No Image
خوش آمديد!
متن کامل پیش گویی‌های شاه نعمت الله، ولی درباره آینده ایران پيوند ثابت

متن کامل پیش گویی‌های شاه نعمت الله، ولی درباره آینده ایران

شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و ۹۵ سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد ۱۴ مجموعه آثار خود او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

۶ فروردین ۱۳۹۹ – ۲۰:۴۴

از باب مقدمه می‌گویم که شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و ۹۵ سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد ۱۴ مجموعه آثار خود؛ صفحه ۵۷۷ او را اجمالاً توثیق کرده و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می‌برد. پیش بینی‌های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می‌شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه، قرن‌ها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند.

قــدرت کردگــار می‌بـینــم حالــت روزگــار می‌بـینــم

ازنجوم این سخن نمی‌گویم بلکـه از کردگــار می‌بینــم

از سلاطیــن گــردش دوران یک به یک را سوار می‌بینم

هر یکی را به مثل ذره نــــور پرتــوی آشکــار می‌بـینــم

از بـزرگـی و رفعـت ایشــان صفــوی برقرار می‌بینـــم

……………………..

آخــر پادشاهـــی صفــــوی یک حسینی*به کار می‌بینم

*آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است.

نادری در جهان شــود پیــدا قامتــش استــوار می‌بینــــم

آخــر عهــد نـوجــــوانی او قتــــل او آشکـــار می‌بینـــم

شهر تبریز را چو کوفه کنند شهــرطهــران* قرار می‌بینم

* اشاره به انتقال پایتخت به تهران.

بعد از آن دیگـری فنا گردد شـاه دیگـر به کـــارمی بینم

که محمـد* به نـام او باشــــد تیـــغ او آبــدار می‌بــینـــم

* بنابر ویژگی‌هایی که از او می‌گوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه، آغا محمدخان قاجار.

چــارده ســال پادشاهـــی او دولتــش کامکــار می‌بینــم

سال کز مرغ می‌شـود پیــدا مــرگ او آشکــار می‌بینـم

……………………..

ناصر الدین به نصـرت دوران چـارده هشـت سال*می بینــم

* عدد مزبور با هیچ یک از ارقام تاریخی در مورد ناصرالدین شاه تناسبی ندارد و نزدیک‌تر آن است که بگوییم مربوط به سن او در هنگام تاجگذاری باشد که البته این هم دقیق نیست، زیرا مجموع هشت و چهار، ۲۲ است حال آن که وی در ۱۸ سالگی به قدرت رسیده است.

اما اگر عبارت را “چهار ده، هشت سال” بگیریم جور در میاید. یعنی ۴*۱۰=۴۰ و ۸ سال= ۴۸ سال (طول سلطنت ناصرالدین شاه)

……………………..

از شهنشــاه ناصـر الدین شـاه شیــونــی بیــم دار*می بینــم

* اشاره به ترور ناصرالدین شاه.

روز جمعـــه ز. شهر ذیقعــده تن او در مـــــزار می‌بــینـم

بعد از آن شه مظفــر الدین را شاهیِــش ناگــوار می‌بینــم

چـارشنبـه ز. شهـر ذیقعـــــده* مــرگ او آشکــار می‌بینـم

* مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است بنابراین پیش بینی او در این باره دقیق می‌باشد.

از الــف تا بـه دال می‌گویـم شاه و شاهــی فکارمی بینـم*

* اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه‌های سلطنت قاجاریه است.

درخراسان ومصروشام وعراق فتنــه و کـــارزار می‌بینـــم

جنگ وآشوب و فتنه‌ی بسیار در یمیــن و یســار*می بینـم

* آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با، آخرین روز‌های عمر مشروطیت ایران.

غــارت و قتــل لشکــر بسیـار در میــان و کنــار می‌بـینـم

شه چو بیرون رود ز. جاگاهش* شاه دیگــر** بکارمی بـینـم

* مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می‌کند و نه مرگ او.

** مراد، رضا شاه است.

چون فریدون به تخـت بنشینـد نوکرانـش قطـــار می‌بینــم

متصف بر صفات سلطان است لیک من گرگ وار می‌بینــــم

دائـم اسبـش به زیر زیـن طــلا کمتـر آن را سـوار می‌بینـــــم

عدل و انصـاف در زمانـه‌ی او همچــو هیمـه به نـار می‌بینــم

علمــــــای زمــان او دائــــــم همــه را تـــــار ومــارمی بینــم*

* تقابل دولت با دین و روحانیت، هیچ گاه در تاریخ ایران، به اندازه‌ی دوران حکومت رضا شاه نبوده است. او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد.

هست فصل حجاب در عهدش فصــل را بــی اعتبــارمی بینم*

* مهم‌ترین اقدام ضد دینی رضاشاه، کشف حجاب زنان بود.

جنگ سختی شود تمــام جهان* کوه و صحــرا فکــار می‌بینـم

* اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم.

کــــار و بـــار زمانــه وارونـــه قحط و هم ننگ وعار*می بینم

* اشاره به نابسامانی شدید اقتصادی در ایران و گسترش قحطی، همچنین اشغال کشور توسط متفقین و خیانت رجال سیاسی، در همکاری با بیگانگان.

چون دو ده سال*پادشاهـی کرد شهیــش بـــرکنــار**می بـینــم

* البته رضاشاه، بیست سال پادشاهی نکرده، اما عملاً از سوم اسفند ۱۲۹۹ تا شهریور ۱۳۲۰، قدرت را در اختیار داشته است.

** اشاره به برکناری و تبعید رضاشاه.

پسرش چــون به تخت بنشینـــد بوالعجــــب روزگــار می‌بینم

نوجوانــی به ســان ســرو بلنــد رستمــش بنـده وار می‌بینــم

در امور شهــی است بی تدبیـــر لیکنــش بخت یــــار*می بینـم

* خود محمدرضا پهلوی نیز معتقد بود که در کار پایداری سلطنتش، علیرغم حوادث سهمگین که می‌توانست طومار حکومت او را در هم بپیچد، همواره بخت یار او بوده تا جایی که مدعی بود که خداوند حامی اوست.

بس فرومـــایگـــان بـی حاصـل حامـــل کـار و بــار می‌بینـــم

مذهب و دین ضعیـف می‌یابــم مُبتــدع* افتخــــارمی بــینـم

* بدعت گزاری در دین.

ظلم پنهــــان، خیانــت و تزویــر بر اعاظـــم شعــــــار می‌بینـم

ظلمــت ظلــم ظــالمــان دیــــار بی حــد و بی شمــار می‌بینــم

ماه را رو سیـــــــــاه می‌یابــــم مهــــــر را دل فکـــار می‌بینــم

دولـــت مرد و زن رود به فنـــــا حال مــــردم فکـــــار می‌بینــم

غــــارت و قتـــل مــردم ایــران دست خــارج به کــار می‌بینــم

کهنــه رنـــدی به کـار اهرمنــی* انــدر این روزگـــار می‌بینـــــم

* بسیار عجیب است که او ابتدا دخالت خارجی را در غارت و قتل مردم ایران مورد اشاره قرار می‌دهد، سپس آن قدرت خارجی را شیطانی قلمداد می‌کند (شیطان بزرگ؛ آمریکا).

دور او هــم تمـــام خواهـد شـد لشکـــری را ســـوار می‌بـینـم

شور و غوغــای دیـــن شود پیدا* سر به ســــر کــارزار می‌بینـم

* اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران و مبارزات گسترده‌ی مردمی از یک سو و کشتار مردم به دست جلادان رژیم شاه، از سوی دیگر.

قصــه‌ای بس غریــب می‌شنـوم غصــه‌ای در دیـــار می‌بینــم

جنگ و آشـــوب و فتنه‌ی بسیار نام او زشـت و خـوار*می بینـم

* محمد رضا پهلوی، تنها شاهی است که مردم ایران، مستقیماً او را مورد خطاب قرار داده و مرگ بر او گفتند؛ بنابراین وی خوارترین شاه در سلسله پادشاهی ایران است.

کم ز. چل* چون که پادشاهی کرد سلطـــه اش تار و مار می‌بینـم

* اشاره به ۳۷ سال حکومت محمدرضا پهلوی.

غم مخورزانکه من دراین تشویش خرمــــیّ وصــل یار می‌بینــم

بعد از او شـــاهی از میــان بــرود عالمـــــی، چون نگــار می‌بینـم

سیـــدی را ز. نســـل آل رســـول نــــام او، بـرقـرار*می بینـــم

* اولاً سیادت امام خمینی (ره) را تصریح می‌کند، ثانیاً نام او را نیز تعیین می‌نماید، زیرا عدد واژه‌ی «برقرار» به حروف ابجد، ۷۱۰ و عدد واژه‌ی «خمینی» نیز ۷۱۰ می‌باشد.

نایــب مهدی (عج) * آشکـار شـود ســروری را ســـــوار می‌بینـم

* نیابت عام حضرت، ولی عصر ارواحنا فداه، از پایان غیبت صغری، آغاز شده است، اما هیچگاه نیایت عام فقها، آشکار و علنی و عملیاتی نبوده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی ایران، نیابت عام فقها، فعلیت یافت و حکومت ولایت فقیه؛ با تکیه بر نیابت عام حضرت حجت عجل الله فرجه، تأسیس گردید.

پیشــــــــــوای تمـــام دانــایـــی رهبــــــری با وقـــــار می‌بینم

متصــف بر صفــات سلطانیســت لیـــک درویــش وار می‌بینـم

رهنمــــا و امـــام هفت اقلیــم نــــام او را شعــار می‌بینـــم

همچــو مولا جلال الــدین مولا شمس تبریــــز وار می‌بـینـــم

بندگــــــان جناب حضـــرت او* سر بســــر تاجــــدار می‌بینـم

* اشاره به مسئولینی است که تحت ظلّ، ولی فقیه، یکی پس از دیگری خدمت می‌کنند.

گوهر شب چــراغ بهر کمــــال آن دُرِ شـــاهــــوار می‌بینــــم

هرکجا رو نهـــد به فضـــل الاه دشمنـــش خاکسـارمی بینــم*

* در روایات معصومین (ع) نیز این بشارت به چشم می‌خورد که حکومت جمهوری اسلامی، از شکست و ناکامی مصونیت دارد. تا قبل از آن، دور دورِ پیروزی فتنه‌ها بر اهل حق است، اما در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سهمگین‌ترین فتنه‌ها، با امداد الهی، ناکام می‌ماند. امام خمینی نیز پیش بینی فرمودند که ملت ایران، پرچم را به امام عصر (عج) تسلیم خواهد نمود.

بــا کرامــــات و جامـــع آداب آصــــف روزگـــــار می‌بینـم

تا چهل سال‌ای برادر من دوره‌ی شهریــــــار می‌بینــم*

* در روایات آمده است که «… کذب الوقّاتون» تعیین کنندگان وقت ظهور، دروغ می‌گویند. در بیت اخیر، ظاهراً وقت تعیین شده است، اما توجه به این نکته ضروری است که اولاً شاعر، روز و ماه و سال تعیین نکرده، ثانیاً چه بسا او زمان وقوع را مدّ نظر ندارد و صرفاً به ترتیب حوادث اشاره می‌کند، ثالثاً امروز برای ما معلوم شده که نظام جمهوری اسلامی، کی تأسیس شده و کی چهل ساله می‌شود، اما برای او معلوم نبوده است، رابعاً عدد چهل، یکی از اعداد مقدس در اسلام شمرده شده و چه بسا مراد، خودِ عدد چهل نباشد بلکه شاعر از باب تقریب به آن توجه کرده و مراد او این است که پس دوره‌ای که از حکومت جمهوری اسلامی گذشت، امام زمان (عج) ظهور خواهند کرد. بنابر این برای ما فقط این نکته مهم است که انشاءالله، جمهوری اسلامی، به حکومت آن حضرت متصل خواهد شد؛ حقیقتی که هم در روایات معصومین به آن اشاره شده و هم امام خمینی به آن تصریح فرموده اند.

نکته‌ی دیگر آن است که شاعر نمی‌گوید: «دور آن شهریار می‌بینم»، بلکه می‌گوید: «دوره‌ی شهریار می‌بینم»؛ زیرا درصورت اول، حکومت شخص خمینی کبیر باید ادامه می‌یافت و توسط او به صاحب اصلیش تسلیم می‌شد، اما در مصراع اصلی تصریح می‌کند که طول حیات جمهوری اسلامی، دوره‌ی شهریاری خمینی کبیر است و حکومت از اندیشه‌ها و آرمان‌های او منحرف نمی‌شود.

بعدازآن خود امام خواهد بود که جهــان را مدار می‌بینـــــم

صورت و سیرتـش چو پیغمبــر علم و حلمش شعار می‌بینـم

قـــــائم شــرع آل پیغمبــــــــر به جهان آشکـــــــار می‌بینم

میم وحا، میم ودال می‌خوانند نـام آن نامــــــدار می‌بینـم

از کمربنــد آن سپهـر وقـــار تیغ، چون ذوالفقـار می‌بینم

جنگ سختــی شود تمام جهـان* کوه و صحــرا فکــار می‌بینـم

* احتمالاً جنگ جهانی سوم.

مردمـــان جهــان ز. انس و پری همــــه را در فــــرار می‌بینــم

مر مسیـــــح از سمـا فـرود آیـد گــــوردجــــال زار*می بینـــم

* یکی از علائم قطعی ظهور، پیدایش دجال است. بسیاری از متفکران امروز، دجال را همان دستگاه عظیم تبلیغاتی، هنری و رسانه‌ای غرب جدید می‌دانند که مجهز به کارآمدترین سلاحها؛ یعنی تکنولوژی فرا پیشرفته‌ی ارتباطات می‌باشد و همه‌ی وجهه‌ی همت خود را در تخدیر ذهن و اندیشه و تخریب فرهنگی ملل جهان قرار داده است. بنابر روایات، پس از رجعت حضرت مسیح (ع)، و با توجه به اینکه خواستگاه دجال، مغرب زمین بوده و ظاهراً از تمدن مسیحی برخاسته است، کار نابودی او، به مسیح (ع) سپرده می‌شود.

رنگ یک چشم اوبه رنگ کبود* خری بر خر ســوارمی بینــم**

* در روایات است که دجال، یک چشم دارد و آن چشم که رنگی کبود دارد، همه‌ی صورت او را اشغال کرده است و همه‌ی نظر‌ها را به خود جلب می‌کند و همه‌ی ملل جهان به او می‌نگرند. برخی، این ویژگی‌ها را با تلویزیون و مانیتور رایانه تطبیق داده اند.

** خری بر خر سوار، اشاره به این است که مبنای تفکر و دعوت دجال، حماقت و جهل بوده و کار اصلی او این است که مردم را از حقایق هستی، غافل نماید و آنان را به جهل و تن پروری و زر اندوزی و فساد و شهوت و دنیا طلبی، سرگرم کند.

هر قـــــدم از خرش بود میلـــی دورگردون غبـــــارمی بینــم*

* ویژگی‌های مزبور که البته در روایات نیز با همین تعابیر اشاره شده است، نشان می‌دهد که دجّال، انسان نیست، زیرا هر قدم او یک میل راه است و وجود او، تمام دور گردون و منظومه‌ی شمسی را مثل غباری پر کرده است، بنابر این دجال، امواجی است که به سرعت منتشر می‌شود و از طریق ماهواره‌ها که دور گردون در حرکتند، به همه جای زمین، منتشر می‌گردد.

آل سفیـــــان* تمام کشتــه شوند با هـــزاران ســــوار می‌بینـم

* همه می‌دانیم که یکی از علائم قطعی ظهور، خروج سفیانی است. سفیانی بنابر آنچه در روایات آمده است، یک شخص نیست بلکه یک جریان اقتدارگرا؛ متشکل از سفیانی‌های متعدد است که سلطه را دنبال می‌کند. همه این را هم می‌دانیم که دشمن‌ترین دشمنان پیامبر (ص)، ابوسفیان و پس از او، دشمن‌ترین دشمنان آل پیغمبر (ع)، آل سفیان یا همان بنی امیه بوده اند. پس جریان سفیانی، یک جریان تاریخی است که از ابوسفیان آغاز شده و با معاویه و یزید و بنی امیه و سپس همه‌ی سلطه گران فاسد که در مقابل حق و حقیقت ایستاده اند، ادامه یافته است و سرانجام به سفیانی عصر ظهور ختم می‌شود که به تمام قامت، در مقابل فرزند پیامبر خواهد ایستاد، اما این بار با همه‌ی سپاهش، نابود خواهد شد. پس سفیانی عصر ظهور، همان جریان سلطه‌ی جهانی است که حق و عدالت را برنمی تابد. نابودی سفیانی، در حقیقت، انتقام از همه‌ی ظلم‌های تاریخی و خون‌های به ناحق ریخته شده است؛ مخصوصاً انتقام از بزرگترین ظلم و خونریزی تاریخ، که در کربلای حسینی رقم خورد.

مهــــدی وقت و عیســـی دوران هر دو را شهســـــوار می‌بینــم

دیـن و دنیــا از او شـــود معمور خلق از او، بخت یـــار می‌بینم

مسکنش شهر کوفه خواهد بـود دولتـــــــش پایــــدار می‌بینم

هفــــت باشـــد وزیر سلطانـــم همـــــه را کامکـــار می‌بینــم

زینـــت شـــرع و رونــق اسلام محکـــــم و استــــوار می‌بینم

عاصیـــــان از امـــام معصومــم خجـــل و شرمســـار می‌بینـــم

گرگ با میــش، شیـــر با آهـــو در چـــــرا، برقـــرار می‌بینــم*

* کنایه از گسترش عدل و امنیت و رفاه بر جغرافیای زمین، تحت حکومت واحد جهانی حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

نه درودی به خـــود همی گویم بلکـــه از ســـرّ یار می‌گویـــم

نعمــت الله نشستــــه در کنجــی همــــه را در کنـــــار می‌بینم.

