیل بپردازد.

درباره چگونگی گرایش و نحوه ورود حکیم جهانگیرخان قشقایی به حوزه علمیه، سخنانی گفته شده است که در خور توجه است.

استاد قدسی به نقل از جلال الدین همایی، فرزند طرَب، درباره جریان آشنایی حکیم قشقایی با همای شیرازی در ابتدای ورودش به اصفهان می‌نگارد:

«در برخوردی که بین همای شیرازی (پدربزرگ جلال الدین همایی که نام کامل او رضا قلی و متخلص به همای شیرازی بود) با حکیم قشقایی پیش می‌آید. حکیم قشقایی از مرحوم همای شیرازی نشانی تارساز را جویا می‌شود. ایشان ضمن راهنمایی وی به سوی تارساز، در اثنا سؤال و جواب متوجه می‌شود که (این مرد میان سال) آیتی از هوش و درایت و ذکاوت است.

به وی می‌گوید: با این استعداد حیف است ضایع شوی. میل داری درس بخوانی؟ جهانگیر خان پاسخ می‌دهد: از خدا می‌خواهم. بدین ترتیب حکیم قشقایی( به راهنمایی همای شیرازی در چهل سالگی راهی مدرسه طلاب می‌گردد و در سلک دانشوران علوم دینی جای می‌گیرد))

صفای باطن و فطرت پاک آن حکیم الاهی بود که چنین تحول غیرقابل تصوری را خداوند در زندگی وی به وجود آورد. حکیم جهانگیر خان بعد از نصیحت «هما» به او می‌گوید: «نیکو گفتی و مرا از خواب غفلت بیدار نمودی. اکنون بگو چه باید کنم که خیر دنیا و آخرت در آن باشد؟»آن عارف فرزانه چنان که گفته شد، وی را توصیه به فراگیری دانش

نظرات[۰] | دسته: نور خدا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
خدایت تو را عزیز آفریده است…… پيوند ثابت



بسیاری از مشکلات و معضلاتی انسان در زندگی فردی به این دلیل است

که انسان ها از جایگاه خویش نزد خداوند متعال خبر ندارند، در نتیجه قدر

خود را ندانسته و در زندگی برای بر آورده شدن حوائجشان دست به هر

کاری می زنند و از هر طریق وارد می شوند. انسان اگر می دانست که چه

جایگاه عظیمی نزد خدای متعال دارد و نزد او چه با قرب و عزتمند است،

خیلی پاک تر و مقدس تر از این زندگی می کرد. لذا در این مقاله بر آنیم که

آیاتی که در وصف عظمت انسان نازل شده و روایاتی که این مهم را به

انسان یاد آوری می کنند، را بیان نماییم.

 

کرامت نفس انسان در قرآن کریم مورد اهتمام بسیار ویژه‌ای قرار گرفته است.

 

نخست آنکه وی را جانشین خدا معرفی کرده است و می‌فرماید:

 

(إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً).

 

بقره/۳۰؛ ترجمه: من در زمین جانشینى خواهم گماشت.

 

دوم آنکه، با انتساب روح او به خداوند متعال، شرافت و عزت والایی

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار

  • 0
  • 27
  • 175
  • 20,316
No Image No Image