No Image
خوش آمديد!
به مناسبت روز کارگر پيوند ثابت

ای رنجبر
تا به کی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر      

    ریختن از بهر نان از چهره آب ای رنجبر

زین همه خواری که بینی زآفتاب و خاک و باد    

  چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر

از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی         

 چند می ترسی زهر خان وحباب ای رنجبر

جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز   

  وندرآن خون دست و پایی کن خضاب ای رنجبر

دیو آرزو خود پرستی را بگیر و حبس کن  

  تا شود چهر حقیقت بی حجاب ای رنجبر
حاکم شرعی که بهر رشوه فتوا می دهد     

   کی دهد عرض فقیران را  جواب ای رنجبر
آن که خود را پاک می داند ز هر آلوده گی  

   می کند مردار خواری چون غراب(۱) ای رنجبر
گر که اطفال تو بی شامند شب ها باک نیست   

  خواجه تیهو می کند هرشب کباب ای رنجبر
گر چراغت را نبخشیده است گردون روشنی   

  غم مخور می تابد امشب ماهتاب ای رنجبر
در خور دانش امیرانند و فرزندانشان            

  تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر
مردم آنند کز حکم و سیاست آگهند       

  کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر

هر که پوشد جامه ی نیکو بزرگ و لایق است

  رو تو صدها وصله داری بر ثیاب(۲) ای رنجبر

جا مه ات شوخ است و رویت تیره رنگ از گرد و خاک

  از تو میبایست کردن اجتناب (۳)ای رنجبر

هر چه بنویسند حکام اندر این محضر رواست

 کس نخواهد خواستن ز ایشان حساب ای رنجبر

پروین اعتصامی

۱- کلاغ، زاغ

۲-جامه، لباس

۳- دوری

نظرات[۰] | دسته: گلچین شعر | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شعر مادر پيوند ثابت

شعر

آسمان
را گفتم
می توانی آیا

بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه
روح مادر گردی

صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز

من برای این کار
کهکشان کم دارم

نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم

شعر خاک

را پرسیدم
می توانی آیا

دل مادر گردی
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی

گفت نی نی هرگز
من برای این کار

بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم

شعر این جهان را گفتم
هستی کون ومکان را گفتم

می توانی آیا
لفظ مادر گردی

همه ی رفعت را
همه ی عزت را

همه ی شوکت را
بهر یک ثانیه بستر گردی

گفت نی نی هرگز
من برای این کار

آسمان کم دارم
اختران کم دارم

شعر رفعت وشوکت وشان کم دارم
عزت ونام ونشان کم دارم

آن جهان راگفتم
می توانی آیا

لحظه یی دامن مادر باشی
مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی

گفت نی نی هرگز
من برای این کار

باغ رنگین جنان کم دارم
آنچه در سینه ی مادر بود آن کم دارم

شعر روی کردم با بحر
گفتم اورا آیا

می شود اینکه به یک لحظه ی خیلی کوتاه
پای تا سر همه مادر گردی

عشق را موج شوی
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی

گفت نی نی هرگز
من برای این کار

بیکران بودن را
بیکران کم دارم

ناقص ومحدودم
بهر این کار بزرگ

شعر قطره یی بیش نیم
طاقت وتاب وتوان کم دارم

 صبحدم را گفتم
می توانی آیا

لب مادر گردی
عسل وقند بریزد از تو

لحظه ی حرف زدن
جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی

گفت نی نی هرگز
گل لبخند که روید زلبان مادر

به بهار دگری نتوان یافت

شعر

دربهشت دگری نتوان جست
من ازان آب حیات

من ازان لذت جان
که بود خنده ی اوچشمه ی آن

من ازان محرومم
خنده ی من خالیست

زان سپیده که دمد از افق خنده ی او
خنده ی او روح است

خنده ی او جان است
جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم

روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم
 شعرکردم از علم سوال

می توانی آیا
معنی مادر را

بهر من شرح دهی
گفت نی نی هرگز

من برای این کار
منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم

قدرت شرح وبیان کم دارم
 درپی عشق شدم

تا درآئینه ی او چهره ی مادر بینم

دیدم او مادر بود

 مادر

دیدم او در دل عطر
دیدم او در تن گل

دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم
دیدم او درپرش نبض سحر

دیدم او درتپش قلب چمن
دیدم او لحظه ی روئیدن باغ

از دل سبزترین فصل بهار
لحظه ی پر زدن پروانه

در چمنزار دل انگیزترین زیبایی
بلکه او درهمه ی زیبایی

بلکه او درهمه ی عالم خوبی, همه ی رعنایی
همه جا پیدا بود
همه جا پیدا بود


نقل از تبیان
منبع: سایت صبح امید
تنظیم برای تبیان : زهره سمیعی

 

 

نظرات[۰] | دسته: گلچین شعر | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
صفحه 5 از 512345

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار سایت

افراد آنلاین : 1
ورودی های گوگل : 0
تعداد نوشته ها : 750
تبادل لینک: 0
بازدید امروز : 27
بازدید دیروز : 137
بازدید این هفته : 27
بازدید این ماه : 3253
بازدید کل : 32539
نظرات تایید شده : 53 دیدگاه

No Image No Image