*************************
پیشگویی‌های شاه نعمت الله، ولی در باره ایران

شایان ذکر است کلیه ابیات بدون تغییر از نسخه دستی متعلق به سال ۱۹۴۷ عینا منتقل شده و با توجه به بررسی این حقیر قدیمی‌ترین نسخه‌ای که پیدا نمودم میباشد. نسخه‌های بدست آمده قبلی همگی مخدوش و دست خورده بودند پس از ذکر آنان خودداری نمودم.
پارینه قصه شوئم از تازه هند گوئم افتاد قرن دویم که افتد از زمانه
صاحب قران ثانی اولاد گورگانی شاهی کند، اما شاهی چو رستمانه
عیش و نشاط اکثر گردد مکان بخاطر گم میکنند یکسر آن طرز ترکیانه
تا مدت سه صدسال در ملک هند بنگال کشمیر، شهر هوپال گیرند تا کرانه
گیرند ملک ایران بلخ و بخارا تهران آخر شوند پنهان، باطن درین جهانه
تا هفت پشت ایشان در ملک هند و ایران آخر شوند پنهان در گوشه نهانه
بعد از سه صد نه، بینی تو حکم گورگانی، چون اصحاب کهف گردد در کهف غائبانه
آن آخری زمانه آید درین جهانه شهباز سدره بینی از دست رایگانه
آن راجگان جنگی مئی خورمست بهنگی در ملکشان فرنگی آیند تاجرانه
رفته حکومت ازشان آید بغیر مهمان اغیار سکه رانند از ضرب حاکمانه
بینی تو عیسوی را بر تخت پادشاهی گیرند مومنان را از حیله و بهانه
صدسال حکم ایشان در ملک هند میدان من دیدم‌ای عزیزان این نکته غائبانه
اسلام اهل اسلام گردد غریب و حیران بلخ و بخارا طهران در هند سند میانه
در مکتب و مدارس علم فرنگ خوانند در علم فقه و تفسیر غافل شوند بیگانه
بعد آن شود، چون جنگی از روسیان و جاپان جاپان فتح یابد بر ملک روسیانه
هردو، چون شاه شطرنج هریک بساط بی سنج مردان میان جویند از بهر صلحنامه
سرحد جدا نمایند از جنگ باز آیند صلح کنند، اما، صلح منافقانه
برکوه قاف میدان روسی شود حکمران خوارزم دخیوه تک آن گیرند تا کرانه
بر ملک مصر و سودان بخارا هم کوهستان لبنان شهر کرخ، گیرند آستانه
بر بحرخضرگیلان قابض شوند آنان هم چین و تخت ایران گیرند بی ایمانه
از پادشاهی اسلام عبدالحمید نامی، چون کیقباد کسری عادل شاه زمانه
بهر حمایت اسلام برخیزد برای جهاد بعد از حمید گردد سلطان عامیانه
بر او نصاری اعداء هرسو غلو نمایند پس ملک او بگیرند از حیله و بهانه
بعد از حمید گردد سلطان شاه خامس بر تخت پادشاهی نشیند، چون ناگهانه
از شرق و غرب یکسر حاکم شوند کافر، چون این شود برابر این حرف باین بیانه
قتل عظیم سازند در دشت مرو میرند برقوم ترکمانان آیند غالبانه
قتل عظیم ثانی در عهد اوکمالی کفار غلبه یابند بر وی ظاهرانه
آخر حبیب الله، صاحب قران من الله گیرد زنصرت الله شمشیر از میانه
گردد زنو مسلمان غالب با فضل رحمان یعنی که قوم عثمان باشند شادمانه
طاعون و قحط یکجا گردد به هند پیدا پس مومنان بمیرند هر جا ازین بهانه
یک زلزله که آید، چون زلزله قیامت جاپان تباه گردد یک نصف ثالثانه
دوکس بنام احمد گمراه کنند بی حد سازند از دل خود تفسیر فی القرآنه
تا چار سال جنگی افتد به بر غربی فاتح الف. گردد بر جیم فاسقانه
جنگ عظیم باشد قتل عظیم سازد یک صد و سی و یک لک، باشد شمار جانه
اظهار صلح باشد، چون صلح پیش بندی بل مستقل نباشد این صلح در میانه
ظاهر خموش لیکن پنهان کنند سامان جیم و الف. مکرر، رو در مبارزانه (جیم شاید جرمن)
وقتیکه جنگ جاپان با چین افتان باشد نصرانیان به پیکار آیند با همانه
قوم فرنسوی را برهم نمود اول با انگلیس و اطالین گیرند خاصمانه
پس سال بست و یکم آغاز جنگ دویم مهلک‌ترین اول، باشد به جارحانه
امداد هندیان هم از هند داده باشند لاعلم ازین که باشد، آن جمله رایگانه
آلات برق پیما اسلاح حشر برپا سازند اهل حرفه مشهور آن زمانه
باشی اگر به مشرق شنوی کلام مغرب آید سرود غیبی، بر طرز عرشیانه
دو الف. وروس وهم چین مانند شهد شیرین برالف وجیم اولی، هم جیم ثانیانه (شاید انگلستان. امریکا. روسیه. چین ایتالیا. جرمن. جاپان)
این غزوه تا به شش سال باشد همه برین سال از آب شور و نمکین، چون دشت وحشیانه (شاید جنگ جهانی دوم)
نصرانیان که باشند هندوستان سپارند تخم بدی بکارند ازفسق جاودانه
آن مردمان اطراف، چون مژده این شنودند یکبار جمع آیند بر باب عالیانه
تقسیم هند گردد، درد و حصص هویدا آشوب و رنج پیدا از مکر و از بهانه
بی تاج پادشاهان شاهی کنند نادان اجرا کنند فرمان فی الجمله مهملانه
از رشوت تساهل دانسته از تغافل تاویل یاب باشند احکام خسروانه
عالم ز. علم نالان، دانا ز. فهم گریان نادان به رقص عریان مصروف والهانه
شفقت به سرد مهری تعظیم در دلیری تبدیل گشته باشد، از فتنه زمانه
همشیر با برادر، پسران هم به مادر نیز هم پدر به دختر مجرم به عاشقانه
از امت محمد سرزد بیحد افعال مجرمانه، اعمال عاصیانه
فسق و فجور هرسو، رائج شود به هرکو مادر به دختر خود سازد بسی بهانه
آن مفتیان گمره فتوی دهند بیجا در حق بیان شرع، سازند بسی بهانه
فاسق کند بزرگی بر قوم از سترگی پس خانه اش بزرگی، خواهد شود ویرانه
در شهر، کوه و قشلاق نوشند خمر، بیباک هم بهنگ و چرس تریاق، نوشند باغیانه
احکام دین اسلام، چون شمع گشته خاموش عالم جهول گردد، جاهل به عالمانه
آن عالمان عالم، گردند همچون ظالم ناشسته روی خود را بر سر نهند عمامه
زینت دهند خود را با طره و با جبه گئوساله سامری را، باشد درون جامه
در مومنان نزاری در جنگ قاضی آری، چون سگ پئی شکاری، گردد بسی بهانه
حلت رود سراسر حرمت رود سراسر عصمت رود برابر، از جبر مغویانه
بی مهرگی سرآید، پرده دری، آید عصمت فروش باطن معصوم ظاهرانه
دختر فروش باشند، عصمت فروش باشند مردان سفله طینت، با وضع زاهدانه
بی شرم و بی حیائی در مردمان فزاید مادر به دختر خود، خود را کند میزانه
کفار مومنان را ترغیب دین نمایند از حج، چون مانع آیند از خواندن دوگانه
مردی زنسل ترکان رهزن مثل شیطان گوید دروغ دستان در ملک هندیانه
بینی تو قاضیان را بر مسند جهالت گیرند رشوت از خلق، علامه با بهانه
بینی تو پند معروف، پنهان شود درعالم سازند حیله افسون، نامش نهند نظامه
گردد ریا مروج، در شرق وغرب، هرسو فسق و فجور باشد، منظور خاص و عامه
از اهل حق نه بینی، درآنزمان کسی را دزدان و رهزنی را بر سر نهند عمامه
کذب و ریا و غیبت، فسق و فجور بیحد قتل و زنا و اغلام هر جا شوند عیانه
شیخان چو مثل شیطان تجویز مینمایند که دلبران نشینند پنهان درون خانه
زاهد مطیع شیطان، عالم عدو رحمان عابد بعید ایشان درویش باریانه
رسم و رواج ترسا، رائج شود به هرجا بدعت رواج گردد نیز سنت غائبانه
گردانگ از به رشوت در چنگ قاضی آری، چون سگ پئی شکاری قاضی کند بهانه
هم سود می‌ستانند از مردمان مسکین برسر غرور و لعنت بر سرنهند خزانه
اندر نماز باشند غافل همه مسلمان عالم اسیر شهوت این طور در جهانه
بر مومنان غربی شد فضل حق هویدا آید بدست ایشان مردان کاردانه
بهر صیانت خود از سمت کج شمالی آید برای فتح امداد غائبانه
روزه، نماز، طاعت یکدم شوند غائب در حلقه مناجات تسبیح از ریانه
شوق نماز و روزه حج و زکات وفطره کم گردد و برآید، یکبار خاطرانه
ناگاه مومنان را شور پدید آید با کافران نمایند جنگی، چون رستمانه
شمشیر ظفر گیرند با خصم جنگ آرند تا آنکه فتح یابند از لطف آن یگانه
از قلب پنج آبی خارج شوند ناری قبضه کنند مسلم بر شهر غاصبانه
کفار جمله یکجا هم عهد‌ها نمایند سازند مومنان را، مغلوب جابرانه
بقال شود علم دار در ملک‌های کفار فی النار گشته کفار در کفر حالتانه
از لطف و فضل یزدان بعد از ایام هفده خون ریخته و قربان دادند غازیانه
در حین بیقراری هنگام اضطراری رحمی کند چو باری بر حال مومنانه
مومنان میر خود را از سفیه تنزیل سازند بر مسلمان بیاید تذلیل خاسرانه
خون جگر بنوشم از رنج با تو گویم للاه ترک گردان آن طرز راهبانه
قهر عظیم آید بهر سزا که شاید آخر خدا به سازد یک حکم قاتلانه
کشته شوند مسلمان افتان شوند خیزان از دست نیزه بندان یک قوم هندوآنه
مشرق شود خرابی از مکر حیله کاران مغرب دهند گریه بر فعل سنگدلانه
ارزان شود برابر جائیداد و جان مسلم خون می‌شود روانه، چون بحر بیکرانه
شهر عظیم باشد اعظم‌ترین مقتل صد کربلا، چون کربل باشد بخانه خانه
رهبر زمسلمانان در پرده یار آنان امداد داده باشد از عهد فاجرانه
از گاف شش حروفی بقال کینه پرور مفتح شود یقینی از مکر ماکرانه
این قصه بین العیدین از شین و نون شرطین سازد هنود بد را مغلوب فی زمانه
ماه محرم آید، چون تیغ با مسلمان سازند مسلم آندم اقدام جارحانه
بعد آن شود، چون شورش در ملک هند پیدا فتنه فساد برپا مه بر ارض مشرکانه
در حین خلفشاری قومیکه بت پرستان بر کلمه گویان جابر از قهر هندوانه
بر مومنان غربی شد فضل حق هویدا آید بدست ایشان مردان کاردانه
بهر صیانت خود از سمت کج شمالی آید برای فتح امداد غائبانه
آلات حرب ز. لشکر در کارجنگ ماهر باشد سهیم مومن بیحد و بی کرانه
عثمان و عرب فارس هم مومنان اوسط از جذبه اعانت، آیند والهانه
اعراب نیز آیند از کوه و دشت و ماهون سیلاب آتشین شد از هر طرف روانه
چترال نانگاپربت با سین ملک گلگت پس ملک هائ تبت گیرند جنگ آنه
یکجا شوند عثمان هم چینینیان و ایران فتح کنند اینان کل هند غازیانه
غلبه کنند همچون مور و ملخ شباشب حقا که قوم مسلم گردند فاتحانه
کابل خروج سازد در قتل اهل کفار کفار چپ و راست سازند بسی بهانه
از غازیان سرحد لرزد زمین چو مرقد بهر حصول مقصد آیند والهانه
از خاص و عام آیند جمع تمام گردند درکار آن فزایند صد گونه غم افزانه
بعد از فریضه حج پیش از نماز فطره از دست رفته گیرند، از ضبط غاصبانه
رود اطک به سه بار از خون اهل کفار پر میشود به یکبار جریان جاریانه
پنجاب، شهرلاهور، کشمیر ملک منصور دوآب، شهربجنور گیرند غالبانه
از دختران خوشرو از دلبران مهرو گیرند ملک آن سو خلقی مجاهدانه
بعد از عقب این کار مغلوب اهل کفار مسرور فوج جرار باشد فاتحانه
این غزوه تا به شش ماه پیوسته هم بشر‌ها مسلم بفضل الله گردند فاتحانه
خوش می‌شود مسلمان از لطف و فضل یزدان خالق نماید اکرام از لطف خالقانه
کشته شوند جمله بدخواه دین و ایمان کل هند پاک باشد از رسم هندوانه
یک زلزله که آید، چون زلزله قیامت آن زلزله به قهر درهند سندهیانه.
چون هند هم به مغرب قسمت خراب گردد تجدید یاب گردد جنگ سه نوبتانه
آن دو الف. که گفتم الفی تباه گردد (را) حمله ساز یابد بر الف. مغربانه
جیم شکست خورده با را برابر آید آلات نار آرند مهلک جهنمانه
را هم خراب باشد از قهر سین سازد از او امان یابد از حیله و بهانه
کاهد الف. جهان کو یک نقطه سو نماند الا که اسم و یادش باشد مورخانه
تعزیر غیبی آید مجرم خطاب گیرد دیگر نه سرفرازد بر طرز راهبانه
دنیا خراب کرده، باشند بی ایمانان گیرند منزل خود فی النار دوزخانه
رازی که گفته ام من، درسی که سفته ام من باشد برای نصرت اسناد غائبانه
عجلت اگر بخواهی نصرت اگر بخواهی کن پیروی خدا را در قول قدسیانه
تا سال بهتری از کان زهوقاً آید مهدی عروج سازد از مهد مهدیانه
ناگاه به موسم حج مهدی عیان باشد این شهرت عیانش مشهوددرجهانه
زین بعد از اصفهان دجال هم درآید عیسی برای قتلش آید ز. آسمانه
خاموش باش نعمت اسرار حق مکن فاش در سال کنت کنزا باشد چنین بیانه

*************************

قدرت کردگار می‌بینم*** حالت روزگار می‌بینم
از نجوم این سخن نمی‌گویم***بلکه از کردگار می‌بینم
ازسلاطین گردش دوران***یک به یک را سوار می‌بینم
از بزرگی ورفعت ایشان***صفوی برقرارمی بینم
آخرپادشاهی صفوی***یک حسینی به کار می‌بینم -شاه سلطان حسین
نادری در جهان شود پیدا***قامتش استوار می‌بینم
آخر عهد نوجوانی او***قتل اوآشکار می‌بینم
شهرتبریزراچوکوفه کنند***شهر طهران قرار می‌بینم
ازشهنشاه ناصرالدین شاه***شیونی بیم دار می‌بینم
درشب شنبه ماه ذیقعده***تن او برکنارمی بینم
بعد از آن شه مظفرالدین را***توبدان برقرار می‌بینم
شه چو بیرون رود زجایگهش***شاه دیگر به کار می‌بینم-رضاشاه
نوجوانی مثال سرو بلند***رستمش بنده وارمی بینم.
چون فریدون به تخت بنشیند***پسرانش قطار می‌بینم.
چون دو ده سال پادشاهی کرد***شهیَش را تباه می‌بینم
بعد از آن شاهی از میان برود***دولتی پایدار می‌بینم-آغاز حکومت دجّال
قصه‌ای بس غریب می‌شنوم***غصه‌ای در دیار می‌بینم
شوروغوغای دین شودپیدا***سربسر کارزارمی بینم
غارت وقتل مردم ایران***دست خارج به کار می‌بینم
کُهنه رندی به کارِاهریمنی***اندراین روزگار می‌بینم
رنگ یک چشم او به رنگ کبود***خری بر خر سوار می‌بینم
هر قدم از خرش بود میلی***دور گردون غبار می‌بینم
لشگراو بود زاصفاهان***هم یهود و مجار می‌بینم-یهود کنایه از بددین
متّصف بر صفات سلطان است***لیک من گرگ وار می‌بینم
کاروبارزمانه وارونه***قحط، هم ننگ و عار می‌بینم
عدل وانصاف در زمانه او***همچو هیمه به نار می‌بینم
در زمانش وفا وعهد درست***همچو یخ دربهارمی بینم
بس فرومایگان بی حاصل***حامل کاروبارمی بینم
مذهب ودین ضعیف می‌یابم***مُبتدع افتخار می‌بینم
ظلم پنهان، خیانت وتزویر***بر اعاظم شعارمی بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار***بیحد وبی شمارمی بینم
ماه را روسیاه می‌بینم***مهر را دل فکار می‌بینم
دولتِ مرد وزن رود به فنا***حال مردم فکار می‌بینم
اندکی دین اگر بود آن روز***در حد کوهسار می‌بینم
جنگ وآشوب و فتنه وبیداد***ازیمین ویسار می‌بینم
در خراسان و مصر وشام و عراق***فتنه و کارزار می‌بینم
دور ایشان تمام خواهد شد***لشگری را سوار می‌بینم
نایب مهدی آشکار شود***بلکه من آشکار می‌بینم
سیدی را ز. نسل آل حسن***سروری را سوار می‌بینم
جنگ او در میان افغان است***لشگرش بیشمار می‌بینم
پادشاهی تمام دانایی***سروری باوقار می‌بینم
بندگان جناب حضرت او***سر بسر تاجدار می‌بینم
تا چهل سال‌ای برادر من***دور آن شهریار می‌بینم- منظور به خاتمه رسانیدن چهل سال دجال است قبل ازظهور
بعد از آن خود امام خواهد بود***که جهان را مدار می‌بینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر***علم و حلمش شعار می‌بینم
جنگ سختی شود تمام جهان***کوه وصحرا تباه می‌بینم-جنگ جهانی سوم
مردمان جهان ز. دخت و پری***جملگی در فرار می‌بینم
مر مسیح از سما فرود آید***گور دجال زار می‌بینم-آن حضرت شریرترین کافران را ازگوربیرون می‌کشد
مهدی وقت و عیسیِ دوران***هر دو را شهسوار می‌بینم
قایم شرع آل پیغمبر***به جهان آشکار می‌بینم
از کمربند آن سپهر وقار***تیغ، چون ذولفقار می‌بینم
سوی مشرق زمین طلوع کند***قتل دجال زار می‌بینم
دین ودنیاازاوشود معمور***خلق ازاوبختیارمی بینم
هفت باشد وزیرسلطانم***همه راکامکار می‌بینم
عاصیان از امام معصومم***خجل و شرمسارمی بینم
گرگ بامیش، شیربا آهو***در چرا برقرارمی بینم
در ألف وثلاثین دوفران می‌بینم***وز مهدی ودجال نشان می‌بینم – ألف وثلاثین =سال‌های هزاروسیصد هجری
دین نوع دگر گردد و اسلام دگر***این سرِ نهان است عیان می‌بینم
نشانه‌های ظهور
ظهور دجال درایران-ظهور دابه الارض (قدرتی بلا منازع در زمین) -خروج یاجوج و ماجوج گروهی وحشی از میان مسلمانان-شاید القاعده-صَیحِه آسمانی -علایمی در خورشید وماه
تغییرات شدید جوی (پیامد گرمایش زمین در اثر افزایش مونوکسیدکربن) -خشکسالی وقحطی فراگیر-قیام یمانی-جنگ جهانی سوم (به قول امام صادق قبل از ظهورمنجی، قدرت‌های بزرگ طی جنگی یکدیگر را تقریباٌ از بین می‌برند) -هرج و مرج وآشوب-آتشفشانها، طوفان‌ها و زلزله‌های عظیم-شیوع گسترده بیماری‌های مسری وکشنده-خوف در عراق-جنگ داخلی بزرگ در ایران- نابودی کامل یا عذاب شدید کلیه شهر‌های جهان (قرآن) وزلزله مهیب تهران-تشکیل حکومتی از نیکوکاران درایران (زمینه سازان ظهور-حدیث نبوی:چون ایشان قیام کنند با پرچم‌های سیاه از جانب خراسان؛ خود رابه آنان برسانید حتی اگر با گذر ازروی برف باشد) -قتل ملک عبدا…درماه ذی الحجه-هرکس برای من قتل امیر عبدا…راتضمین کند، ظهورمهدی را برایش تضمین می‌کنم-امام صادق ع. از بین رفتن آمریکا و فتح اسراییل توسط زمینه سازان ظهور (کار در سرزمین‌های اشغالی به جایی رسد که مسلمین از زیر سنگ یهودی بیرون کشند و بکشند…) ه. آن هنگام که پاره‌ای از نشانه‌های پروردگارآشکار شود، نفسی را ایمان آوردن سود ندهد. ونه نفسی را که به هنگام ایمان، کارنیکی انجام نداده باشد-قرآن
پیشگویی‌های انجیل درموردایران
وعده‌های عذاب:۱-مایه قوٌت ایشان را خواهم شکست.۲-در چهارگوشه عالم پراکنده شان خواهم ساخت.۳-ایشان را مشوش ومضطرب خواهم ساخت
وعده‌های نیک:۱-تخت خود را درایران قرار خواهم داد.۲-سروران و حکمرانانشان را هلاک خواهم ساخت.۳-اسیرانشان را باز خواهم آورد
پیشگویی‌های زرتشت
جاماسب نامه: پیامبرعرب آخرین پیغمبران باشد. دین اواشرف ادیان باشدوکتاب اوباطل گرداندهمه‌ی کتابهارا. ازفرزندان آن خورشید جهان کسی پادشاه شود دردنیابه حکم یزدان که جانشین آخر آن پیامبرباشد…وظهوراودرآخرالزمان باشد…وهمه جهان رایک دین کند وفقر را ریشه کن کند وهمه مردم جهان را هم فکروهمگفتار وهم کردار نماید
زرتشت نامه:زرتشت از اهورامزدا از سرنوشت ایران درآخرالزمان می‌پرسد. اهورامزدا ابتدا ازیک دوره سیاه وپر مصیبت چیرگی شیطان ودیوبر ایران یاد می‌کند وسپس نوید ظهور سوشیانس را می‌دهد:…درپایان هزاره فرشته موکل برزمین گنج‌های فراوان درزیر زمین ایران راهویدامی کند (نفت). «دیوکین» ظاهرمی شود-دجال-وتمامی مردم سیاه پوش می‌شوند. کم آبی وخشکسالی می‌آیدوابر‌های بدون باران ظاهرمی شوند. جشن‌های نوروزومهرگان کنارگذاشته می‌شوند. عده‌ای ازمردم ایران آواره می‌گردند. قشرپست مال ونعمت فراوان می‌اندوزند. سلطنت به غیرایرانی رسد (سیدِ هندی!) وآنان غلامباره باشند وهوسباز آنگاه مردم ایران دررنج وعذاب خواهند افتاد. چنان رنجی که حتی درزمان افراسیاب وضحاک نیز دیده نشده وایران کاملا ویران می‌شود…آن‌ها ازپست‌ترین نژاد هستند-از سیک‌های هندوستان! -آن‌ها به یاری سحروجادو دِه‌های ایران که من آفریدم ویران کنند وهمه چیز رابیالایند ودین وپیمان وشادی وراستی راازبین ببرند ودین من به نیستی رسد. آنان فریفتارهستند وبدترین دین رادارند. زیرا آنچه راکه گویند نکنند-مظاهرنفاق-. مهرپدرراازپسروبرادرراازبرادربگیرند
درآن هنگام دارودرخت بکاهدوهنرونیروی مردان کم باشد وآزرم وسپاس از نان ونمک ندارند. مردم اززندگی به تنگ
آمده ومرگ خویش راازمن خواهند وجوانان راهوای بازی ورامش از دل برنیاید. صدقه ندهند ومردم ایران به سوی باختر (غرب) تباه شوندوبه سبکی وآلودگی رسند. وایمان به معاد برود. زرتشت پرسید:دادار، چه هنگام دیوان تباه شوند؟ فرمود:هرگاه نشان سیاهی در خراسان پیدا شود ولشگری از آنسوی آهنگ دیوان کنند و طی سه جنگ در ایران از آنان کشتاری کنند که هیچ دشمنی تا آن روز ندیده باشد و از کشته هایشان پشته سازند…سپس سوشیانس بیاید و جشن وسرور با ایرانیان باشد
هزاره سر آید به ایران زمین***دگرگون بود کار و شکل همین
بود حکمرانی آن دیوکین****که دین بهی را زند بر زمین
چو آید به گیتی نشان سیاه***دگرگون شود دین و آیین و راه
جز آز و نیاز و بجز خشم و کین***نبینی تو باخلق روی زمین
بجز راه دوزخ نورزند هیچ***نبینی کسی کو بود دین بسیج
نه نوروز دانند نه مهرگان***نه جشن و نه رامش نه فروردگان
برآید همی ابردرآسمان***که باران نبارد به هنگام آن
زگرمای گرم وزسرمای سخت***بریزدبسی برگ و بار درخت
بسی نعمت ومال گردآورند***مرآنرابه زیر زمین گسترند
نیامد کسی را چنان رنج و تاب***به هنگام ضحاک و افراسیاب
ز. هرجانب آهنگ ایران کنند***به سم ستورانش ویران کنند
بپرسید زرتشت بار دگر***ز هرمزدادار پیروزگر
سیه جامه را کی نماید شکست***چگونه شود دیو ناکام، پست
که جانم ز. تیمار گریان شدست***دل از اندوه و رنج بریان شدست
بدو گفت: دادار پروردگار***که‌ای مرد دین دار اندوه مدار
چوهنگام ایشان شود در جهان***پدید آیدازچندگونه نشان
زمین خراسان ز. نم و بخار***شود، چون شب داج، تاریک و تار
برآید نشان از خراسان سپاه***چوآید به وقت و به هنگام گاه
یکی شاه باشد به هندوبه چین***ز تخم کیان اندر آن وقت کین
گروهیش شاپور خوانند نام***بیابد زگیتی بسی نام وکام
کشدسوی بلخ وبخارا سپاه***کند روی کشور زهرسو نگاه
زپارس وخراسان وازسیستان***یکی لشگرآرد عجب بیکران
به ایران بباشد سه جنگ تمام***بسی کشته گردند مردان نام
شود اهرمن جنگ راچاره گر***اُ با نره دیوان پرخاشگر
شود لشگر دیو ناپایدار***بسی خسته و کشته در کارزار
بیاید پس آن مرد فرخنده نام***که بهرام خواند ورا خاص و عام
بگیرد سر تخت و تاج شهان***جهان را رهاند از آن گمرهان
دیگرعلایم آخرالزمان به نقل از پیامبر اسلام ص. ومعصومین
در امت من روزگاری آید که درآن قاتل نمی‌داند که چرا کشته ومقتول نمی‌داند که چرا کشته شده. پرسیدند که چگونه ممکن است؟ فرمود:به سبب هرج و مرج. سپس فرمود: قاتل و مقتول در آتشند. وسپس:تو اگر توانستی از کشته شدگان باش
زکات از مستحقین قطع کنند. مسکرات آشکار سازند. غیبت را خوشی وشوخی دانند. حرام را مباح دانند. نمازرا تاٌخیر بیاندازند. والدین را دشنام دهند وبه مرگ آنان شاد شوند. همسایه را جفا کنند. حیای کوچکان کم شود. برادر به برادر حسد ورزد. وفا کم شود. زنا فراوان گردد. کبر و منیٌت، چون سم در دل‌ها راه یابد. بیدادگری و جرایم آشکار گردد. مومنین خوار ومنافقین عزیز باشند. صورتشان صورت آدمی و دلهایشان دل شیطان است. زندانبانانی خواهند بود که درخشم خدای روزراشب وشب راروزمی کنند، مبادا ازهمرازان آنان باشی. بازار‌ها به یکدیکرمنتقل می‌گردد. قرآن‌ها زینت می‌شود. مساجد را مثل معابد یهودوکلیسا زینت دهند. مناره‌ها را بلند سازند. طلاق فراوان شود. مردان امت من خود را به طلا بیارایند ولباس ابریشم برتن کنند. مردم پست عمارت‌های محکم رفیع البنیان بسازند. ظروف طلا و نقره استعمال می‌کنند. ربا را به صورت بیع ورشوه رابه اسم هدیه حلال شمرند. بعضی مردم به گورستان رفته وآرزوی مرگ کنند. از برای دنیا برادران خودرابکشند. مرگ مفاجات زیاد شود. درراههاوشهر‌ها غارت زیاد شود. فتنه و اضطراب بسیارشود. مردم محارم خودرا وطی نمایند. زنان خواننده زیاد شوند. زلزله فراوان گردد. عمر‌ها کم شود. بلا‌ها ظاهرگردد. تار و ساز آشکارگردد و آنرا مستحسن شمارند. عابدان ریاکارند. وتاجران رباخواروزنان ایشان زناکار. توانگران حج را برای تفریح و تجارت بجای آورند. بیشترعلما شریرترین خلق خدا هستند در زمین. فق‌های گمراه کننده زیاد شوند. قرآن را به غنا خوانند. خونریزی زیاد شود. لجاجت در میان مردم آشکار گردد. فقر بسیار شود. سال به سال بدعت و شر وفسق وفجورازسال پیش زیادترگردد. درآن هنگام زیرزمین ازروی آن بهتراست. باران‌ها در غیر موسم ببارد. جماعتی از پیروان شیطان ادعای امامت کنندومردم راگمراه وازدین منحرف سازند وای برآنانی که به دست خود کتاب می‌نویسند واز آن دکانی برای خود باز می‌کنند. از اینان با عنوان پلیدان در ملکوت آسمان‌ها یاد می‌شود (چون کار به دست نااهل افتد چشم به راه قیامت باش–پیشاروی قیامت کذابینی خواهند بود، ازآنان حذرکنید). کفار بر همه اهل اسلام مسلط شوند. دو گروه ازعجم در هم ریزند به خونریزی-بر سر لفظ کلمه عدل-وآن روزاست که یکی از اولاد من به سلطنت برسد و اسلام را طاهرکند وزمین را که پراز ظلم وجورشده از عدل وداد پر کند. چهاردیوارکاخ ظلالت درهم شکند و پرده ازروی دل‌ها بردارد. دادمظلوم ازظالم بگیرد. وبه خانه کعبه تکیه کند و بگوید: اِنی بقیه ا…ِ وحجتهِ وخلیفهِ علیکم
او (خدا) کسی است که پیامبر خودرابرای هدایت مردم فرستاد با دینی راستین و برحق تا او رابرهمه ادیان پیروز گرداند

