No Image
خوش آمديد!
بار گناه پيوند ثابت

من اسیرِ غم و آهم، چه کنم

زیرِ این بار گناهم،چه کنم

گر چه مویِ سیهَم گشته سپید

با دل گشته سیاهم، چه کنم

 

#نصرالدین کریمی (مبین)

 

نظرات[۰] | دسته: دو بیتی های مبین | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
فقط حرف، فقط حرف! پيوند ثابت

فقط حرف، فقط حرف شنیدیم خدایا

ز بزم و عزا خیر ندیدیم خدایا

هم از حرف ، هم از بزم، عزا نیز همین طور

فقط تلخ، فقط تلخ، چشیدیم خدایا

#نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: دو بیتی های مبین | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
بسم رب العشق پيوند ثابت

بسم رب العشق یعنی با سلام

بسم رب المنتهی و والسلام

می کنم آغاز اما بی کلام

خود بخوان از رنگ رخسارم تمام

صد هزاران نکته در سیمام هست

خط پیشانی و خونِ در چشام

روزگارم بر خلاف ظنِّ من

شد به غفلت طیُّ و محتاج دعام

تا کند لطفی نثار بنده اش

وز سر رحمت نماید او صِدام

که بیا اما نه از هر کوی و بام

کوی عشق و کوی آن شُرب مدام

کوی کل هستی عالَم، حسین (ع)

بوی عشقی که بپا شد از خیام

کو همان گل باشد و بلبل تویی

گر که باشی قابل و آری تو جام

از ره عشق حسین بالا بیا

خون من باشد حسین، پس خوش خَرام

قله ی قاف حسین بالاتر است

از تمام قله ها و والسلام

هادی پارسا

 

نظرات[۰] | دسته: اشعار هادی پارسا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
به دنیا اعتباری نیست ای دوست پيوند ثابت

به دنیا اعتباری نیست ای دوست

که نوشش را گواری نیست ای دوست

اگر در بازیش بردی همیشه

مدالش افتخاری نیست ای دوست

وگر بر مسند قدرت نشینی

لباسش را وقاری نیست ای دوست

گرت گردد خزانت چون بهاران

بهارش را قراری نیست ای دوست

تو را گر دولت عالم ببخشد

به حکمش اعتباری نیست ای دوست

به مهرش دل مده حتی تو آنی

دوامش انتظاری نیست ای دوست

به نوشش لحظه ای سرمست گردی

ز نیشش احتذاری نیست ای دوست

«مبین» شیرینی دنیا زیادست

ز مرگش هم فراری نیست ای دوست

نصرالدین کریمی ( مبین) از زیاران

۱۳۹۶/۰۷/۲۷

 

 

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
رد پای احادیث در اشعار فارسی پيوند ثابت

یادداشت/ حجت‌الاسلام موسوی

رد پای احادیث در اشعار فارسی

خبرگزاری فارس: رد پای احادیث در اشعار فارسی

شاعران پارسی گوی از پیشتازان این

عرصه بودند که مضامین والای احادیث

را در اشعار خود جلوه‌گر ساختند.

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس،‌ حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محسن موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران در یادداشتی به جایگاه احادیث در اشعار فارسی پرداخته است:

با ظهور دین مبین اسلام در کشور عزیزمان ایران و گسترش فرهنگ اهلبیت(ع) در میان توده های مردم، گروه های مختلف فکری، تلاش کردند تا از آموزه های قرآن و اهلبیت(ع) بهره جویند.

شاعران پارسی گوی از پیشتازان این عرصه بودند که مضامین والای احادیث را در اشعار خود جلوه گر ساختند. ایشان با این کار هم بر غنای شعر خود افزودند و هم احادیث اهلبیت ما را در قالب شعر و در جمع علاقه مندان به هنر، ادبیات و نیز پیروان اهلبیت رواج داده اند.

نوع استفاده از احادیث در ادبیات فارسی گونه های مختلفی به

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دفتر شعر نداشتم پيوند ثابت

در محفل شعرخوانی «دیدار ماه»

عنوان شد

بهاءالدین خرمشاهی: دفتر شعر

نداشتم و از دفترچه تلفن برای

نوشتن شعر استفاده می‌کردم

خبرگزاری فارس: بهاءالدین خرمشاهی: دفتر شعر نداشتم و از دفترچه تلفن برای نوشتن شعر استفاده می‌کردم

پژوهشگر و مترجم قرآن در محفل

شعرخوانی «دیدار ماه» گفت: تاکنون

دفتر شعری نداشته و گاهی از

دفترچه تلفنش برای نوشتن شعرهای

خود استفاده می‌کند.

