No Image
خوش آمديد!
مهر جهانتاب پيوند ثابت

ای مهر جهانتابم، رخساره هویدا کن
با مهر نگاه خود، در جانِ جهان جا کن
تو خسرو خوبانی، من بر درِ درگاهت
رحمی بنما ای شه، این در، به رویم وا کن
با زخم زبان دارد ، صد طعنه به ما دشمن
تو پرده ز رخ بردار،از عقده رها، ما کن
این زخم دلم ای دوست، هر روز بتر گردد
تو مرهم وصلت نِه، این زخم مداوا کن
این چشم سیه خونست،چون در غم هجرانت
با نور رخ ماهت ، این دیده تو بینا کن
هر کس بزند سازی ، با فکرت ما بازی
ساز خوش خود را زن، سازان همه یکتا کن
افتاده نگون بختی، هر گوشه ز بدبختی
ای آیه ی خوشبختی، قفل دل ما وا کن
هر کس به نوید آید، با رنگ و کلید آید
باز آی و رها ما را، از جمله ی اینها کن
یارب مددی فرما، از رحمت خود بر ما
جانم ز شراب وصل، وَجد آور و شیدا کن
برخیز و« مبین» چشمت، بر پای نگارت نِه
گفتا که بنه پایت، این مرده تو احیا کن

# نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
۱۳۹۶/۰۹/۱۳

دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آمار سایت

افراد آنلاین : 1
ورودی های گوگل : 0
تعداد نوشته ها : 750
تبادل لینک: 0
بازدید امروز : 148
بازدید دیروز : 126
بازدید این هفته : 638
بازدید این ماه : 2677
بازدید کل : 31963
نظرات تایید شده : 53 دیدگاه

No Image No Image