No Image
خوش آمديد!
آیینه ذات خدایی پيوند ثابت

امشب نمی آید ز مولایم نوایــــی
از کوفه بسته، بار خود را پارسایی
امشب مناجات علی خاموش گردید
امشب نمی آید دگر از او صدایی
در مسجد کوفه سحرگاه شب قدر
بشکست آن آیینه ذات خدایی
نوشید شیری قاتل و گفتا به زینب
هرگز نمی بینم علی را من دوایی
امشب نشسته خاکِ غم، بر شهر کوفه
دیگر نبیند شهر، رنگ روشنایی
هرگز نمی بینم که در دنبال امروز
باشد برای مردم این شهر فردایی
بوی وفا از چاه می آمد به مولا
تنهایِ بیکس ، در میان بیوفایی
با چاه درد خود بگفتا ،ماه دیدش
اشک دمادم را ز حال مرتضایی
هر نخل شد سیراب از سیلاب اشکش
تشنه دلان را او نموده بس سقایی
من تشنه ی جام توام مولای خوبان
ای شه نظر کن آمدم بهر گدایی
گفتم «مبینا» او ز درد خار چشمش
وز استخوانِ در گلویش شد رهایی

سه شنبه ۲۱ رمضان ۱۴۳۴/هشتم مرداد ماه ۱۳۹۲/ ساعت ۱۷ تا ۱۸
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
وزن شعر: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
مناجات با امام زمان (عج) پيوند ثابت


به طاها به یاسین به معراج احمد
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل،دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی

نظرات[۰] | دسته: مناجات | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
امشب علی مرتضی دل در دلش نیست پيوند ثابت

امشب علی مرتضی دل در دلش نیست
اما نمی داند کسی تا فکر او چیست
امشب علی بس بی قرار مسلمین است
غیر از علی در هر زمان در فکر دین کیست
امشب علی بار سفر بر عرش می بست
بر دیدن زهرا نگر حالش چه عالیست
از یاد ایتام او شبی هرگز نیاسود
بر دوش او از کوله بارش بس نشانیست
امشب سفارش بر یتیمانش نماید
در این وصیتها نگر مقصد خداییست
گفتا که دنیا را مجویید ای عزیزان
دانید این دنیای دون فانیست فانیست
تقواست دارویی برای درد و رنجت(۱)
در پرتو تقوا بدان هرگز بلا نیست(۲)
امشب « مبین» لرزان شده عرش الهی
بر حضرت حیدر جهان در سوگواریست
وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
(۱) خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه: فَاِنَّّ تَقوَی اللهِ دَواءُ داءِ قُلُوبِکُم
(۲) خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه : فَاِنَّ التَقوَی فِی الیومِ الحِرزَ

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
همصحبت چاه کوفه پيوند ثابت


امشب به کوفه جز غم و درد و بلا نیست
مولای مظلومان ز زهر کین چه حالیست
امشب وصیت می کند در بستر مرگ
حتی سفارش های او غیر از خدا نیست
گفت از نماز و حج، زکات و روزه ، قرآن
ای شیعه اینها جملگی راه تعالیست
پوران همه جمعند در اطراف حیدر
عباس هم در گوشه ای در حال زاریست
کلثوم و زینب در فغان و آه و زاری
ام البنین سوزد ز جان، در سوگواریست
همصحبت شبهای چاه کوفه امشب
در انتظار جرعه ای از دست ساقیست
فردا طلوع مهر با رنگ کسوف است
ای وای بر چرخ و فلک، بد روزگاریست
بر زخم مولا یک نگاهی کرد گفتا
این زهر در فرق علی کاریست ،کاریست
بنگر «مبین» زخم سر مولای خود را
امید بهبودی دگر بر مرتضی نیست
وزن شعر: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دو بیتی میلاد امام حسن مجتبی (ع) پيوند ثابت

نور خدا بار دگر گشته فروزان
عرش خدا باردگر گشته چراغان
در صف شده خیل ملک بهر تماشا
ماه علی در دامن زهرا نمایان
**********************
ماه دل آرای علی امشب نمایان می شود
در نیمه ماه خدا چون مهر تابان می شود
در دامن زهرا گلی امشب شکوفا می شود
از مقدمش امشب نگر عالم گلستان می شود
**********************
امشب ز لطف ایزدی تفسیر کوثر می رسد
برگو تو با بانگ جلی سبط پیمبر می رسد
کوری چشم دشمنان فرزند زهرا آمده
تبریک از هفت آسمان بر گوش حیدر می رسد
************************
بادا مبارک ای علی گردیده ای امشب پدر
حمد و ثنا بر کردگار که داده بر تو این پسر
سرمایه نسل نبی امشب هویدا می شود
باغ نبی امشب نگر داده بر و بار و ثمر
*************************
نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران

