No Image
خوش آمديد!
آیا شیطان عبادت خدا می‌کند یا کافر شده است؟ پيوند ثابت

حجت الاسلام ادیب یزدی: شیطان تمام تلاش خود را برای دشمنی با خداوند به کار می‌برد و بعد از اینکه رانده شد، هیچ عبادتی نداشته است.

آیا شیطان عبادت خدا می‌کند یا کافر شده است؟به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ هر موجود شرور و سرکشی را شیطان می‌نامند، اما در  این مطلب منظور از شیطان، ابلیس است که از درگاه خداوند رانده شده است، که ابلیس انسان را فقط به گناه دعوت می‌نماید و توانایی وادار کردن کسی به گناه را ندارد.

ابلیس با تمرد و عصیان خود نشان داد که عبودیت ندارد و اگر عبودیت داشت، در برابر امر خدا خضوع می‌کرد و اطاعت و انقیاد خود را نشان می‌داد. از طرف دیگر شیطان بر نافرمانی و تمرد خود ایستادگی نمود . بنابراین با خروج دائمی از طوع بندگی عبادت معنی ندارد و اگر عبادتی هم بکند صرفا ظاهری است و فاقد عنصر اساسی عبودیت و لذا بی‌فایده است مگر آن که توبه کند که از ظاهر قرآن به دست می‌آید که چنین تصمیمی ندارد.

عدّه‌ای، شیطان را همان نیروی درونی غرایز انسان که او را به سوی شر فرا می‌خواند، دانسته‌اند. تعابیر قرآن، ابلیس را به صراحت موجودی حقیقی، نه پنداری و نه همان نفس امّاره معرّفی می‌کند که آدمیان را به شرّ و گناه فرا می‌خواند. از برخی از آیات قرآن کریم می‌توان فهمید که خداوند، ابلیس را به طور مشخّص و روشن به آدم و حوّا شناسانده و از آیاتی که گفت‌وگوی آدم و ابلیس را گزارش می‌کند، به دست می‌آید که ابلیس مخاطبی آشنا برای آدم بوده است؛ چنان که پاره‌ای از روایات، از تمثّل و سخن گفتن وی با بسیاری از پیامبران چون آدم، نوح و ابراهیم و…. و شنیدن صدای او از سوی امامان معصوم دلالت دارند؛ هم چنین به تصریح قرآن، ابلیس از ذرّیه، حزب  و لشکریان برخوردار است.

 

این که شیطان معروف و مشهور درگاه خدا بود سخنی است عرفی و ادّعایی است سست که نه قرآن کریم آن را تأیید می‌کند نه روایات اهل بیت(ع). ابلیس صرفاً شخصی از جنّ است که در ردیف ملائک سطوح پایین قرار داشت و یقیناً در ردیف ملائک مقرّب نبوده است. در این رابطه آمده است: «عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ إِبْلِیسَ أَ کَانَ مِنَ الْمَلَائِکَةِ أَمْ کَانَ یلِی شَیئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ فَقَالَ لَمْ یکُنْ مِنَ الْمَلَائِکَةِ وَ لَمْ یکُنْ یلِی شَیئاً مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ وَ لَا کَرَامَةَ» جمیل بن درّاج مى‌‏گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم که آیا شیطان از فرشتگان بود یا امرى از امور آسمان را مى‏‌گرداند؟ امام صادق(ع) فرمود: «نه از فرشتگان بود و نه امرى را مى‏‌گرداند و نه عزّت و احترامى داشت.»

آیا شیطان عبادت خدا می‌کند یا کافر شده است؟

پس درست است که شیطان شش هزار سال عبادت نموده بود ؛ ولی عبادت او منافقانه و دروغین بوده نه از سر اخلاص و بندگی. امتحانی هم که از او شد، امتحان سختی نبود تا گفته شود امتحانی فوق توانش از او گرفته شد؛ خدا به او امر نمود که به آدم سجده کن! و به این وسیله برتری آدم را بر خودت تصدیق نما! چرا که او عالم به اسماء الله است و تو و ملائک چنین نیستید. امّا او تکبّر ورزید و خود را برتر از آدم دانست و در برابر خدا گردنکشی نموده اطاعت او نکرد، در حالی که ملائک سر تسلیم فرود آوردند. پس او با این کار معاذ الله ملائک را در قبول برتری آدم(ع) جاهل دانسته است. چون در حقیقت او ادّعا می‌نمود که من برتر از آدم هستم و توی خدا که به من امر می‌کنی به او سجده کنم این را نمی‌دانی.

آیا شیطان عبادت خدا می‌کند یا کافر شده است؟

شیطان از فرشتگان نبوده است

حجت‌الاسلام مرتضی ادیب یزدی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛با بیان اینکه سرنوشت شیطان از پر عبرت‌ترین سرنوشت‌ها است، گفت: به شیطان رجیم از این جهت ابلیس گفته می‌شود که او برای گمراه کردن، تلبیس می‌کند و مردم را به زشتی می‌کشاند، هم چنین ابلیس برای گمراه نمودن هیچ عجله ای ندارد و آرام آرام فرد را به گناه و زشتی می‌کشاند.