متن کامل پیش گویی‌های شاه نعمت الله، ولی درباره آینده ایران

*************************

قسمتی از اشعار ایشون:

قدرت کردگار می‌بینم *** حالت روزگار می‌بینم
از نجوم این سخن نمی‌گویم *** بلکه از کردگار می‌بینم
ازسلاطین گردش دوران *** یک به یک را سوار می‌بینم
هر یکی را به مثل ذره نور *** پرتوی آشکار می‌بینم
………
……….
………
شه چو بیرون رود زجایگاهش *** شاه دیگر بکار می‌بینم /// (خروج احمدشاه وآغازسلطنت رضاخان)
احتساب وحساب درعهدش *** سست وبی اختیار می‌بینم
ظلم پنهان خیانت وتزویر *** براعاظم شعار می‌بینم
دولتش بی حساب میدانم *** مکنتش بی حساب می‌بینم
درحقیقت شهی بود ظالم *** عاری از گیرودار می‌بینم
علمای زمان او دائم *** همه را تارومار می‌بینم
دایم اسبش بزیر زین طلا *** کمتران را سوار می‌بینمم
جنگ سختی شود تمام جهان *** کوه وصحرا تبار می‌بینم /// (جنگ جهانی دوم)
کاروبار زمانه وارانه ***قحط و هم ننگ وعارمی بینم /// (قحطی وحضورنیرو‌های اشغالگردرایران)
عدل وانصاف در زمانه وی *** همچو هیمه بنار می‌بینم
کهنه رندی به کار اهریمنی *** اندرین روزگار می‌بینم /// (اشاره به استعمار انگلستان)
معتصف برصفات سلطان است *** لیک من گرگ وار می‌بینم
جون دو ده سال پادشاهی کرد *** شهیش را تبار می‌بینم /// (تبعید رضا شاه ازایران)
پسرش، چون به تخت بنشیند *** بوالعجب روزگار می‌بینم /// (آغاز سلطنت محمد رضا)
نوجوانی مثال سروبلند *** رستمش بنده وارمی بینم
درامورشهی است بی تدبیر*** لیکنش بخت یار می‌بینم
بس فرو مایگان بی حاصل *** حامل کاروبار می‌بینم
شور وغوغای دین شود پیدا *** سر بسر کارزار می‌بینم /// (انقلاب اسلامی)
بندگان جناب حضرت او *** سر بسر تاجدار می‌بینم /// (اشاره به رئیس جمهور در ایران)
تا سی و اند سال‌ای برادر جان *** دور آن شهریار می‌بینم
دور ایشان تمام خواهد شد *** لشگری راسوار می‌بینم
قائم شرع آل پیغمبر *** بجهان آشکار می‌بینم
(م ح. م. د) می‌خوانند *** نام آن نامدار می‌بینم
……..
……….
………
نه درودی بخود همی گویم *** بلکه از سر یار می‌بینم
نعمت الله نشسته در کنجی *** همه را در کنار می‌بینم

*************************

پیشبینی‌های شگفت انگیز شاه نعمت الله، ولی دیوان شاه نعمت الله ولیّ، پیر طریقت حافظ که در موردش سروده است
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟
دیوانی است که تمامی نسخه‌های چاپی آن چه قبل از انقلاب استعماری وچه پس از آن سانسور و تحریف شده است وتن‌ها نسخه خطی آن معتبر است که ما تنها به بخش‌هایی از آن دست یافته ایم
قدرت کردگار می‌بینم*** حالت روزگار می‌بینم
از نجوم این سخن نمی‌گویم***بلکه از کردگار می‌بینم
ازسلاطین گردش دوران***یک به یک را سوار می‌بینم
از بزرگی ورفعت ایشان***صفوی برقرارمی بینم
آخرپادشاهی صفوی***یک حسینی به کار می‌بینم -شاه سلطان حسین
نادری در جهان شود پیدا***قامتش استوار می‌بینم
آخر عهد نوجوانی او***قتل اوآشکار می‌بینم
شهرتبریزراچوکوفه کنند***شهر طهران قرار می‌بینم
ازشهنشاه ناصرالدین شاه***شیونی بیم دار می‌بینم
درشب شنبه ماه ذیقعده***تن او برکنارمی بینم
بعد از آن شه مظفرالدین را***توبدان برقرار می‌بینم
شه چو بیرون رود زجایگهش***شاه دیگر به کار می‌بینم-رضاشاه
نوجوانی مثال سرو بلند***رستمش بنده وارمی بینم.
چون فریدون به تخت بنشیند***پسرانش قطار می‌بینم.
چون دو ده سال پادشاهی کرد***شهیَش را تباه می‌بینم
بعد از آن شاهی از میان برود***دولتی پایدار می‌بینم-آغاز حکومت دجّال
قصه‌ای بس غریب می‌شنوم***غصه‌ای در دیار می‌بینم
شوروغوغای دین شودپیدا***سربسر کارزارمی بینم
غارت وقتل مردم ایران***دست خارج به کار می‌بینم
کُهنه رندی به کارِاهریمنی***اندراین روزگار می‌بینم
رنگ یک چشم او به رنگ کبود***خری بر خر سوار می‌بینم
هر قدم از خرش بود میلی***دور گردون غبار می‌بینم
لشگراو بود زاصفاهان***هم یهود و مجار می‌بینم-یهود کنایه از بددین
متّصف بر صفات سلطان است***لیک من گرگ وار می‌بینم
کاروبارزمانه وارونه***قحط، هم ننگ و عار می‌بینم
عدل وانصاف در زمانه او***همچو هیمه به نار می‌بینم
در زمانش وفا وعهد درست***همچو یخ دربهارمی بینم
بس فرومایگان بی حاصل***حامل کاروبارمی بینم
مذهب ودین ضعیف می‌یابم***مُبتدع افتخار می‌بینم
ظلم پنهان، خیانت وتزویر***بر اعاظم شعارمی بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار***بیحد وبی شمارمی بینم
ماه را روسیاه می‌بینم***مهر را دل فکار می‌بینم
دولتِ مرد وزن رود به فنا***حال مردم فکار می‌بینم
اندکی دین اگر بود آن روز***در حد کوهسار می‌بینم
جنگ وآشوب و فتنه وبیداد***ازیمین ویسار می‌بینم
در خراسان و مصر وشام و عراق***فتنه و کارزار می‌بینم
دور ایشان تمام خواهد شد***لشگری را سوار می‌بینم
نایب مهدی آشکار شود***بلکه من آشکار می‌بینم
سیدی را ز. نسل آل حسن***سروری را سوار می‌بینم
جنگ او در میان افغان است***لشگرش بیشمار می‌بینم
پادشاهی تمام دانایی***سروری باوقار می‌بینم
بندگان جناب حضرت او***سر بسر تاجدار می‌بینم
تا چهل سال‌ای برادر من***دور آن شهریار می‌بینم- منظور به خاتمه رسانیدن چهل سال دجال است قبل ازظهور
بعد از آن خود امام خواهد بود***که جهان را مدار می‌بینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر***علم و حلمش شعار می‌بینم
جنگ سختی شود تمام جهان***کوه وصحرا تباه می‌بینم-جنگ جهانی سوم
مردمان جهان ز. دخت و پری***جملگی در فرار می‌بینم
مر مسیح از سما فرود آید***گور دجال زار می‌بینم-آن حضرت شریرترین کافران را ازگوربیرون می‌کشد
مهدی وقت و عیسیِ دوران***هر دو را شهسوار می‌بینم
قایم شرع آل پیغمبر***به جهان آشکار می‌بینم
از کمربند آن سپهر وقار***تیغ، چون ذولفقار می‌بینم
سوی مشرق زمین طلوع کند***قتل دجال زار می‌بینم
دین ودنیاازاوشود معمور***خلق ازاوبختیارمی بینم
هفت باشد وزیرسلطانم***همه راکامکار می‌بینم
عاصیان از امام معصومم***خجل و شرمسارمی بینم
گرگ بامیش، شیربا آهو***در چرا برقرارمی بینم
در ألف وثلاثین دوفران می‌بینم***وز مهدی ودجال نشان می‌بینم – ألف وثلاثین =سال‌های هزاروسیصد هجری
دین نوع دگر گردد و اسلام دگر***این سرِ نهان است عیان می‌بینم
نشانه‌های ظهور
ظهور دجال درایران-ظهور دابه الارض (قدرتی بلا منازع در زمین) -خروج یاجوج و ماجوج گروهی وحشی از میان مسلمانان-شاید القاعده-صَیحِه آسمانی -علایمی در خورشید وماه
تغییرات شدید جوی (پیامد گرمایش زمین در اثر افزایش مونوکسیدکربن) -خشکسالی وقحطی فراگیر-قیام یمانی-جنگ جهانی سوم (به قول امام صادق قبل از ظهورمنجی، قدرت‌های بزرگ طی جنگی یکدیگر را تقریباٌ از بین می‌برند) -هرج و مرج وآشوب-آتشفشانها، طوفان‌ها و زلزله‌های عظیم-شیوع گسترده بیماری‌های مسری وکشنده-خوف در عراق-جنگ داخلی بزرگ در ایران- نابودی کامل یا عذاب شدید کلیه شهر‌های جهان (قرآن) وزلزله مهیب تهران-تشکیل حکومتی از نیکوکاران درایران (زمینه سازان ظهور-حدیث نبوی:چون ایشان قیام کنند با پرچم‌های سیاه از جانب خراسان؛ خود رابه آنان برسانید حتی اگر با گذر ازروی برف باشد) -قتل ملک عبدا…درماه ذی الحجه-هرکس برای من قتل امیر عبدا…راتضمین کند، ظهورمهدی را برایش تضمین می‌کنم-امام صادق ع. از بین رفتن آمریکا و فتح اسراییل توسط زمینه سازان ظهور (کار در سرزمین‌های اشغالی به جایی رسد که مسلمین از زیر سنگ یهودی بیرون کشند و بکشند…) ه. آن هنگام که پاره‌ای از نشانه‌های پروردگارآشکار شود، نفسی را ایمان آوردن سود ندهد. ونه نفسی را که به هنگام ایمان، کارنیکی انجام نداده باشد-قرآن
پیشگویی‌های انجیل درموردایران
وعده‌های عذاب:۱-مایه قوٌت ایشان را خواهم شکست.۲-در چهارگوشه عالم پراکنده شان خواهم ساخت.۳-ایشان را مشوش ومضطرب خواهم ساخت
وعده‌های نیک:۱-تخت خود را درایران قرار خواهم داد.۲-سروران و حکمرانانشان را هلاک خواهم ساخت.۳-اسیرانشان را باز خواهم آورد
پیشگویی‌های زرتشت
جاماسب نامه: پیامبرعرب آخرین پیغمبران باشد. دین اواشرف ادیان باشدوکتاب اوباطل گرداندهمه‌ی کتابهارا. ازفرزندان آن خورشید جهان کسی پادشاه شود دردنیابه حکم یزدان که جانشین آخر آن پیامبرباشد…وظهوراودرآخرالزمان باشد…وهمه جهان رایک دین کند وفقر را ریشه کن کند وهمه مردم جهان را هم فکروهمگفتار وهم کردار نماید
زرتشت نامه:زرتشت از اهورامزدا از سرنوشت ایران درآخرالزمان می‌پرسد. اهورامزدا ابتدا ازیک دوره سیاه وپر مصیبت چیرگی شیطان ودیوبر ایران یاد می‌کند وسپس نوید ظهور سوشیانس را می‌دهد:…درپایان هزاره فرشته موکل برزمین گنج‌های فراوان درزیر زمین ایران راهویدامی کند (نفت). «دیوکین» ظاهرمی شود-دجال-وتمامی مردم سیاه پوش می‌شوند. کم آبی وخشکسالی می‌آیدوابر‌های بدون باران ظاهرمی شوند. جشن‌های نوروزومهرگان کنارگذاشته می‌شوند. عده‌ای ازمردم ایران آواره می‌گردند. قشرپست مال ونعمت فراوان می‌اندوزند. سلطنت به غیرایرانی رسد (سیدِ هندی!) وآنان غلامباره باشند وهوسباز آنگاه مردم ایران دررنج وعذاب خواهند افتاد. چنان رنجی که حتی درزمان افراسیاب وضحاک نیز دیده نشده وایران کاملا ویران می‌شود…آن‌ها ازپست‌ترین نژاد هستند-از سیک‌های هندوستان! -آن‌ها به یاری سحروجادو دِه‌های ایران که من آفریدم ویران کنند وهمه چیز رابیالایند ودین وپیمان وشادی وراستی راازبین ببرند ودین من به نیستی رسد. آنان فریفتارهستند وبدترین دین رادارند. زیرا آنچه راکه گویند نکنند-مظاهرنفاق-. مهرپدرراازپسروبرادرراازبرادربگیرند
درآن هنگام دارودرخت بکاهدوهنرونیروی مردان کم باشد وآزرم وسپاس از نان ونمک ندارند. مردم اززندگی به تنگ
آمده ومرگ خویش راازمن خواهند وجوانان راهوای بازی ورامش از دل برنیاید. صدقه ندهند ومردم ایران به سوی باختر (غرب) تباه شوندوبه سبکی وآلودگی رسند. وایمان به معاد برود. زرتشت پرسید:دادار، چه هنگام دیوان تباه شوند؟ فرمود:هرگاه نشان سیاهی در خراسان پیدا شود ولشگری از آنسوی آهنگ دیوان کنند و طی سه جنگ در ایران از آنان کشتاری کنند که هیچ دشمنی تا آن روز ندیده باشد و از کشته هایشان پشته سازند…سپس سوشیانس بیاید و جشن وسرور با ایرانیان باشد
هزاره سر آید به ایران زمین***دگرگون بود کار و شکل همین
بود حکمرانی آن دیوکین****که دین بهی را زند بر زمین
چو آید به گیتی نشان سیاه***دگرگون شود دین و آیین و راه
جز آز و نیاز و بجز خشم و کین***نبینی تو باخلق روی زمین
بجز راه دوزخ نورزند هیچ***نبینی کسی کو بود دین بسیج
نه نوروز دانند نه مهرگان***نه جشن و نه رامش نه فروردگان
برآید همی ابردرآسمان***که باران نبارد به هنگام آن
زگرمای گرم وزسرمای سخت***بریزدبسی برگ و بار درخت
بسی نعمت ومال گردآورند***مرآنرابه زیر زمین گسترند
نیامد کسی را چنان رنج و تاب***به هنگام ضحاک و افراسیاب
ز. هرجانب آهنگ ایران کنند***به سم ستورانش ویران کنند
بپرسید زرتشت بار دگر***ز هرمزدادار پیروزگر
سیه جامه را کی نماید شکست***چگونه شود دیو ناکام، پست
که جانم ز. تیمار گریان شدست***دل از اندوه و رنج بریان شدست
بدو گفت: دادار پروردگار***که‌ای مرد دین دار اندوه مدار
چوهنگام ایشان شود در جهان***پدید آیدازچندگونه نشان
زمین خراسان ز. نم و بخار***شود، چون شب داج، تاریک و تار
برآید نشان از خراسان سپاه***چوآید به وقت و به هنگام گاه
یکی شاه باشد به هندوبه چین***ز تخم کیان اندر آن وقت کین
گروهیش شاپور خوانند نام***بیابد زگیتی بسی نام وکام
کشدسوی بلخ وبخارا سپاه***کند روی کشور زهرسو نگاه
زپارس وخراسان وازسیستان***یکی لشگرآرد عجب بیکران
به ایران بباشد سه جنگ تمام***بسی کشته گردند مردان نام
شود اهرمن جنگ راچاره گر***اُ با نره دیوان پرخاشگر
شود لشگر دیو ناپایدار***بسی خسته و کشته در کارزار
بیاید پس آن مرد فرخنده نام***که بهرام خواند ورا خاص و عام
بگیرد سر تخت و تاج شهان***جهان را رهاند از آن گمرهان
دیگرعلایم آخرالزمان به نقل از پیامبر اسلام ص. ومعصومین
در امت من روزگاری آید که درآن قاتل نمی‌داند که چرا کشته ومقتول نمی‌داند که چرا کشته شده. پرسیدند که چگونه ممکن است؟ فرمود:به سبب هرج و مرج. سپس فرمود: قاتل و مقتول در آتشند. وسپس:تو اگر توانستی از کشته شدگان باش
زکات از مستحقین قطع کنند. مسکرات آشکار سازند. غیبت را خوشی وشوخی دانند. حرام را مباح دانند. نمازرا تاٌخیر بیاندازند. والدین را دشنام دهند وبه مرگ آنان شاد شوند. همسایه را جفا کنند. حیای کوچکان کم شود. برادر به برادر حسد ورزد. وفا کم شود. زنا فراوان گردد. کبر و منیٌت، چون سم در دل‌ها راه یابد. بیدادگری و جرایم آشکار گردد. مومنین خوار ومنافقین عزیز باشند. صورتشان صورت آدمی و دلهایشان دل شیطان است. زندانبانانی خواهند بود که درخشم خدای روزراشب وشب راروزمی کنند، مبادا ازهمرازان آنان باشی. بازار‌ها به یکدیکرمنتقل می‌گردد. قرآن‌ها زینت می‌شود. مساجد را مثل معابد یهودوکلیسا زینت دهند. مناره‌ها را بلند سازند. طلاق فراوان شود. مردان امت من خود را به طلا بیارایند ولباس ابریشم برتن کنند. مردم پست عمارت‌های محکم رفیع البنیان بسازند. ظروف طلا و نقره استعمال می‌کنند. ربا را به صورت بیع ورشوه رابه اسم هدیه حلال شمرند. بعضی مردم به گورستان رفته وآرزوی مرگ کنند. از برای دنیا برادران خودرابکشند. مرگ مفاجات زیاد شود. درراههاوشهر‌ها غارت زیاد شود. فتنه و اضطراب بسیارشود. مردم محارم خودرا وطی نمایند. زنان خواننده زیاد شوند. زلزله فراوان گردد. عمر‌ها کم شود. بلا‌ها ظاهرگردد. تار و ساز آشکارگردد و آنرا مستحسن شمارند. عابدان ریاکارند. وتاجران رباخواروزنان ایشان زناکار. توانگران حج را برای تفریح و تجارت بجای آورند. بیشترعلما شریرترین خلق خدا هستند در زمین. فق‌های گمراه کننده زیاد شوند. قرآن را به غنا خوانند. خونریزی زیاد شود. لجاجت در میان مردم آشکار گردد. فقر بسیار شود. سال به سال بدعت و شر وفسق وفجورازسال پیش زیادترگردد. درآن هنگام زیرزمین ازروی آن بهتراست. باران‌ها در غیر موسم ببارد. جماعتی از پیروان شیطان ادعای امامت کنندومردم راگمراه وازدین منحرف سازند وای برآنانی که به دست خود کتاب می‌نویسند واز آن دکانی برای خود باز می‌کنند. از اینان با عنوان پلیدان در ملکوت آسمان‌ها یاد می‌شود (چون کار به دست نااهل افتد چشم به راه قیامت باش–پیشاروی قیامت کذابینی خواهند بود، ازآنان حذرکنید). کفار بر همه اهل اسلام مسلط شوند. دو گروه ازعجم در هم ریزند به خونریزی-بر سر لفظ کلمه عدل-وآن روزاست که یکی از اولاد من به سلطنت برسد و اسلام را طاهرکند وزمین را که پراز ظلم وجورشده از عدل وداد پر کند. چهاردیوارکاخ ظلالت درهم شکند و پرده ازروی دل‌ها بردارد. دادمظلوم ازظالم بگیرد. وبه خانه کعبه تکیه کند و بگوید: اِنی بقیه ا…ِ وحجتهِ وخلیفهِ علیکم
او (خدا) کسی است که پیامبر خودرابرای هدایت مردم فرستاد با دینی راستین و برحق تا او رابرهمه ادیان پیروز گرداند