نظرات[۰] | دسته: دو بیتی های مبین | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دل نوشته ای برای میلاد امام حسن مجتبی (ع) پيوند ثابت


عرش خدا امشب شد نور باران
هفت آسمان امشب گشته چراغان
امشب کریم اهل بیت آمد بدنیا
روشن ز روی ماه او چشمان زهرا
امشب عطا شد بر نبی خیر کثیری
داده خدا بر ساقی کوثر وزیری
روشن ز رخسارش شده چشمان مولا
این مادری بادا مبارک بر تو زهرا
امشب علی مرتضی گردیده بابا
کوثر شده امشب عطا بر آل طاها
دیگر نبی ابتر نباشد اهل دنیا
گردیده کور از این پسر چشمان اعدا
در نیمه ماه خدا گشته نمایان
ماه دل آرای علی از لطف یزدان
امشب به پترب منجلی نور خدا شد
بنگر مبین تفسیر کوثر بر ملا شد
جشن کریم اهل بیته دلبرم نیست
شد شام غیبت همچو یلدا علتش چیست؟
یارب رسان مهدی امام غائب ما
بار دگر روشن نما چشمان زهرا

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین), دل نوشته ها | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
ایران رضا(ع) پيوند ثابت


شکر ایزد که شدم زاده به ایران رضا
در همه عمر نشستم به سر خوان رضا
نور خود ماه من از گنبد او دارد و بس
مهر من سر زند هر صبح ز ایوان رضا
کار من گشته به سامان همه جا در همه وقت
تا شدم ساکن آرامش سامان رضا
مات و مبهوت رضا گشته تمام عالم
مهر و مه، انس و ملک، هم شده حیران رضا
نگران آهوی در بند چه شد گردیدی
با نگاهی تو رها، شاد و خرامان رضا
تو مرا آهوی آزاد شده از صیاد
ببرم تا که رسانی به گلستان رضا
کن نگاهی تو به من خالق هستی نروم
در همه حال خدا، از سر پیمان رضا
بِرُبا گوی سعادت تو” مبین” در عالم
با دل و جان ز همه، از خم چوگان رضا
نصرالدین کریمی (مبین) ۲۴/۰۴/۱۳۹۲ – ششم رمضان ۱۴۳۴- ۵۰ دقیقه بامداد
وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
جایگاه دنیا در روایات اسلامی پيوند ثابت

سؤال: در روایات اسلامی از دنیا با چه تعابیری یاد شده است؟

 