آیا شیطان عبادت خدا می‌کند یا کافر شده است؟

این کارشناس مذهبی و امور دینی، با اشاره به اینکه شیطان از فرشتگان نبوده، افزود: شیطان از فرشتگان نبوده است بلکه از اجنه بوده که پس از فرمان نبردن از دستور الهی، از بهشت درگاه خداوند رانده شد، و کسی که به این شدت از درگاه خداوند رانده شود، تمام تلاش خود را برای دشمنی با خداوند به کار می‌برد و به همین جهت بعد از اینکه رانده شد، هیچ عبادتی نداشته است.

حجت‌الاسلام ادیب یزدی در پایان گفت: شیطان وقتی که از درگاه خداوند رانده شد، مزد عبادت‌های خود را فرصتی از خداوند خواست، که خداوند نیز فرصتی را به او داد، اما ابلیس به جای اینکه از این فرصت برای عبادت استفاده کند، این فرصت را نیز برای دشمنی با خداوند گذراند.

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
چرا کافران از نعمت‌های دنیا بهره‌مندند پيوند ثابت

 ارزش دنیا نزد خدا در کلام پیامبر(ص)

خبرگزاری فارس: چرا کافران از نعمت‌های دنیا بهره‌مندند/ ارزش دنیا نزد خدا در کلام پیامبر(ص)

تجملات دنیا آن‌قدر نزد خدا بى‌ارزش است

که باید تنها نصیب کفار و منکران حق باشد

و اگر مردم دنیاطلب به سوى بى‌ایمانى،

متمایل نمى‌شدند، خداوند این سرمایه‌ها

را تنها نصیب کافران مى‌کرد تا مشخص

شود مقیاس ارزش انسان تجملات دنیوی

نیست.

خبرگزاری فارس– گروه‌ فعالیت‌های قرآنی: آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیات۳۳ تا ۳۵ سوره مبارکه «زخرف» به زیورآلات دنیوی و قصرهای باشکوه برای کافران اشاره کرده است که متن آن در ادامه می‌آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّة وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ* وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُنَ* وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ؛ اگر (تمکن کفّار از مواهب مادى) سبب نمى‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى کسانى که به (خداوند) رحمان کافر مى‌شدند خانه‌هایى قرار مى‌دادیم با سقف‌هایى از نقره و نردبان‌هایى که از آن بالا روند. و براى خانه‌هایشان درها و تخت‌هایى (زیبا و نقره‌اى) قرار مى‌دادیم که بر آن تکیه کنند. و انواع زیورها، ولى تمام اینها بهره زندگى دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است». (زخرف/ ۳۳ تا ۳۵)

ارزش‌هاى دروغین دنیوی/ قصرهاى باشکوه با سقف‌هاى نقره‌اى! 

این آیات، همچنان بحث پیرامون نظام ارزشى اسلام و عدم معیار بودن مال و ثروت و مقامات مادى را ادامه مى‌دهد.

در نخستین آیه، مى‌فرماید: «اگر (تمکّن کفار از مواهب مادى) سبب نمى‌شد که همه مردم (تمایل به کفر پیدا کنند و) امت واحد (گمراهى) گردند، ما براى کسانى که به (خداوند) رحمان کافر مى‌شدند خانه‌هایى قرار مى‌‌دادیم با سقف‌هایى از نقره» (وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّة).

خانه‌هایى که چندین طبقه داشته باشد، «و براى آنها نردبان‌هایى (جالب) قرار مى‌دادیم که از آن بالا روند» (وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ).

جمعى از مفسران گفته‌اند: منظور پله‌هایى از نقره است، و عدم تکرار کلمه «فِضِّة» (نقره) به خاطر وضوح آن است، ولى گویا آنها وجود پله‌ها را به تنهایى دلیل بر اهمیت خانه‌ها ندانسته‌اند، در حالى که چنین نیست، اصل وجود پله‌هاى فراوان دلیل بر عظمت بنا و داشتن طبقات متعدد است.

«سُقُف» (بر وزن شتر) جمع «سقف» است و بعضى آن را جمع «سقیفه» به معنى مکان مسقف، مى‌دانند ولى قول اول مشهورتر است.

سپس مى‌افزاید: «و براى خانه‌هایشان درها و تخت‌هایى (زیبا و نقره‌اى) قرار مى‌دادیم که بر آن تکیه کنند (وَ لِبُیُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَیْها یَتَّکِؤُنَ).

ممکن است این جمله، اشاره به درها و تخت‌هاى نقره باشد که چون در آیه قبل در مورد سقف‌ها آمده، در اینجا از تکرار آن خوددارى شده، و نیز ممکن است وجود درها و تخت‌هاى متعدد (با توجه به این که اَبْواباً و سُرُراً نکره است و در اینجا براى اهمیت آمده) خود دلیل بر عظمت آن قصرها باشد، زیرا هرگز براى یک خانه محقر درهاى متعدد نمى‌گذارند، این مخصوص قصرها و خانه‌هاى مجلل است، و همچنین وجود تخت‌هاى بسیار.

باز به این هم اکتفا نکرده، مى‌افزاید: علاوه بر همه اینها «انواع زیورها براى آنها قرار مى‌دادیم (وَ زُخْرُفاً).