منبع: فردا نیوز

نظرات[۰] | دسته: فردا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
آخرالزمان در گفتگو با علامه کورانی پيوند ثابت

آخرالزمان و ظهور در گفتگو با علامه کورانی؛

دمشق سقوط خواهد کرد و وقوع تنش داخلی در ایران قطعی است

علامه کورانی از علمایی است که تخصص‌شان مسائل آخرالزمان و علایم ظهور است. وی از مؤسسان حزب‌الله لبنان بوده و در زمان جنگ ایران و عراق حضور داشته و تأثیر مستقیمی در به راه‌اندازی صنعت موشکی ایران داشته است.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

۱ فروردین ۱۳۹۹ – ۱۶:۴۹
علامه کورانی از معدود علمایی است که به صورت تخصصی در زمینه مسائل تاریخ اسلام به پژوهش پرداخته است. از جمله تخصص ایشان مسائل آخرالزمان و علایم ظهور است. وی از موسسین حزب الله لبنان بوده و در زمان جنگ ایران و عراق حضور داشته، و تأثیر مستقیمی در به راه اندازی صنعت موشکی ایران داشته است.
گفتگویی خواندنی در خصوص علایم ظهور و نقش ایران در ظهور امام زمان را با ایشان در پیش رو خواهید خواند؛ و بررسی احادیث در خصوص ویرانی تهران در آخرالزمان و بحث سید خراسانی و یمانی و سفیانی در تحولات قبل از ظهور از جمله مباحث این گفتگو بوده است.

باتوجه به اینکه اصالتا لبنانی هستید، علت حضورتان در ایران ارتباطی به احادیثی که در کتاب‌های تان ذکر کرده اید وجود دارد؟ به خاطر بحث آخر الزمان و نقش ایران و قم در قیام حضرت حجت است؟

بنده از جنوب لبنان هستم. البته هر سال یکبار حداقل به لبنان می‌روم و ارتباطات خود را با دوستان لبنانی دارم. من به این علت به ایران آمدم ایران که در احادیث مختلف که هم شیعیان و هم اهل سنت نقل کرده اند ذکر شده است: اولین یاران امام زمان اهل مشرق، و اهل خراسان هستند و با پرچم‌های سیاه و کوچک قیام خود را آغاز می‌کنند.

من قبلا طلبه نجف بودم. وقتی در ایران قیام و انقلاب رخ داد همه جهان اسلام شاد شد. مهم‌ترین انگیزه من برای حضور در ایران این بود که در احادیث آخرالزمان آمده است ایران و قوم سلمان زمینه سازان ظهور امام زمان هستند.

در یکی از کنفرانس ها، شیخ صالح حنیفر از تونس به ایران آمده بود. شیخ در برف لیز می‌خورند و به زمین می‌خورند. شیخ صالح می‌گوید، این همان حدیثی است که می‌گوید امام زمان را یاری باید کرد حتی اگر چهار دست و پا در برف برای یاری ایشان حرکت کنید. (اشاره به اینکه عربستان و یمن برف زیادی ندارند و منظور از منطقه برف نشین در روایات ایران است.)

شیخ صالح گفت: ما در تونس معتقدیم که ایران در کلام پیامبر به عنوان نماینده و لیدر رهبری اسلام برای تشکیل حکومت امام زمان قیام خواهد کرد.

در ایام جنگ هم در جبهه‌ها حضور داشتید؟

بله دو سال در جبهه‌ها حضور داشتم. عماد مغنیه را از لبنان آوردم اینجا و به رزمندگان آموزش دادند.

جرقه صنعت موشکی ایران با کسی دوست دار امام خمینی و هیتلر بود

با توجه به اینکه در تأسیس حزب الله هم نقش داشتید، و با توجه به اینکه در صنعت موشکی هم نقش داشتید بفرمایید جرقه شروع این صنعت موشکی از کجا شکل گرفت؟

از سال ۱۹۸۲ میلادی جرقه صنعت موشکی ایران را زدیم. یک نفر که هم طرفدار هیتلر بود و هم طرفدار امام خمینی بود را ایران آوردیم و کمک کرد تا صنعت موشکی شکل بگیرد.

کجایی بودند اصالتا؟

الان معذور هستم بیشتر از این توضیح بدهم.

به هر حال من با اعتقاد به خدمت به یاران امام زمان به قم آمدم. و اولین کاری که با یکی از دوستان به نام آقای مهری کردیم تحقیق در خصوص احادیث امام مهدی بود؛ و یک معجم احادیث جمع کردیم؛ و بعد از آن هم عصر ظهور نوشته شد. از آن زمان ما را به عنوان متخصص در زمینه عصر ظهور دانستند؛ و بعد از عصر ظهور هم معجم امام مهدی (عج) را نوشتیم که هر حدیثی شناسنامه دارد و سندش بررسی شده است و کاملا علمی بحث شده است.

من به لبنان نمی‌روم، چون در لبنان نمی‌توانم دست به قلم شوم و مشغول می‌شوم. مخصوصا سید حسن نصر الله که تمایل دارد که برنامه‌های بیشتری در لبنان داشته باشم و در برنامه‌های مختلف حضور داشته باشم. منزل ما در لبنان هم از نظر آب و هوا در بهترین نقطه هست. ولی وقتی به لبنان می‌روم اختیار زمانم در دست من نیست.

خاطره‌ای از سید حسن نصرالله

اشاره کردید به ارتباط با سید حسن نصرالله، بفرمایید ایشان را چطور آدمی می‌بینید و خاطره‌ای اگر از ایشان دارید بفرمایید.

سید حسن ممیز (زیرک) هست. ذهن‌های بشر مثل موتور‌های ماشین است. بعضی موتور ژیان دارند. بعضی موتور بنز دارند، و موتور ذهن سید حسن موتور قوی‌ای است.

در همان اوایل که صدام گروهی را از عراق بیرون کرد، که سید حسن هم از جمله آنان بود، بنده توفیق داشتم که در بیروت به استقبال شان رفتیم و مدرسه امام مهدی را به کمک بعضی دوستان در بیروت تاسیس کردیم. مدتی هم در قم ساکن بودند.

دیدار‌های سید حسن با رهبری مخفیانه است

الان هم قم می‌آیند؟

الان نمی‌تواند قم بیاید. اسرائیل و موساد به وزن ایشان حاضرند طلا خرج کنند تا شکارش کنند. اگر هم به دیدار رهبری بیایند مخفیانه حضور پیدا می‌کند.

اصل روشنفکری حرکت فرانسوی است برای تخریب اسلام

به سراغ بحث اصلی مان برویم که در خصوص شبهات پیرامون امام زمان است. سروش معتقد بود که بحث ولادت امام زمان (عج) را عده‌ای از شیعیان سیصد سال بعد از حضرت حجت جعل کردند؛ و اصلا ایشان به دنیا نیامده اند.

من خنده ام می‌آید. آقای سروش را از خیلی وقت پیش می‌شناسم. در لندن در سال ۱۹۷۴ حدودا می‌شناختم. در یک انجمن طلاب شیعه در لندن دعوت شدیم برای کنفرانس سالیانه شان و او هم آنحا حضور داشت.

آقای سروش اهل خبره در علم اسلامی نیست. خودش اصلا احادیث امام مهدی را با دقت نخوانده است. اگر هم بخواند خیلی نمی‌فهمد. احادیث فارسی را بیشتر خوانده است. به زبان عربی تسلطی ندارد. حتی تسلطش به انگلیسی ضعیف است. بعد‌ها فرانسوی‌ها و دانشگاه سوربونی به او دکتری دادند.

من یک مقاله‌ای به زبان عربی دارم که خواهش می‌کنم این را ترجمه کنید؛ که اصل روشنفکری حرکت فرانسویاست برای تخریب اسلام. اگر کسی بخواهد دین جدیدی تاسیس کند فرانسوی‌ها به لندن می‌فرستند. مانند بهایی، بابی و … . انگلیسی‌ها اگر ببینند کسی بخواهد کار فرهنگی ضد دین بکند آن فرد را به دانشگاه سوربون فرانسه می‌فرستند.

پرفسور رشید بن عیسی متفکر بزرگ که در یونسکو حضور داشت به من گفت: از سروش پرسیدم شنیده ام که در تهران افکاری را مطرح کرده اید از جمله صراطات مستقیم، دین منهی روحانیت و شبهات در پیرامون امام مهدی؟ و به سروش گفت: من می‌دانم چه کسی دکتری به شما داده است؛ و کسی که به شما دکتری داده است شاگرد فلان دکتر بوده است. وقت می‌گیرم در حضور شما و می‌رویم پیش استاد استاد شما، و در حضور شما ثابت می‌کنم کسی که به شما دکتری داده است علم ندارد و غرض سیاسی دارد. به سروش گفتم حاضرید پیش ایشان برویم؟ گفت: بله. وقت گرفته شد، ولی سروش نرفت.

آقای سروش شکلی هستند، محتوایی ندارند. احادیث را نخوانده اند.

تفکرات سروش مانند بنی‌صدر است

احادیث ولادت حضرت حجت تاریخ صدورش به زمان ولادت حضرت مقارن هست؟

اصلاً ایشان احادیث را ندیده اند. اگر هم ببیند شاید نصف آن حدیث را بتواند درک کند. فهم عربی سروش همانند فهم عربی بنی صدر هست.

زمانی بنی صدر در همین فیضیه آمد و سخنرانی کرد. گفت: قال الله تعالی: و لا تَقِف ما لیس لک به علم. تّقفُ به معنی تبعیت هست. از مصدر قّفی می‌آید. ولی بنی صدر خواند ولا تّقِف به معنی متوقف نشدن خواند. بنی صدر این آیه را به این مضمون معنی کرد: اگر علمی ندارید متوقف نشوید.

این اشتباهاست. معنی صحیح این هست اگر علم ندارید پیروی نکنید.

این‌ها عربی نمی‌فهمند. سروش از همین نوع هست. نه علم تاریخ، نه علم رجال، نه علم حدیث و نه علم کلام را نمی‌داند. همین ادعا در خصوص جعل احادیث امام زمان را که مطرح می‌کند در جواب ایشان می‌گوییم اقای محترم شما همین کتاب معجم امام زمان را خوانده اید؟ می‌گوئید برای من اثبات نشده است امام زمان به دنیا آمده است. خیل خب ۵۰ حدیث صحیح در همین کتاب هست که سندش با بررسی راویان حدیث بررسی شده است. الان ۲۰۰ نفر از علمای اهل سنت هم معتقد به ولادت حضرت حجت هستند. نظراهل سنت را دیدی؟

شما مدعی عرفان و صوفی گری هستید. خب می‌دانید آقای شعراوی استاد ابن عربی قائل امام زمان با همین نسب هستند؟ در کتاب شعرانی هم هست. سروش نمی‌بیند و نمی‌خواند. چرا که اهل هوا و هوس است. سروش از نظر علمی تبل تو خالی است.

وقتی در قم با یکی از علما می‌خواست مناظره کند من گفتم به جای ایشان حاضرم مناظره کنم.

زمانی در لندن در یک مناظره‌ای نشستیم و گفت: می‌توانیم نماز جمعه را به جای روز جمعه در روز چهارشنبه بخوانیم، این یک امر اعتباری از طرف خداوند نیست، بلکه به بندگان موکول شده است.

من در جواب گفتم این حرف‌ها را وهابی‌ها در دهان شما قرار داده اند؛ و اصل این صحبت هم در حمایت و دفاع از معاویه است که معاویه روز چهارشنبه نماز جمعه را خواند.

خب این نظرات معاند آمیز باعث شد که غربی‌ها از امثال سروش خوششان بیاید؛ و غربی‌ها گفتند می‌توانیم تکانی به مبانی اسلامی بدهیم.

سروش هوس جدید دارد که سخن جدید بگوید. به رشید بن عیسی گفتم جدیدترین نظریات دینی که دانشگاه سوربون مطرح کرده است چیست؟ گفت: ۲۰ نفر از همین اساتید سوربونی، جدیدا نامه‌ای به پاپ نوشته اند که دینی می‌خواهیم که حرم در داخل آن نباشد. من گفتم چرا این طرز تفکر وجود دارد؟ مانند این است که بگوییم قوانین راهنمایی و رانندگی باشد، ولی بدون تابلو‌ها و چراغ راهنمایی و رانندگی. خب حرم وقتی نباشد همین است. گفتم چرا این نظر را داده اند. گفت: علتش این است که می‌خواهند محرمات دین از بین برود. برای همین رسما از پاپ تقاضا کردند. این حرکت سوربون و افکار سروش یک پشت صحنه‌ای دارد که باید آن را دید. مثلا می‌گوید اسلام منهی روحانیت. خب مگر می‌شود گفت: قانون منهی مجریان و متخصصین قانون و دادگاه ها؟ آیا می‌توانیم بگوئیم ماشین می‌خواهیم تعمیر کنیم بدون رفتن پیش متخصص و مکانیک؟

فرض کنید یک استاد دانشگاه در لندن مسلمان می‌شود، خب وقتی می‌خواهد قوانین اسلامی را یاد بگیرد باید برود پیش امثال سروش و اسلام را از او یاد بگیرد؟ یا باید پیش متخصصین دین و علما برود؟

۲۰۰ نفر از علمای اهل سنت قائل به ولادت امام زمان هستند

سید کمال حیدری در صحبتی خطاب به علما مدعی شده اند که برای اثبات ولادت امام زمان فقط سه حدیث صحیح السند هست؛ و بقیه احادیث ضعیف السند هستند.

نه این حرف درست نیست. در کتاب فرهنگ موضوعی امام مهدی، قسمت احادیث سند الصحیح در خصوص ولادت حضرت حجت است. ما به ایشان می‌فرماییم این احادیث را بررسی کنید و اصلا مطالعه کردید؟ بیشتر از ۵۰ حدیث و بیش از ۲۰۰ نفر از علمای اهل سنت که ولادت حضرت حجت را شهادت می‌دهند.