به گزارش خبرگزاری فارس، تازه ترین محفل شعرخوانی «دیدار ماه» شب گذشته با حضور علی موسوی گرمارودی، بهاءالدین خرمشاهی، محمدعلی مجاهدی، م.موید و جمعی دیگر از شاعران ‌برجسته ایرانی در حوزه هنری برگزار‌شد.

در سومین محفل «دیدار ماه» که حسن مطلع آن شعر گرمارودی شاعر انقلابی در وصف فصل «خزان» بود، محمدعلی مجاهدی، بهاالدین خرمشاهی، محمدحسین مهدوی(م.موید)، خسرو احتشامی، افشین علا، عباس کیقبادی، عباس شاه زیدی خروش، عبدالجبار کاکایی،علی‌محمد مودب، خورشید احسان(شاعر تاجیکی)، عبدالحمید ضیایی، میلاد عرفان‌پور، محمدجواد شرافت، حسنا محمدزاده، سارا جلوداریان، سیمین دخت وحیدی، مصطفی علیپور، محمود اکرامی‌فر، مصطفی محدثی خراسانی، مرتضی امیری اسفندقه، مهدی فرجی، سعید بیابانکی، محمدمهدی سیار، مجید سعدآبادی و سید اکبر سلیمانی شعرخوانی کردند.

همچنین علیرضا قزوه که اجرای این محفل ادبی را برعهده داشت، در ابتدای محفل از شاعران درگذشته ایرانی یاد کرد که در راه اعتقادات خود تلاش کردند و شعر سرودند. وی همچنین از گردآوری اشعار خوانده شده و انتشار دفتر شعر محفل «دیدار ماه» بعد از برگزاری جلسه خبر داد.

همچنین خرمشاهی شعرخوانی خود را با بیان این مطلب آغاز کرد «که تاکنون دفتر شعری نداشته و گاهی از دفترچه تلفنش برای نوشتن شعرهای خود استفاده می‌کند.»

شعرخوانی در وصف اهل بیت(ع)، شعرخوانی افشین علا برای م.موید شاعر برجسته ایرانی که در جمع حضور داشت، تقدیم شعر

نظرات[۰] | دسته: آشنایی با ادبیات فارسی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
برایم دست می جنباند پيوند ثابت

برای دیدنش رفتم
رخش را از رخم گرداند
صدایش کردم آهسته
مرا با چشم خود ترساند
به او گفتم: نمی دانی؟
مرا دیگر نمی بینی
نگاهم کرد و آهسته
سرش را یک طرف پیچاند
به سوی دست او بردم
دو دست عاشق خود را
خودش را پس کشانیدو
دل دیوانه را لرزاند
به او گفتم: نمی مانی؟
تبسم بر لبش آمد
وگویا گفت در سینه
که حرف تو مرا خنداند
به او گفتم: که دلگیری
سراغم را نمی گیری
بدون پاسخ حرفم
نگاهش را به  من پیچاند
به او گفتم: که من رفتم
نرفتم، باز برگردم
ولی انگار نشنیدو
برایم دست می جنباند

حسن کشاورز

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقای حسن کشاورز زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
قاصدک ها پيوند ثابت

کاش می شد ساعتی امشب
دور از هیاهوی آدمک ها شد

کاش می شد دمی عشق بازی کرد
دور و دورتر ز مردمک ها شد!

کاش می شد ستاره ای چید و
سرخوش از عطر گندمک ها شد

کاش می شد برای یک لحظه
غرق در رقص شاپرک ها شد

کاش می شد شبیه یک کودک
دلخوش از اوج بادبادک ها شد

کاش می شد ترانه ای خواند و
هم نوا با نیلبک ها شد

کاش می شد به وسعت بودن

مرهمی ساده بر ترک ها شد

کاش می شد به صرف یک قهوه
چشم در چشم دلبرک ها شد!

کاش می شد آرزویی کرد
دست در دست قاصدک ها شد…

بیتا فلاح زیارانی

نظرات[۰] | دسته: اشعار سرکار خانم بیتا فلاح زیارانی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
باید کاری کنیم به زبان زیارانی پيوند ثابت

ایچین ایچین نمگرده ما باید کاری کُنیم
این محل لایق پیشرفته باید یاری کُنیم

دست به دست هم هَدِیم هر کی یه گوشِ بیگره
نییِلیم گرده خراب ، ازیش نگهداری کُنیم

هر گپی رِ هر کسی لپ نینیشینم و بوگیم
حرفانه هر جا نوگیم گرده که راز داری کُنیم

هر کی هر چی ما کنه بدا کنه خیالی نی
ولی ما دِی خودمان ، چرا خرابکاری کنیم

یدانه پیله گرفتاری داریم خو مدانین
دس به دست هم هدیم رفع گرفتاری کنیم

رضا مرادی

نظرات[۰] | دسته: اشعار آقاي رضا مرادی | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مناظره ی علم و ثروت پيوند ثابت