تا زندگى مادى و پر زرق و برقشان از هر نظر تکمیل گردد، قصرهایى مجلل و چند اشکوبه با سقف‌هایى از نقره، و درها و تخت‌هاى متعدد، و انواع وسائل زینتى، و هر گونه نقش و نگار آن چنان که مطلوب و مقصود و معبود دنیاپرستان است.

سپس مى‌افزاید: «ولى تمام اینها بهره زندگى دنیاست و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است»! (وَ إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ).

«زُخْرف» در اصل به معنى هرگونه زینت و تجمل توأم با نقش و نگار است، و از آنجا که یکى از مهمترین وسائل زینت، طلا است به آن هم «زخرف» گفته شده است، و این که به سخنان بیهوده «مزخرف» مى‌گویند به خاطر زرق و برقى است که به آن مى‌دهند.

کوتاه سخن این که: این سرمایه‌هاى مادى و این وسایل تجملاتى دنیا، به قدرى در پیشگاه پروردگار، بى‌ارزش است که باید تنها نصیب افراد بى‌ارزش همچون کفار و منکران حق باشد، و اگر مردم کم ظرفیت و دنیاطلب به سوى بى‌ایمانى و کفر، متمایل نمى‌شدند، خداوند این سرمایه‌ها را تنها نصیب این گروه منفور و مطرود، مى‌کرد، تا همگان بدانند مقیاس ارزش و شخصیت انسان این امور نیست.

اسلام ارزش‌هاى غلط را درهم مى‌‌شکند

به راستى تعبیرى رساتر از آنچه در آیات فوق آمده براى درهم شکستن ارزش‌هاى دروغین پیدا نمى‌شود، براى دگرگون ساختن جامعه‌اى که محور سنجش شخصیت افراد در آن، تعداد شتران، مقدار درهم و دینار، و تعداد غلامان و کنیزان و خانه‌ها و وسائل تجملى است، تا آنجا که تعجب مى‌کنند چرا «محمّد»(صلى الله علیه وآله) یتیم و از نظر مادى، فقیر به نبوت برگزیده شده، اساسى‌ترین کار این است که این چهارچوب‌هاى غلط ارزشى درهم شکسته شود، و بر ویرانه آن ارزش‌هاى اصیل انسانى، تقوا و پرهیزگارى، و علم و دانش، ایثار و فداکارى، شهامت و گذشت بنا شود، در غیر این صورت همه اصلاحات، روبنایی و سطحى و ناپایدار خواهد بود.

و این، همان کارى است که اسلام و قرآن و شخص پیامبر اسلام(ص) به عالى‌ترین وجه انجام داد، و به همین دلیل، جامعه‌اى که از عقب افتاده‌ترین و خرافى‌ترین جوامع بشرى بود، در مدتى کوتاه، آن چنان رشد و نمو کرد که در صف اول قرار گرفت.

جالب این که در حدیثى از پیغمبر گرامى(ص) در تکمیل این برنامه مى‌خوانیم: لَوْ وَزَنَتِ الدُّنْیا عِنْدَ اللّهِ جَناحَ بَعُوضَة ما سَقَى الْکافِرَ مِنْها شَرْبَةَ ماء: «اگر دنیا به اندازه بال مگسى نزد خدا وزن داشت خداوند به کافر حتى یک شربت آب نمى‌نوشانید».

امیرمؤمنان على(علیه السلام) نیز در «خطبه قاصعه» سخن را در این زمینه به اوج رسانده مى‌فرماید:

«موسى بن عمران(ع) با برادرش بر فرعون وارد شدند، در حالى که لباس‌هاى پشمین بر تن داشتند و در دست هر کدام عصاى (چوپانى) بود، با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان خدا شود، حکومت و ملکش باقى مى‌ماند، و عزت و قدرتش دوام خواهد یافت، اما او گفت: آیا از این دو تعجب نمى‌کنید؟ که با من شرط مى‌کنند بقاى ملک و دوام عزتم بستگى به خواسته آنها دارد، در حالى که فقر و بیچارگى از سر و وضعشان مى‌بارد! (اگر راست مى‌گویند) پس چرا دستبندهایى از طلا به آنها داده نشده است»؟

چرا خداوند پیامبران را از ثروتمندان قرار نداد؟

«این سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا، و جمع‌آورى آن، و تحقیر پشمینه پوشى گفت».

«اگر خدا مى‌خواست به هنگام بعثت پیامبرانش، درهاى گنج‌ها و معادن طلا و باغ‌هاى سبز و خرم را به روى آنان بگشاید، مى‌گشود، و اگر اراده مى‌کرد، پرندگان آسمان و حیوانات وحشى زمین را همراه آنان گسیل مى‌داشت، ولى اگر این کار را مى‌کرد آزمایش مردم از میان مى‌رفت و پاداش و جزا بى‌اثر مى‌شد»!.