اهل سنت مبلغ حکومت جهانی امام مهدی باشند و به مردم امید بدهند

یکی از اصلی‌ترین اختلافاتی که میان اهل سنت و شیعه در خصوص امام زمان هست همین موضوع ولادت هست؛ که آیا اصلا امام زمان به دنیا آمده اند یا خیر؟

ببینید وعده قیام جهانی حضرت حجت و تشکیل حکومت جهانی و ظهور حضرت عیسی توسط پیامبر روایت شده است و مورد اتفاق شیعه و سنی هست. فقط اینکه برخی از اهل سنت می‌گویند نمی‌دانیم متولد شده است یا نه، برخی از اهل سنت معتقدند متولد شده و فرزند امام حسن عسگریاست، و اغلب شان هم می‌گویند که متولد نشده است.

اصل موضوع تشکیل حکومت اسلامی و قیام، اما زمان و نزول حضرت عیسی قطعی است. فقط اختلاف در به دنیا آمدن یا نیامدن حضرت هست.

خب اصلا این مسئله‌ای نیست که در به دنیا آمدن یا نیامدن حضرت متوقف بشود. خب شما نسبت به حکومت عدل الهی که قطعی است تبلیغ بکنید.

۹۰ درصد احادیث امام مهدی مشترک بین شیعه و سنی است؛ و همه معتقدند که حرکت حضرت از مکه به مدینه و عراق و دمشق است.

ایرانیان اصلی‌ترین یاران حضرت هستند

در یکی از کتاب‌های تان نوشته اید که معلوم نیست ایران می‌آیند یا خیر؟

من حدیثی ندیده ام که در آن روایت شده باشد که حضرت به ایران تشریف می‌آورند. ولی این مسلم است که عمده یاران حضرت ایرانی اند؛ و فرمانده کل قوای حضرت ایرانی هست. خب این مسئله‌ها متفق القول هست که حضرت می‌آید. خب آقایان اهل سنت بیایند و این را نقل کنند. امید بدهند به مردم در خصوص تشکیل حکومت جهانی امام زمان. اختلاف فقط در متولد شدن یا نشدن است. سنی‌ها می‌گویند بعد‌ها به دنیا خواهد آمد. ولی خب اشتراکات زیادی هم وجود دارد. وضعیت ظاهری حضرت، ابرو، نحوه قیام، حرکت از مکه به عراق و دمشق و بسیاری از امورات دیگر مشترک است. چرا مژده نمی‌دهید که حضرت روزی خواهند آمد و امید به مردم نمی‌دهید؟ به این ملتی که غربی‌ها همیشه به سرشان می‌زند مژده بدهید. امید بدهید.

سید خراسانی یعنی حاکم ایران

مشخصات کلی سید خراسانی که در روایات آمده است چیست؟

اصلا روایتی تحت عنوان سید خراسانی ما نداریم. فقط خراسانی در روایات آمده است؛ و خراسانی یعنی حاکم ایران. لازم نیست حتما اهل ایران باشد. مثل یمانی حاکم یمن. خراسانی حاکم یمن. روایت قطعی داریم که اهل سرزمین مشرق و اهل ایران اولین قومی هستند که زمینه ساز ظهور حضرت مهدی هستند. قیام ایرانی‌ها در احادیث شیعه و سنی قطعی هست. حدیث قیام پرچم‌های سیاه از سمت خراسان، قبل از ظهور امام زمان قطعی است و صحیح السند هست. اما وهابیت آن را مصادره به مطلوب کرده اند. گفتند این روایت صحیح است، ولی منظور ایران نیست، منظور از خراسان افغانستان است و پرچم‌های سیاه هم یعنی طالبان؛ و بعد هم دیدید پرچم‌های داعش را هم سیاه قرار دادند.

مراحل مختلفی در قیام ایرانیان طی خواهد شد. سلاح به دوش می‌گیرند، ولی نمی‌جنگند. سلاح به دوش می‌گیرند که بگویند ما قدرت نظامی داریم؛ و بعد‌ها با غربی‌ها هم جنگ خواهند کرد. در سال ظهور حضرت داخل ایران اختلاف می‌شود؛ و در ایران دو دستگی ایجاد می‌شود؛ و این قطعیاست. یک گروه می‌گویند پرچم حکومت ایران را به امام زمان می‌دهیم، ولی عده‌ای مخالفت می‌کنند. یاران خراسانی پیروز خواهند شد. البته توسط آذربایجانی‌ها به پیروزی می‌رسند. امام صادق می‌فرماید: اگر آذربایجانی‌ها قیام کردند پیروز می‌شویم و قیام قبل از ظهور تحقق می‌یابد. در نهایت یاران خراسانی پیروز می‌شود. خراسانی یعنی حاکم خراسان. سید هم هست.

یمانی هم هفت ماه قبل از ظهور حضرت حاکم یمن می‌شود و یمانی نماینده خاص امام زمان هست. سفیانی هم حاکم سوریه می‌شود و ما سوریه را قطعا از دست می‌دهیم. ولی خدا یمن را به ما خواهد داد. سید حسن نصرالله به من پیغام فرستاد که در برنامه‌های تان مراعات بشار اسد را بکنید. گفتم ما غیر از خوبی نمی‌خواهیم، ولی وقتی از سفیانی سخن می‌گوئیم باید بگوئیم که هفت ماه قبل از ظهور امام زمان سفیانی حاکم سوریه می‌شود. ما خواستار ظهور حضرت هستیم، و خدایی نکرده نمی‌خواهیم به بشار اسد لطمه‌ای بزنیم. سفیانی که دشمن سرسخت امام زمان هست فقط یک سال در سوریه حکومت می‌کند.

روایتی در خصوص صفات سید خراسانی نداریم

خصوصیات سید خراسانی را بفرمایید.

اصلا در روایات خصوصیاتی در مورد خراسانی نداریم.

خراسانی بعد از ظهور حضرت، خدمت امام زمان می‌رود و امام ایشان را به عنوان حاکم ایران منسوب می‌کند؛ و شعیب ابن صالح هم فرمانده نیرو‌ها می‌شود.

در مورد شعیب ابن صالح هم که از راویان اهل سنت نقل شده است دروغ‌های فراوانی بعضا دیده می‌شود. نمونه ش. کتاب الفتن هست که متعلق به نعیم بن حماد که هم عصر امام رضا هست، ولی پر از روایات ضعیف است.

باید برای روایات اهل بیت به سراغ منابع معتبر برویم از جمله شیخ صدوق، شیخ طوسی، شیخ کلینی، و کافی؛ لذا در خصوص صفات سید خراسانی اصلا چیزی نداریم. فقط اسم خراسانی به عنوان حاکم ایران است و بیشتر از این نیامده است.

بعید نیست رهبری سید خراسانی باشد

در صحبتی گفته بودید که بعید نیست رهبر معظم انقلاب خراسانی معروف در روایات باشد.

به عنوان امید می‌توان گفت. ولی به صورت قطعی نمی‌توان گفت. چرا که اگر قطعی بگوئیم رهبری سید خراسانیاست توقیت (تعیین وقت برای ظهور) می‌کنیم. یعنی امام زمان در زمان حیات مقام معظم رهبریظهور خواهند کرد؛ و این کار درست نیست چرا که از توقیت در روایات نهی شده است.

حتی در خصوص شعیب ابن صالح هم دروغ زیاد گفته می‌شد. به علی شمخانی می‌گفتند این همان شعیب ابن صالح است، چون پدرش صالح هست. من می‌گفتم که این اسمش علیاست شعیب نیست.

روایات ویرانی تهران در آخر الزمان جعلی است

در برخی روایات آمده است، در آخر الزمان ویرانی در تهران قطعی خواهد بود.

ابدا درست نیست. چه کسی چنین ادعایی را مطرح کرده است؟

در کتاب بحار الانوار نقل شده است.

بحار یعنی دریا. همه چیز در آن هست. بحار الانوار از نظر تحقیقی منبع حساب نمی‌شود. منابع معتبر تاریخی ما کتاب‌هایی همچون طبری، بلاذری، ابن مسعود، تفسیر قمی، تفسیر طوسی، بخاری، مسلم هستند. اما بحارالانوار احادیث صحیح و غیر صحیح را جمع کرده است.

ببینید احادیث ویرانی ایران از سوی اموی‌ها جعل شده است. در اصل امیرالمومنین فرمود:: پسرم مهدی دمشق را ویران خواهد کرد. در جواب این حدیث اموی‌ها نوشتند بغداد، کوفه و ری ویران خواهد شد. این جواب حرف امیرالمومنین هست. دروغ‌های اموی زیاد هست؛ و نمی‌توانیم قبول کنیم. مگر اینکه سندی بیاید که واقعا اهل بیت گفته باشند.

برای زیر سوال بردن نظام جمهوری اسلامی عده‌ای به روایاتی استناد می‌کنند که قیام قبل ظهور را به هر گونه‌ای که باشد طاغوتی می‌داند. آیا واقعا چنین احادیثی وجود دارد؟

۱۷ روایت صحیح السند در رسائل در حرمت قیام قبل از ظهور امام زمان آمده است؛ و می‌گوید هر پرچم قبل از ظهور حضرت قیام کند طاغوت است.

امام خمینی این حدیث را تفسیر کردند؛ و گفتند که پرچم مقابل قیام حضرت، طاغوت محسوب می‌شود. نه قیامی که در راستای ظهور حضرت باشد؛ لذا قیام امام خمینی در خط ظهور است؛ و این مسئله تابع تقلید مجتهدین است.

بعضی از مراجع از جمله رهبر انقلاب حتی در مسئله معتقدند که ولایت مطلقه فقیه هستند و برخی نیز مثل آقای سیستانی و آقای خوئی می‌گویند خیر. ولی رابطه علما با هم بهترین رابطه است؛ و این اجتهاد است؛ و فقه شیعه وسعت برای نظرات مختلف دارد.

معتقدم وهابیت در عرض ۱۰ سال نابود خواهد شد

حدودا ۲ سال پیش رهبر معظم انقلاب گفتند که ان شا الله تا ۲۵ سال آینده اسرائیل نابود خواهد شد. نظر حضرتعالی در خصوص این مطلب چیست؟ و آیا تصور می‌کنید ارتباطی به علایم آخرالزمانی دارد؟

من خیلی با این مطلب رهبری موافقم؛ و تمایل دارم بین حزب الله و اسرائیل جنگ صورت بگیرد. معتقدم اگر الان جنگ صورت بگیرد در عرض یک هفته اسرائیل آتش بس اعلام می‌کند؛ و الان شرایط ما خیلی خوب است. حتی این را به سید حسن نصرالله هم گفته ام.

حتی ببینید پیش بینی می‌شد داعش ۳۰ سال حداقل در عراق بماند، ولی دیدیم که چه شد.

حتی معتقدم وهابیت در عرض ۱۰ سال از بین می‌رود. چراکه در روایات داریم در عربستان خلا سیاسی رخ می‌دهد و این علامت ظهور است. حرف رهبری هم با استناد به بینش سیاسی و روایت هست؛ و من به این مطلب اضافه می‌کنم که وهابیت هم در عرض ۱۰ سال ان شا الله از بین خواهد رفت.

حجت الاسلام پناهیان به صحبتی از شما استناد کرده اند و گفتند که علامه کورانی مصاحبه کرده است و گفته است که بعد از مرگ عبدالله پادشاه عربستان ظهور نزدیک خواهد بود؛ و شما از ایشان ناراحت شدید. بفرمایید ماجرا از چه قرار است.

بله درست است. روایتی داریم که از نظر من معتبر است. در روایت آمده است شاهی در عربستان به نام عبدالله خواهد آمد و بعد فوت خواهد کرد و بعد بر سر قدرت اختلاف میان خانواده اش رخ می‌دهد و حکومت شان فقط یک سال عمر می‌کند و بعد حضرت ظهور خواهند کرد. خب الان سه سال گذشته است و این عبدالله که فوت کرد همان عبدالله روایات نیست؛ و بر این عبدالله منطبق نشده است. باید منتظر عبدالله دیگری باشیم. مسئله قطعی در عربستان خلا سیاسی و جنگ قبیله‌ایاست. خب حالا در زمان این عبدالله رخ نداده است و در زمان عبدالله دیگری ممکن است رخ بدهد.

سلاح جنگی امام زمان

با توجه به پیشرفت سلاح‌های نظامی حضرت حجت با ابزارا آلات روز قیام می‌کنند یا با شمشیر؟

بر حسب روایات قطعی بین شیعه و سنی حضرت حجت از وسایل روز استفاده می‌کند و خود ایشان هم وسائل پیشرفته می‌آورند و از معجزه هم استفاده می‌کنند.

نقش دمشق در آخرالزمان را هم بفرمایید.

در روایات آمده است که بعد از اشغال عراق توسط غربی‌ها و بعد از رفتن غربی‌ها از عراق، سفیانی‌ها که همان وهابیت است، معرکه‌ای در دیرالزور رخ به پا می‌کنند. بین سفیانی‌ها و ترک هاجنگ رخ می‌دهد. بعد از این معرکه یک زمین لرزه شدید در سوریه رخ می‌دهد و بعد از این زمین لرزه اگر ۱۰۰ هزار نفر کشته بشوند مرحله بعد از علایم ظهور از جمله سفیانی و یمانی شروع می‌شود.

علامت دجال و سفیانی چیست؟

سفیانی حرکتی مقابل امام زمان انجام خواهد داد و یک شخص خاصی از ذریه بنی سفیان و بنی امیه هست؛ و حاکم سوریه می‌شود. فلسطین و اردن با سفیانی خواهند بود. سفیانی با غربی‌ها پیمان خواهد داشت و مقابل امام زمان خواهد بود؛ و امام زمان جنگ‌های مهمی دارد که محور آن‌ها دمشق و قدس است.

اما در خصوص دجال؛ دجال حدود ۳۰ الی ۴۰ سال بعد از ظهور حرکت برعلیه حضرت راه خواهد انداخت؛ و بعد‌ها از یهودیان و ناصبیان هم حمایت می‌گیرد و حرکتش از بلخ که سمت طالبان کنونیاست هست شروع خواهد شد.

برخی جوانان می‌گویند تمام این احادیث را اگر قبول کنیم نمی‌توانیم طول عمر هزار و چندصد ساله امام زمان را بپذیریم.

به جوانان بگوئید دادن طول عمر برای یک انسان از سوی خداوند راحت‌تر است از تمدید گذرنامه توسط انسان هاست.
دجال به واسطه یک کلمه از عمر ابن خطاب متولد شد. حضرت خضر از ۴۰۰۰ سال قبل تا کنون زندهاست، سامری هنوز زنده است و حضرت عیسی زندهاست. دشمنان خدا هستند، ولی خدا نباشد؟

چه میزان افراد در زمان ظهور کشته خواهند شد؟

خیلی کم؛ و در عرض ۸ ماه کل منطقه در تصرف حضرت خواهد شد؛ و بعد ۷ سال با غربی‌ها صلح خواهد شد؛ و بعد جنگی خواهد شد و خود غربی‌ها با حضور حضرت مسیح یک حکومتی تشکیل می‌دهند که تحت فرمان امام زمان و حضرت مسیح خواهد بود.

ویژگی حکومت جهانی امام زمان چیست؟

حکومت امام زمان کرامت انسان را احیا می‌کند. امام زمان تمام مردم را شیفته خود می‌کنند. ملت هاعاشق او می‌شوند. ثروت‌های مادی و معنوی در بهترین حالت ممکن خواهد بود. افرادی که زنده هستند می‌گویند دوست داریم مردگان زنده شوند و بیایند و ببینند چه زندگی‌ای داریم. ارتباطات حتی ارتباط با سیارات دیگر هم میسر خواهد شد.

ماجرای اسقف اعظم لبنان که کتاب عصر ظهور را به جوانان مسیحی توصیه کرده بودند چیست؟

یک فصلی در این کتاب هست که اسقف لبنان می‌گوید این کتاب را میان مسیحیان منتشر کنید تا این فصل را بخوانند؛ و مسیحیان بدانند که عالم مسلمانان می‌گویند که حضرت مسیح خواهد آمد، تا کسانی که کافر به حضرت مسیح شدند بفهمند که مسلمانان هم معتقدند که مسیح خواهد آمد.

آیا حضرت حجت دین جدیدی خواهند آورد؟

خیر. تطبیق‌ها جدید خواهد شد. «حلال محمد، حلال الی یوم القیامه» حضرت حجت فقط برخی از احکام را احیا می‌کند و احکام جدیدی که در جامعه نیاز هست را پیاده می‌کند.

در کلام آخرتان توصیه‌ای به جوانان دارید؟

جوانان قدر ایران را بدانند. به جای اینکه کشور‌های دیگر را آباد کنید در همین جا بمانید و کشورشان را آباد کنند. قدر ایران و قدر ارزش‌ها را بدانید. درست است که دولت هم شاید تقصیر‌هایی داشته باشند و کم گذاشته باشد، ولی قدر ایران را بدانید.

منبع: فردا

نظرات[۰] | دسته: فردا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شیوع کرونا از نشانه‌های آخرالزمان است؟ پيوند ثابت

استاد خارج حوزه علمیه قم درباره نشانه‌های آخرالزمان توضیحاتی ارائه داد.

 

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، کافی است به حوادث ناگوار و حتی جنایت‌های دهشتناک این چند وقت اخیر نگاهی بیندازیم. سیل، زلزله، قتل و کشتار مسلمانان و جنگ و خونریزی در نقاط مختلف جهان و اتفاقات اخیری که در یک سال گذشته رخ داده است، موجب شده که هر از گاهی در ذیل مطالب فضای مجازی و حتی در دنیای واقع، این حوادث را به مسائل آخرالزمان گره بزنند.

با شیوع ویروس کرونا در بیش از ۱۰۰ کشور جهان، این موضوع نیز مزید بر علت شده و این امر شدت بیش‌تری یافته است. سوال اینجاست که آیا شیوع ویروس کرونا از علائم آخرالزمان است؟ همین سؤال، موضوع گفت‌وگوی ما با آیت‌الله نجم‌الدین طبسی، استاد خارج حوزه علمیه قم بوده است. وی که از کارشناسان حوزه مهدویت به شمار می‌رود، با اشاره به اینکه علائم ظهور به ۲ دسته تقسیم می‌شود، درباره شیوع ویروس کرونا و علائم آخرالزمان توضیحاتی را مطرح کرد که در ادامه می‌خوانید:

علائم غیرحتمی ممکن است اتفاق نیفتد

آیا تطبیقی بین حوادث کنونی مانند شیوع ویروس کرونا با مسائل آخرالزمانی وجود دارد؟

قبل از اینکه به حوادث مربوط به اوضاع اخیر اشاره کنم، این نکته را بگویم که ما پیش از ظهور امام عصر (عج) دو نوع علامت داریم؛ اول علائم حتمی و دوم علائم غیرحتمی ظهور.

علائم حتمی ظهور مثل خروج سفیانی، یمانی، قتل نفس زکیه و صیحه آسمانی هستند که ظهور امام عصر (عج) در گرو این علائم است و زمانی که این علائم حاصل شود، ظهور امام، حتمی خواهد بود.

سایر علائمی که ذکر می‌شود، علائم غیرحتمی است. در روایتی که از امام علی (ع) نقل شده حدود ۴۰ علامت ذکر شده است. علائم غیرحتمی همانطور که از اسمش پیداست، علائمی هستند که در پی آن علائم امکان دارد ظهور اتفاق بیفتد و ممکن است ظهور اتفاق نیفتد؛ یعنی ظهور امام عصر (عج) در گرو این علائم نیست. ممکن است علائم به وقوع بپیوندد، اما امام (عج) ظهور کنند و ممکن است علائم اتفاق نیفتد، اما امام (عج) ظاهر شوند. به همین جهت از آن‌ها به علائم غیرحتمی تعبیر کردند. پس اگر علائم غیرحتمی اتفاق افتاد، ولی امام ظهور نکردند، نباید بگوییم چرا آقا نیامدند؟ چون این علائم حتمی نیست و ظهور در گرو این‌ها نیست.

علائم ظهور حتماً متصل به ظهور نیست

علائم ظهور اعم از حتمی و غیرحتمی اینطور نیست که همیشه متصل به ظهور باشند. علامت وجود دارد، اما لازم نیست حتماً متصل به ظهور باشد. ممکن است علائم آشکار شود، اما صد‌ها سال بعد ظهور رخ دهد. مانند سقوط حکومت عباسی که یکی از علائم ظهور است و حدود ۸۰۰ سال قبل و در سال ۶۵۶ هجری قمری حکومت عباسی سرنگون شد، اما هنوز ظهور اتفاق نیفتاده است.