گذر کردم به روزی از سرایی
شنیدم زان سرا آید صدایی
بدیدم زان سرای با مروت
به جد بحث است بین علم و ثروت
بگفت ثروت که ازمن بهترین کیست ؟
گشاینده به از من سرترین کیست؟
مرا داری نه فکری کن نه کاری
چو من هستم به کس حاجت نداری
به نازو عشوه ی موجوددر من
دگر حاجت نمی باشد به این تن
بگفتا علم مانند بزرگان
بگویم جمله ای اینک تواین دان
به نازونعمتت هرگز دراین سان
ننازد هیچکس در جمع یاران
منم ثابت قدم درفکر خوبان
نیم مانند تو در وهم کوران
علی گوید منم بر درد درمان
منم برقلب هرنسلی فروزان
من عالم را نمایم جاودانه
تورا یکجا برد دزدی شبانه
نگه دارم همیشه صاحبم را
ز تو ترسی رسد بر او ز اعدا
اگر خرجت کنند کم می شوی تو
دچار نقص و ماتم می شوی تو
ولی خرجم کنند من گردم افزون
منم از انبیا تو ارث قارون
به نقلم میتوان ازسیم زرکرد
زپیچ مشکلات آسان گذر کرد
بگفتا ثروت ازروی لجاجت!
منم قادر برآرم هرچه حاجت
که گفته هرکه عالم بوده و هست
سراسر نیز عقل کل همی هست؟
بیا و فکر فردایی دگر کن
کمال افزون ز زر خود مفتخر کن
کمال اکنون بود با پول و پارتی
تو باعلم فراوانت چه ساختی؟
بیا بگذر ز مجهولات بی حد
تو حال خوب مردم را نکن بد
شکوه من چنان ورد زبان است
دراین بادی گرم خواهی عیان است
چو من باشم بدان مسرور گردند
بخندند و زماتم دور گردند
منم مرهم به هر زخمی مداوا
که شهزاذه برد بر من تمنا
پسرحاجی خورد من را فرادا
وزیر از من برد نامی مبرا
فقیر و فقرا از من دورند
چو گلهایی روان در فکر نورند
خلایق در پی ام همچون حریصان 
بیا کام مرا تلخم نگردان
بکش راهت برو از این شبستان
منم چون شمع در مجلس فروزان
برو بگذار من باشم چو کیهان
نمک را خورده ای نشکن نمکدان
بگفت علم ای جوان خام نادان
بیا و اندکی حق محوری دان
شکوه تو اگر ورد زبان است
که این بادی سراسر بابدان است
بیاحق محوری دان و ولیکن
بکش کاری ازاین بازو وزین تن
که این تن پروری و تن سرشتی
نباشد علتی راجز به زشتی
مرا راهی به جز رفتن نمی بود
رهی جز اندرون گشتن نمی بود
درون گشتم بدان سررای بی سر 
بکوبیدم از آن مجلس چنان در –
مجالس جملگی خاموش گشتند
رهیدندو نهان چون موش گشتند
بگفتم بارالها یاوه تاکی ؟
کلام پوچ شاهان واره تاکی؟
کسی بود و کسی بهتر همی هست
کزاین بادی براین مشکل برد دست
وگرنه حرف توخالی زیاد است
کلام پوچ و شاهانه چو باد است
بگفتم گر توانید ره بسازید
برای خلق یک همره بسازید
تورم را به کمیت رسانید
خلایق را به امنیت رسانید
هر آنکس کین معادللات سر کرد
تواند زین سرا آسان گذر کرد
بگفت ثروت مرا عفوم نمایید
مرا زین ماجرا ردم نمایید
من ارگفتم که من نازم گران است
بهارم بی حضور توخزان است
وگرگفتم که من چونم چنان است
نیازم چون تویی عقل نهان است
بگفت علما بیا رحمی به ماکن
گره را زین معادلات واکن
بگفتا علم ای جانا نگارا
بیا قدری بکن با ما مدارا
که فردا بی تو چون ظلمت پلید است
حضور تو به هر قفلی کلید است
که دانش بی تو چون آبی سراب است
تو مهرت پای گل چون آفتاب است
برفتم زان سرا بیرون چو ماهی
ز درد سر چو میجستم پناهی
وزان مجلس چنون آزاد گشتم
که زیرو بم ز هر بنیاد گشتم ….

سیما سیمیار

نظرات[۰] | دسته: اشعار سرکار خانم سیما سیمیار | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
صفحه 1 از 41234

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار سایت

افراد آنلاین : 2
ورودی های گوگل : 0
تعداد نوشته ها : 754
تبادل لینک: 0
بازدید امروز : 78
بازدید دیروز : 440
بازدید این هفته : 1188
بازدید این ماه : 5179
بازدید کل : 57431
نظرات تایید شده : 53 دیدگاه

No Image No Image