و در قسمت دیگرى از همین خطبه مى‌فرماید: «مگر نمى‌بینید خداوند انسان‌ها را، از زمان آدم تا آخر جهان، با سنگ‌هایى که نه زیانى مى‌رسانند و نه سودى، نه مى‌بینند و نه مى‌شنوند، آزمایش کرده، این سنگ‌ها را خانه مقدس خود (کعبه) قرار داده، و آن را موجب پایدارى و قوام مردم ساخته است، آن را در پر سنگلاخ‌ترین مکان‌ها، و بى‌گیاه‌ترین نقاط روى زمین، در تنگناى دره‌هایى مستقر ساخته، در میان کوه‌هاى خشن، شن‌هاى متراکم، چشمه‌هاى کم آب، آبادى‌هاى جدا و پر فاصله، که هیچ مرکبى به راحتى در آن زندگى نمى‌کند، و سپس آدم و فرزندانش را فرمان داد، که به آن سو توجه کنند و آن را مرکز تجمع خود سازند….».

«اگر خدا مى‌خواست خانه مقدسش، و محل انجام مناسک حج را در میان باغ‌ها و نهرها و زمین‌هاى هموار و پر درخت و آباد، که داراى خانه‌ها و کاخ‌هاى بسیار و آبادى‌هاى به هم پیوسته، در میان گندم زارها و باغ‌هاى پر گل و گیاه، در میان بستان‌هاى زیبا و سرسبز و پرآب، در وسط باغستانى بهجت‌زا با جاده‌هاى راحت و آباد، قرار دهد، توانایى داشت، ولى در این حالت آزمایش و امتحان ساده‌تر بود، و پاداش و جزا نیز کمتر (و مردم به ارزش‌هاى فریبنده ظاهرى مشغول مى‌شدند و از ارزش‌هاى واقعى الهى غافل مى‌گشتند)».

به هر حال، اساس انقلاب اسلامى انقلاب ارزش‌هاست، و اگر مسلمانان امروز در شرایطى سخت و ناگوار، تحت فشار دشمنان بى‌رحم و خونخوار قرار گرفته‌اند به خاطر همین است که آن ارزش‌هاى اصیل را رها ساخته، بار دیگر ارزش‌هاى جاهلى در میان آنان رونق گرفته است، مقیاس شخصیت، مال و مقام دنیا شده، و علم و تقوا و فضیلت را به فراموشى سپرده‌اند، در زرق و برق مادى فرو رفته، و از اسلام، بیگانه شد‌ه‌اند، و تا چنین است باید کفاره این خطاى بزرگ را بپردازند، و تا تحول را از ارزش‌هاى حاکم بر وجودشان شروع نکنند، مشمول الطاف الهى نخواهند شد که: إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ.

پاسخ به یک سؤال

با مطالعه آیات فوق پیرامون تحقیر شدید زینت هاى ظاهرى، و ثروت و مقام مادى، این سؤال مطرح مى شود: پس چرا قرآن مجید در جاى دیگر مى‌گوید: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْم یَعْلَمُونَ: «بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزى‌هاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: اینها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‌اند، (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند، ولى) در قیامت خالص (براى مؤمنان) خواهد بود، این گونه آیات (خود) را براى کسانى که آگاهند شرح مى‌دهیم»!

یا در جاى دیگر مى فرماید: یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد: «اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید».

چگونه این دو گروه از آیات با هم سازگار است؟!

در پاسخ باید به این نکته توجه داشت که: هدف در آیات مورد بحث شکستن ارزش‌هاى دروغین است، هدف این است که مقیاس شخصیت انسان ها را ثروت و زینت آنها نشمارند، نه این که امکانات مادى بد چیزى است، مهم این است که به آنها به صورت یک ابزار نگاه شود نه یک هدف متعالى و نهایى.

وانگهى، اینها در صورتى ارزش دارد که در حد معقول و شایسته و خالى از هر گونه اسراف و تبذیر باشد، نه ساختن کاخ‌هایى از طلا و نقره و گرد آوردن زینت‌هاى انبوهى از سیم و زر!

و از اینجا روشن مى‌شود که نه بهره‌مند بودن گروهى از کفار و ظالمان از این مواهب مادى دلیل بر شخصیت آنها است، و نه محروم بودن مؤمنان از آن، و نه استفاده از این امور در حد معقول، به صورت یک ابزار، ضررى به ایمان و تقواى انسان مى‌زند، و این است تفکر صحیح اسلامى و قرآنى.

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
رد پای احادیث در اشعار فارسی پيوند ثابت

یادداشت/ حجت‌الاسلام موسوی

رد پای احادیث در اشعار فارسی

خبرگزاری فارس: رد پای احادیث در اشعار فارسی

شاعران پارسی گوی از پیشتازان این

عرصه بودند که مضامین والای احادیث

را در اشعار خود جلوه‌گر ساختند.

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس،‌ حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محسن موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران در یادداشتی به جایگاه احادیث در اشعار فارسی پرداخته است:

با ظهور دین مبین اسلام در کشور عزیزمان ایران و گسترش فرهنگ اهلبیت(ع) در میان توده های مردم، گروه های مختلف فکری، تلاش کردند تا از آموزه های قرآن و اهلبیت(ع) بهره جویند.

شاعران پارسی گوی از پیشتازان این عرصه بودند که مضامین والای احادیث را در اشعار خود جلوه گر ساختند. ایشان با این کار هم بر غنای شعر خود افزودند و هم احادیث اهلبیت ما را در قالب شعر و در جمع علاقه مندان به هنر، ادبیات و نیز پیروان اهلبیت رواج داده اند.