برخی علائم مثل صیحه آسمانی متصل به ظهور هستند و ممکن است مثلاً ۳ ماه قبل از ظهور باشد یا مثلاً ظهور سفیانی که با ظهور امام (عج) نزدیک به ۹ ماه فاصله دارد یا خروج یمانی و قتل نفس زکیه که به ظهور امام متصل هستند.

بسیاری از مسائل مانند بیماری‌ها که اکنون شاهدش هستیم، جنبه قطعی ندارد. وقتی این علائم را می‌بینیم، نمی‌توانیم بگوییم بعد از این علائم ظهور اتفاق می‌افتد. علائمی که در روایات است نمی‌توانیم تطبیق قطعی بدهیم. البته به عنوان احتمال می‌توان گفت، اما به عنوان قطع خیر.

حوادث مرتبط با قبل از ظهور امام زمان (عج)

نکته دیگر اینکه حوادث مرتبط با قبل از ظهور امام زمان (عج) مانند بهم ریختگی بهداشت، امنیت، اقتصاد، وضع اعتقادات و دیانت مردم، ضعف حکومت‌ها، کشتار و… ارتباطی با حاکمیت امام زمان (عج) ندارد؛ یعنی این رخداد‌ها برای قبل از حکومت امام (عج) است و نمی‌توانیم این‌ها را به حساب ظهور بگذاریم. این موارد مربوط به حکومت‌های ظالم است که بر اثر جنایت‌های آن‌ها و برخی امور دیگر چنین مشکلاتی برای جامعه رخ می‌دهد.

من این بحث را شاید ۳۸ سال قبل در جبهه شوش با عنوان نشانه‌های دولت موعود یا چشم‌انداز ظهور امام عصر (عج) مطرح کردم و بعد هم با عنوان «نشانه‌هایی از دولت موعود» تبدیل به کتاب شد و به زبان‌های مختلف چاپ شد. در این کتاب به مسائل جهان قبل از ظهور، وضع دینی مردم و مساجد، فقها، ضعف اعتقادات، مسائل اقتصادی مردم، وضع اخلاقی، عواطف انسانی، انتشار اعمال مخالف عفت، آرزوی کمی فرزند، کم شدن مرد‌ها در جامعه، نبود امنیت راه‌های دریایی، زمینی، هوایی، اتفاقات و جنایات وحشتناک و فشار بر مسلمانان، کشتار و قتل، نبود پناهگاه برای مستضعفان، کمبود باران و بارندگی در غیرموقع، گرانی، فقر و فساد بازار پرداخته شده است.

به ۲ نکته که مربوط به شرایط کنونی است، اشاره می‌کنم. شما ببینید هر روز در یک گوشه‌ای از جهان مخصوصاً مسلمانان گرفتار قتل می‌شوند؛ یک روز در هند، یک روز در عراق و افغانستان و … بالاخره این اوضاع کشتار، ناامنی‌ها و جنگ‌ها در روایات آمده است.

۴ فتنه در آخرالزمان به روایت پیامبر (ص)

از پیامبر اکرم (ص) روایت داریم که ۴ فتنه در آخرالزمان است؛ فتنه اول: خون مباح می‌شود، فتنه دوم: گرانی زیاد می‌شود، فتنه سوم: بی‌ارزش شدن خون‌ها، اموال و فروج (نوامیس) و فتنه چهارم که از همه بدتر است و فتنه کر و کوری که عالمگیر است و همانند حرکت کشتی در دریاست و یک موج و صدای وحشتناک تولید می‌کند که شام و عراق و … را در بر می‌گیرد.

مثال دیگر درباره واقعه «حره» است که یزید در زمان امام حسین (ع) به راه انداخت و ۱۰ هزار نفر را کشت و به نوامیس مسلمانان در مدینه تعدی و تجاوز کرد. حال در روایات مطرح می‌شود که حوادثی مثل واقعه حره در برابر حوادث آخرالزمانی هیچ است.

روایت دیگری است که می‌گوید ظهور امام عصر (عج) محقق نمی‌شود؛ مگر اینکه دو ثلث مردم کشته شوند یا روایت دیگر می‌گوید که نُه دهم مردم کشته می‌شوند. البته این‌ها حتمیات نیست، ممکن است اتفاق نیفتد.

از مجموع روایات بر می‌آید که خونریزی و کشتار زیادی رخ می‌دهد و این کشتار از کجا شروع می‌شود، چه کسانی پشت پرده هستند و به کجا ختم می‌شود، خیلی مشخص نیست. ولی به هر حال وقتی انسان‌های جانی دنیا را اداره کنند که منافعشان برایشان مهم باشد و جان مردم برایشان بی‌ارزش باشد، مشخص است که دست به کشتار هم می‌زنند.

انواع مرگ در قبل از ظهور

جنبه دیگر قضیه این است که کشتار مردم گاهی بر اثر جنگ است که روایات متعددی دارد، اما گاهی بر اثر جنگ نیست، مرگ است که از آن در روایات به «موت الابیض» تعبیر شده است. در روایتی از امام علی (ع) درباره مرگ سفید سؤال می‌کنند. امام فرمود: ۲ نوع مرگ قبل از ظهور است؛ نوع اول مرگ سفید و نوع دوم مرگ قرمز. بعد امام بیان کرد: مرگ قرمز به معنای کشتاری مثل جنگ است، اما «موت الابیض» مثل طاعون است.

در برخی روایات امیرالمؤمنین (ع) درباره حوادث ظهور گفتند؛ کشتار‌های وحشتناک یا در روایت دیگر کشتار‌های سریع یا فجیع، قتل‌هایی با زجرکشی و دردآور که تند تند مرگ‌های سریع رخ می‌دهد و طاعون شدید فراگیر می‌شود. از امام باقر (ع) روایت داریم که امام (عج) ظهور نمی‌کند، مگر با فراگیر شدن ترس و طاعون.

امام (عج) زمانی خروج می‌کند که مردم دیگر مأیوس شوند

در روایت دیگری است که امام (عج) زمانی خروج می‌کند که مردم دیگر مأیوس شوند. البته نمی‌خواهم بر شرایط کنونی کشور تطبیق دهم، اما شما نگاه کنید مردم چطور در برابر یک بیماری که می‌گویند خطرش از زکام کمتر است به هراس افتاده و تمام کشور را درگیر کرده است.

از امام کاظم (ع) روایت داریم که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: از علائم ظهور و قیامت، مرگ‌های ناگهانی و جذام، یعنی بیماری‌های واگیردار است. از علائم دیگر اینکه انسان بدون درد بمیرد، فرض کنید یک تب مختصر می‌کند و می‌میرد.

در روایت دیگر به صاعقه‌های آخرالزمان اشاره شده است. «صاعقه» یعنی در کما رفتن و اینکه احساس و درکی از چیزی ندارد که بر اثر صدای وحشتناک یا مسائل دیگر رخ می‌دهد.

کرونا و تعطیلی تجمعات

الان ببینید به خاطر ویروس کرونا همه مساجد حتی مسجدالحرام تعطیل شده است یا تعداد معدودی حضور دارند. مسجدالحرامی که عزت مسلمانان است و ۶ میلیون نفر در آن جا می‌گیرد. ایران اسلامی هم یکی از ۱۰۰ کشوری است که درگیر این ویروس شده است. حوزه‌های علمیه در ایران و عراق تعطیل شده است. در کشور‌های اروپایی مراکز و تجمعات تعطیل شده است. ممکن است این موضوع همان اموری باشد که در روایات به آن اشاره شده است.

تعطیلی نماز جماعات هیچ دلالتی بر علائم ظهور ندارد

آیا بسته شدن کعبه جزو علائم غیرحتمی ظهور محسوب می‌شود؟

در روایت داریم که اگر حج تعطیل شود، خدا به آن‌ها امان نمی‌دهد. قبل از ایام ظهور، صحبت از کشتار و خونریزی در اعمال حج هست که بعضی بر فاجعه منا تعبیر می‌کنند و البته این هم احتمالی است. یا مسأله تعطیلی نماز جماعات هیچ دلالتی بر علائم ظهور ندارد.

خود ائمه (ع) گاهی که امراضی مثل وبا یا طاعون شیوع پیدا می‌کرد، درخواست لغو تجمعات را می‌دادند. فرض کنید حرم مطهر امیرالمومنین (ع) یا آستان حضرت معصومه (س) و حرم حضرت امام رضا (ع) بسته شود. این موجب نمی‌شود که امام رضا (ع) یا هر امام دیگری موقعیت شفاعتش را از دست بدهد. به هر حال حرم ائمه (ع) از کعبه که بالاتر نیست. خانه خدا را هم گاهی برای رعایت مسائل بهداشتی می‌بندند.

شیوع ویروس کرونا، امتحان و سنت الهی است

آیا ایجاد دلهره و ترس در مردم به مسأله ظهور و علائم فرا رسیدن آخرالزمان ارتباطی دارد؟

خیر. این یک رفتار معمول دشمنان است. کسانی که آن طرف دنیا نشسته‌اند و از یهود و اسرائیل پول می‌گیرند، به جای اینکه با مردم همدلی کنند، به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار کرونا فقط در ایران است. پس اگر گاهی حرم ائمه (ع) بسته شد یا تجمعات تعطیل شد، دلیل بر ضعیف بودن اعتقادات یا مذهب نیست یا اگر حرم‌ها را شروع به ضدعفونی کردند، دلیلش این نیست که اینجا، مکان امن و مقدس نیست. به هر حال این مسائل، امتحان و سنت الهی است. از قبل هم بوده، حال گاهی بر اثر معصیت و گناه مردم است، گاهی بر اثر خیانت و جنایت عده‌ای خائن و جنایتکار.

ما باید در برابر این حوادث، شکیبا و صبور باشیم تا از این امتحان با سربلندی بیرون بیاییم. یادمان نرود که خداوند در برابر حوادث طبیعی برای ما راه گذاشته، دعا مشخص کرده و اگر به این مسائل معنوی توجه کنیم، خداوند بلا را دور می‌کند و اگر مقدر است که این قضایا منتهی به ظهور شود، منشأ امیدواری برای همه ماست.

قدری در این دوران نماز جعفر طیار و قرآن بخوانیم

درباره یکی از علائم ظهور، بحث تألیف قلوب را مطرح می‌کنند. مانند آنچه که در پی شهادت سردار قاسم سلیمانی در ایران، منطقه و حتی جهان شاهد بودیم. آیا می‌توان این تألیف قلوب را یکی از نشانه‌های نزدیک به ظهور امام عصر (عج) دانست؟

هر چیزی هست، مسأله امتحان است. خداوند عزوجل گاهی بشر را در امتحان می‌اندازد که خود انسان بفهمد کجا قرار دارد و این سنت الهی از طوفان نوح (ع) تا حضرت ایوب (ع) و قوم بنی‌اسرائیل، قضایای فرعون و… در طول تاریخ جاری بوده است.

نگاه کنید همین نعمت سلامتی تهدید شده و سر زدن به فامیل از ما گرفته شده است. باید فکر کنیم که چه کرده‌ایم که این نعمت از ما گرفته شد؟ چه کردیم که از مسافرت و رفتن از شهری به شهر دیگر منع شدیم. همیشه دیگران را مقصر ندانیم. خودمان را هم مقصر بدانیم. الان فامیل و آشنا را بخواهیم ببینیم فقط در فضای مجازی می‌شود دید. تجمعات نباید باشد و این نعمت‌ها موقتاً از ما گرفته شده است. قدری در این دوران نماز جعفر طیار و قرآن بخوانیم و به خدا بگوییم که اشتباه کردیم و نفهمیدیم و در نهایت، قدر نظام مقدس اسلامی، نعمت سپاه و ارتش را بدانیم و از خداوند بخواهیم که توبه ما را بپذیرد و بر اشتباهات ما چشم‌پوشی کند. امیدوارم که این بلا از سر ایران عزیز و پیروان مکتب اهل بیت (ع) و امت حضرت محمد (ص) دفع شود

نظرات[۰] | دسته: فردا | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
برای رفع بلا چه دعاهایی را بخوانیم ؟ پيوند ثابت

گزیده‌ای از دعا‌های رفع بلا و راه‌های محافظت از بلایا را اینجا بخوانید.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، خداوند بار‌ها به بندگانش سفارش کرده است برای ایمنی از بلایا زیاد یادش کنند و از یاد او غافل نشوند. در حقیقت چنگ زدن به ریسمان الهی راهی برای محافظت انسان از بلایاست.

روایات و احادیث زیادی برای دفع و رفع بلایا وجود دارد؛ در این گزارش به گزیده‌ای از آنها می‌پردازیم:

دعاهایی برای دفع بلایا

دعایی برای محفوظ ماندن از شر جن و انس و جمیع ناخوشی‌ها از پیامبر اکرم (ص)؛

دعایی که انس به نقل از پیامبر اکرم (ص) برای دفع بلا معرفی کرده است؛ کسى که هر صبح و شام آن را بخواند، خداى متعال چهار فرشته مى ‏گمارد تا او را از پیش روى او و پشت سر او و طرف راست او و طرف چپ او محافظت نمایند و در امان خداى عز و جل خواهد بود و اگر همه خلایق از جنّ و انس براى آسیب رساندن به او کوشش کنند، موفق نخواهند شد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ خَیْرِ الْأَسْمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ سَمٌّ وَ لَا دَاءٌ بِسْمِ اللَّهِ أَصْبَحْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى قَلْبِی وَ نَفْسِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَى دِینِی وَ عَقْلِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِی وَ مَالِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَى مَا أَعْطَانِی رَبِّی بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لَا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ مِمَّا أَخَافُ وَ أَحْذَرُ عَزَّ جَارُکَ وَ جَلَّ ثَنَاؤُکَ وَ لَا إِلَهَ غَیْرُکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطَانٍ شَدِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ قَضَاءِ السَّوءِ وَ مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ أَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ أَنْتَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ حَفِیظٌ إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‏.

رسول خدا (ص) می‌فرماید: هر که در صبح هفت مرتبه بخواند این دعای دفع بلا را در آن روز از بلا‌ها محفوظ باشد.

«فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ‏. إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصَّالِحِینَ. فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ»

و هر کس با ایمان سه آیه اول سوره مبارکه انعام را در صبح با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند حق سبحانه و تعالی هفتاد هزار ملک موکل کند که آن را از بلیات نگاه دارند و بنویسند برای او مثل اعمال هفتاد هزار ملک را.

«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِم یَعْدِلُونَ. هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن طِینٍ ثُمَّ قَضَی أَجَلًا وَأَجَلٌ مُّسمًّی عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ. وَهُوَ اللّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ»

دعای دفع بلا از امام علی (ع)

امام علی (ع) فرمودند:هر کس در هنگام ظهر ۴ رکعت نماز به جای آورد و در هر رکعت سوره حمد و آیه الکرسی را بخواند، خداوند او و خانواده و مال و دین و دنیای او را ایمن می‌سازد.

دعای دفع بلا روی ذوالفقار

حضرت سلمان (ع) می‌فرماید: روی شمشیر مولا علی (ع) یازده کلمه دیدم که نوشته شده است؛ هرکسی بعد از نماز صبح این ۱۱ کلمه را بگوید خودش، خانواده اش و فرزندانش در حفظ و امنیت الهی بوده و همیشه در سفر و حضر و در خواب و بیداری از بلایا محفوظ هستند.

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا عَالِماً بِکُلِّ خَفِیَّهٍ یَا مَنِ‏ السَّمَاءُ بِقُدْرَتِهِ‏ مَبْنِیَّهٌ یَا مَنِ‏ الْأَرْضُ‏ بِقُدْرَتِهِ‏ مَدْحِیَّهٌ یَا مَنِ‏ الشَّمْسُ‏ وَ الْقَمَرُ بِنُورِ جَلَالِهِ مُضِیئَهٌ یَا مَنِ الْبِحَارُ بِقُدْرَتِهِ مَجْرِیَّهٌ یَا مُنْجِیَ یُوسُفَ مِنْ رِقِّ الْعُبُودِیَّهِ یَا مَنْ یَصْرِفُ کُلَّ نَقِمَهٍ وَ بَلِیَّهٍ یَا مَنْ حَوَائِجُ السَّائِلِینَ عِنْدَهُ مَقْضِیَّهٌ یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ حَاجِبٌ یُغْشَی وَ لَا وَزِیرٌ یُرْشَی صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِی فِی سَفَرِی وَ حَضَرِی وَ لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ یَقَظَتِی وَ مَنَامِی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ»

دعای دفع بلا با تسبیحات امیرالمومنین (ع)

۱۰ بار سبحان الله، ۱۰ بار الحمدلله، ۱۰ بار الله اکبر، ۱۰ بار لا اله الا الله بعد از هر نماز

امام علی (ع) به براء بن عازب فرمودند:آیا کاری به تو یاد دهم که چون آن را انجام دهی، از اولیای خدا خواهی بود؟ فرمود بله. حضرت تسبیحات فوق را به او آموزش دادند و سپس فرمودند:هر کس این تسبیحات را بعد از هر نماز بخواند خدا هزار بلای دنیوی را از او دور می‌کند، که آسان‌ترین آن بازگشت از دین است و در آخرت برای او هزار منزلگاه آماده می‌کند که یکی از آن منزلت‌ها مجاورت رسول خدا (ص) است.

دعای دفع بلا از سلمان فارسی

از سلمان فارسی روایت شده است؛ هر بنده که داخل صبح شود بگوید سه مرتبه

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ الْحَمْدُ لِلَّهِ حَمْداً کَثِیراً طَیِّباً مُبَارَکاً فِیهِ»

حق تعالی هفتاد نوع بلا از او رفع کند که کمتر آن‌ها اندوه باشد.

دعای دفع بلا با ختم سوره حمد

برای دفع بلا و دشمن و نیل به مقاصد از روز شنبه به این ترتیب شروع کنید:شنبه ۷۰ بار، یکشنبه ۶۰ بار، دوشنبه ۵۰ بار، سه شنبه ۴۰ بار، چهارشنبه ۳۰ بار، پنج شنبه ۲۰ بار و روز جمعه ۱۰ بار سوره حمد را بخوانید ان شاء الله به مقصد می‌رسید. خواندن آن بعد از نماز‌ها بهتر است.

دعای دفع بلا بعد از نماز‌های یومیه

در مصباح کفعمی آمده است؛ بعد از نماز‌ها سه مرتبه بگو

«اُعیذُ نَفْسی وَ دینی وَ اَهْلی وَ مالی وَ وَلَدی وَ اِخْوانی فی دینی وَ ما رَزَقَنی رَبّی وَ خَواتیمَ عَمَلی وَ مَنْ یَعْنینی اَمْرُهُ بِاللّهِ الْواحِدِ الاْحَدِ الصَّمَدِ الَّذی لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ وَ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ اِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ وَ بِرَبِّ النّاسِ مَلِکِ النّاسِ اِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ الَّذی یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النّاسِ مِنَ الْجِنَّهِ وَ النّاسِ»

دعای دفع بلا هنگام سفر

هر کس با ایمان در وقت رفتن به سفر آیات زیر را در خانه خود با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و سه بار بخواند اهل و عیال و مال او همه صحیح و سالم از بلیات مانند تا آن گاه که مراجعت کند.

آیات ۲۰ الی ۲۲ سوره بروج

«وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِیطٌ. بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِیدٌ. فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ»

دعای امام سجاد (ع) برای دفع بلا

«بسم الله الرحمن الرحیم. اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی حُسْنِ قَضَائِکَ، وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّی مِنْ بَلَائِکَ، فَلَا تَجْعَلْ حَظِّی مِنْ رَحْمَتِکَ مَا عَجَّلْتَ لِی مِنْ عَافِیَتِکَ فَأَکُونَ قَدْ شَقِیتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَیْرِی بِمَا کَرِهْتُ وَ إِنْ یَکُنْ مَا ظَلِلْتُ فِیهِ أَوْ بِتُّ فِیهِ مِنْ هَذِهِ الْعَافِیَهِ بَیْنَ یَدَیْ بَلَاءٍ لَا یَنْقَطِعُ وَ وِزْرٍ لاَ یَرْتَفِعُ فَقَدِّمْ لِی مَا أَخَّرْتَ، وَ أَخِّرْ عَنّی مَا قَدَّمْتَ فَغَیْرُ کَثِیرٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْفَنَاءُ، وَ غَیْرُ قَلِیلٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْبَقَاءُ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»

دعای دفع بلا از امام صادق (ع)

از حضرت صادق (ع) روایت شده است؛ هر که در صبح سه مرتبه این دعای دفع بلا را بخواند تا شام به او بلایی نرسد و اگر در شام بگوید تا صبح به او بلایی نرسد.

«بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْ‏ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»

و هر کس با ایمان سوره مبارکه قریش را هر روز هفت بار با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند از بلاها و آفات محفوظ باشد.

دعای دفع بلا از امام کاظم (ع)

امام کاظم (ع) فرموده اند: هر کس در کودکی به سه بار خواندن سوره‌های فلق و ناس و صد بار خواندن سوره توحید و اگر نتوانست به ۵۰ بار خواندن آن پایبند باشد خداوند او را تا زمانی که به سن جوانی برسد و به آن برنامه پایبند باشد از لغزش‌های کوچک یا بیماری‌های کودکانه و تشنگی و فساد معده و خونریزی نگه دارد و اگر در جوانی نیز به آن برنامه پایبند بماند و یا او را پایبند کنند تا به هنگام مرگ ایمن باشد

حضرت امام موسی کاظم (ع) فرموده اند: وقتی از نماز شام (عشا) فارغ شدی از جای خود حرکت مکن و با کسی سخن مگو تا صد مرتبه بگویی

«بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»

همچنین صد مرتبه بعد از نماز صبح بگو به درستی که هر کس در این دو وقت این دعا را بخواند، حق تعالی صد نوع بلا را از او دفع می‌کند که کمترین آن‌ها خوره و پیسی و شر شیطان و پادشاهان است.

دعای دفع بلا از امام رضا (ع)

از امام ر ضا (ع) روایت شده است: هر گاه خواستی کالای خود را در حفظ و حراست بداری، آیه الکرسی بخوان و بنویس و آن را در وسط کالا قرار بده و نیز بنویس

«وَجَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ ‏لایُبْصِرُونَ»، لا ضَیْعَهَ عَلی ما حَفِظَهُ اللَّهُ «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لاإِلهَ إِلّا هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ، وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ»

(پس اگر چنین کنی) آن را در حفظ و حراست قرار داده ‏ای؛ اگر خدا بخواهد و به ‏آن به اذن و فرمان پروردگار بدی نرسد.

علی بن اسباط از حضرت امام رضا (ع) روایت کرده است که فرمودند:هر گاه از منزل برای سفر، یا برای کاری در بیرون منزل خارج شدی، بگو

«بِسْمِ اللَّهِ، امَنْتُ بِاللَّهِ، تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ، ما شآءَ اللَّهُ، لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إِلّا بِاللَّهِ»

پس شیاطین با او ملاقات می ‏کنند، فرشتگان بر صورت آنان می ‏زنند و می‌گویند:راه نفوذی بر شما نگذاشته است؛ او که «بسم اللَّه» گفته، ایمان به خدا را اظهار کرده، توکّل بر او نموده و گفته است: «ما شآءَ اللَّهُ، لاقُوَّهَ إِلّا بِاللَّهِ»

خواندن حرز امام جواد (ع) برای رفع بلایا؛ 

دعای حرز امام جواد (ع) یکی از دعا‌هایی است که بر حسب روایات مختلف بسیار سفارش شده و خواص بسیاری از جمله برای دفع بلا و چشم زخم و … دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

یا نُورُ یا بُرْهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِّ اِکْفِنی الْشُّرُورَ وَ افاتِ الدُّهُورِ وَ اَسْئَلُکَ النَّجاهَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ‌ای نور و‌ای دلیل روشن و‌ای آشکارکننده‌ای نوربخش پروردگارا کفایتم کن از شرور و آفات روزگار واز تو خواهم رهایی را در روزی که دمیده شود در صور

امام جواد (ع):

خود را به این دعا حرز کن که اگر لشکر‌های روم و ترک را ملاقات کنی و همگی به همراه جمیع اهل زمین علیه تو قیام کنند، از ایشان به تو بدی نرسد و از همه آن‌ها ایمن باشی.

دعای دفع شر و خطر و بلا از امام صادق (ع)؛

یا مَنْ اِذَا اسْتَعَذْتُ بِهِ اَعاذَنى وَ اِذَا اسْتَجَرْتُ بِهِ عِنْدَ الشَّدائِدِ اَجارَنى

اى که زمانى که به او پناهنده شوم پناهم دهد و گاهى که نزد سختى ‏ها از او نجات خواهم، نجاتم بخشد.

وَ اِذَا اسْتَغَثْتُ بِهِ عِنْدَ النَّوائِبِ اَغاثَنى وَ اِذَاسْتَنْصَرْتُ بِهِ عَلى عَدُوّى نَصَرَنى وَ اَعانَنى

و زمانى که به گاه پیش ‏آمد‌ها دادرسى خواهم به فریادم رسد، و زمانى که براى پیروزى بر دشمنم از او یارى جویم یارى ‏ام دهد و کمکم کند.

ادعیه اسلامی و مجرب مشکل گشا و رفع بلا‌ها

فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هَوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ

پس اگر رو بازگرداندند بگو. خدا مرا بس است، معبودى جز او نیست بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.

راهکارهایی برای دفع بلایا

استعاذه به خداوند و خواندن سوره هاى «چهار قل»
خواندن و نوشتن آیات ۷۵ تا ۸۲ سوره یونس و همراه داشتن آن
خواندن سوره یس

نظرات[۰] | دسته: آشنايي بيشتر با دين مبين اسلام | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
دستورات طب سنتی در مورد کرونا پيوند ثابت

۳۴ راهکار و تدبیر “طب سنتی” برای پیشگیری از ابتلا به “کرونا”

در این مطلب قصد داریم آموزه‌های “طب سنتی” برای پیگیری و درمان کرونا را مرور کنیم چرا که بر اساس مبانی طب سنتی، اصل اول برای مقابله و درمان بیماری‌های ویروسی که از طریق تماس قابل انتقال هستند، “تقویت سیستم ایمنی بدن” است.

  • ۰۳ اسفند ۱۳۹۸ – ۱۰:۴

به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاری تسنیم؛ با اعلام خبر ابتلای چند نفر از مردم کشورمان به “کرونا” و فوت دو نفر از این بیماران، متأسفانه موج ترس کاذبی در بین توده مردم کشورمان ایجاد شده و این تصور بین عموم شکل گرفته که ابتلا به کرونا، موجب مرگ بیمار مبتلا می‌شود!

ترس بی‌مورد از ویروس کرونا در حالیست که بنابر آمارهای رسمی جهانی، میزان کشندگی کرونا در مقایسه با آنفلوآنزا بسیار کمتر است و تعداد افرادی که هر ساله در فصول سرد سال بر اثر ابتلا به انواع آنفلوآنزا فوت می‌کنند، بسیار بیشتر از تعداد افرادی است که در سال جاری بر اثر ابتلا به کرونا فوت شده‌اند!

در این مطلب قصد داریم، آموزه‌های طب سنتی برای پیگیری و درمان کرونا را مرور کنیم چرا که بر اساس مبانی طب سنتی، اصل اول برای مقابله و درمان بیماری‌های ویروسی که از طریق تماس قابل انتقال هستند، “تقویت سیستم ایمنی بدن” است و در صوت برخورداری از یک سیستم ایمنی طبیعی و سالم، تقریباً تمام طیف‌های عوامل بیماری‌زا در صورت ورود به بدن، سیستم ایمنی بدن ما از پس این عوامل میکروبی و بیماری‌زا بر می‌آید.

در ادامه تدابیر طب سنتی در این زمینه آمده است که البته اکثر این دستورات به تنهایی هم اثر کافی برای پیشگیری یا درمان عفونت‌های تنفسی کافی هستند.

الف. توصیه‌های دارویی و تدابیر درمانی

ــ شربت عسل و آب لیمو: مقدار دلخواهی عسل را در آب حل کنید (حدّاقل یک قاشق غذاخوری در یک لیوان آب)؛ سپس مقداری آب لیموترش تازه (یا آب لیموی خانگی) به آن اضافه کنید و آن را به آرامی و جرعه جرعه میل کنید؛ روزی دو تا سه لیوان از این شربت گوارا بنوشید.

ــ خوردن روزانه سه قاشق غذاخوری عسل

ــ مصرف سیاهدانه؛ مصرف سیاهدانه اثر تقویتی خوبی بر بدن دارد؛ برای این کار روزی یکی تا دو بار انگشت خود را در ظرف سیاهدانه برده و همان تعدادی که به انگشت شما می‌چسبد را به آرامی بجوید؛ می توانید سیاهدانه را پودر کنید و روی خوراکی‌هایی مثل پنیر بپاشید. (البته توجه داشته باشید که باید از مصرف سیاه‌دانه آسیاب شده کهنه جدداً پرهیز کرد)

ــ مصرف دوسین؛ دوسین ترکیب سیاهدانه و عسل است که اثر تقویتی خوبی بر بدن و سیستم دفاعی آن دارد؛ این ترکیب در خیلی از عطّاری­ها موجود است امّا با مخلوط کردن یک سوّم لیوان سیاهدانه آسیاب شده و ترکیب آن با یک لیوان عسل می­‌توانید آن را بسازید؛ میزان مصرف این ترکیب، روزی دو تا سه قاشق چایخوری است.

ــ مصرف روزانه یک تا سه قاشق مرباخوری مربای زنجبیل یا دو فنجان دم کرده زنجبیل

ــ چرب کردن بینی با روغن سیاهدانه یا روغن بنفشه

ــ مصرف دمنوش آویشن؛ روزی دو بار و هر بار یک قاشق غذاخوری آویشن را با یک و نیم لیوان آب، روی شعله کم بجوشانید تا یک لیوان سرخالی بماند؛ سپس آن را شیرین کرده (ترجیحاً با عسل) و میل کنید؛ برای اثربخشی بیشتر و نیز برای این که این جوشانده به همه سازگار باشد، ۵ عدد عناب را با چنگال خراش داده و همراه آویشن بجوشانید.

ــ دمنوش مرزنجوش، نعناع، زوفا، مریم گلی، گل‌گاوزبان، بابونه، عنّاب، پرسیاوشان، سرخارگل، دارچین، زنجبیل و … هم مناسب است.

ــ انجام حجامت؛ اگر تا به حال حجامت نکرده‌اید یا بیش از شش ماه از آخرین حجامت شما می‌گذرد، با مشورت یک طبیب مجرّب در زمینه طبّ سنتی نسبت به انجام آن اقدام کنید؛ حجامت، تأثیر واضحی بر افزایش توان سیستم ایمنی بدن دارد.

ب. تدابیر مربوط به زندگی روزمره

ــ مصرف روزانه سبزیجات؛ سبزیجات را ترجیحاً به صورت تازه مصرف کنید؛ برای مصرف از سبزی‌های معطر مثل نعناع، ریحان، پونه، سوسنبر، مرزه، بادرنجبویه، جعفری، شوید و … استفاده کنید.

ــ مصرف سبزیها و خوراکیهای نفاخ (مثل تره، تربچه، پیازچه) را کاهش دهید.

ــ سیر و پیاز را به‌صورت پخته در غذاها میل کنید تا ضمن استفاده از اثرات مفید آنها، دچار نفخ نشوید.

ــ مصرف روزانه سیب شیرین، انار شیرین، پرتقال شیرین، لیمو شیرین، هویج و شلغم پخته شده

ــ مصرف ادویه‌هایی مثل دارچین، زنجبیل و آویشن در غذا

ــ مصرف بادام؛ چند عدد بادام درختی خام و پوست کنده را قبل از هر سه وعده غذایی مانند آدامس به خوبی جویده و میل کنید.

پرهیزات

ــ غذاها و میوه‌های آبدار (مانند غذاهای حاوی گوشت و روغن زیاد، ماهی، شیر، ماست، هندوانه، و … )

ــ برای مصرف شیر، آن را با یک سوم حجم خودش، آب و چند نخود زنجبیل آسیاب نشده، بجوشانید تا آب اضافه شده به طور کامل بخار شود؛ بهتر است شیر را با عسل یا شیره انگور میل کنید.

ــ غذاهای مانده، خوراکی‌های حاوی مواد نگهدارنده، روغن‌های چند بار حرارت‌ دیده مانند فست‌فودهای سرخ‌شدۀ بازاری، تنقّلات بازاری مانند چیپس و پفک

ــ غذاهای غلیظ مانند گوشت گاو، بادنجان به‌خصوص میرزاقاسمی، گوشت‌های صنعتی، غذاهای خمیری مثل ماکارونی و نان غیر برشته و خمیر، و غذاهای چرب و سنگین مثل کلّه‌پاچه، موز و ….

ــ اگر به‌دلیلی مانند ضعف مجبورید مواد گوشتی بیشتری مصرف کنید، ترجیحاً از گوشت پرنده‌های کوچک استفاده کرده و در طبخ و مصرف آنها از ترشی‌هایی مانند سماق، آبلیمو، آبغوره، ربّ انار و … (در افراد گرم مزاج) یا آویشن و دارچین (در افراد سردمزاج) استفاده کنید.

ــ پرهیز از پرخوری و پرنوشی؛ پرهیز از درهم خوری و برهم‌خوری، پرهیز از آشامیدن زیاد آب خصوصاً آب بسیار سرد

ــ عدم زیاده‌روی در روابط زناشویی

ــ پرهیز از استحمام طولانی

ــ پرهیز از بدخوابی، دیرخوابی، بی‌خوابی و پرخوابی

ــ درمان مناسب یبوست مزاج

ــ پرهیز از فعالیت بدنی سنگین مانند ورزشهای سنگین و حرفه‌ای به خصوص اگر به آنها عادت ندارید؛ یکی از بهترین ورزش ها در این زمان‌ها برای همه افراد، به ویژه کودکان و افراد مسن، تاب‌سواری در فضای منزل است.

ــ پرهیز از بی‌حرکتی که باعث افزایش رطوبت بدن و افزایش استعداد بروز عفونت در بدن می‌شود.

ــ اصلاح آب؛ اگر به سلامت آب مصرفی خود شک دارید، باید بدانید جوشاندن (یک دقیقه) یا افزودن کمی سرکه یا آب­لیموترش یا سکنجبین به آب، بسیاری از ضررهای آن را جبران می‌کند.

ــ جلوگیری از ورود مواد سمّی به بدن؛ عدم مصرف سیگار و قلیان؛ عدم استفاده از حشره‌کش‌ها یا خوش بوکننده‌های مصنوعی، تهویه مناسب محیط به ویژه آشپزخانه و …

روش های ضدّعفونی کردن هوا

برخی توصیه های طب سنتی در این زمینه کاربردی و راهگشا هستند:

ــ دود کردن اسفند یک گزینه مناسب برای پاکسازی محیط است؛ می­‌توانید از دود اسفند به تنهایی یا همراه با افزودنی‌هایی مانند کندر، سقّز، گلپر و کاه برای ضدّعفونی کردن هوا استفاده کنید.

ــ دود دادن روزانه عنبرنسارا هم در کاهش شیوع بیماری‌های عفونی بسیار موثر است.

ــ گذاشتن سیر، میخک، برگ بو …. در چند نقطه از منزل

ــ پاکسازی سطوح با آبی که در آن مقداری سرکه ریخته‌اید.

ــ بوییدن بوهای مناسب مثل بوئیدن سیب، به، گلاب، عرق بهارنارنج، عرق بیدمشک، برگ شمعدانی عطری، نعناع، سرکه، پیاز یا سیر در طول روز

ــ در صورت ضرورت، یک پارچه نخی را خیس کرده و به عنوان ماسک استفاده کنید؛ اگر کمی سرکه یا آبلیمو هم با آب مخلوط کرده و چفیه را در آن خیس کنید، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد.

ــ ماسک­‌های یک­بارمصرف معمولاً کارآیی چندانی ندارند و استفاده از ماسک‌های فیلتردار ارجح است اما در صورت ناچاری بهتر است ماسک­های یک­بارمصرف را نیز با کمی سرکه یا آبلیمو آغشته کرد.

“دکتر وحید علیان‌نژادی؛ پژوهشگر طب سنتی

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
راز اشک های رهبر انقلاب برای سردار سلیمانی پيوند ثابت

حاج قاسم معنای استقامت را نه در یک جبهه و وجهه بلکه در مسیری مستمر و طولانی (بیش از ۴۰ سال) و در وجوه مختلف به منصه ظهور رساند و تا پای جان بر عهدی که بسته بود محکم و راسخ ایستاد.

راز اشک‌های‌ رهبر انقلاب در آستانه چله‌نشینی بهشتی «حاج قاسم»به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، در یادداشتی به قلم «دکتر  مصباح الهدی باقری کنی» پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) آمده است: مفاهیمی است که سال‌ها می‌خوانی‌اش یا می‌شنوی‌اش، اما نمی‌توانی خوب درکش کنی، خوب بفهمی‌اش، خوب اندازه‌اش بگیری و خوب تطبیقش دهی تا اینکه روزی در مواجهه‌ای، انگار برایت پرده‌ها کنار می‌رود و آن مفهوم را، بالعیان می‌بینی و با تمام حس و حال درکش می‌کنی… حال خوبی دارد آن لحظه…

با شهادت حاج قاسم، این گره‌گشایی‌ها بار‌ها و بار‌ها متحیرم ساخت. مفاهیمی که سال‌ها فقط می‌دیدم و می‌شنیدم و می‌خواندم‌شان، و ذهنم در عین قرابت و همسایگی با آنها، نمی‌توانست طول و عرض و عمق و ارتفاع‌شان را درک کند، به ناگاه از پی پرده مستوری بیرون آمدند و با وسعتی تمام رخ‌نمایی کردند.

«ادب» یکی از این مفاهیم بود. همیشه وقتی در روضه‌ها و نوحه‌ها از استواری، صلابت، شجاعت و رشادت حضرت عباس دم می‌زدند می‌توانستیم به ساحت این مفاهیم نزدیک شویم، ولی وقتی به «ادب حضرت» اشاره می‌کردند و گریز می‌زدند، می‌ماندیم که آن صلابت و شجاعت چگونه با این «ادب» عجین شده و شخصیتی ناب می‌سازد. یک جنگاور رشید و شجاع و غیور چگونه «ادب» می‌کند؟ یا بهتر بپرسم چگونه دلیری می‌ورزد درحالی‌که «ادب» می‌کند؟ این ادب چیست و چه دارد در خود و چه می‌کند با این «من» انسانی؟

حاج قاسم برای من همه جواب این سوال بود. وقتی او را و سکنات و حرکاتش را می‌بینم، «ادب» برایم تجسد و تجسم پیدا می‌کند و معنا می‌دهد. وقتی او را می‌بینم انگار همه گم‌شده خود درخصوص ادب را می‌یابم. با او، «ادب» دیگر مبهم نیست، تار نیست، عین روز، روشن و ظاهر و حاضر است. وقتی دقیق‌تر می‌گردیم، «ادبِ حاج قاسم» در چند نوع و جای، خود را نشان می‌دهد:

۱- ادب نفْس

حاج قاسم، مهار نفس خود را در اختیار داشت. طوری آن را اسیر خود کرده بود که نایِ طغیان و سرکشی از آن گرفته شده بود. با اینکه هرچه می‌گذشت بر اعتبار ملی و بین‌المللی‌اش افزوده و شخصیتی بی‌تا می‌شد، اما این شهرت، هیچ تغییری بر رفتار و کردار و تعاملات او ایجاد نکرد. نفسش رام رام شده بود و در مشتش بود و اجازه سرکشی پیدا نمی‌کرد.

دوستی که از مدیران بانک مرکزی بود برایم تعریف می‌کرد: رفته بودم دفتر رئیس‌کل. دیدم حاج قاسم آنجا نشسته. وقتی بود که تازه حاج قاسم به شهرت و اعتباری رسیده بود. زود جلو رفتم و دیدم ایشان مثل یک ارباب‌رجوع معمولی منتظر مانده تا اجازه ورود بدهند. زود او را به داخل اتاق رئیس راهنمایی کردم.

رئیس‌کل در جلسه بود. من از فرصت استفاده کردم و درمورد فیلمی که چند وقت پیش از ایشان بعد از شکست عملیات کربلای چهار دیده بودم صحبت کردم و گفتم: «سردار! شما را دیدم که به واسطه شهادت تعداد زیادی از بچه‌های لشکر ثارالله چقدر ناراحت بودید و چقدر متضرعانه گریه می‌کردید و بی‌تاب بودید و آشفته‌حال همرزمان شهیدتان». حاج قاسم نگاهی به من کرد.

فهمیدم از این تعریف و مدح، معذب و ناراحت شده. رو به من گفت: «درود بر همان قاسم سلیمانی، حیف که همه آن حال رفته و چیزی نمانده…» آری، حتی به اندازه دمی و لحظه‌ای اجازه نداد نفسش قلقلک بیاید و کمی حال کند. زود مهاربندش را گرفت و با الفاظی راه خوش آمدن (بی‌محتوا و توخالی) را بست.