جواب: از دیدگاه اسلام و تمام ادیان آسمانى، دنیا سراى ناپایدارى است که انسان براى اندوختن زاد و توشه و کسب کمال و معرفت و به دست آوردن بال و پر براى پرواز در سراى جاویدان به آن گام نهاده است و به همین دلیل خداوند او را با انواع آزمایش ها و تمرین هاى سخت، اعم از عبادات و طاعات و ترک شهوات و مصائب و مشکلات ـ که با زندگى دنیا آمیخته است پرورش مى دهد و براى زندگى ابدى در جهان دیگر ـ که سرایى است مملوّ از خیر و برکت براى نفوس پاک و مهذّب ـ آماده مى سازد.
در روایات از تعبیرات بسیار متنوّعى براى بیان این واقعیت استفاده شده است که هر یک از دیگرى زیباتر و پرمعناتر است.
در خطبه۲۸ نهج البلاغه دنیا به میدان تمرین و کسب آمادگى براى مسابقه در سراى دیگر تشبیه شده است، و امتیاز برندگان این مسابقه بهشت و سرنوشت بازندگان، دوزخ ذکر شده است.
در حدیث معروفى مى خوانیم: «اَلدُّنْیا مَزْرَعَةُ الاْخِرَةِ»(۱)، بدیهى است که مزرعه جاى زیستن نیست، بلکه جاى فراهم کردن آذوقه جهت زیستن در محلّ دیگر است.
در تعبیرات دیگرى که در نهج البلاغه آمده است، از دنیا تعبیر به «مَتْجَر» (تجارتخانه) و گاه «دارموعظة» (سراى اندرز و محل فراگیرى علم و آگاهى) و گاه «مُصَلّىْ» (نمازخانه) شده است، مى فرماید:
«إِنَّ الدُّنْیا دارُ صِدْق لِمَنْ صَدَقَها… وَ دارُ مَوْعِظَة لِمَنِ اتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ أَحِبّاءِ اللهِ وَ مُصَلّى مَلأئِکَةِ اللهِ وَ مَهْبِطُ وَحْىِ اللهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلیاءِ اللهِ»; (دنیا جایگاه صدق و راستى است، براى آن کس که با آن به درستى رفتار کند… سراى اندرز است، براى آن کس که از آن پند گیرد، مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اولیاء حقّ است.)(۲)
در تعبیر دیگرى، از امام على بن الحسین (علیه السلام) از حضرت مسیح (علیه السلام) نقل شده است که به اصحاب خاص خود (حواریون) فرمود:
«إِنّما الدُّنْیا قَنْطَرَةٌ فَاعْبُرُوها وَ لاتَعْمِرُوها»; (دنیا پلى است که باید از آن بگذرید، نه این که توقف کنید و به آبادى و زرق و برق آن بپردازید).(۳)
در حدیث دیگرى، همین معنا از امام صادق (علیه السلام) از موعظه هاى لقمان حکیم به فرزندش، نقل شده است (که دنیا را به منزله پلى دانسته که بر نهرى زده شده و باید از آن عبور کرد).(۴)
در تعبیرهاى دیگرى در نهج البلاغه، دنیا به عنوان «دارُ مَمرّ(۵)» (سراى گذرگاه) و «دارُمجاز(۶)» (سراى عبور) معرفى شده است.
و بالأخره در حدیث دیگرى که از امام هادى (علیه السلام) نقل شده، دنیا را به عنوان بازارى معرفى مى کند که گروهى در آن سود مى کنند و گروهى زیان مى برند; ایشان فرموده اند: «اَلدُّنْیا سَوْقٌ، رَبِحَ فِیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ»; (دنیا بازارى است که گروهى در آن سود مى برند و گروهى زیان مى بینند).(۷)
تمام این تعبیرات نشان مى دهد که نباید به دنیا به عنوان یک هدف نهایى نگاه کرد; بلکه ابزار و وسیله اى است براى اندوختن سرمایه عمل صالح و تحصیل معارف الهى جهت نتیجه گیرى در جایگاه ابدى.
ممکن است این مطلب در نظر بعضى ساده باشد، ولى در واقع سرنوشت سازترین مسأله در زندگى انسانها، همین مسأله است که به مواهب مادّى دنیا و امکاناتى که در اختیار او است، به کدام دیده نگاه مى کند; دیده ابزار و وسیله یا دیده هدف نهایى و مطلوب واقعى ـ و به اصطلاح ـ غرض غایى.(۸)

 

(1) . این حدیث، در غوالى اللئالى، جلد یکم، صفحه ۲۶۷، از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده است.
(۲) . کلمات قصار، شماره ۱۳۱٫
(۳) . بحارالانوار، جلد ۱۴، صفحه ۳۱۹، حدیث ۲۱٫
(۴) . بحارالانوار، جلد ۷۰، صفحه ۶۹، حدیث ۳۶٫
(۵) . نهج البلاغه، کلمات قصار ۱۳۳٫
(۶) . نهج البلاغه، خطبه ۲۰۳٫
(۷) . بحارالانوار، جلد ۷۵، مواعظ امام هادى(علیه السلام)، صفحه ۳۶۶٫
(۸) . پیام امام علی(ع)، جلد۲، ص ۱۸۳٫

نقل از سایت حضرت آیت العظمی مکارم شیرازی

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
برنامه امام علی (ع) برای نجات و سعادت پيوند ثابت

 