نوع استفاده از احادیث در ادبیات فارسی گونه های مختلفی به

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
اصلی‌ترین پیام عاشورا چه بود؟ خانم‌ها بخوانند! پيوند ثابت
 پس از ظهور اسلام، جایگاه گمشده زنان و دختران، در

جامعه جانی دوباره گرفت و سه بانو حضرت خدیجه

(س)،حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) با پیروی

از ولی،مسیری را رفتند که زنان ما امروز آن را ادامه

می‌دهند.

اصلی‌ترین پیام عاشورا چه بود؟ خانم‌ها بخوانند!به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ پس از آن واقعه جانسوز کربلا و شهادت سرداران و یاران حسینی، رویداد عاشورا تنها یک حادثه و یا رخداد در تاریخ باقی نماند؛ بلکه تابلویی از آزادگی، دیانت، کرامت و عزت انسانی را تا ابد‌الدهر برای جهانیان باقی گذاشت.
 
پس از تجلی اسلام در جهان، جایگاه گمشده زنان و دختران در جامعه، جانی دوباره گرفت و ما بزرگترین زنان عالم همانند حضرت زهرا (س) در کنار مولا امیر المومنین (ع)، حضرت خدیجه (س) در کنار پیامبر اکرم (ص) و زینب کبری (س) را در واقعه کربلا همراه برادر داشتیم. اما به غیر از حضرت زینب (س) شیر زنانی بودند که چون زینب (س)، کاری حیدری کردند و پس از شهادت همسران و فرزندان خود، کرامت و عزت یک بانوی مسلمان را با احیای دین، عفاف و حیا منزل به منزل تا عروج ملکوتیشان به نمایش گذاشتند و نام خود را مانند شهدای کربلا در تاریخ حک کردند. به همین سبب است که شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی بیان می‌کند: «تاریخ کربلا، یک حادثه و تاریخ مؤنث است؛ یعنی یک حادثه مذکر – مؤنث است. حادثه‌ای که مرد در آن نقش دارد، زن نقش دارد، ولی مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش.» (۱)
 
نقش زنان در حادثه عاشورا تنها وظیفه همسرداری و یاری، ولی خود نبود، بلکه با صبوری، استقامت، حفظ حجاب و کرامت یک بانوی مسلمان در بزم درباریان یزید و شام، نشان از عزت نفسی دارد که زنان کاروان حسینی، با بینشی ژرف، به حمایت از امام حسین (ع) پرداختند. ایشان چه قبل از شروع قیام و چه بعد از آن، حامیانی استوار و فداکار برای مولایشان بودند و این را با ترغیب مردانشان به مبارزه، با خطابه‌های شورانگیز و … به اثبات رسانیدند.
 
اصلی‌ترین وظیفه حضرت زینب (س)، بعد از ظهر عاشورا، متجلی می‌شود. اگر نبود آن عالمه در کربلا، نه تنها انقلاب امام حسین (ع) دستخوش تحریف می‌شد، بلکه اسلام نیز در معرض خطری جدی قرار می‌گرفت. اما تبلیغ پیام شهادت، سرپرستی قافله اسراء، پرستاری از امام سجاد (ع)، حفظ و حراست زنان و کودکان، و … مسؤولیت‌های سنگینی بود که آن حضرت (س) پس از قیام عهده دار بود.
 
در کنار وظایف حضرت زینب (س) دیگر زنان کاروان، چون رهپویان زینبی وظایفی داشتند که در زیر به آن می‌پردازیم:
 

* تشویق رزمندگان به مبارزه 

در روز عاشورا، هنگامی که جنگی نابرابر میان سپاه دشمن و امام حسین (ع) و یارانش در حال وقوع بود، زنان دلیر و پاکباز، با آگاهی از نتیجه ظاهری جنگ، مردان خویش را به مبارزه علیه و دشمن ترغیب کردند. بانوان کاروان به درجه‌ای از اعتقاد رسیدند که در برابر خدا، تسلیم محض بودند. اگر کمی دقت کنیم، می‌بینیم که آنان می‌توانستند دنیا را بر آخرت و عقاید خویش ترجیح داده و با اصرار از همسران خود بخواهند که از میدان پاپس بکشند. اما نه تنها این کار را نکردند، بلکه مشوق مردان خود برای مبارزه و

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دستور واحد خدا به ۱۲۴ هزار پیامبر/ بهشت ملک چه کسانی است؟ پيوند ثابت

در محضر استاد انصاریان

 

مترجم و مفسر قرآن کریم با اشاره به خطاب خداوند

به همه انبیا در قرآن، گفت: به دنبال جذب مال پاک و

حلال باشید که از آن گوشت، نیرو و انرژی می‌روید،

سپس به دنبال عبادت من بروید.