۲- ادب بندگی

حاج قاسم برای خدا بنده بود؛ عبدالله به معنای اتم و دقیق کلمه. آن‌هایی که نماز‌های حاج قاسم را دیده‌اند، آن را پر از خلوص و اخلاص نقل می‌کنند. هیچ می‌شد مقابل حق. به رعشه می‌افتاد، گریه می‌کرد، زار می‌زد. انگار خطبه همّام و وصف شب و روز متقین به‌تمامه در او حلول کرده بود:

«أَمَّا اللَّیْلُ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِینَ لاَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلاً. یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِم…».

اما شب‌هنگام بر پاى خود (به نماز) مى‌ایستند و آیات قرآن را شمرده و با تدبر مى‌خوانند، به وسیله آن، جان خویش را محزون مى‌سازند و داروى درد خود را از آن مى‌طلبند…

«وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ، أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ. قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ النَّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَى، وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَض… لاَ یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ، وَ لاَ یَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِیرَ. فَهُمْ لاَِنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ، وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ…»
به هنگام روز، دانشمندانى بردبار و نیکوکارانى باتقوا هستند، ترس و خوف (در برابر مسئولیت‌هاى الهى) بدن‌هاى آن‌ها را همچون چوبه‌هاى تیر، تراشیده و لاغر ساخته است، آن گونه که بینندگان (ناآگاه) آن‌ها را بیمار مى‌پندارند، در‌حالى‌که هیچ بیمارى‌ای در وجودشان نیست… از اعمال اندک، خشنود نمى‌شوند و اعمال فراوان خود را زیاد نمى‌شمارند، بلکه پیوسته خود را (به کوتاهى و قصور) متّهم مى‌سازند…

حاج قاسم، بنده آب و نان و مقام و رابطه نبود، بنده تعلق نبود، وارسته بود و خودساخته. خود را مقابل خدا حاضر می‌دید و خدا را ناظر. به درک شهودی این مقام و موضع رسیده بود. بندگی را زینت همه قدرت و شوکت دنیایی‌اش می‌دانست و در سخت‌ترین موقع‌ها و موقعیت‌ها، آن را از یاد نبرد و همه عزت و جلال را از خدا دانست و از خدا خواست.

بندگی راست و درست، مردم‌داری را به ارمغان می‌آورد و حاج قاسم یک مردم‌دار بود. بندگی او را گوشه‌گیر و عزلت‌نشین نکرد بلکه مردم‌داری و مردم‌یاری را شعبه‌ای از بندگی حقیقی می‌دانست. در میان مردم بود و با مردم. هیچ مانعی او را از مردم جدا و دور نکرد. کاملا برای مردم قابل دسترس بود و برای محرومین، در دسترس‌تر.

۳ – ادب سربازی

حاج قاسم در عین اینکه برای نیروهایش یک فرمانده بزرگ و وسط میدان بود، برای فرمانده‌اش هم یک سرباز تمام‌عیار بود. مِن و مِن در کارش نبود. در مقابل اوامر فرمانده، ان‌قلت نمی‌آورد. جلو و عقب نمی‌انداخت و نمی‌افتاد. وقتی فرمانده برایش یک مأموریت را ترسیم می‌کرد، کمتر از چرایی‌اش می‌پرسید، بیشتر دنبال چگونگی اجرایش بود. این را چه در دوره جنگ و چه بعد از آن در وجود خودش تربیت کرده بود. یقین داشت به اطاعت اولی الامر و آن را ادامه اطاعت خدا و رسول می‌دانست؛ لذا بیشتر به ثمره تبعیت فکر می‌کرد و آن را راهگشا می‌دانست.

کاملاً گوش به فرمان بود و تمام اهتمام را به کار می‌گرفت تا امر و کار ولی، راه بیفتد. آن‌قدر این ادب در او ممتاز و راقی بود که هیچ‌وقت ذهن و فکر، ولی را در موضوعات و مشغولیات خود (شخصی و سازمانی) اشغال نمی‌کرد. در یک کلام کارگزار بود و نه بارگزار…

این گونه بودن، حاج قاسم را به یک «هم‌صحبت» خوب و دلنشین تبدیل کرده بود. «هم‌صحبت» از جان‌گوش می‌دهد، با تمام وجود می‌فهمد، با تمام خلوص اطاعت می‌کند و با تمام اهتمام به نتیجه می‌رساند و تازه «فاذا فرغت فانصب» می‌کند. نیک می‌دانیم که هم‌صحبتی چه نقش بزرگ و گوهر دردانه‌ای است آن‌گاه که حضرت امیر (علیه‌السلام) در نبود آن، با چاه درددل می‌کرد. ادب سربازی حاج قاسم را تا مقام هم‌صحبتی بالابرده بود.

۴- ادب رزم

حاج قاسم فرمانده مرکزنشین و زیر کولر نشین و در یک کلام راحت‌نشین نبود. بیایی بود و برویی نبود. همیشه وسط میدان و در میان نیروهایش بود. در عین جدیت و قاطعیت و حتی عصبیت در حیطه مأموریت، قلبی مهربان داشت و پرعاطفه. نیروهایش او را فقط دوست نمی‌داشتند، بلکه عاشقش بودند.

از آن طرف، دشمن از هیبت و هیأتش سخت می‌ترسید و می‌لرزید. جبهه‌ای که در او حاج قاسم بود، سنگینی کفه‌اش خوب به جبهه مقابل می‌چربید و دشمن را زار و نزار و بیچاره کرده بود. هرچه تعاطف و ملاطفت داشت خرج همرزمانش می‌کرد و هرچه سختی و شدت داشت، بر سر دشمن فرود می‌آورد. در عین جدیت و قاطعیت، هرچه نرم‌خویی و شفقت بود برای همسنگرانش بذل می‌کرد و هر چه تندخویی و تلخی بود خرج دشمن زبون می‌کرد. اشداء علی الکفار بود و رحماء بینهم.

در پشت جبهه هم، غالب ظرف مودتش را نثار خانواده شهدای همرزمش می‌کرد و از اهل و عیال آن‌ها غافل نبود. بچه‌های‌شان را پدری می‌کرد و مادران‌شان را پسری… نشست و برخاست با آن‌ها را به صورت تشریفاتی و رفع تکلیفی انجام نمی‌داد، می‌رفت محضرشان تا باری را بردارد و غم‌شان را سبک‌تر کند و البته خودش هم تسلی بگیرد. آن‌ها که حاج قاسم را خوب می‌شناسند، می‌دانند که غم از دست رفتن همرزمان، چقدر او را بی‌تاب می‌کرد و مصیبت‌زده و صاحب عزا. با این همه تلاش می‌کرد با تفقد و رسیدگی به اهل و عیال شهدا، آن‌ها را پدری کند… و برای همین بود که بچه‌های شهدا بعد از شهادت او، می‌گفتند: انگار دوباره یتیم شده‌ایم.

دوستی تعریف می‌کرد که یک روز مانده به پایان جنگ غزه (روز بیست‌ویکم جنگ) پیشنهاد آتش‌بس برای پایان روز بیست‌ودوم، از سوی هر دو طرف جنگ پذیرفته شده بود. وقت نماز مغرب و عشاء شد. صدای هق‌هق گریه و استغاثه حاج قاسم، سر نماز آن قدر بلند بود که ما را متحیر و مبهوت ساخته بود.

بعد از نماز به خودم جرأت دادم و پرسیدم از چرایی این همه گریه و فغان و استغاثه. فرمانده جواب داد: «در این ۲۴ ساعت آخر جنگ که رژیم صهیونیستی خیالش راحت شده که رسوایی‌اش بیش از این نمی‌شود، هرچه آتش و بمب و موشک دارد بر سر مردم غزه خصوصاً بچه‌های بی‌پناه می‌ریزد و این بچه‌های بی‌دفاع و مظلوم و معصوم را به خاک و خون می‌کشد. از این همه فاجعه‌ای که می‌خواهد در این ۲۴ ساعت آینده، پیش بیاید ناراحت و مصیبت زده‌ام و با ندبه و استغاثه، از خدا رفع بلا خواستم.»

۵ – ادب استقامت

حاج قاسم ذیل حقیقت: «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَهُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّهِ الَّتی کُنتُم توعَدونَ… تعریف می‌شود یعنی در زمره کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است! سپس استقامت کردند»، خدا هم به آن‌ها بشارت می‌دهد که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!…

قالوا ربنا الله، شرط لازم و ثم استقاموا، شرط کافی برای رسیدن به رحمت لایزال الهی و آرامش حقیقی است.

حاج قاسم، استقامت را خوب بلد بود. استقامت، انتخاب سخت‌ترین مسیر است. برخی از دوستانش بعد از جنگ، مسیر را شُل آمدند و آرام آرام کنار کشیدند و به انتخاب‌های اوقات فراغتی مشغول شدند، اما حاج قاسم بر همان مسیر مبارزه و جهاد ماند (الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا) و هرچه جلوتر رفت، اتقان راه و طریقش بیشتر شد (لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا).

مسلم است که استقامت بر مسیر، بسیار بیشتر از انتخاب مسیر ابتلا دارد و سختی. ادب استقامت یعنی خود را در مسیر سخت‌ها و سختی‌ها قرار دادن و برگزیدن بالاترین درجه ایثارگری‌ها و فداکاری‌ها (از هر حیث و جهتی) و مهم‌تر از همه بی‌منت و دریغ. حاج قاسم، خود را سپر قرار داده بود تا مردمانش سر راحت بر بالین بگذارند.

بدانیم که انسان اهل این معنا (استقامت)، تمام طلبش این است: «ای همه طوفان‌ها و بوران‌ها،‌ای همه شداید و غلایظ، بر من فرود آیید که من خریدار شمایم با بالاترین قیمت، که همان جان شیرین است.» جزای این گونه سعی و تلاشی هم، رحمت واسعه الهی است و چه چیز بهتر از این.

حاج قاسم معنای استقامت را نه در یک جبهه و وجهه بلکه در مسیری مستمر و طولانی (بیش از ۴۰ سال) و در وجوه مختلف به منصه ظهور رساند و تا پای جان بر عهدی که بسته بود محکم و راسخ ایستاد و هیچ‌گاه نه کم آورد و نه کم‌فروشی کرد. شاید این گونه ترور ناجوانمردانه (و به شهادت رساندن حاج قاسم)، خود نوعی عجز عمیق دشمن از به زانو در آوردن سردار در یک میدان رودررو را نمایان می‌سازد. به بیان دیگر، استقامت بر آرمان و مسیر، مرگ زیباتری را برایش رقم زد.

آری، حاج قاسم این چنین ادب کرد. ادبی از جنس سرداری. ادبی که در هر جا قرار می‌گرفت او را نمونه می‌ساخت و الگو. این ادب حاصل یک روز و یک شب نبود. مراقبتی دائم و ممارستی همیشگی می‌طلبید. او خوب فهمیده بود از کجا باید به کجا رسید. او می‌دانست اگر بنده حقیقی باشد و نفسش را مهار کند، ابواب حکمت و شجاعت و رشادت به رویش باز می‌شود و طریقش جز به شهادت منتهی نمی‌شود.

فلذا از راهش وارد شد و دنبال نسخه‌ها و میانبر‌های جعلی نبود. این راه آنقدر امن و مطمئن است که بزرگ‌مان، مشی حاج قاسم و حاج قاسم شدن را بسیار فراتر از یک جریان و جریان‌سازی صرف دانست، او را یک کل جامع دانست و یک مکتب. بدانیم که جریان‌ها می‌آیند و می‌روند، اما مکتب‌ها می‌مانند و می‌سازند. شهادت حاج قاسم، مکتبش را ماناتر از قبل بیمه کرد. حالا دیگر سعادتمندی و عاقبت‌به‌خیری این مکتب، آن هم پیش چشمان همه آزادگان و آزادی‌خواهان عالم شاهد و گواه است. ادب حاج قاسم صبغه این مکتب است و خون حاج قاسم، اعتبار آن را امضا کرده است.

حالا شاید بیشتر راز اشک‌های آقا را بفهمیم.

منبع: مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)

نظرات[۰] | دسته: مناسبتها | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
تقدیم به سرداران شهید پيوند ثابت

تقدیم به شهدای عزیز المهندس و سردار سلیمانی

المهندس خوشا به حال تو
غرق خونی و این جلال تو
رفتی و خوش به حال تو سردار
با شهادت تو اندرین پیکار
شهد شیرین حق گوارایت
عهد دیرین حق گوارایت
دشمن تو اگر حماقت کرد
بر همه مسلمین جنایت کرد
گرچه دشمن به تو تهاجم کرد
خاوران را پر از تلاطم کرد
تا رجب میشود تحمل کرد
آن زمان با عدو تقابل کرد
انتقام تو را سلیمانی
گیرد از دشمنت خراسانی
سیدی از سلاله ی زهرا
انتقامی کشد وی از اعدا
عزم ایرانیان شده جازم
انتقام تو میشود لازم
دشمنت آب خوش نمی نوشد
تا زمانی که خون تو جوشد
خواب دشمن دگر پریشان است
کاخ آنان بسوی ویران است
کاخ شیطان سیه شود دیگر
از دم تیغ پیرو حیدر
مالک اشتر علی رفتی
بازوی اکبر علی رفتی
این علم گر ز دست تو افتاد
دست دیگر کند علم آباد
با شهادت تو جاودان گشتی
مرد اول درین جهان گشتی
بی شهادت تو می شدی آخر
مرگ ننگین تو را چه در بستر؟
این شهادت چقد به دنبالت
کوه و صحرا نموده غربالت
آرزوهای او چه طولانی
تو برآورده ای سلیمانی
او سر و دست و پای تو میخواست
بوسه بر ردپای تو میخواست
هم نشانی ز قاسم و اکبر
هم گلوی بریده ی اصغر
هم نشانی ز آن ابوفاضل
بی سری از که کرده ای حاصل
ای به قربان آن سرت قاسم
آن چهل پاره پیکرت قاسم
سر سردار ما کجا افتاد
کوفیان مسلمم کجا جان داد
ای شهادت که را بغل کردی؟
با فراقش چه بر من آوردی؟
او تو را برد و داغ تو مانده
نفخه صوری بر این جهان خوانده
قامت تو چو در قعود آمد
عالمی در برت سجود آمد
هند و بیروت و کاظمین را بین
میوه های شهادتت بر چین
خون تو خانه های شیطانی
یک به یک میبرد به ویرانی
بهتر از هرکه تو که میدانی
تو ز ثاراللهی سلیمانی
خون تو خون پاک اربابست
جوشش خون تو نشان دادست
یار آقا خدا نگهدارت
دلبر ما خدا نگهدارت
خواهشی دارم از تو ای سردار
خیل جاماندگان تو وا مگذار
کن دعا غرق خون تمام ما
با شهادت رهیم ازین دنیا

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران
۱۸ دی ماه ۱۳۹۸

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
تقدیم به سردار سپهبد سلیمانی پيوند ثابت

یک سپاهی که خود سپاهی بود
بر همه مسلمین پناهی بود
یک مدیر جهادی میدان
مومنان را چه پایگاهی بود
پهلوانی میان هر پیکار
صاحب رتبه، جایگاهی بود
او به شطرنج خاوران هر جا
پا نهاده بسان شاهی بود
هر کجا مشکلی پدید آمد
حاضر، آماده، روبراهی بود
یک چریک منظم سرباز
صاحب عز و فر و جاهی بود
در صلابت چو شیر خشم آلود
در عطوفت چو بی پناهی بود
مهر تابان به ظلمت شب بود
در لطافت بسان ماهی بود
غمگساران او به هر جایی
در عجب این چه قتلگاهی بود
خون مظلوم او چو جاری شد
بر صراط حقش گواهی بود
یک کلام از همه شنید عالم
خونبهایش فقط الهی بود
دشمنان را بگو که می دانید
عزت او ز بیگناهی بود
این شهادت مبین مبارکباد
دشمنش را چه رو سیاهی بود

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران ۱۸دی ۱۳۹۸

نظرات[۰] | دسته: اشعار نصرالدین کریمی (مُبین) | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
واکنش شعرا به شهادت سردار سلیمانی پيوند ثابت
از خاک ما سردار می‌جوشد /کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

در پی شهادت سردار رشید اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی به دست دژخیمان سفیانی،

تنی چند از شعرای کشور، واکنش خود را قالب سروده‌ها و ابیاتی ابراز کردند.

به گزارش خبرنگار مهر، در پی شهادت سردار رشید اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی،

شعرای مطرح کشور، واکنش ادبی خود را نسبت به این داغ جانسوز ابراز کردند. متن

این اشعار را در ذیل می‌خوانید:

شعر «خدا با ماست» سروده رضا اسماعیلی که برای مهر ارسال شده است:

میهن من

سروی‌ست راست قامت

در جنگل نامردمی‌ها

که لشکری از داس‌های خونریز

از هر سو او را احاطه کرده‌اند

ولی باکی نیست

چرا که هر شاخه‌ی او

شمشیری را می‌ماند

که آبدیده‌ی ُگدازه‌ی خشم است

آن چنان که

درخشش برق آن

زهره‌ی هر آهنی را می‌ترکاند.

میهن من

اشکی‌ست چکیده بر گونه‌ی تاریخ

در جغرافیای ظلم

و مظلومی‌ست سربلند و پر آوازه

که به بلندای قامت خورشید

لاله کاشته

و درفش «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه» را

در کربلای عطش

-با دستان آزادگی –

همچنان در اهتزاز نگاه داشته.

میهن من

چونان شیری خشماگین

بر گوش تمدن هرزه گرد

نعره‌ی انتقام می‌کشد

و تمام هرزگان بی‌ریشه را

به مصافی خونین فرا می‌خواند.

میهن من

با «حماسه» ارتزاق می‌کند

و «شهادت» را َنفس می‌کشد

و لاشخوران قدرت خوار را

چنین ندا می‌دهد که:

اگر شما اصحاب خمیازه‌اید

و با پستی

همکاسه

ما به شهامت ُشهره‌ایم

و با خطر

همُسفره

و باکمان نیست از ُکشته شدن

«که در ُکشتن و ُکشته شدن پیروزیم.»

***

همچنین راضیه رجایی، شاعر و فعال فرهنگی خراسانی، مسئول دفتر شعر حوزه هنری خراسان رضوی، نیز به مناسبت شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، یک رباعی سرود. این شعر را که برای مهر ارسال شده است در ادامه خواهید خواند:

«سرها اگر بر دار می‌جوشد

در سینه خون یار می‌جوشد

ماییم و خیل حاج قاسم‌ها

از خاک ما سردار می‌جوشد»

***

شعر نفیسه سادات موسوی، شاعر جوان کشورمان در پی شهادت سردار رشید اسلام «حاج قاسم سلیمانی» را در نیز در ادامه خواهید خواند:

دستشان باز شد آلوده به خون، جانی‌ها

بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت

کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ

کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

برسانید به آنها که پشیمان نشوند

ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

غیرت است اینکه همه پیر و جوان می‌بندند

گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است

وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها!

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

***

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری نیز به مناسبت شهادت سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در کانال تلگرامی خود نوشت:

این چند بیت را مدتها قبل گفته بودم ولی به دلایلی منتشر نکردم، حالا با دریغ و درد وقت نشرش شده است؛

‏ای قهرمان سپهبد کرمانی

‏سردار دل، عزیز سلیمانی

‏فرماندهان امیر تن و جسمند

‏تو صاحب تسلط بر جانی

‏بازیچه صلابت تو داعش

‏مقهور توست نصره شیطانی

‏آنجا که جنگ عرصه‌ی تو باشد

‏جز چیرگی و نصر نمی‌دانی

‏در زیر حکم حکمت و تدبیرت

‏ایرانی و عراقی و افغانی

‏رمز صلابت تو چه بود اسلام

‏زان مرزدار عزت ایرانی

‏آنجا که این و آن پی دنیایند

‏همراه و همقطار شهیدانی

‏ای افتخار لشکر ثارالله

تا روزگار ماند، می‌مانی

نظرات[۰] | دسته: مناسبتها | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 
شهادت حاج قاسم سلیمانی پيوند ثابت

تو رفتی و همه ایران به ماتم تو نشست

ز داغ تو کمر ملتی ز غم بشکست

به خون پاک تو سوگند ای شهید عزیزم

که دشمن تو ز خونریزیت نخواهد رست

 

نصرالدین کریمی ( مبین) سیزدهم دی ماه ۱۳۹۸

نظرات[۰] | دسته: مناسبتها | نويسنده: mobinkarim | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آخرین نوشته ها

آمار

  • 0
  • 29
  • 23
  • 5,454
No Image No Image