سؤال: سفارش امام علی (ع) به یارانش برای پیمودن راه سعادت و نجات چه بود؟

جواب: امام علی(ع) در خطبه۲۴ نهج البلاغه یارانش را نخست به تقوا و پرهیزکارى سفارش مى کند و مى فرماید: «اى بندگان خدا! تقواى الهى پیشه کنید»! (فَاتَّقُوا اللهَ! عِبادَ اللهِ).
تقوا ـ که همان حالت خداترسى باطنى و جهت گیرى معنوى و درونى در مخالفت با گناه و توجّه به طاعت پروردگار است ـ سرچشمه اصلى تمام نیکى ها و خوبى ها است و به همین دلیل، در همه جا، به عنوان مقدمه اى براى سایر توصیه هاى مهم اخلاقى و اجتماعى و دینى، بر آن تأکید مى شود.
حضرت در توصیه دوم مى فرماید: «از خدا به سوى او فرار کنید! “از غضب و سخط او به سوى رحمت، و از عصیانش، به سوى اطاعت، و از عذابش، به سوى ثواب، و از نغمتش به سوى نعمت”» (وَ فِرُّوا اِلَى اللهِ مِنَ اللهِ).
این تعبیر اشاره لطیفى به مسأله توحید افعالى است; چرا که انسان هر مشکلى در این جهان پیدا مى کند، از ناحیه اَعمال او و آثارى است که خدا براى آن اَعمال قرار داده است. پس مشکلاتش به یک معنا، از سوى او است و مجازاتى است از ناحیه او، لذا انسان براى حلّ این مشکلات راهى جز این ندارد که به سوى او فرار کند; زیرا «لامُؤَثِّرَ فِى الوُجودِ اِلاّ الله» و هر خیر و برکت و نجاتى که هست، از ناحیه او است.
قرآن مجید نیز درباره گروهى از گنهکاران که مشمول سخط و غضب الهى واقع شده بودند، مى فرماید: «وَظَنُّوا أَنْ لامَلْجَأ مِنَ اللهِ اِلاّ اِلَیْهِ»; (دانستند که پناهگاهى از خدا، جز به سوى او نیست).(۱)
این نکته جالب است که انسان در زندگى معمولى هنگامى که از کسى یا چیزى وحشت مى کند، به شخص دیگرى یا چیز دیگرى پناه مى برد، ولى در مورد خداوند چنین نیست! هنگامى که از عذاب و کیفرش بترسد باید به خود او پناه ببرد; مگر قادر رحیم و مهربانى جز او پیدا مى شود؟!
این درسى است که توحید افعالى به ما داده و هر حرکت و برکتى را از سوى خداوند معرّفى کرده است.
خداوند داراى اَسماء و صفاتى است که ما را دعوت مى کند که در همه حال و در هر شرایطى، به او پناه بریم. اگر از خشم و غضبش ترسان بودیم به عفو و رحمتش پناه مى بریم و اگر از عدالتش بیمناک شدیم، به فضل و کَرَمش پناهنده مى شویم.
به هر حال، به نظر مى رسد که این جمله، از سوره ذاریات اقتباس شده که از زبان پیامبر اسلام فرمود: (فَفَرُّوا اِلَى اللهِ اِنّى لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ مُبینٌ); «پس به سوى خدا بگریزید! که من، از سوى او، براى شما بیم دهنده آشکارى هستم».(۲)
حضرت، در سومین توصیه مى فرماید: «از همان راهى که خداوند، براى شما معیّن کرده است بروید». (وَ امْضُوا فِى الَّذى نَهَجَهُ لَکُمْ).
و در چهارمین و آخرین توصیه، مى افزاید: «به وظایفى که براى شما مقرّر داشته، قیام کنید»; (وَ قُومُوا عَصَبَهُ(۳) بِکُمْ).
در واقع در اینجا امام یک برنامه منظّم چهار ماده اى را براى سعادت و نجات پیروان خود، تنظیم فرموده است.

در نخستین مرحله روح تقوا و خداترسى را در آنها زنده مى کند. این امر سبب حرکتى به سوى خدا مى گردد و مسأله «فرار از خدا به سوى خدا» مطرح مى شود. چون این حرکت آغاز شد باید در مسیر ایمان و عقیده در آن راهى گام نهد که خدا براى او مقرّر داشته است و در مرحله عمل ـ که مرحله چهارم است ـ به تکالیف و وظایفى قیام کند که او مقرّر کرده است.(۴)

(۱) . سوره توبه، آیه ۱۱۸٫
(۲) . سوره ذاریات، آیه ۵۰٫
(۳) . «عَصَبَ» از ماده «عصب» است و همان رشته هایى است که عضلات و استخوانها را به هم پیوند مى دهد. و این واژه، به معناى «بستن» نیز به کار مى رود.
(۴) . پیام امام علی(ع)، جلد۲، ص ۷۲٫

نقل از سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی

نظرات[۰] | دسته: احادیث | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار سایت

افراد آنلاین : 2
ورودی های گوگل : 0
تعداد نوشته ها : 754
تبادل لینک: 0
بازدید امروز : 156
بازدید دیروز : 401
بازدید این هفته : 2406
بازدید این ماه : 6397
بازدید کل : 58649
نظرات تایید شده : 53 دیدگاه

No Image No Image