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس،‌ همزمان با فرارسیدن ماه محرم، ماه غم و اندوه و شهادت جانسوز امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یاران با وفای ایشان، حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریان، محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی به بیان سخنانی پرداخته است. مشروح این سخنرانی که در روز سوم ماه محرم در حسینیه هدایت انجام شده است را در ادامه می‌خوانیم: 

 

کتاب‌های گذشته ما که با تکیه بر معارف الهیه تدوین شده، نوشته‌اند، هیچ حرکتی در عالم هستی بدون مایه عشق انجام نمی‌گیرد و اگر این مایه را در کام موجودات نریخته بودند، هستی در سکون کامل بود؛ یعنی همه موجودات در همان نقطه اولیه وجود مانده بودند. سپس می‌گویند که این عشق و این مایه دو طرف دارد، یک طرف آن معشوق و طرف دیگر آن عاشق است؛ نیروی حرکت تمام هستی، عشق است، پس همه هستی عاشق هستند و همه هستی یک معشوق بیشتر ندارند؛ اگر دو یا سه معشوق بود، این نظام با این نظم محال بود که برپا باشد.

تعبیر قرآنی‌ آن هم بسیار صریح است؛ خداوند در سوره انبیاء می فرماید: «لَوْ کٰانَ فِیهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اَللّٰهُ لَفَسَدَتٰا» اگر دو الهه، معبود و معشوق بود، در اوضاع و احوال جهان تقسیم نزاعی پیدا می‌کرد؛ یعنی بخشی از جهان به ‌طرف یک معشوق و بخشی هم برخلاف آن بخش، به‌ طرف یک معشوق دیگر می‌رفت و قرآن می‌فرماید: «لفسدتا» آنگاه تباهی پیش می‌آمد.

از این نظم دقیقی که بر عالم حاکم است، معلوم می‌شود که یک‌طرف این عشق، یک معشوق واحد است و یک‌طرف این عشق هم همه موجودات هستند. جالب است که سوره یس بعد از اینکه صحبت خدا را می‌کند، می‌گوید: «کل فی فلک یسبحون»، از «یسبحون» کاملاً استفاده می‌شود که تمام موجودات عالم حرکت طوافی دارند و می‌چرخند، اما باید یک محور باشد که دور آن بچرخند. آن محورْ همان معشوق واحد است و کل عالم به دور آن می‌چرخد، در این چرخیدن هم به جلو می‌رود و یک جا نایستاده است. با این چرخیدن به «وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّکَ الْمُنْتَهَىٰ»، آغوش قدرتِ بی‌نهایتِ حق برمی‌گردد که آن روزْ، روز ظهور همه حقایق است؛ این متنی است که کتاب‌های علمی گذشته ما دارند و شخصیت‌هایی مانند ابن‌سینا پشتوانه علمی این متن هستند، عبارت دیگر آن هم آیات قرآن مجید است.

نقش امامان در تصحیح جاذبه دنیا در زندگی بشر 

جاذب ذاتِ مستجمعِ جمیعِ صفات، کمال است و کل موجودات در عرصه مجذوب قرار دارند؛ چون مجذوب او هستند، خللی و تباهی مشاهده نمی‌کنید و هرچه در عالم است، رحمت، حکمت، عدالت و خیر است چون جاذب کل موجودات دارای همه کمالات و ارزش‌ها در مرحله بی‌نهایت است، لذا مجذوب‌های او هم منظم هستند؛ کل آنها هم بدون تباهی و هم بدون فساد؛ یعنی هر کجا یک

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
۴ نشانه وارد شدن نور به قلب انسان پيوند ثابت

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، استاد حسین انصاریان از اساتید اخلاق شهر تهران شب‌های ماه مبارک رمضان در حسینیه همدانی‌ها جلسات سخنرانی و موعظه دارد که از این پس هر یک از این جلسات تقدیم علاقه‌مندان می‌شود:

 

کلام الهی سراسر نور است البته ما تا در دنیا هستیم با چشم سر نور بودن این کلام را نمی‌بینیم. ولی پرده که برود کنار و ما را به عالم دیگر انتقال بدهند طبق دو آیه در سوره حدید ما نتیجه این کلام رادر وجود خودمان به صورت نور خواهیم دید.

یَوْمَ تَرَى اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ ﴿الحدید، ۱۲﴾ تری برای چشم است، نظر برای عقل است، قیامت روزی است که حبیب من تمام مردان مؤمن و زنان مؤمنه را می‌بینی یَسْعىٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ پیشاپیش اینها نوری در حرکت است، این نور هم نور خودشان است، نورهم نمی‌گوید یسعی نور، ضمیر جمع مذکر آورده در آیه یسعی نورهم، نورشان را می‌بینند پیشاپیش­شان در حرکت است.

کلام انبیاء هم نور است باز ما میوه ای کلام رادر وجود خودمان که عقاید پاک، عمل صالح، اخلاق حسنه است  اینجا با چشم نمی‌بینیم ولی بعدا می‌بینیم، کلام ائمه طاهرین هم نور است. خب چراغدان این نور در وجود ما کدام عضو ماست که نور خدا، نور انبیا، نور ائمه  که  کلامشان است، در این چراغدان جا شود کدام عضو است.

طبق آیات و روایات چراغدان این سه نور که ماهیتاً یک نور است ولی از سه منبع طلوع می­‌کند، خدا پیغمبر، امام معصوم قلب است. «النور اذا دخل القلب»، پیغمبر می‌­فرماید این نور وقتی که وارد دل می‌­شود خب چطوری وارد دل می‌­شود؟ آدم باید در دل را به روی این نور باز بکند چطوری وارد می‌شود، کلید باز کردن این در عشق به حقایق است، حالا یا باید زحمت بکشم حقایق را معرفت پیدا بکنم بشوم عاشق، عشق میوه علم است، یا نه بروم از دیگران که اهلش هستند بشنوم، تا عاشق حقیقت بشوم. طالب بشوم خواهنده بشوم.

این عشق و خواستن در قلب را باز می­‌کند، نور هم راحت می‌­تواند برود در قلب که جای اصلی‌اش است وقتی وارد قلب می‌شود عجیب و غریب تحمل آدم را می­‌برد بالا، در برابر همه جریانات، حوادث، تلخی­ها، شیرینی­‌ها، در برابر مردم  کم ظرفیت، آزارشان، نگاهشان، زبانشان، تحمل می‌رود بالا پیغمبر می‌­فرماید «اذا دخل النور القلب انفصح»، قلب گنجایش عجیبی پیدا می­‌کند، و «انشرح» خب این روشنایی که وارد قلب می‌شود تا ابد را به من نشان می­‌دهد تا ازل را به من نشان می‌دهد، من ابد و ازل را حق می‌بینم تمام جریانات را هم به من نمونه‌­هایش را نشان می‌دهد جریانات حق را حق می‌بینم باطل را باطل می‌بینم چون عاشق هستم جذب حق می‌­شوم و از باطل کنار می­‌مانم دور می­‌مانم.

یک عربی بلند شد به رسول خدا گفت «ما علامت ذلک»، نشانه این نور که وارد قلب شده چیست بفهمیم، به چه نشانه­‌ای که این نور در این چراغدان الهی که اسمش قلب است قرار گرفته، چهار نشانه ذکر کرد پیغمبر چقدر عالی است، یک «التجافی ان دار الغرور»، ببینید

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
تضمین سود یکساله تنها با یک شرط! پيوند ثابت


زندگی عالم آسایش نیست

 


«لَعَلَّکُم تَتَّقون»؛ عبارتی است که در پایان ۶ آیه قرآن کریم قرار گرفته و در زبان فارسی، به این مضمون ترجمه شده است: «باشد که تقوا پیشه کنید».

خداوند متعال تقوا را نتیجه عمل به دستورات خود در این ۶ آیه قرآن با لفظ واحد بیان نموده است؛ از دستور به عدم سستی در پایبندی به فرامین الهی[۱] تا عبودیت و بندگی خدا[۲]، از قصاص جانی[۳] تا روزه داری[۴].

 


تقوا چیست؟

حفاظت و مراقبت شدید، این معنایی است که از واژه تقوا برداشت می‌شود. تقوا حالتی است که انسان را از خطا و گناه باز داشته و او را بر اطاعات و عبودیت خداوند وا می‌دارد.

در فرهنگ اسلامی، تقوا، رهاورد اهتمام مسلمان در اجرای احکام و عمل به دستورات شرع است. ملکه‌ای که فرد را از تخلف از صراط مستقیم باز داشته و همواره اجتناب از بی‌راهه‌ها را برای او بازخوانی می‌کند. تقوا حفاظ جاده هدایت است.

 

پاداش روزه داری

برخی ثمره روزه‌داری را تنها یاد گرسنگان و فقیران می‌دانند. اما اگر تنها همین حکمت صیام بود، نمی‌بایست بر فقرا و گرسنگان واجب می‌شد.

وجوب روزه بر فقرا خود گواه بر وجود حکمت دیگری برای آن است که غنی و فقیر را باهم در بر می‌گیرد.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ.

«ای مۆمنان، همانطور که بر مردمان پیش از شما روزه واجب بود، بر شما نیز واجب شده است، باشد که تقوا پیشه کنید.» آیه ۱۸۳ سوره بقره که در آن، تقوا ثمره روزه داری دانسته شده است.

خداوند متعال در این آیه ثمره روزه داری را حصول تقوا بیان نموده است. اما نه

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
سه قدم تا رحمت خدا! پيوند ثابت



 تردید در دلم لانه کرده بود. با خود می گفتم: «مگر چقدر باید برای برآورده شدن حاجتی دعا کرد؟ دیگر ناامید شده بودم. گفتم پیش علی بن موسی الرضا علیه السلام، بروم، شاید مشکلم را برطرف سازد. نزد امام رفتم و گفتم: چند سال است حاجتی دارم و بسیار هم دعا کرده ام، ولی دعایم مستجاب نمی شود. در دلم شک راه یافته است، چه کنم؟


رحمت

امام، نگاه تندی به من کرد و فرمود: «ای احمد بن محمد! مراقب باش که شیطان بر تو پیروز نشود و تو را از رحمت پروردگارت نا امید نسازد. مگر نمی دانی گاه پروردگار، برآوردن نیاز مۆمن را به تأخیر می اندازد تا او بیشتر به راز و نیاز بپردازد؛ چرا که خداوند بزرگ، گفت و گوی بندگان را با خود دوست دارد. به خدا سوگند! دیر برآورده شدن نیازهای بندگان که از خدای خود چیزی خواسته اند، برای آنان بهتر از زود بر آورده شدن نیازهایشان است. دنیا چه ارزش دارد که مۆمن، برای آن از خدای خود ناامید شود؟! نیکوست که نیایش او در حال آسایش و دوری از مشکلات، همانند نیایش او در سختی ها باشد و اگر (حاجتش) نیز برآورده نشد، سبب ناامیدی او نشود، پس افسرده نشو که دعا در پیشگاه پروردگار بزرگ و بلند مرتبه، بسیار ارزشمند است. (ابوالفضل هادی منش، در قلمرو آفتاب، داستان هایی از سیره اخلاقی پیشوایان معصوم علیهم السلام، صص ۱۲-۱۰ )

این سخن قرآن کریم است به همه‌ی گنهکاران که از رحمت خداوند ناامید نباشند و بازگردند که فرمود: «قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ [زمر/۵۳] بگو اى بندگانم که بر نفس خود ستم و اسراف کردید! از رحمت خدا ناامید نشوید که خدا تمامى گناهان را مى‌‏آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است‏»، چه دعوت دلنشین و کلام امیدبخشی است از خالق انسان‌ها! زیرا گنهکاران را هم بنده‌ی خود خطاب کرد و وعده داد که خداوند همه‌ی گناهان را می‌بخشد.

و غیر از خداوند، چه کسی است که می‌تواند گناهان را ببخشد (وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّه‏ [آل‌عمران/۱۳۵] و کیست جز خدا که

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دعای «ام داوود» پيوند ثابت

مذهب تشیع,حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی طباطبایی,اعمال نیمه ماه رجب ,منصور دوانیقی, ام‌ داوود,ایام البیض

تاثیر عجیب دعای «ام‌ داوود»

مذهب تشیع برای دعا اهمیت و جایگاه ویژه‌ای قائل است؛ یکی از دعاهایی که در «ایام البیض» ماه رجب سفارش شده است دعای «ام داوود» است.

حجت الاسلام والمسلمین سید علی طباطبایی گفت: داستان اعمال نیمه ماه رجب و دعای معروف «ام داوود» را شیخ صدوق، شیخ طوسی، علامه مجلسی و سید بن طاووس از نظر سند معتبر دانسته اند و از نظر تاثیر در استجابت دعا توصیه کرده اند.

وی در تشریح این داستان ادامه داد: فاطمه، مادر داوود و مادر هم شیر و رضایی امام صادق (ع) روایت کرده است که منصور دوانیقی لشکری را به مدینه فرستاد عده ای را کشت و تعدادی را اسیر کرد و به زنجیر کشید که فرزند من «داوود» در میان آنها بود، حادثه اسیری فرزندم برایم بسیار تلخ و دردناک بود برای رفع مشکل خود فراوان دعا می کردم و از اشخاص صالح می خواستم برای آزادی فرزندم دعا کنند ولی

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
۶برکت عظیم سجده کردن !! پيوند ثابت

 

 

سجده

 


سجده، نشان تذلّل و خاکساری در برابر خداوند و عالی‏ترین درجه عبودیت است. انسان با سجده، خود را همرنگ با هستی می‏کند: « وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ …»(۱): و آن چه در آسمان ها و زمین است ، برای خدا سجده می کنند.


 امام علی (علیه السلام) درمورد سجده های در نماز می فرماید: سجده اول، یعنی این که از خاکم و سربرداشتن از آن، رمز از خاک به دنیا آمدن است. سجده دوم، رمز مردن و به خاک خفتن است، سربرداشتن از آن، رمز برخاستن از قبر در قیامت و محشور شدن است(۲) و این مضمون این آیه است که: شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر می گردانیم و بار دیگر از خاک، بیرونتان می آوریم.(۳)

 

برکات سجده

یکى از نشانه هاى بندگى و تقرب به خداوند باقیماندن اثر سجده بر مواضع سجود مخصوصا پیشانى است. در گذشته، مۆمنان یا صحابه به یکدیگر مى‏ گفتند: «مالی اراک جلحاء»; چرا پیشانیت صاف است؟ کنایه از این که چرا تنها به نماز واجب اکتفا مى‏ کنى و نمازهاى نافله نمى ‏خوانى! امام امیرالمۆمنین(علیه‏السلام) نیز مى ‏فرماید: مکروه مى ‏دارم که پیشانى آدمى صاف باشد و هیچ گونه اثر سجده بر آن نباشد. (۴)

امام صادق علیه‏ السلام  نیز برای داشتن سجده های طولانی ما را به کشیدن سرمه سفارش می کنند: سرمه، مو بر مى ‏رویانَد، دیده را تیزى مى ‏بخشد، و انسان را بر طولانى ساختن سجده، یارى مى ‏رساند.(۵)

در این همه سفارش به سجده و آن هم سجده های طولانی حتما خیر و فوائدی است که در ادامه به گوشه هایی از آن ها

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
صفحه 1 از 3123

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار سایت

افراد آنلاین : 3
ورودی های گوگل : 0
تعداد نوشته ها : 754
تبادل لینک: 0
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 151
بازدید این هفته : 407
بازدید این ماه : 6327
بازدید کل : 77547
نظرات تایید شده : 53 دیدگاه

No Image No Image